
اهوازیها تمام ۴ ماهه گذشته دود ناشی از سوختن هورالعظیم را نفس کشیدند. با نزدیک شدن فصل برداشت نیشکر که با سوزاندن مزارع انجام میگیرد نفس کشیدن در مرکز استان خوزستان پیچیدهتر هم میشود.
دانشآموزان خوزستانی به دلیل آلودگی هوا سال تحصیلی جدید را در نخستین روز مهر با ۲ ساعت تاخیر آغاز کردند. اخیرا «محمدجواد اشرفی» دبیر کارگروه آلودگی هوای خوزستان گفته است: «اگر بخواهیم طبق شاخصها تعطیل کنیم باید در ۶ ماه نخست سال جاری، ۱۲۰ روز را تعطیل میکردیم»؛ به عبارت دیگر یعنی اهواز از ۱۹۸ روز نیمه نخست سال فقط ۷۸ روز هوای قابل قبول داشته است.
آلودگی شهرهای خوزستان و بهویژه اهواز این شهر را به صدر جدول شهرهای آلوده جهان بردهاست و دستکم دو جلسه از جلسههای کارگروه آلودگی هوای کشور در دولت چهاردهم به مسئله آلودگی هوای خوزستان اختصاصیافته تا آنجا که «صدیقه ترابی»، معاون محیطزیست انسانی سازمان محیطزیست اعلام کردهبود: «هوای ۵۵ درصد روزهای اهواز در سه سال گذشته ناسالم بود».
دو تالاب هورالعظیم در غرب و شادگان در جنوب شرقی اهواز دستخوش اکتشاف نفت در مسیر خشک شدن قرارگرفتهاند. پیشتر ایرانوایر به وضعیت نخلستانهای خوزستان پرداخته بود که چگونه به دلیل آورد پایین آب رودخانه کارون ناشی از سدسازیهای مختلف و برداشت آب توسط شرکت توسعه نیشکر، سوختهاند.
تنفس خوزستانیها بیش از یک دهه است که با ریزگردها به شماره افتاده و آبگیری سد کرخه از یکسو و اکتشاف و استخراج نفت در میدان آزادگان موجب خشک شدن تالاب هورالعظیم شده است. ادامه این روند زیستپذیری پرآبترین استان ایران را به چالش میکشد. دکتر «منصور سهرابی» اگرواکولوژیست در وصف وضعیت محیطزیست خوزستان میگوید: «اهواز در مسیر مشابه دریاچه ارومیه قرارگرفته و اگر عوامل کلیدی بروز این وضعیت مهار نشوند، این شهر به «ارومیه جنوبی» بدل خواهد شد».
تقاضای ۴ هزار معلم خوزستان برای مهاجرت
اوایل شهریور امسال «محمدرضا موالیزاده» استاندار خوزستان با تاکید بر این که «درخواست ۴ هزار معلم برای انتقال از خوزستان نگرانکننده است» گفت: «این میزان درخواست انتقالی نشاندهنده این مساله است که باید مشکلات مربوط به آبوهوا را حل کنیم».
البته استاندار خوزستان در این مدت اقدام موثری برای مهار وضعیت آلودگی هوا نتوانسته انجام دهد. سوختن بخش عراقی هورالعظیم که از اردیبهشت ۱۴۰۴ شروعشده و تمام شهرهای غربی خوزستان تا اهواز را تحت تاثیر قرار داده نیازمند همکاری با عراق بود. این وضع در حالی استمرار یافت که هواپیمای آبپاش تنها ۲ روز به منطقه آمد و موضوع به حال خود رها شد.
او در مورد مشعلسوزی صنایع نفت که عمدهترین عامل آلودگی هوای شهرهای خوزستان هستند نیز نتوانسته توفیقی به دست آورد و همچنان بالغبر ۳۵۰ پایه فلرسوزی صنایع نفتی از جمله «پالایشگاه بیدبلند خلیجفارس بهبهان» فعالاند. این در حالی است که در همین ماههای روی کار آمدن دولت مسعود پزشکیان دستکم دو جلسه کارگروه آلودگی هوای کشور در خوزستان تشکیلشده است.
