
زایمان در بسیاری از روایتهای زنان شاغل ایران، مانعی است بر سر راه زندگی حرفهای. بسیاری از زنان مجبورند بین شغل و به دنیا آوردن فرزند یکی را انتخاب کنند. گرچه قوانین کار از زنان در زمان زایمان و حاملگی و حتی شیردهی حمایت میکند، بسیاری از شرکتهای خصوصی و یا دولتی از بار همکاری و اجرای قوانین شانه خالی میکنند. درنتیجه علاوه بر تغییراتی که تولد فرزند جدید در زندگی یک خانواده ایجاد میکند اضطراب و مشکلات ناشی از بیکاری احتمالی زن خانواده نیز به همراه خواهد آمد.
***
«سودابه» از هجدهسالگی دریکی از ادارات دولتی ایران کارکرده است. او که در ۳۹ سالگی فرزند دومش را به دنیا آورده، پیش از حاملگی، کارمند بخش مالی شرکت بود: «بااینکه کارم ارتقا پیداکرده بود، در حقوقم تغییری ایجاد نشد؛ یعنی من با همان حقوق قبلی که حقوق پایه بود بعد از بیست سال کار کردن در این اداره، موقعیت شغلیام عوض شد و من در بخش مالی مشغول به کار شدم. کارم زیادتر از قبل بود. گاهی مجبور میشدم بیشتر از ساعت کاری هم در اداره بمانم. حتی در ۹ ماه مرخصی بعد از زایمانم بازهم گاهی میرفتم اداره تا کارها عقب نمانند. از همان هفتهٔ اول یا حضوری میرفتم یا مدام پای تلفن بودم که کارها عقب نمانند؛ اما وقتی بعد از مرخصی زایمان برگشتم، دیدم اسمم روی در اتاقم نیست. کس دیگری پشت میز من نشسته. بدش هم یک نفر از بخش منابع انسانی گفت که من دیگر در بخش مالی نیستم و به کارگزینی منتقلشدهام.»
طبق مادهی ۷۶ قانون کار، مرخصی بارداری و زایمان کارگران زن ۹۰روز است. طبق تبصره ۱ این قانون، پس از پایان مرخصی زایمان، کارگر زن باید به کار سابق خود بازگردد و این مدت با تایید سازمان تامین اجتماعی جز سوابق خدمت او محسوب میشود؛ اما بااینهمه حتی در نهادهای دولتی هم زنانی همچون سودابه هستند که به خاطر به دنیا آوردن فرزندشان، سوابق و جایگاه شغلیشان را از دست میدهند.
ترس از دست دادن کار، باعث میشود که این زنان به موقعیت خودشان، اعتراض نکنند چنانچه سودابه میگوید: «برای من سخت بود. اینکه حتی به من نگفتند که کارم عوضشده. انگار هیچ اهمیتی برایشان نداشتم. حداقلش این بود که میتوانستند یک ایمیل مودبانه بزنند. الان هم دیگر نمیشود اعتراض کرد. میتوانند بهراحتی بیرونم کنند. چون قانون عوضشده و از یک سالی به بعد همه کارمندها قراردادی هستند و کسی دایمی نیست.»
احساس طردشدگی، عدمحمایت و ناامنی که در موقعیت شغلی زنان به خاطر زایمان ایجاد میشود، از آسیبهایی است که تعداد زیادی از نومادران را تحت تاثیر قرار میدهد.
«منیژه» تجربه سختتری را از سرگذرانده. او کارمند بخش منابع انسانی در یک شرکت خصوصی بود. منیژه، بارداری خود را تا چند ما به مدیرش اطلاع نداد چرا که به یاد داشت، همکارش، به دلایلی که منطقی به نظر نمیرسید، پیش از زایمان اخراج شد.
او درباره تجربه خود میگوید: «خودم نامه اخراجش را نوشتم. البته طبق دستور مدیرم. همان موقع هم فکر کردم که این کار درست نیست، ولی قدرت انتخاب نداشتم. در آن زمان بااینکه قوانین کار را میدانستم، اما مطمئن بودم که شرایط برای من هم شبیه به همکارم خواهد بود. همین هم شد. برای همین تا جایی که میشد، حاملگیام را پنهان کردم. حتی میز بغلیام هم تا ۴ ماهگی بچه، نمیدانست که من حاملهام. ولی بعدش دیگر پنهان کردن شکمم کار راحتی نبود. خبر که در شرکت پیچید، طولی نکشید که اخراج شوم. چون در منابع انسانی بودم، بهانه درست کردن کار سختی بود. برای همین مدیرم خیلی مستقیم با من حرف زد. گفت نیرو نداریم نه ماه بهجای تو کار کند. بعد از زایمان هم برای مرخصی شیر باید بروی، کار لنگ میماند. خودت وضعیت شرکت را بهتر از من میدانی. بعد گفت متاسف است و خداحافظ.»
