
ایران وایر
هزاران تن از بعد از شروع جنگ به گفته خود مقامات جمهوری اسلامی، به اتهام «همکاری با اسراییل» و اتهامات سنگینی چون «جاسوسی» و «تبلیغ به نفع رژیم صهیونیستی» بازداشت و در دادگاههایی که حقوقدانان میگویند شبیه «دادگاههای صحرایی» است، محاکمه شدهاند. بعضی هم به زندانهای بلندمدت محکوم شدهاند؛ جرمشان اما این بوده که استوری انتقاد از جنگ، پست و محتوا درباره شرایط غیرقابل زیست اقتصادی و معیشتی ایران گذاشتهاند. بسیاری از این بازداشتها با رعایت نکات امنیتی در فضای اینترنت، قابل پیشگیری است.
«علیرضا منافی»، فعال آزادی اینترنت و پژوهشگر امنیت دیجیتال در این گفتوگو، راهحلهایی عملی و دقیق را برای روزنامهنگاران، فعالان و شهروندانی که دغدغه اجتماعی و مدنی دارند ارائه میدهد تا از خود در قبال پروندهسازیهای دستگاههای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی، حفاظت کنند.
نسخه نوشتاری این گفتوگو، کوتاه شده است.
***
در چند ماهی که از شروع آتشبس غیررسمی بین جمهوری اسلامی و اسراییل میگذرد، شهروندان، فعالان و روزنامهنگاران بسیاری با بازداشت و بعضا احکام سنگین زندان مواجه شدهاند، بسیاری بهدلیل فعالیت در فضای اینترنت. چه تهدیدهایی برای کاربران اینترنت در ایران وجود دارد؟
در ایران، واقعا فضا خیلی با همهجا فرق میکند. به چندین دلیل مختلف؛ زیرساختها دولتی است و حکومت سعی میکند که اینترنت را کنترل و شهروندان را رصد کند. روزنامهنگاران خیلی زیر ذرهبین قرار میگیرند، بهخاطر همین در ایران خیلی شرایط سختتر از هر جای دیگری است و به همین دلیل است که موضوع امنیت دیجیتال در ایران، خیلی بیشتر اهمیت پیدا میکند.
«مت هانسه»، مدیر استراتژیک روزنامهنگاری جهانی گفته، امنیت باید بخش اول گزارشنویسی برای خبرنگاران باشد؛ بهویژه در دورانی که نظارت، جاسوسی و سایر تهدیدها افزایش پیدا میکند.
در بحث امنیت آنلاین میگویند مدل تهدید را اگر بشناسی، خیلی از راه را پیش رفتهای. برای روزنامهنگاران، تهدیدها یکسان نیست. به همین دلیل، روزنامهنگاران و فعالان باید با خود فکر کنند و چهار سوال را بتوانند جواب دهند: چه کسی میخواهد به شما آسیب بزند؟ ممکن است از سمت چه کسی تهدید شوید؟ انگیزه و تواناییهایش چیست؟ چه تواناییهای فنی و حقوقی دارد؟ در ایران، اغلب تهدید به حکومت باز میگردد. یا نیروهای امنیتی هستند، یا هکرهای تحت فرمان جمهوری اسلامی. از این نظر، توانایی فنی و حقوقی تهدیدکننده زیاد است و فعال دقیقا باید بداند که چه اتفاقاتی ممکن است برایش بیفتد. آیا شنود است؟ بازداشت فیزیکی است؟ حمله سایبری است؟ ارسال دادهای بهعنوان یک سند آلوده است؟ برای همه اینها باید آمادگی داشته باشد. سوال چهارم این است که چه دادههایی برایش حساس است؟ برای مثال لوکیشن او، ایمیلهایی که استفاده میکند و شماره تلفنی که دارد؛ شاید کسانی که در حال تهدید هستند، بهدنبال پیدا کردن این اطلاعات باشند.
هر فعالی در هر زمینهای که کار میکند، خودش بهتر میداند که آن تهدیدها در کدام زمینه است.
طرز مقابله کردن با هریک از این تهدیدها چگونه است؟
بهدلیل اینکه الان فعالیت در شبکههای اجتماعی برای حکومت خیلی اهمیت دارد، فعالان و روزنامهنگاران باید بیشتر مراقب باشند. باید حسابهایشان را امن کنند. مثلا احراز هویت دو مرحلهای را فعال کنند و ابزاری که رمز دوم را میگیرند، باید اپلیکیشن امنی مثل گوگل آتنتیکیتور باشد؛ نه اینکه روی اساماس فعال شود. چون همانطور که گفتم، زیرساختها در ایران در اختیار حکومت است. اگر قرار باشد رمز دوم را از اساماس بگیرند، حکومت خیلی راحت این توان را دارد که بخواهد آن رمز را پیگیری کند و به آن دسترسی داشته باشد.
