چرا جمهوری اسلامی ایران تسلیم نمی‌شود؟

سه شنبه, 4ام فروردین, 1405
اندازه قلم متن

ار اف ای – علیرضا مناف زاده

جنگ کنونی اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی ایران با حملات هوایی به اقامت‌گاه رسمی و محل کار رهبر جمهوری اسلامی که به آن «بیت رهبری» می‌گفتند، آغاز شد. فرض این بود که با حذف ناگهانیِ علی خامنه‌ای پایه‌های قدرت فروخواهد ریخت. اما چنین نشد. سرچشمۀ این پنداشت نادرست تجربۀ سقوط نظام‌های سیاسی در لیبی پس از کشته شدن معمر قذافی و در سوریه پس از فرار بشار اسد بود. گمان می‌رفت در ایران نیز مانند لیبی و سوریه هستی نظام به هستی یک فرد وابسته است.

 

مردی پرچم جمهوری اسلامی ایران را می برد تا آن را روی آوار یک کلانتری در تهران که در حمله هوایی آمریکا و اسرائیل در روز چهارشنبه، ۴ مارس ۲۰۲۶، ویران شد، قرار دهد. © RFI
این گمان را بعضی از مخالفان ایرانیِ جمهوری اسلامی نیز شایع کرده بودند به‌ویژه آن دسته از مخالفان که در گذشته به نوعی با جمهوری اسلامی مربوط بودند. شکی نیست که مرگ علی خامنه‌ای برای جمهوری اسلامی ضربۀ سنگینِ تاریخی بود. با این حال، پس از مرگ او و به رغم ضربه‌های سنگین دیگر، رژیم به حیات خود ادامه داد. بسیاری از تحلیلگران به ویژه تحلیل‌گران غربی از سال‌ها پیش می‌گفتند که رهبران جمهوری اسلامی ایران با توجه به تجربۀ سقوط نظام‌های سیاسی در کشورهای منطقه از جمله در ایران، نظام سیاسی خود را برای مقابله با بحران‌هایی از این دست سازماندهی کرده‌ اند تا از فروپاشی ناگهانی آن جلوگیری کنند.

جمهوری اسلامی ساختاری پیچیده و در هم تنیده‌ دارد. در این نظام، قدرت میان چندین نهاد مذهبی، سیاسی و نظامی توزیع شده است. به گفتۀ بسیاری از کارشناسان، این مدل برای حفظ رژیم و پایداری آن در شرایط بحرانی به‌ویژه پس از ناپدید شدن رهبر اصلی آن یا فرماندهان درجه اول نظامی طراحی شده است.

فهرست ترورهای هدفمندِ مقام‌های بلندپایۀ رژیم از همان آغاز جنگ چنان طولانی شد که بسیاری از ناظران خارجی حتی خود ایرانیان شگفت‌زده بودند از اینکه رژیم به حیات خود ادامه می‌دهد. در سه هفتۀ گذشته رهبر جمهوری اسلامی و مشاور او، دبیر شورای عالی امنیت ملی، فرمانده سپاه پاسداران، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، وزیر دفاع، رئیس اطلاعات نیروی انتظامی، فرمانده سازمان بسیج و بسیاری دیگر از فرماندهان نظامی کشته شدند، اما رژیم هنوز تسلیم نشده است.

در یکی دو هفتۀ اول جنگ بسیاری از ناظران غربی سقوط نزدیک رژیم را پیش‌بینی می‌کردند بی‌آنکه از توانایی آن برای سازگار شدن با بحران کنونی آگاهی داشته باشند. به نوشتۀ مجلۀ «فارین پالیسی»، جمهوری اسلامی برای گذار از بحران‌های بزرگ سازمان یافته است. چندین مرکز قدرت در آن وجود دارد که وابسته به هم و پشتیبان هم اند. هنگامی که خطر کلیت نظام را تهدید می‌کند، شبکه‌های سیاسی، مذهبی و نظامی یکدیگر را تقویت می‌کنند.

یکی از عناصر کلیدیِ پایداری رژیم در اوضاع و احوال کنونی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. وظیفۀ اصلی این سازمان که اندکی پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایجاد شد، پاسداری از نظام و تضمین بقای آن است. سپاه پاسداران اساسی‌ترین نیروی نظامی، بزرگ‌ترین قدرت اقتصادی و پرنفوذترین بازیگر سیاسی در جمهوری اسلامی است. هم‌اکنون، رهبری کشور، راهبرد نظامی و مهار اوضاع داخلی، همه در دست سپاه پاسداران است.