چنین وضعیتی سبب شده تا اخیرا دکتر «میثم معزی» معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز اعلام کند: گفتهاست: «از ابتدای امسال تا ۲۵ شهریور۱۴۰۴ بیش از ۱۰۰ هزار مراجعه ناشی از آلودگی هوا به مراکز درمانی ثبتشده است. این آمار نسبت به ۱۸ ماه گذشته، بیش از ۷۰ درصد افزایش نشان میدهد».
همچنین دکتر «غلامرضا گودرزی» عضو انجمن هوای پاک ایران نیز دراینمورد به ایسنا گفته: «میانگین غلظت آلاینده در خوزستان، سالانه ۵۰ میکروگرم بر مترمکعب است، در حالی که طبق استاندارد سازمان بهداشت جهانی این رقم نباید بیش از ۵ میکروگرم بر مترمکعب باشد بنابراین کیفیت هوا در خوزستان ۱۰ برابر وخیمتر از استاندارد جهانی است».
چنین شرایطی سبب شده خوزستان براساس اطلاعات مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۸ به رتبه دوم مهاجرفرستی ایران تبدیل شود. خوزستان، لرستان و کرمانشاه براساس آمار رصدخانه مهاجرت سه استان مهاجرفرست ایران معرفی شدهاند. همچنین برپایه همین گزارشها بیشتر خوزستانیها به اصفهان مهاجرت میکنند که خود این استان به شدت درگیر تبعات ناشی از تغییر در طبیعت از جمله خشک شدن زایندهرود و تالاب گاوخونی و بحران فرونشست است.
دکتر منصور سهرابی با اشاره به این که خوزستان، درگذشته یکی از مهاجرپذیرترین استانهای ایران بود، در تحلیل تبدیل این استان به منطقهای مهاجر فرست به ایرانوایر میگوید: بر اساس گزارشهای استانداری خوزستان (۱۴۰۳)، نرخ مهاجرت سالانه به دلیل آلودگی و بیکاری از ۱۰ هزار خانوار فراتر رفته و با افزایش ۷۰ درصدی مراجعات درمانی، این روند شتاب گرفته است.
به گفته او طی دهه گذشته، اکتشاف میدان نفتی آزادگان (از ۱۳۹۰) و نابودی مراتع هورالعظیم، معیشت سنتی جوامع بومی مانند دامداری و بهرهبرداری از نیزارها را از بین برده و هزاران خانوار عرب را به حاشیههای اهواز مانند عین ۲، ملاشیه و کیانپارس رانده است.
سهرابی با اشاره به بیش از ۲۱۰ روز هوای ناسالم در سال ۱۴۰۳ و خسارت اقتصادی ۷۳۳ میلیون دلاری ناشی از فلرینگ میافزاید: «انتظار میرود موج تازهای از مهاجرت از اواسط ۱۴۰۵ (۶ تا ۱۲ ماه آینده) آغاز شود. این موج که میتواند ۱۵ تا ۲۰ هزار خانوار را در برگیرد، بهویژه در میان خانوادههای جوان و نخبگان (با نرخ مهاجرت ۲۰ درصد بالاتر) به سمت شهرهای مرکزی مانند تهران، کرج، اصفهان و شیراز هدایت خواهد شد».
به گفته او در صورت ادامه خشکی تالابها و افزایش مرگومیر ناشی از آلودگی، این روند میتواند در بازه ۵ تا ۱۰ سال آینده (تا ۱۴۱۰) به مهاجرت اقلیمی گسترده و شتاب گرفته تبدیل شود. تجربههای مشابه در سیستان و بلوچستان (مهاجرت به کرمان و خراسان) و حوضه دریاچه ارومیه (جابهجایی ۱۰۰ هزار نفر) نشان میدهد که رسیدن به «نقطه بیبازگشت» زیستمحیطی، مهاجرتهای جمعی را اجتنابناپذیر میکند.
اهواز در مسیر تکرار تجربه دریاچه ارومیه
اخیرا فیلمهایی از عملیاتهای غیراستاندارد اکتشاف نفت در تالاب شادگان توسط روزنامه پیامما منتشر شد که حتی موجب مرگ یک کارگر شده است و به نظر میرسد سرنوشتی مشابه هورالعظیم در انتظار این تالاب باشد.
