
ایران وایر
سحرگاه جمعه۲۳خرداد۱۴۰۴، مواضعی در خاک ایران از سوی اسراییل هدف قرار گرفت. خبرگزاری «فارس»، گفته که ۷۸ نفر در این حملات کشته شدند. احتمالا این تعداد شامل ۲۰ فرمانده ارشد و مقام هستهای است که مقامات اسراییلی میگویند در حملات سحرگاه جمعه کشته شدند.
در حالیکه در همین دقایقی که این گزارش نوشته میشود، تاسیسات هستهای نظنز و فردو تحت حمله است و مدیرکل آژانس بینالمللی اتمی از احتمال بالا رفتن سطح تشعشعات هستهای ناشی از تخریب این تاسیسات ابراز نگرانی کرده و گفته شرایط را در هماهنگی با مقامات ایران و بازرسان آژانس تحت رصد دارد، دستگاههای امنیتی جمهوری اسلامی و قوه قضاییه آن، برای فعالان مدنی، روزنامهنگاران و شهروندان نگران از یک جنگ تمامعیار، شاخ و شانه میکشند.
***
بگیر و ببند و تهدید شهروندان زیر سایه جنگندهها و انفجارها
از همان ساعتهای اولیه حمله اسراییل، دادستانی کل کشور اطلاعیهای صادر کرد و در آن فعالان فضای مجازی و رسانهها را تهدید کرد. در این اطلاعیه که متن کامل آن در خبرگزاری «میزان»، وابسته به قوه قضاییه منتشر شده، آمده در صورتی که رسانهها و فعالان فضای مجازی به «موضوعاتی که امنیت روانی جامعه را مخدوش میکند» بپردازند، با آنها برخورد خواهد شد.
میزان نوشته است: «با افرادی که با انتشار محتوای خلاف واقع و نشر اکاذیب اقدام به برهم زدن امنیت روانی جامعه کنند، براساس قانون برخورد مقتضی صورت خواهد گرفت.»
همزمان خبرهایی که از ایران میرسد، حاکی از فشارهای هرچه بیشتر بر جامعه مدنی ایران است. در حالیکه دهها موضع در شهرهای مختلف ایران زیر حملات ارتش اسراییل بودند، در سبزهوار، معلم بازنشستهای، به نام «معصومه شهنواز» با ضربوشتم توسط نیروهای امنیتی در منزلش بازداشت شده است.
فرزند خانم شهنواز، «شهرام سدیدی»، فعال سیاسی در تبعید بعد ازش آن ویدیویی از خود در حال رفتن به سر کار منتشر کرد و گفت که «اگر اسراییل فرماندهان سپاه را کشته، مقصرش مادر پیر من نیست».
او در این ویدیو میگوید که مادرش ۳۵ سال بهعنوان معلم به کشور خدمت کرده ولی ماموران امنیتی سبزوار او را که دو بار عمل جراحی قلب باز داشته، با ضربوشتم و بردن وسایلش بازداشت کردهاند. البته آقای سدیدی، بعدا اعلام کرد که مادرش شامگاه جمعه آزاد شده و از همه کسانیکه صدای مادرش بودند، تشکر کرد. او گفت که گوشی تلفن مادرش اما همچنان توقیف است و به او گفتهاند دوشنبه برای دریافت آن اقدام کند.
همچنین گزارشهایی از مسدود شدن چندساعته واتساپ در شهرهایی چون تهران و تبریز منتشر شده است و وزارت ارتباطات نیز دسترسی شهروندان نگران از جنگ را به اینترنت محدود کرده است.
تنها ساعاتی بعد از شروع حمله نظامی اسراییل به ایران، وزارت «ارتباطات و فناوری اطلاعات» با صدور اطلاعیهای خبر داد که محدودیتهایی بر اینترنت در ایران اعمال شده است. در این اطلاعیه این وزارتخانه آمده که اعمال محدودیت موقت بر اینترنت از سوی «مراجع ذیصلاح» تایید و اجرایی شده است.
تهدید و ارعاب جامعه در شرایط بحرانی و حساسی چون حمله نظامی خارجی، احتمالا در چکلیست نظام حاکم بر هیچ کشور دیگری در جهان، بهجز جمهوری اسلامی نباشد. کشورهای دیگر در شرایط حمله نظامی خارجی، دستکم به آموزشهای مقدماتی شهروندان میپردازند. غیرنظامیان را از مراکزی که ممکن است خطر در کمین باشد دور میکنند و مثلا، رسانه ملی، به مردم روشهای مراقبت از خود را آموزش میدهد. اطلاعات دقیق و راستیآزمایی شده بهصورت شفاف در اختیار مردم قرار میگیرد تا پروپاگاندا یا اخبار جعلی، مردم، به ویژه گروههای آسیبپذیرتر را که احتمالا همین حالا هم از سایه یک جنگ، در وحشتند، دچار وحشت مضاعف نکند.
