کنسرت همایون شجریان: صحنه‌ای برای افشای گیجی استراتژیک اپوزیسیون

شنبه, 15ام شهریور, 1404
اندازه قلم متن

حمید آصفی

چند روز بود که خبر کنسرت همایون شجریان مثل جرقه‌ای در فضای گرفته‌ی ایران پیچید. نه یک کنسرت عادی در سالن، بلکه اجرایی در میدان آزادی، آن‌هم رایگان و برای همه. شادی مردم؟ عقب‌نشینی تاکتیکی حکومت؟ یا «عادی‌سازی» یک نظام آپارتاید دینی؟ هیچ‌چیز به‌اندازه‌ی همین ماجرا نشان نمی‌دهد که اپوزیسیون ما گرفتار گیجی راهبردی است: نمی‌دانند چه می‌خواهند، نمی‌دانند با چه کسی طرف‌اند، و نمی‌دانند با هر عقب‌نشینی حکومت چه باید بکنند.

در دل حکومت، تضاد واقعی وجود دارد؛ برخلاف خیال‌پردازی‌هایی که می‌گویند «همه یک‌دست‌اند». شورای عالی امنیت ملی همین چند ماه پیش اجرای قانون حجاب اجباری مجلس را متوقف کرد. نه از سر رحمت و رواداری، بلکه از ترس شورش‌های تازه. این یعنی حکومت گاهی برای بقا عقب می‌نشیند. درست همان‌طور که اجازه داد زنان وارد استادیوم شوند، یا بعضی کتاب‌های حساس چاپ شوند. این‌ها نشانه‌های یک حکومت ضعیف است، نه مقتدر. یک حکومت قدرتمند نیازی ندارد دائماً «ترمز اضطراری» بکشد.

اما اپوزیسیون؟ گاهی شبیه کسانی است که در تاریکی دنبال سایه‌ی خودشان می‌دوند. یک‌بار به همایون شجریان حمله می‌کنند که چرا می‌خواهی با کنسرت، حکومت را «عادی‌سازی» کنی؟ چند روز بعد، وقتی کنسرت لغو می‌شود، باز حمله می‌کنند که دیدید حکومت هنوز زور دارد؟ تناقض پشت تناقض. این رفتار بیشتر شبیه کسانی است که نه برای دموکراسی، بلکه برای فروپاشی آخرالزمانی جمهوری اسلامی لحظه‌شماری می‌کنند. مردمی که در صف خرید بلیت نبودند و قرار بود مجانی پای آواز بایستند، اما، به این تناقض نمی‌خندند؛ آن‌ها می‌بینند بخشی از اپوزیسیون عملاً شادی و آزادی خودشان را تحریم می‌کند تا مبادا حکومت «مشروعیت» پیدا کند.

بله، در ایران آپارتاید جنسیتی برقرار است؛ صدای زن سانسور می‌شود، درست همان‌طور که در آفریقای جنوبی، صدای سیاهان سرکوب می‌شد. اما همان‌طور که بسیاری از مبارزان ضد آپارتاید، حتی در سایه‌ی سانسور و تهدید، تئاتر و موسیقی برپا می‌کردند، مردم ایران هم حق دارند هر روزنه‌ای را به شادی بدل کنند. هیچ‌کس نمی‌گوید این آزادی کامل است؛ اما آیا باید هر دریچه‌ی کوچک را هم با دست خودمان ببندیم؟

هر بار گشایشی در ایران اتفاق می‌افتد، عده‌ای فریاد می‌زنند: «سفیدشویی!» اما مگر همین عربستان سعودی وقتی زنان را پشت فرمان نشاند، یا در برخی شهرها حجاب اجباری را عقب زد، یا اجازه‌ی کنسرت داد، همان‌ها نگفتند «گام مثبت است»؟ پس چرا وقتی در ایران شکافی در دیوار اختناق باز می‌شود، باید تحریم کنیم و نادیده بگیریم؟ بهره‌برداری جامعه‌ی مدنی از شکاف‌های حکومت، پیشروی مردم است، نه سفیدشویی حکومت. اتفاقاً بزرگ‌ترین ترس حکومت همین است: مردم از همان شکاف‌ها رد شوند و آن‌ها را به شکاف‌های بزرگ‌تر بدل کنند.

اگر اپوزیسیون واقعاً دموکراسی‌خواه است، باید از هر گشایش استقبال کند. نه از سر قدردانی از حکومت، بلکه به‌عنوان دستاورد مبارزات مردم. هر قدم کوچک باید سکوی پرش به قدم بعدی باشد. اما آنچه می‌بینیم، برعکس است: عده‌ای نشسته‌اند تا ایران هر روز بسته‌تر شود، فقیرتر شود، خفه‌تر شود، تا «یک روزی» انفجار رخ دهد. این انتظار بیمارگونه، نه سیاست است، نه استراتژی؛ این فقط قمار با زندگی مردم است.

واقعیت ساده است: هیچ حکومتی با «تحریم شادی» فرو نمی‌ریزد. اروپای شرقی در دهه‌ی ۱۹۸۰ فرو نریخت چون مردم موسیقی و کتاب را تحریم کردند؛ فرو ریخت چون مردم از هر گشایش استفاده کردند و دیوارها را شکاف دادند. ایران هم همین است. هر بار که حکومت عقب می‌نشیند، مردم باید یک گام جلوتر بروند. نه اینکه اپوزیسیون دست به دست حکومت بدهد تا همان روزنه‌ی کوچک هم بسته شود.

کنسرت همایون شجریان فقط یک اجرا نبود؛ یک آینه بود. آینه‌ای که نشان داد حکومت در موضع ضعف است، و اپوزیسیون در موضع سردرگمی. اگر مخالفان جمهوری اسلامی واقعاً دموکراسی‌خواه‌اند، باید از شادی مردم دفاع کنند. چون دفاع از شادی، دفاع از زندگی است. و دفاع از زندگی، یعنی پایان‌بخشیدن به حیات اختناق.

#حمیدآصفی

https://t.me/hamidasefichannel2

صفحه یوتیوب

https://youtube.com/@hamidasefi-mf3jo


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.