
ایران وایر
۱۷ تن از چهرههای سرشناس سیاسی و مدنی ایران، روز ۲۷تیر۱۴۰۴، با انتشار بیانیهای با عنوان «نگران سرنوشت ایران هستیم»، نسبت به وضعیت بحرانی کشور هشدار دادند و بر ضرورت برگزاری رفراندوم آزاد و تشکیل مجلس موسسان برای گذار به یک دولت ملی و فراگیر تاکید کردند. آنها با انتقاد از سیاستهای نظام جمهوری اسلامی در حوزههای داخلی و خارجی، از جمله ماجراجوییهای هستهای، سرکوب اقشار مختلف جامعه و صدور احکام اعدام، هشدار دادند که تداوم این وضعیت، «آینده ایران و نسلهای بعدی را در معرض نابودی قرار خواهد داد.»
امضاکنندگان این بیانیه، خواستار تلاش جمعی برای تحقق یک رفراندوم با نظارت نهادهای بینالمللی شدند و از فعالان سیاسی و مدنی دعوت کردند با صدور بیانیه، سخنرانی و نافرمانی مدنی برای گذار دموکراتیک تلاش کنند.
«صدیقه وسمقی»، اسلامپژوه، حقوقدان و فعال مدنی، یکی از امضاکندگان این بیانیه است. او در گفتوگو با «ایرانوایر»، به سوالاتی درباره این بیانیه پاسخ داده است.
***
گفتهاید که «نگران سرنوشت ایران هستیم.» وضعیت کنونی دقیقا چه تفاوتی با گذشته دارد که نگرانکننده است؟
شاید این نگرانی همیشه وجود داشته است، اما امروز بیش از هر زمانی که ما در عمرمان تجربه کردهایم، برای ایران نگرانیم. به این دلیل که ایران از هر زمان دیگری وضع بدتری دارد. همه شکلی از تهدید مانند تهدید خارجی و جنگ و مشکلات و بحرانهای همهجانبهٔ داخلی وجود دارد. همه این مسائل بهدلیل سیاستهای غلط جمهوری اسلامی است. هر حکومتی وظیفه دارد بحرانها را حل کند، اما جمهوری اسلامی خود منشا بحران است و با سیاستهایش، بحران ایجاد میکند. میتوانست از جنگ جلوگیری کند، اما ظاهرا از جنگ استقبال میکند، با شعارهایی که میدهند، با حرفهایی که میزنند و با رفتار غیرمسالمتآمیزی که دارند. سیاستی که میتوانم بگویم جنگطلبانه و ستیزهجویانه است، چه با ملت و چه با جامعه جهانی. اینها ما را نگران کرده است و امروز به جایی رسیده که آمریکا و اسراییل رودررو و مستقیم با ایران وارد جنگ شدهاند. این تهدیدهای بزرگ روی همه ابعاد زندگی مردم اثر دارد، روی مردم آثار روحی و روانی دارد، یأس و ناامیدی از آینده افزایش پیدا میکند، روی شرایط اقتصادی و اجتماعی تاثیر دارد و چیزی نیست که این مسئله بر آن تاثیر نداشته است.
مردم ایران در زندگی روزمره در داخل در زمینه آب و برق و اینترنت در مضیقه هستند و این بهدلیل آن است که حکومت بهدنبال رفاه مردم نبوده و بهدنبال ماجراجویی در خارج از مرزها بوده که برای مردم نفعی نداشته است. مردم ایران میپرسند حاصل اینکه صدها میلیارد دلار ما را خرج نیروهای نیابتی و خرج اهداف حاکمان که به ملت ربطی ندارد، کردید، چه بوده است؟ ما میدانیم هیچ حاصلی نداشته جز ایجاد جنگ و بحرانهای فراوان برای کشور و ملت.
امروز شرایط از هر زمانی سختتر شده است و بحرانها دارد خود را نشان میدهد، شما مساله آب و برق را میبینید. اینها مسائلی هستند که دههها باید روی آنها فکر میشده، پیشبینی میشده و نشده است. مسائل اقتصادی، نارضایتی خشم عمومی و بحرانهای خارجی نگران کننده است، به ویژه در شرایطی که حکومت در ضعیفترین وضعیت خود نسبت به همیشه قرار دارد. در چنین شرایطی، ما برای وطنمان و سرنوشتش نگرانیم و به همین دلیل پیشنهاد دادیم که باید قدرت به ملت برگردد، رفراندوم برگزار و مجلس موسسان تشکیل شود. تا دولت ملی روی کار بیاید، آشتی داخلی و صلح با جامعه بینالملل را دنبال کند و تمام هم و غم خودش را برای ساختن کشور بگذارد.
