آن یکی پرسید اشتر را که هی! – فرج سرکوهی

Friday, 15th May, 2026
اندازه قلم متن

 

نثر رهبرِ جدید در چند پیامِ نسبت داده‌شده به او نشان می‌دهد که زبانِ فارسی قبائی است که به تنِ او زار می‌زند. درهم پیچیدگی‌ بحران‌های کشور و شکافِ بینِ اکثریتِ مردم و حکومت نیز نشان می‌دهند که توسلِ به ملی‌گرائی شیعه/ اسلامی /استبدادی، گرهی از کارِ فروبسته این حکومت باز نمی‌کند

دو حاشیه بر متنِ «پیامِ» مجتبی خامنه‌ای به «مناسبت روز پاسداشتِ زبانِ فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی»

«آن یکی پرسید اشتر را که هی!

از کجا می‌آیی ای اقبال پی؟

گفت از حمامِ گرمِ کوی تو

گفت خود پیداست از زانوی تو»

مثنوی مولوی . دفترِ پنجم

اول

در باره‌ی شاخصه‌های مشترک و متفاوتِ ۳ گرایشِ ‌ملی‌گرائی شیعه حکومتِ استبدادی/اسلامی، ‌ملی‌گرائی باستان‌گرای استبدادی پهلوی و ملی‌گرائی لیبرال، در ایرانِ پس از مشروطه و تا کنون و در باره‌ی  طیف‌ها و چهره‌های سیاسی این ۳ گرایش (از جمله برخی رهبرانِ انقلابِ مشروطه و محمد مصدق در طیف ملی‌گرائی لیبرال، ‌رضا شاه و خاندانِ پهلوی در طیفِ ملی‌گرائی باستان‌گرای استبدادی و ‌ملی‌گرائی شیعه حکومتِ اسلامی)‌ بسیار نوشته‌اند.

دو گرایشِ «ملی‌گرائی باستان‌گرای استبدادی» و «‌ملی‌گرائی استبدادی / شیعه حکومتی» همواره مولفه‌ها و بخش‌هائی از میراثِ فرهنگی، و از جمله شاهنامه فردوسی را، مصرف،‌ در قالبِ  استبدادی خود گژدیسه و مخدوش و مبتذل کرده‌اند. 

این‌که حکومتِ استبدادی اسلامی، به هنگامِ نیاز و برای جلبِ حمایتِ مردم، به مولفه‌های ملی و به ملی‌گرائی چنگ می‌اندازد، پدیده تازه‌ای نیست هرچند توسلِ حکومت به مولفه‌های ملی‌گرائی در و از جنگِ ۱۲ روزه به بعد، بیش‌تر، گسترده‌تر و پررنگ‌تر شده‌است.  پیامِ ۱۵ اردیبهشتِ مجتبی خامنه‌ای «به مناسبت روز پاسداشتِ زبانِ فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی» نیز جلوه‌ای است از همین روندِ تکراری مصرف و مبتذل کردن. 

دوم 

اما نه تنها محتوا، که حتا غلط های نحوی و دستوری نثرِ مجتبی خامنه‌ای در پیامِ  او «به مناسبت روز پاسداشتِ زبانِ فارسی» نشانه‌ای است از بیگانگی او با زبان فارسی. وقتی «زانوی اشتر» دروغِ نهفته در ادعای به حمام رفتن او را افشاء می‌کند.

نثرِ فارسی خامنه ای پسر، که گویا در حد منبری‌های دون‌پایه خطیبِ خوبی هم نیست، در چند پیامی که به او نسبت داده‌شده، نثری است مغلق و نزدیک به نثرِ حوزویان عصرِ قاجار و عقب‌مانده‌تر از نثرِ بدِ آخوندهای چهل و اندی سالِ اخیر.

به مثل نوشته‌است «زبان فارسی علاوه بر ابزار گفتار و نوشتار، قالب شناخت و رشته‌ی اتّصال اندیشه و مرزهای هویتی ایرانیان را تشکیل میدهد» 

از نادرستی معنای جمله که بگذریم هر درس خوانده دبیرستان می داند که به جای  ترکیب این جا نادرست «را تشکیل میدهد»  باید می‌نوشت «بوده و هست»  

زبان فارسی «مرزهای هویتی ایرانیان ..»‌‌  زبان فارسی زبان سراسری است اما ایا می‌توان «هویت ایرانیان» را تنها با زبان فارسی تعریف کرد و همه گویندگانِ ایرانی به زبان‌های غیرفارسی را بیرون از «مرزِ» ایران و غیرایرانی دانست؟

خامنه ای از « فعالان عرصه‌ی فرهنگی»  می خواهد تا « در جهت تأمین پدافند زبانی و گفتمانی» به ترکیبِ «در جهتِ ..» به جای برای یا … و به این که فرهنگ را نه عرصه تبادل اندیشه و تخییل ، که میدانِ جنگ و آفند و پدافند می‌داند، توجه کنیم. 

و..

فردوسی شاهنامه را با «به نام خداوند جان و خرد»  آغاز می‌کند. پیامِ  مجتبی خامنه‌ای به« مناسبت روز پاسداشتِ زبانِ فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی» با عبارت عربی« بسم‌الله الرّحمن الرّحیم» آغاز با عبارتِ عربی «بِعَون‌ِ الله تعالی» تمام می‌شود. 

نثر رهبرِ جدید در چند پیامِ نسبت داده‌شده به او نشان می‌دهد که زبانِ فارسی قبائی است که به تنِ او زار می‌زند. درهم پیچیدگی‌ بحران‌های کشور و شکافِ بینِ اکثریتِ مردم و حکومت نیز نشان می‌دهند که توسلِ به ملی‌گرائی شیعه/ اسلامی /استبدادی، گرهی از کارِ فروبسته این حکومت باز نمی‌کند.  

 


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.