حمله به روزنامهنگاران و فعالان از حسابهای کاربری شبکههای اجتماعی شروع میشود. در اولین مرحله، پسورد مهم است. پسورد نباید کوتاه باشد و نباید ارتباطی با اطلاعات فردیشان داشته باشد. روز و ماه و سال تاریخ تولد مناسب رمز نیست. پیشنهاد میکنم که فعالان عبارتی را بهعنوان رمز عبور در نظر بگیرید. عبارتی که در ذهن خودتان معنیدار است، ولی قرار نیست چیزی را درباره شما فاش کند؛ یعنی قابل حدسزدن نباشد.
استفاده از لستپس چطور؟ همیشه خود شما پیشنهاد کردید از پلتفرمهای رمزنگاری استفاده کنیم.
یک تجربهای را برایتان تعریف میکنم. با یک روزنامهنگار صحبت میکردم و در صحبتهایمان میخواستم رمزی را بدهم که استفاده کند. گفتم لستپس داری؟ گفت نه در مرورگرم ذخیره کردهام. من توقع نداشتم از یک روزنامهنگار چنین حرفی را بشنوم. از او پرسیدم چرا در مرورگر ذخیره میکنی؛ گفت مگر گوگل کروم امن نیست؟ درست است کروم امن است. لپتاپت را اگر بدزدند، رمز شما در مرورگرت ذخیره شده و قابل استفاده است. پلتفرمهای مدیریت پسورد، رمزها را رمزنگاری میکند و کس دیگری نمیتواند به آن دسترسی داشته باشد. یعنی برای ورود به پلتفرم مدیریت پسورد هم، باید رمز وارد کنید و امکان اینکه هک شود خیلی پایین است.
به همیندلیل، یک روزنامهنگار تحت هیچ شرایطی نباید رمزش را در مرورگر ذخیره کند. لپتاپ ممکن است ضبط شود و ممکن است یک حفره امنیتی در مرورگر پیدا شود و از آن سواستفاده شود و از آن طریق، به رمزها دسترسی پیدا کنند. «لستپس Last Pass»، «کیپس Key Pass»، «بیتواردن Bitwarden»، اینها نمونههایی از ابزارهای مدیریت پسورد هستند.
ضمن اینکه جیمیل بهصورت پیشفرض رمزنگاری انجام نمیدهد. روزنامهنگاران و فعالان از پروتون ایمیل یا از روشهای رمزنگاری ایمیل استفاده کنند. یعنی ایمیل را رمزنگاری کنند و بعد کلیدشان را هم در اختیار طرف مقابل قرار دهند، تا ارتباط امنی داشته باشند.
در مورد پیامهای فیشینگ چه کار میتوان کرد؟
فیشینگ هم موضوع بسیار مهمی است. بخش بزرگی از حملات از طریق فیشینگ انجام میشود. چون همیشه در امنیت دیجیتال گفته میشود که ضعیفترین زنجیره امنیت، زنجیره انسانی است. فیشینگ مستقیما با انسان در ارتباط است، احساسات انسان را دستکاری میکنند. از طریق اینکه مثلا میگویند سریع باش. تو را تحت فشار روانی قرار دهند که کاری را انجام دهی. به همین خاطر،فیشینگ ابزار مناسبی برای هکرها و حکومتهاست.
بهترین کاری که در مقابله با فیشینگ میتوان کرد این است که برای آن آماده بود. راجعبه آن فکر کرد و عجولانه تصمیم نگرفت.
در مورد لینکها هم نباید فقط به پریویو بسنده کرد. باید لینک را کپی کرد و برد در سرویس «وایرس توتال Virustotal» و از امن بودن لینک مطمئن شد. ابزارهای دیگری وجود دارد که لینک را اسکن میکند. سندباکسهایی هست که فایل دریافتی را بررسی میکند و امنیت آن را مورد بررسی قرار میدهد. لینکهای کوتاه شده را حتما باید داخل سرویسهایی که وجود دارد گذاشت. بیشتر وقتها از کوتاهکنندههای لینک برای پنهان کردن آدرس مخرب استفاده میشود.