حکومت از آغاز جنگ فشار بر گروههای مختلف اجتماعی را افزایش داده است. فکر میکنید وضعیت جنگی چه تاثیری بر توان جامعه مدنی یا اپوزیسیون گذاشته است؟
ساختن کشور به وضعیت آرام نیاز دارد، ما در شرایط جنگی نمیتوانیم به ساختن کشور مشغول باشیم و به مشکلات آن فکر کنیم. فعالیتهای مدنی نیازمند آرامش است، هرچند این آرامش هیچوقت تحت حاکمیت جمهوری اسلامی وجود نداشته است. هیچوقت جمهوری اسلامی به نهادهای مدنی اجازه نداده، در آرامش در جهت سازندگی کشور و جامعه فعالیت داشته باشند، اما شرایط جنگی بر این فشار میافزاید. هرچند این شرایط مردم را وادار میکند که جدیتر تأمل کنند. مردم ایران این جنگ را جنگ خود نمیدانند. هرچند یک نیروی خارجی به ما حمله کرده است اما مردم میدانند که حاکمان ایران میتوانستند از این جنگ پیشگیری کنند، اما نکردند، پس آنها را مقصر میدانند. به همین جهت این مساله مردم را مصممتر میکند که حاکمان جمهوری اسلامی باید امور را به مردم واگذار کنند. شاید تأثیر جنگ بر زندگی و افکار مردم، موجب شود که اپوزیسیون جدیتر به سرنوشت ایران فکر کند. همانطور که ما نویسندگان و امضاکنندگان این بیانیه امروز احساس کردیم کشورمان در خطر قرار دارد. کشور ما با حاکمیت حاکمانی که مسیر اشتباه میروند در خطر است. اگر این حاکمان در جهتی حرکت میکردند که منافع کشور را حفظ میکردند، ما احساس خطر نمیکردیم. اما وقتی میبینیم که حاکمان حتی با اینکه چنین جنگی درگرفته و خسارتهای زیادی به کشور و زیرساختهای آن وارد آمده است و حکومت توان پاسخگویی مناسب را ندارد که اگر هم داشت ما باز هم مخالف جنگ بودیم، توان تأمین زندگی مردم و نوسازی زیرساختها را ندارد اما باز هم از مواضع گذشتهاش کوتاه نمیآید و دست برنمیدارد. احساس خطر میکنیم، شاید این احساس خطر نقطهٔ وحدتی برای همه اپوزیسیون شود. در هر حال ما نمیخواهیم ایران در مقابل غنیسازی از بین برود. غنیسازی اگرچه به صورت صلحآمیز حق همه کشورهاست اما رفتار این حکومت باعث شده، که ایران را در یک کفهٔ ترازو و غنیسازی را در یک کفه دیگر قرار داده است.
قدم بعدی شما بعد از این بیانیه چیست؟
گام بعدی ما همفکری و هماندیشی برای هموارسازی راه برگزاری رفراندوم است. بعضی میگویند مگر میشود حکومتی خود بیاید و رفراندوم برگزار کند؟ نه، ما هم این را میدانیم، اما چون فکر میکنیم شرایط کشور و حکومت در وضعیتی است که ممکن است ما به نقطهای برسیم که واقعا حکومت همه رشتهٔ کارها از دستش خارج شود، ما نباید کشور را در این شرایط بدون برنامه رها کنیم. من فکر میکنم اگر درخواست برگزاری رفراندوم و تشکیل مجلس موسسان به یک خواسته عمومی تبدیل شود که همه ملت یا اکثریت آن را بخواهند، میتوانند حکومت را تحت فشار قرار داده و حکومت عقبنشینی کند. آن زمان برای برگزاری این رفراندوم میتوان برنامهریزی کرد. این رفراندوم میتواند تحت نظر نهادهای مستقل داخلی و خارجی انجام شود. تحقق هر ایدهای اول از مطرح کردن آن، اندیشیدن و هماندیشی در مورد آن است تا راهی برای تحقق عملی آن هموار شود؛ و اپوزیسیونی که خواستار این راه مسالمتآمیز برای گذار است، باید در این مسیر همفکری و حرکت کند. من فکر میکنم همه باید برای گشودن راهی برای برگزاری رفراندوم، همفکری کنیم.