ستاره‌های بی‌نام؛ مدیران ضدزن و چهار دهه سنگ‌اندازی در ورزش زنان

Wednesday, 13th August, 2025
اندازه قلم متن

شکست سنگین تیم ملی فوتبال زیر ۲۰ سال زنان ایران با نتیجه ۱۱ بر صفر مقابل ژاپن، بار دیگر از تبعیض ساختاری و کمبودهای جدی در ورزش زنان پرده برداشت؛ تبعیض‌هایی که از نخستین سال‌های پس از انقلاب ۱۳۵۷ تا امروز بر ورزش زنان ایران حاکم بوده‌اند.

پریسا پورطاهریان

حتی اگر از طرفداران پر و پا قرص فوتبال یا هر رشته ورزشی دیگری باشید، احتمال این‌که نام تیم‌های زنان را بدانید و یا چهره ورزشکاران زن را بشناسید، بسیار کم است. کمبود امکانات، بی‌توجهی مدیران و محدودیت‌های مداوم پس از روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی باعث شده ورزش زنان، ‌همیشه در سایه بماند. تیم‌ها و قهرمانان زن سال‌ها از دوربین‌ها و تیترها دورمانده‌اند و همین امر مانع رشد آنان در مسابقات بین‌المللی است.

***

شکست سنگین تیم ملی فوتبال زیر ۲۰ سال زنان ایران با نتیجه ۱۱ بر صفر مقابل ژاپن، بار دیگر از تبعیض ساختاری و کمبودهای جدی در ورزش زنان پرده برداشت؛ تبعیض‌هایی که از نخستین سال‌های پس از انقلاب ۱۳۵۷ تا امروز بر ورزش زنان ایران حاکم بوده‌اند.ورزش قهرمانی زنان در ایران پس از انقلاب، با پایان جنگ ایران و عراق و برگزاری «بازی‌های بانوان کشورهای اسلامی» آرام‌آرام جایگاهی رسمی پیدا کرد. این رقابت‌ها به ابتکار فائزه هاشمی، دختر رییس‌جمهور وقت، شکل گرفت و نخستین دوره آن در سال ۱۳۷۲ در تهران برگزار شد؛ مسابقاتی که حضور در آن تنها برای زنان مسلمان کشورهای اسلامی مجاز بود.

اواخر سال ۱۳۷۱، فوتبال زنان با برگزاری نخستین مسابقات فوتسال در دانشگاه الزهرا (فرح سابق) دوباره از سر گرفته شد. آن زمان، زنان تنها مجاز بودند در سالن‌های بسته و با پوشش کامل و بدون حضور حتی یک مرد در سالن بازی کنند. بعدها با رایزنی‌های «خدیجه سپنجی»، نایب‌رییس وقت فدراسیون، تیم ملی فوتبال زنان بازسازی شد و با شعار «زن ایرانی به دنیا نشان می‌دهد که باحجاب هم می‌تواند به قله‌های موفقیت برسد» آماده حضور در رقابت‌های رسمی شد؛ اما همین حجاب، به مانع همیشگی برای بازیکنان بدل شد؛ آن‌ها مجبور به پوشیدن هدبند و بازی باحجاب کامل هستند و کوچک‌ترین غفلت از مقنعه ورزشی و کنار رفتن آن در طول بازی یا بالا رفتن آستین لباس ورزشی‌، با تذکر پیاپی و فوری ناظر مسابقه و بدون در نظر گرفتن روند یا موقعیت حساس بازی، مواجه می‌شود.  

این محدودیت‌ها که تنها مختص فوتبال و فوتسال نیست و تمامی رشته‌های ورزشی زنان را دربر گرفته، بارها آن‌ها را از دید عموم دور کرده و با ایجاد موانع متعدد، مسیر فعالیتشان را دشوارتر کرده است.  ششم اسفند ۱۳۹۹، پس از انتشار ویدیویی از ضرب‌وجرح و فحاشی یک «آمر به معروف» به صخره‌نوردان زن اصفهانی، هیات کوه‌نوردی اصفهان اعلام کرد فرد مزاحم شناسایی و موضوع پیگیری می‌شود. این فرد که امام‌جمعه «درچه» بود، تمرین مشترک زنان و مردان صخره‌نورد را در «کوه سفید» درچه اصفهان «کثافت‌کاری» خوانده و حتی با برخی از این کوه‌نوردان درگیر شده بود. سه روز بعد، همان هیات با ارسال نامه‌ای به باشگاه‌های این رشته، از تمامی کوه‌نوردان و صخره‌نوردان خواست که تمرین زنان تنها در سالن‌های بسته برگزار شود.

