
ایران وایر
ششم شهریور ۱۴۰۴، چهار ماه تمام از فاجعه انفجار اسکله بندر رجایی در بندرعباس گذشت. آمارهای رسمی شمار کشتهشدگان این فاجعه را ۵۹ نفر اعلام کرد. بیش از هزار نفر در جریان این انفجار مجروح شدند و هزاران خانواده و خانه و کامیوندار و مجموعه با خسارات عظیم بر جا ماندند.
علت دقیق وقوع فاجعه و آنچه در کانتینرها منفجر شد در هالهای از ابهام است. در این میان بازماندگان انفجار با دلهای داغدار جای خالی عزیزانشان را نظاره میکنند، جراحت دیدگان با رنجهایشان تنها ماندهاند و خسارتدیدگان با بروکراسی و کاغذبازیهای اداری سرگرداناند.
***
جوابها را با تاخیر میفرستد. میگوید پاسخ دادن به سوالها او را برمیگرداند به روزهای آتش و انفجار. خاطرات هولناک آن لحظه و روز دست از سر «کاظم» برنداشتهاند: «خیلی روزهای سختی به ما گذشت. جز برگشتن به کار چاره دیگری نبود. میدانید ولی درد چیست؟ وقتی برگشتیم دنبال این بودیم که چه باعث شد اینطوری زندگی اینهمه آدم برود هوا. بگردیم. پیدا کنیم. برطرف کنیم که دوباره تکرار نشود. ولی کسی به حرف کارگر گوش نمیکند. هنوز استانداردهای چیدمان کانتینرها که از اولین مشکلات اعلامشده بود همان است. هیچ امکانات ایمنی نداریم و اگر اتفاق مشابهی بیفتد باز همین آش است و همان کاسه.»
کاظم کارگر شرکت «سینا» بود. مجموعهای که بخش بزرگی از کانتینرهای آن در همان لحظات اولیه انفجار به تلی از آهنپاره تبدیل شد. یکی از همکاران کاظم در بخش اداری «مجتبی» است. او همان روزها از اینکه همه میخواهند «عادی» باشند گلایه میکرد. مجتبی پیشتر درباره رفتار مسئولان محل کارش به ایرانوایر گفته بود: «هنوز چند روزی از فاجعه نگذشته بود که برایمان مسیج آمد محل کار شما برای بازگشت به کار آمادهشده است. ما وسط عزای شهر بودیم. رفتیم دیدیم فقط تلی از خاکستر آنجاست. ولی کارفرما میگفت باید همهچیز را عادی نشان دهیم. چطور میشود عادی باشیم؟»
او چهار ماه بعد از فاجعه به ایرانوایر میگوید: «محل کار ما کانکسهای اداری بود که در محوطه کارگاهی و صنعتی قرار داشتند. حالا بهجایش کانکسهای نو گذاشتهاند. درست در همان جای قبلی.»
به گفته این کارمند یکی از دلایل افزایش خسارات جانی به کارکنان اسکله استفاده از کانکس بهجای ساختمان اداری است: «استانداردهای ایمنی باید سازمان بنادر را بعد از چنین فاجعهای مجبور میکرد بهجای کانکس ساختمان بسازد نهتنها این کار را نکردند که همان ساختمانهای قبلی که خرابشده هم بازسازی نشدهاند و کارکنان آنها هم حالا توی کانکس کار میکنند.»
او به لحظهای که همراه با همکارانش در کانکس محل کارش گیر افتاد و بهسختی توانستند نجات پیدا کنند بازمیگردد: «در که به بدبختی باز شد پیش چشمم پر از دستوپا و بدن زخمی بود. دستوبال خودم پر از خردهشیشه بود. بعضی از بچهها با تکههای آهن گداخته که مثل ترکش نشست تو تن و بدنشان هم سوختند هم زخمی شدند. بعضیها چشم از دست دادند. دستوپاهایشان قطع شد. همه هنوز بلاتکلیفاند و نه دیهای گرفتهاند نه چیزی. کارشان هم که دادند به یک سری بدبختتر از ما.»
دیه فقط به جانباختگان پرداخت شد
بر اساس اطلاعات منتشرشده در رسانههای ایران بهرغم وعدههای دولت بر رسیدگی سریع و حداکثر ۴۸ ساعته به پروندههای مجروحان و خسارتدیدگان مالی تنها دیه ۵۸ جانباخته و ۴ مفقودالاثر انفجار بندر رجایی در همان هفتههای اول بهحساب خانوادهها واریزشده است.
«محسن» در جریان انفجار هم از ناحیه چشم مجروح شد و بینایی چشمچپ خود را از دست داد و هم ماشینی که فقط دو هفته قبل از ماجرا خریده بود و در پارکینگ اسکله پارک بود به آهنپاره تبدیل شد. او به ایرانوایر میگوید: «تا جایی که من میدانم از مصدومان فقط ۴۰ نفر دیه گرفتند. من که تا امروز هر چه خرج کردم برای درمان از جیب خودم بوده. خدا به پزشکان داوطلب شهرمان خیر بدهد که روزهای اول اصلا پول از ما نگرفتند. ماشینم هم بیمه نداشت بنابراین تا امروز اگر شما اثری از خسارت دیدی ما هم دیدهایم.»