بعضی مواقع خطر بازداشت وجود دارد و ممکن است فایلهایی روی دستگاه باشد که نخواهیم دست نیروهای امنیتی بیفتد، برای آن چه راهکاری هست؟
«بیت لاکر Bitlocker» روی ویندوز کار میکند و محتوای روی سیستم را رمزنگاری میکند و بدون آن رمز نمیتوان به دادههای سیستم دسترسی داشته باشد. نکته اما این است که وقتی دستگاه خاموش است، این کاربرد دارد. وقتی لپتاپ باز و روشن است، کلید رمز در رم دستگاه روشن است. وقتی دستگاه خاموش است، رمزگذاری فعال شده است. اگر بازجو و نیروی امنیتی دستگاه را روشن کند، رمز این فایلها را ندارد و به محتوا نمیتواند دسترسی داشته باشد. بنابراین سیستم را هیچوقت روشن نگذارید. در شرایطی که تهدیدی شما را تهدید میکند، سیستم یا خاموش باشد، یا روی هایبرنیت باشد. سیستم اسلیپ هم باشد خطرناک است، چون رم هنوز فعال است.
موضوع دیگری که باید به آن توجه کرد، دسترسیهای اپلیکیشنهایی است که از آنها استفاده میکنیم. روزنامهنگاران و فعالان این دسترسیها را فقط در زمانی که لازم است فعال کنند. دسترسیها به دوربین، میکروفن و لوکیشن، فقط وقتی لازم است فعال باشد؛ حتی برای اپلیکیشنهایی که از آن مطمئن هستید.
این مهم است که یک فعال و روزنامهنگار دستگاهها و ایمیلی که برای فعالیت شخصی و کاری از آن استفاده میکند، از هم جدا باشد. چون اگر از یک دستگاه استفاده کند، هم امنیت خودش بهخطر میافتد هم امنیت کسانیکه با او در ارتباط هستند؛ این یک راه جلوگیری از سینک شدن دادهها هم هست.
ما بارها میشنویم که متادیتای فایلها خیلی حساس است و میتواند خطر آفرین باشد، چطور اطلاعات را در امنیت در فضای اینترنت منتشر کنیم؟
متادیتا، اطلاعاتی درباره فایل، مانند عکس یا سندی است که تولید میشود که حاوی توضیحات بیشتری است. درباره اهمیت متادیتا و اینکه میتواند چقدر اطلاعات را لو دهد، در سال ۲۰۱۲، «جان مکآفی» که صاحب آنتی ویروس معروف «مکآفی» است، یک پرونده جنجالی داشت.
او از آمریکا فراری بود و دولت بهدنبال ردیابی آن بود. همهچیز با یک عکس لو رفت. قضیه این بود که خبرنگاران «وایس»، رفته بودند که با او دیدار کنند، عکس از او گرفته بودند، عکس را گذاشتند بهعنوان تصویر مقالهای که منتشر شد و این عکس شامل متادیتایی بود که موقعیت او را لو داده بود. اولش تکذیب میکردند و میگفتند موقعیت را از عمد گذاشتیم تا موقعیت اصلی او لو نرود ولی با استفاده از همین موقعیت، پلیس رفت و مکآفی را دستگیر کرد. توجه داشته باشید که حتی وایس هم چنین اشتباهی کرد و متادیتا را پاک نکرده بود.
متادیتا برای فایلهای مختلف فرق میکند. برای فایلهای تصویری حاوی جیپیاس و موقعیت مکانی است و مدل دستگاه و در فایلهای متنی، نام نویسنده را نشان میدهد و تاریخچه را. در ویدیوها، یک سری اطلاعاتی که در فایل ویدیو قابل دسترس باشد، مثل نوع دستگاه ساعت و لوکیشن ضبط؛ و همین که خود ویدیو میتواند یک چیزهایی را از طریق صدای پسزمینه و اثر انگشت فرد بازتاب بدهد. راجع به متادیتای عکسها، ابزارهایی برای از بین بردن وجود دارد. «اگزیف کلینر EXIF cleaner» برای حذف متادیتای عکس بسیار ساده و در دسترس است. فقط درگ و دراپ میکنید.