بااین‌همه و باوجود تمامی محدودیت‌های اعمال‌شده بر عدم حضور زنان در عرصه عمومی، وقتی پای ایدئولوژی به میان می‌آید، زنان ورزشکار به سوژه‌ای جذاب برای مدیران ورزشی و برخی مسئولان رسانه‌ای نزدیک به حکومت تبدیل می‌شوند. آن‌هم نه به دلیل سختی‌ها و محدودیت‌هایی که پشت سر گذاشته‌اند، بلکه برای نمایش تصاویری همچون سلام نظامی، احترام به پرچم تیم ملی و عکس‌هایی که در رسانه‌های حکومتی به‌عنوان نماد «موفقیت باحجاب» به جهان صادر می‌شود.

مدیران ضد زن در راس کار ورزش زنان

در تمام این سال‌ها، مدیرانی که بر مسند کار آمده‌اند، اغلب مواضعی آشکارا ضد زن داشته‌اند. احمد دنیامالی، وزیر کنونی ورزش جمهوری اسلامی، نمونه بارز چنین مدیرانی است. او یکی از محبوب‌ترین و موفق‌ترین تیم‌های تاریخ فوتبال زنان ایران، ملوان انزلی را منحل کرد. تیمی که سال ۱۳۸۴ تشکیل شد، دو فصل بعد به لیگ برتر رسید و در چهار سال ابتدایی دهه ۹۰، دو بار نایب‌قهرمان ایران شد و درست یک سال پیش از انحلال، با هدایت مریم ایران‌دوست و تلاش بازیکنان، قهرمان جام حذفی شده بود.

اما دنیامالی نه‌تنها به این موفقیت‌ها توجهی نکرد، بلکه در بیانیه‌ای که به دستور او صادر شد، بازیکنان را به «فساد اخلاقی گسترده» متهم کرد و نوشت: «دلیل انحلال تیم زنان ملوان، در جامعه اسلامی گفتنی نیست.» این در حالی بود که تیم ملوان زنان بندرانزلی با تلاش‌های بازیکنان و مربی و بدون دریافت کمک‌های حداقلی تیمشان را به آن مرحله رسانده بودند. منبعی آگاه به ایران وایر می‌گوید که در ابتدای امر به تیم فوتبال زنان در بندر انزلی زمین تمرینی داده نمی‌شد و بازیکنان مجبور بودند برای تمرین به رضوانشهر که به فاصله بیش از یک ساعت دورتر از انزلی است، بروند و در زمینی شروع به تمرین کنند که مجبور بودند خارهای زمین را با دست بکنند تا بتوانند فوتبال بازی کنند.

چند بازیکن که به دلایل امنیتی هویتشان فاش نمی‌شود، به ایران‌وایر گفته‌اند که بسیاری از مسئولان نگاهی بالا به پایین به آن‌ها دارند و با جملاتی چون «زن را چه به فوتبال» با آن‌ها برخورد می‌کنند. این ذهنیت، در کنار ساختار مدیریتی مردسالار، به حذف و تضعیف مداوم ورزش زنان منجر شده است.

پیش‌تر نیز در دی ۱۳۹۵، مسعود سلطانی‌فر، وزیر وقت ورزش و جوانان، «فریبا محمدیان» را به‌جای «رباب شهریان» که به‌عنوان یکی از حامیان اصلی ورزش زنان، نقش تعیین‌کننده‌ای در اعزام تیم‌های زنانی داشت، منصوب کرد.