به گفته محسن بعضی از خودروها که بیمه بدنه داشتند هم چون مدارکشان داخل خودرو بوده و نابودشده هنوز نتوانستهاند خسارت خود را دریافت کنند: «از ۲۵۰۰ ماشینی که متلاشی شدند حدود ۶۰۰ تا بدنه بیمه داشتند. کسانی که توانستند مدارک خود را ارایه کنند خسارت گرفتند. خیلیها در مرحله ارزیابی و تشکیل پرونده گیر کردند. چون نمیتوانند بیمه داشتن را ثابت کنند. شرکت بیمه هم با آنها همکاری نمیکند.»
آموزش ایمنی و ضعف استانداردها؛ پاشنه آشیل بندرگاه
مقامات مسوول در بندر رجایی هرگز به شکل رسمی اطلاعات و جزییاتی از چگونگی و چرایی وقوع حادثه انفجار در محدوده بارگیری متعلق به شرکت «سینا» در بندر رجایی را منتشر نکردند اما مرور قوانین و دستورالعملهای ایمنی و بررسی ویدیوهای منتشرشده از لحظات اولیه وقوع این حادثه «عدم اجرای قوانین حمل و نگهداری مواد خطرناک» و «فقدان آموزش کافی ایمنی در کار با مواد خطرناک» را در وقوع آن پررنگ میکند.
به گزارش رسانههای بندرعباس ازجمله «صبح ساحل» آموزشهای ایمنی سازمان بنادر به چند شرکت خصوصی برونسپاری شده و همین موجب شده که اثربخشی آموزشی کاملا از بین برود.
بر اساس این گزارشها هیچ نظارتی بر درستی و کیفیت آموزشهای ایمنی وجود ندارد به همین سبب در شرایط بحران هیچیک از کارکنان نمیدانند دقیقا باید چهکار کنند.
بررسیها نشان میدهد که باگذشت چهار ماه از وقوع این فاجعه همهچیز به سیاق قبل در جریان است. مسیرهای تردد ماشینها همان است که بود، مقاومسازی ساختمانها و پلها پشت گوش انداختهشده، همچنان کانکسهای کارکنان اداری در منطقه صنعتی تعبیهشده است و حتی یک کارگروه تشکیل نشده تا ارزیابی کند چگونه باید جلوی تکرار چنین فاجعهای را گرفت.
نتیجه ورود دستگاه قضایی به پرونده بندر رجایی چه شد؟
دادستان مرکز استان هرمزگان بارها مدعی شده که قوه قضاییه در محورهای مختلفی به موضوع انفجار در بندر رجایی ورود کرده است.
به گفته «عارف اکبری» افرادی که دیه دریافت نکردهاند خانوادههایی هستند که خودشان موضوع را پیگیری نکرده یا ضعف و نقص مدارک در پرونده دارند.
او همچنین ادعا کرده که «اکثر خودروهای آسیبدیده» خسارات خود را دریافت کرده و مصدومان نیز «با نظر پزشک قانونی» دیه خود را دریافت کردهاند.
بااینهمه بسیاری از بازماندگان این حادثه از شنیدن وعدهووعیدها سرخورده و خشمگین هستند.
بررسیهای ایرانوایر اما نشان میدهد بسیاری از زخمیها هزینه جراحیها را از جیب دادهاند، مستمریها بر مبنای روزهای کارکرد محاسبهشده و تنها یکی از کشتهشدگان که یک فرمانده نظامی بوده توسط حاکمیت «شهید» نامگرفته است.
یکی از خانوادههایی که فرزندش در جریان این فاجعه کشتهشده است میگوید که شرکت پیمانکاری سینا به شکل مستقیم یا غیرمستقیم تهدید کرده است که در صورت پیگیری حقوقی و قانونی هیچ حقوحقوقی به آنها نخواهد داد.
به گفته این فرد آگاه پرونده مرتبط با مرگهای ناشی از این انفجار در دسته پروندههای «محرمانه» قرار دارند.
کاظم که بیش از شش همکار خود را در جریان انفجار اسکله ازدستداده نیز این اظهارات را تایید میکند: «هیچکس نمیداند در کانتینری که منفجر شد چه بود. هنوز هم بارها با خود اظهاری تحویل گرفته میشوند، هنوز هم معلوم نیست چرا وقتی دولت دستور داد به خانوادههای کشتهشدهها یک واحد مسکونی کارمندی داده شود چرا زن و بچه همکار جوانمرگ من آواره خانه قوموخویش هستند. کی قرار است از آدمهایی که به خاطر ناکارآمدی و ضعف مدیریت خسارتدیدهاند حمایت شود؟ من که امیدی ندارم.»