دکتر «منصور سهرابی» اگرواکولوژیست و پژوهشگر محیطزیست در گفتوگو با ایرانوایر با اشاره به این که وضعیت کنونی اهواز را میتوان به مثابه یک «چرخه معیوب آلایندگی» توصیف کرد که زیست پذیری این کلانشهر را در کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت به شدت تهدید میکند توضیح میدهد» اهواز در حال حاضر درگیر یک بحران آلودگی چند منبعی است. تابستان و پاییز: انتشار دود ناشی از آتشسوزیهای مکرر در بخش عراقی تالاب هورالعظیم که از اردیبهشت ۱۴۰۴ آغازشده و تا مهرماه ادامه دارد. این آتشسوزیها، به دلیل کاهش سطح آب تالاب ناشی از سدسازی و تغییرات اقلیمی، تشدید شدهاند. همچنین با شروع فصل برداشت نیشکر، سوزاندن بقایای کشاورزی در حدود ۲۰۰ هزار هکتار مزارع نیشکر از مهر تا زمستان که دود غلیظی را بر اهواز تحمیل میکند.
او همچنین به تاثیر مشعلسوزی (فلرینگ) در بیش از ۳۵۰ پایه فلر در میادین نفتی اطراف، تردد خودروهای فرسوده و ریز گردهای ناشی از خشکی تالابها و بیابانزایی در تمام طول سال اشاره میکند.
سهرابی در پاسخ به این پرسش که چگونه میتواند روند تخریب زیست پذیری اهواز را متوقف کرد میگوید: مداخلات فوری نظیر رهاسازی حقآبه هورالعظیم، دیپلماسی منطقهای با عراق، ممنوعیت قانونی سوزاندن بقایای نیشکر و کاهش فلرینگ میتوانند شدت بحران را تعدیل کنند.
این اگرواکولوژیست با تاکید بر این که «تجربه دریاچه ارومیه نشان داد که مداخلات انسانی بدون مدیریت پایدار میتواند یک اکوسیستم را به نقطهای برساند که بازگرداندن آن عملاً ناممکن شود» میگوید: «دریاچهای که با سدسازیهای بیرویه، برداشت آب زیرزمینی و کشاورزی ناپایدار به کویری نمکی با رسوبات هفت متری و طوفانهای نمکی بدل شد، اکنون به نمادی از «نقطه بیبازگشت» زیستمحیطی در ایران تبدیلشده است. اهواز نیز در مسیر مشابهی قرارگرفته و اگر عوامل کلیدی زیر مهار نشوند، این شهر به «ارومیه جنوبی» بدل خواهد شد».
این اگرواکولوژیست با اشاره به ۳ عامل نابودکننده زیستپذیری اهواز یعنی «خشک شدن تالابهای هورالعظیم و شادگان»، «وابستگی اقتصادی به نفت و نیشکر» و «فقدان حکمرانی زیستمحیطی یکپارچه» تاکید میکند: «همانطور که کشاورزی پرمصرف در حوضه آبریز دریاجه ارومیه بهعنوان یک «راهحل ارزان توسعه» پذیرفته شد و نهایتاً اکوسیستم را نابود کرد، تداوم این وابستگی نیز آلودگی را در ساختار اقتصادی خوزستان تثبیت میکند. نتیجه آن افزایش دائمی غلظت ذرات معلق (PM2.5) به سطوح بالای ۲۰۰، فرسایش خاک، آلودگی آبهای زیرزمینی، خسارت اقتصادی سالانه نزدیک به یک میلیارد دلار و رشد ۲۰ درصدی مرگومیر ناشی از سرطان خواهد بود».
سهرابی همچنین بیتوجهی به ایجاد کمربند سبز در اطراف اهواز (حداقل ۵۰۰ هکتار پوشش گیاهی شورپسند) و عدم سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، با پتانسیل هزار و ۵۰۰ مگاوات انرژی خورشیدی را عاملی برای تشدید بحران محیطزیستی خوزستان معرفی میکند.
او با تاکید بر این که «پیامد این غفلت، افزایش دمای محلی بین ۴ تا ۶ درجه، کاهش ۲۰ درصدی بارش و «کویرزایی» دائمی خواهد بود» میگوید»: در چنین وضعیتی احیای زیستپذیری اهواز به دلیل هزینههای نجومی عملاً غیرممکن میشود و
اگر این عوامل مهار نشوند، اهواز به نقطهای مشابه دریاچه ارومیه خواهد رسید؛ نقطهای که حتی با بسیج منابع مالی و سیاسی بازگرداندن شرایط زیستی به حالت پایدار بسیار دشوار یا غیرممکن خواهد شد».