مثلا در جنگ اخیر روسیه و اوکراین که از از سه سال پیش تاکنون ادامه دارد، یکی از اولین اقدامات دولت اوکراین آموزش شهروندان باقیمانده در مناطق جنگزده بود. تخلیه غیرنظامیان از مناطق جنگزده و تلاش برای حفظ جانهای بیشتری از خطر مرگ زیر آتش بمباران و حملات پهپادی و هوایی.
در ایران اما، بهنظر میرسد که وضعیت برعکس است. حتی در شرایط اینچنینی نیز، نهتنها حکومت ایران، به فکر حفظ جان شهروندان نیست، بلکه دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی و قوه قضاییه آن، بهدنبال تعقیب قضایی شهروندان و روزنامهنگاران و فعالانی هستند که میخواهند اطلاعات را در فضایی اینچنینی به دست مردم برسانند.
بهنظر میرسد که حتی در چنین شرایطی، جمهوری اسلامی، اطلاعرسانی را که میتواند جان انسانها را نجات دهد، معادل «تشویش اذهان عمومی» و «برهمزدن امنیت روانی» دانسته و می خواهد یگانه روایت، روایتی باشد که از دستگاه پروپاگاندای خودش بیرون میآید.
در ادامه این رویکرد، روز جمعه برگزاری تجمعات ضد اسراییل، از سوی طرفداران حکومت بعد از اتمام نماز جمعه در شهرهای مختلف، برگ دیگری از مسوولیت ناپذیری جمهوری اسلامی را عیان کرد. بر اساس پوشش اخبار در صداوسیمای جمهوری اسلامی و رسانههای نزدیک به حکومت در ایران، در دهها شهر ایران بعد از برگزاری نماز جمعه، دستکم در قم، یزد، اصفهان، مشهد، تهران، اراک، یاسوج، همدان، شهرکرد، ایلام، کرج، شهرکرد، سنندج، قزوین و کرمانشاه، تجمعات اعتراضی بر علیه اسراییل برگزار شده است.
تجمعکنندگان طرفدار حکومت، در حالی خواهان انتقام سخت شدهاند که در ساعات بعد، گزارشهایی از تخریب کامل سایت هستهای نطنز از سوی مقامات اسراییلی منتشر شد. کاربران شبکههای اجتماعی هم ویدیوهایی از ادامه حملات در شهرهای تهران، تبریز و محمدشهر کرج و مهاباد در غروب روز جمعه را منتشر کردند.
در پی این حملات به سایتهای هستهای ایران، شرکت اروپایی «ایرباس دیفنس اند اسپیس» که در حوزه صنایع هوافضا و دفاعی فعالیت دارد، تصویری ماهوارهای از سایت هستهای نطنز منتشر کرد که آثار آسیب قابل توجه بر این تاسیسات را نشان میدهد.
جدا از این، برگزاری نماز جماعت در چنین شرایطی میتوانست به قیمت جان نمازگزاران طرفدار حکومت تمام شده و اصل مسوولیت پذیری حکومت در قبال جان شهروندان را بهطور تمام عیار زیر پا بگذارد. اما با اینحال مجوز این تجمعات و حتی از آن مهمتر، برگزاری نماز جمعه صادر شد و طرفداران حکومت خواستار انتقام شدند. خواستهای که اگر عکس آن از سوی مردم مطرح میشد، احتمالا منجر به تعقیب قضایی آنها میشد.
یک شهروند از تهران که بهدلایل امنیتی نام او نزد ایرانوایر محفوظ است، میگوید که همزمان با حملات از بلندگوهای مساجد محلهای در غرب تهران که او ساکن است، نواهای تبلیغاتی مانند «حیدر حیدر» و شعارهایی چون «اللهاکبر» پخش میشود.
او میگوید که شاهد بوده در طرف مقابل مردم هم از بالکنهای خانههایشان فریاد «مرگ بر دیکتاتور» یا «خفهشو» سر میدهند. با اینحال، طرفداران حکومت به پخش موزیکهای تبلیغاتی ادامه میدهند و باقیمانده آسایش مردم خسته و نگران از جنگ را بهم میزنند.
حالا این سوال دوباره مطرح است که چه کسی اذهان عمومی را مشوش میکند؟ حکومت و طرفدارانش که با پخش موسیقیهای تبلیغاتی در حالیکه صدای مکرر شلیک سیستم پدافند شنیده میشود و انفجار هرازگاهی خانهای که یک فرمانده سپاه یا مقام حکومتی در آن در کنار مردم سکونت دارد آسایش مردم را برهم میزنند یا مردمی که میخواهند حقیقت را بدانند، برای حفظ جان خود و عزیزان و کودکانشان نگرانند و سایه یک جنگ روی سرشان است؟