فریبا محمدیان که منابع خبری او را چهره‌ای «تحمیلی» از سوی نهادهای امنیتی می‌دانستند تنها با دو سال ریاست فدراسیون اسکیت ناگهان به بالاترین پست تصمیم‌گیری برای ورزش زنان رسید. در دوره معاونت او، روند اعزام تیم‌ها و ورزشکاران زن به خارج از کشور کندتر شد و موضوع ورود زنان به ورزشگاه‌ها با چالش‌های جدی‌تر روبه‌رو شد. کارنامه سیاه محمدیان زمانی تکمیل شد که بازیکنان تیم ملی شاهد تهدیدهای او به افشای روابط خصوصی در این دوره بودند. هرچند که سابقه این تهدیدها تنها محدود به او نبودند.  در سال ۱۳۹۶، محمدرضا داورزنی، فرمانده پیشین سپاه پاسداران و معاون سابق وزارت ورزش، «گلنار وکیل گیلانی»، رئیس فدراسیون چوگان را تهدید کرد که اگر از سمتش استعفا ندهد، «عکس‌های شخصی او در میهمانی‌های خانوادگی» را منتشر خواهد کرد. وکیل گیلانی در گفت‌وگو با روزنامه اعتماد گفته بود: «آقای داورزنی چندین بار من را به دفترش فراخواند و می‌گفت اگر استعفا ندهم، عکس‌هایم را در تلگرام منتشر می‌کند. می‌گفت چرا در آن عکس‌ها حجاب ندارم و هر بار توضیح می‌دادم که این عکس‌ها خصوصی هستند و بدون اجازه من به دست او رسیده، اما او توجهی نمی‌کرد.»

تبعیض در دستمزد و پاداش بازیکنان

ابعاد تبعیض مالی، دست‌کمی از فشارهای فرهنگی و مدیریتی ندارد. فوتبال ۳۶۰ در ۳۰ تیر ۱۴۰۴ گزارش داد که پس از صعود تیم ملی زنان به جام ملت‌ها، میانگین پاداش بازیکنان ۵۰ یورو بوده است. این در حالی است که بازیکنان تیم ملی مردان ایران برای هر برد خارج از خانه ۵ هزار و ۵۰۰ یورو و برای هر برد خانگی ۳ هزار و ۵۰۰ یورو پاداش دریافت می‌کنند. زنان فوتبالیست حتی از ابتدایی‌ترین امکانات نیز محروم‌اند. بسیاری از تیم‌ها اتوبوس اختصاصی ندارند و بازیکنان برای رفت‌وآمد به ورزشگاه یا مسابقات، ناچار به استفاده از تاکسی یا خودرو شخصی هستند. نبود لباس‌های تمرینی و مسابقه باکیفیت، عدم دریافت دستمزد یا پرداخت تنها بخش اندکی از آن و فقدان پوشش رسانه‌ای مناسب، مسیر را برای فعالیت و پیشرفت ورزشکاران زن دشوارتر کرده است.

عدم بازی‌های دوستانه و آمادگی پیش از مسابقه

 کمبود بازی‌های دوستانه یکی از مهم‌ترین عوامل افت فنی تیم‌های زنان است. ملی‌پوشان تیم زنان ایران پیش از حضور در مسابقات مرحله انتخابی جام ملت‌های آسیا ۲۰۲۶، دو فیفا دی مهم را از دست دادند و بدون برگزاری بازی‌های دوستانه مناسب وارد مسابقات شدند. عدم توجهی که تنها به رده بزرگ‌سالان محدود نمی‌شود؛ تیم زیر ۲۰ سال زنان ایران نیز پیش از سفر به مالزی و حضور در انتخابی جام ملت‌ها،  بدون آماده‌سازی کافی و برگزاری مسابقات تدارکاتی راهی یکی از مهم‌ترین رویدادهای بین‌المللی خود شد. 

محدودیت‌های پوشش رسانه‌ای و جذب اسپانسر

درحالی‌که تلویزیون و رسانه‌های ورزشی تمام ظرفیت خود را به ورزش مردان اختصاص داده‌اند، ورزش زنان در چهار دهه اخیر زیر فشار و محدودیت سنگین مدیران قرار داشته است. تا همین چند سال پیش، خبرنگاران و عکاسان زن اجازه حضور در مسابقات مردان را نداشتند و عکاسان مرد همچنان از ورود به مسابقات زنان محروم هستند. نبود پوشش رسانه‌ای مستقیم، یکی از مهم‌ترین دلایل عدم جذب اسپانسر برای تیم‌های زنان است. این مشکل فقط مختص فوتبال نیست. لیگ فوتسال زنان هنوز آغاز نشده، چون تیم‌ها نتوانسته‌اند اسپانسر پیدا کنند؛ مساله‌ای که به‌طور مستقیم با حضور رسانه‌ها گره‌خورده است. اسپانسر که نباشد، پول نیست. پول که نباشد، باشگاه‌ها قید تیم‌داری را در بخش زنان می‌زنند. تیم‌ها که منحل شوند، نتیجه‌اش می‌شود مثلا همین شکست یازده گله مقابل زیر بیست‌ساله‌های ژاپن.

از: ايران واير


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.