اپلکیشنهای پیامرسان مثل واتساپ و سیگنال متا دیتا را حذف میکنند، درست است؟
بله چون فشرده میکنند، حذف میشود؛ ولی اگر بهصورت فایل بفرستید با متادیتا ارسال میشود و باید متادیتا حذف شود. هدف خیلی وقتها از ارسال فیلم و ویدیو بهشکل فایل این است که میخواهند کیفیت فایل پایین نیاید، اما باید توجه داشت که کیفیت تغییری نمیکند و متادیتایش هم حفظ میشود. بنابراین، این مورد را باید حواسمان باشد. بهترین راه این است که قبل از اینکه بخواهیم فایل را برای کسی بفرستیم، با سرویسهای موجود متادیتا را حذف کنیم. مایکروسافت آفیس یا ادوبی، خودشان این قابلیت را دارند که از همانجا حذف کنند.
شبکههای اجتماعی چطور؟
شبکههای اجتماعی سازوکاری دارند که متادیتا حذف میشود، ولی در ویدیو، متادیتا فقط چیزی نیست که در فایل ویدیو بوده. خیلی چیزها در خود محتوای ویدیو ذخیره است؛ مثل اثر انگشت یا آدرس یک خیابان که باعث شناسایی شدن یک فرد شود. در فایلهای آموزشی میگویند اگر جایی لازم است لوکیشن بزنید که کجا بودید، همان موقع لوکیشن نزنید، کارتان که تمام شد و آنجا حضور نداشتید، برگردید و ادیت کنید و لوکیشن بزنید.
گاهی دادهها آنقدر حساس هستند که ناچارید بعد از استفاده، آنها از بین ببرید. راهکاری وجود دارد که چطور از اینکه بهطور امن داده را از بین بردیم، اطمینان حاصل کنیم؟
یاد یک ویدیو از «جادی» افتادم که میگفت هر کاری که بکنید، امکان برگرداندن داده وجود دارد. بعد دریلش را درآورد و آن را دریل کرد و بعد گفت اینطوری مطمئنیم که دیگر اطلاعات از بین رفته است. اگر فقط همینطوری دیلیت کنید، خیلی راحت قابل بازیابی است. باید از سرویسهایی استفاده کنید که فایل را بهصورت کامل از بین ببرد. حواسمان باشد که اگر چیزی را از روی موبایل و لپتاپمان حذف میکنیم، اگر بکآپگیری فعال باشد، بکآپ را هم حذف کنیم.
حذف کردن امن روی فضای ابری راحتتر است و وقتی پاکش کنید، وقتی یک سرویس شخص ثالثی است و نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بهراحتی به سرویس شخص ثالث دسترسی ندارند که بتوانند آن را برگردانند. ولی وقتی شما روی دستگاه خودت داری یا روی حافظه بهصورت فیزیکی پاک کردی، راحتتر است که با ابزارهایی بخواهند برگردانند. اگر در فضای ابری باشد و از آنجا پاکش کرده باشیم و از سطل زباله هم پاک شده باشد، وضعیت بهتر است.
درباره پیامرسانها میخواهم بپرسم؛ کدام را پیشنهاد میکنید؟
واتساپ، جزو سرویسهایی است که اطلاعات را رمزنگاری میکند. وقتی راجعبه آن حرف میزنیم، میگوییم به جز فرستنده و گیرنده کسی دسترسی به این دیتا ندارد. همه اینها درست است و حتی اگر بخواهد، واتساپ دیتایی را ندارد که با حکومتها به اشتراک بگذارد. بخش مهم ماجرا ولی پشتیبانگیری است که از دادههایت میکنی. روی سیستم عامل آیفون، دادهها روی آیکلاود رمزنگاری میشود و وضعیت بهتری دارد، ولی برای کسانیکه از اندروید دارند، بکآپی که از چتها روی گوگل درایو گرفته میشود، رمزنگاری نمیشود. اگر به بکآپ روی گوگل درایو دسترسی پیدا کنند، همه مسیجها، اعم از محتوایشان را میتوانند ببینند. بهتر این است که یا بکآپ نگیرید، یا روی آن فولدر رمزنگاری کنیم.
اگر آپشن حذف خودکار فعال شده باشد، چه؟
در آن صورت دیگر ذخیره نمیشود. بهترین راه برای حفظ امنیت، «سیگنال Signal» است. سیگنال روی سرورهایش مسیجها را ذخیره نمیکند. گزینه بکآپ گرفتن ندارد. تلگرام هم بیش از آنچه امن است، نشان داده میشود. یعنی حتی وضعیت بدتری از واتساپ دارد، ولی «پاول دوروف» چون اینطرف و آن طرف صحبت میکند، همهچیز را خوب نشان میدهد.
تلگرام چون قابلیتهای زیادی را در اختیار کاربر میگذارد، ممکن است حس کاذبی را به استفادهکنندهایش بدهد که این سرویس خیلی کامل و امنی است.