منیژه در پاسخ به این پرسش که چرا به اداره کار، گزارش نداد، میگوید: «شکایت درگیریهای خودش را دارد. من داشتم اولین فرزندم را به دنیا میآوردم. نمیخواستم همزمان درگیر قصههای تمامنشدنی شکایت به اداره کار شوم و لذت این موقعیت را در زندگی شخصی از خودم بگیرم. من میدانم برای همه زنان در آن شرکت این اتفاق خواهد افتاد. شاید کس دیگری یک روز این کار را انجام دهد. ولی من با تاسف بسیار نه وقتش را داشتم و نه حوصلهاش را. میدانم که مدیرم در ادارهٔ کار آشنا دارد و دوندگی بینتیجه میماند.»
بر اساس ماده ۱۶۵ قانون کار، در شرایطی مشابه با موقعیت منیژه زنان میتوانند به وزارت کار شکایت کنند. اگر اخراج، ناموجه تشخیص داده شود، حکم بازگشت به کار صادر میشود و کارفرما باید تمام حقوق و مزایا را از تاریخ اخراج تا بازگشت پرداخت کند. همچنین برای کارفرما نیز جریمه در نظر گرفته خواهد شود.
«فریبا» پنج سال در یک شرکت تبلیغاتی خصوصی در تهران مشغول به کار بوده است. او با قراردادهای موقت یکساله کار میکرد و همیشه امیدوار بود که روزی قراردادش دایمی شود، اما بارداری در۳۲ سالگی همهچیز را تغییر داد.
فریبا میگوید: «من دقیقا در اواسط بارداریام بودم که مدیر منابع انسانی احضارم کرد. گفتند که به دلیل شرایط اقتصادی شرکت، امسال قراردادها تمدید نمیشود و باید تا پایان مدت فعلی کار کنم؛ اما من میدانستم که بارداریام نقش دارد، چون قبلاً حرفهایی در مورد هزینههای مرخصی زده بودند. وقتی زایمان کردم، قراردادم تمامشده بود و من در مرخصی بودم. تماس گرفتم و گفتم که طبق قانون باید مرخصی به قرارداد اضافه شود، اما مدیر گفت که شرکت نیروی جایگزین گرفته و جایی برای من نیست. احساس کردم همه زحمات پنجسالهام به باد رفته. حالا با نوزاد نورسیده، باید دنبال کار جدید بگردم.»
طبق قانون کار، اگر قرارداد کار موقت یک زن باردار در زمان مرخصی زایمان به پایان برسد، مدت مرخصی به قرارداد اضافه میشود و کارفرما موظف است پس از پایان مرخصی، او را به کار سابق بازگرداند. این مدت با تایید سازمان تامین اجتماعی جزو سابقه خدمت محسوب میشود و کارفرما نمیتواند به بهانه پایان قرارداد، از تمدید آن خودداری کند. بااینحال، زنانی مانند فریبا اغلب با نقض آشکار حقوق خود روبرو میشوند، جایی که کارفرمایان از شرایط اقتصادی یا نیروی جایگزین بهعنوان بهانه استفاده میکنند تا از تعهدات قانونی شانه خالی کنند.
ترس از بیکاری و پیچیدگیهای اداری باعث میشود بسیاری از آنها از پیگیری حقوقی صرفنظر کنند: فریبا در ادامه میگوید: «میدانم میتوانم به وزارت کار شکایت کنم، اما با بچه کوچک و بدون درآمد، کی حوصله دوندگی دارد؟ شرکتها همیشه راهی برای دور زدن قانون پیدا میکنند و من نمیخواهم وقت و انرژیام را هدر دهم.»
این عدم امنیت شغلی نهتنها بر سلامت روانی مادران تأثیر میگذارد، بلکه مانع از تصمیمگیری برای فرزند آوری در میان زنان شاغل میشود.
گرچه اداره کار قوانین محکمی در رابطه با بارداری زنان گذاشته است، اما بازهم روایتهای زیادی از زنانی که به خاطر زایمان در روند حرفهای خود دچار مشکل میشوند؛ وجود دارد. روایتهایی که گرچه ممکن است به علت آگاهی زنان از قوانین کار، کمتر از پیش روی دهد؛ اما همچنان بخشی از اتفاقات در جریان جامعه است.
از: ایران وایر