در گفتوگو با احمد پورمندی و حسین موسویان که هر دو از کهنهکاران جمهوریخواه هستند، پرسیدهام؛ فدرالیسم، همپارچهگی ملی و حکومتها ی محلی و ایالتی در ایران برای جمهوریخواهان ملی چه جایگاهی دارد؟ و در کنگره ی ملی جمهوریخواهان، چه جایی به جریانها ی هوادار فدرالیسم داده شده است؟ آیا درسها ی درخوری از تجربهها ی ناکام گذشته گرفته شده است؟ و آیا تکاپو ی برپایی کنگره ی ملی جمهوریخواهان برآمد آسیبشناسی جریانها، نهادها و ناکامیها ی گذشته است؟ یا میتواند تکرار آنها باشد؟ چرا فدرالیسم در ایران و در میان جمهوریخواهان به یک گره دگردیسیده است؟ امکانها و ناامکانها ی همکاری با فدرالیستها چیست؟ آیا بختی برای گشودن این گره در چشمانداز جمهوریخواهی گشوده است؟ یا کنگره ملی جمهوریخواهان در گام نخست، بخش بزرگی از سبد جمهوریخواهان را از دست داده است؟ اگر چنین است، این جدایش و دگرواری تا کجا ادامه خواهد داشت؟ و چهگونه هزینهها ی آن به حسابوکتاب آمده است؟ پایگاه همبودیگ (اجتماعی) جریان جمهوریخواه ملی کجاست؟ چه میخواهد؟ و تا چه پایه با ارزشها ی نوین آشناست؟ آیا کنگره ی ملی پاسخ به این دست نیازها و خواستها است؟ یا ریختی از همآوردی همزمان با جریان سلطنتطلب و جریانها ی فدرال هم در آن دیده میشود؟ آیا کنگره ی ملی جمهوریخواهان، گرانیگاهی است برای جمهوریخواهی؟ و گرهگشایی؟ یا قرار است سازوکاری برای گذرا از دیگری و دیگران باشد؟ ایستادهگی در برابر گرایشها ی فدرال تا چه پایه به گرایشها ی قومی، زبانی، بنژادی و دینی که پیشاسیاسیاند و به پیشاسیاست میرسند، دامن میزند؟ این گفتوگو ادامه و حاشیه ی گفتوگو بر سر کنگره ی ملی جمهوریحواهان بوده است که به همآهنگی و همواری (توافق) جناب پورمندی و موسویان در بخشی جداکانه پخش میشود. چرا ما پس از دو سده مبارزه برای توسعه، شکوفایی و ترقی و یک سده تکاپو برای سامانیدن قدرت، داوری و ریختی از لیبرال دمکراسی هنوز در چموخم سیاستورزی درماندهایم؟ چرا هنوز امکانی برای برگزاری یک انتخابات آزاد در ایران فراهم نیست؟ و حتا اصلاحطلبها هنوز نمیتوانند نمایندهگان بایسته و شایسته ی خود را داشته باشند؟ دشواری کار کجاست که نمیگذارد این ویرانه ایران شود؟ آسیبشناسی راه رفته چه میگوید؟ و کسانی که رویا ی برساختن «کنگره ی ملی جمهوریخواهان ایران» را بیرون از ایرانیان پختهاند، چه میگویند؟ تا چه اندازه این رویاها با فربودها و واقعیتها ی سیاسی هماهنگ است؟ و چرا چنین رویایی را باید از رویاها ی اصلاحطلبانه در درون ایران جدا کرد؟ آیا فشار سلطنتطلبها و نگرانی از بازگشت به گذشته است که جمهوریخواهان را به تکوتا انداخته است؟ و آیا خطر افتادن دوباره در چاه سلطنت جدی است؟ یا میوه ی درخت جمهوریخواهی رسیده است و اکنون زمان چیدن سیب مردمسالاری است؟ با همرسانی و بازخوردها ی خود به این گفتوگو ادامه دهید و بخشی از جریانی باشید که راه میبرد و نه راه برده میشود. از پسند (سابسکرایب) این کانال که کانالی برای شنیدن صداها ی تازه است هم کوتاهی نکنید؛ همه ی راهها ی بزرگ با همین گامها ی کوچک آغاز میشود.
۲۶ مه ۲۰۲۵