به گفتۀ «اِلوئیز فایه»، پژوهشگر مؤسسۀ روابط بین‌الملل فرانسه و مدیر برنامۀ پژوهشی در زمینۀ بازدارندگی و اشاعه هسته‌ای، ایران دهه‌هاست خود را برای چنین وضعی آماده کرده است. سپاه پاسداران هنوز می‌تواند شبکۀ شبه‌نظامیان خود را در منطقه سازماندهی و فعال کند و به حملات خود ادامه دهد.

به گفتۀ این پژوهشگر، اهداف آمریکا و اسرائیل در این جنگ پیوسته تغییر می‌کند. ما هنوز نمی‌فهمیم اسرائیل و آمریکا به طور مشخص به دنبال چیستند. با ادامۀ جنگ، بحرانی هم در روایت سیاسی دو کشور آمریکا و اسرائیل دربارۀ این درگیری آشکار شد. اعلام زودهنگام پیروزی راه را برای یک جنگ فرسایشی هموار می‌کند. حملات شبه‌نظامیان طرفدار ایران به پایگاه‌های آمریکایی و نیروهای محلی عراق نشان‌دهندۀ وضع بسیار پیچیده‌ای است.

 در نبود یک استراتژی روشن، اعلام زودهنگام پیروزی می‌تواند در میان‌مدت آتش درگیری تازه‌ای را شعله‌ور کند. سرنوشت این جنگ به سه عامل کلیدی و تعیین کننده وابسته است: امنیت تنگۀ هرمز، پیامدهای اقتصادی جنگ در سطح جهانی و گسترش منطقه‌ای جنگ. در حال حاضر، مهار این سه عامل در دست ایران است.

سپاه پاسداران به پنج شاخه تقسیم شده است: نیروی زمینی، نیروی هوایی، نیروی دریایی، نیروی قدس و سازمان بسیج. تنها در نیروی زمینیِ سپاه ۱۶۵ هزار نظامی فعالیت می‌کنند. نیمی از اقتصاد کشور در دست سپاه است. ده در صد از نیروی سپاه در بخش اقتصاد فعال است. سازمان بسیج که یکی از وظایفش حفظ امنیت داخلی است، بیش از یک میلیون عضو دارد.

گفته می‌شود جمهوری اسلامی دوازده سیستم اطلاعاتی و امنیتی دارد که مانند نظام‌های تو در توی مافیایی کار می‌کنند. در دل هر سیستمی، سیستم دیگری تعبیه کرده‌اند. گویا علی لاریجانی تنها کسی بود که این سیستم‌های تو در تو را سازماندهی و اداره می‌کرد. او مانند دیگر رهبران درجه اول رژیم چنین روزی را پیش‌بینی کرده بود. به همین سبب، نه تنها برای فرماندهان نظامی بلکه برای خود نیز سه جانشین تعیین کرده بود. حتی خامنه‌ای هم برای خود سه جانشین در نظر گرفته بود.

به عقیدۀ بسیاری از کارشناسان، سپاه پاسداران مانند «مار آبی» (هیدرا) سرهای فراوان دارد. این سازمان در سی و یک استان کشور ریشه دوانده و در هر یک از آن‌ها به گونه‌ای مستقل و خودفرمان عمل می‌کند. تنها هدفی که شاخه‌های گوناگون آن دنبال می‌کنند، حفظ نظام به هر قیمتی است.

کارشناسان علت دیگر ایستادگیِ جمهوری اسلامی را در برابر اسرائیل و آمریکا «ناقرینگی» این جنگ می‌دانند. به رغم نفوذ گستردۀ موساد در ایران و تصویرهای دقیق ماهواره‌ای که آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها از انبارهای موشکی و پهپادی ایران و محل موشک‌اندازها و پرتابگرهای پهپاد در اختیار داشتند، در نابود کردن زرادخانۀ ایران چندان موفق نبودند.

اکنون بیشتر حملات موشکی و پهپادی ایران از پرتابگرهای پنهان در زیر زمین انجام می‌گیرد که یافتن آن‌ها با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای بسیار دشوار و نابود کردن آن‌ها دشوارتر است. به گفتۀ یک کارشناس نیروی هوایی فرانسه، ایرانیان موشک‌ها را می‌توانند از کانتینرهای سادۀ استتار شده در جای جای ایران، کشوری  با وسعت سه برابر فرانسه، یا پهپاد‌ها را از هر گاراژی، پرتاب کنند. بنابراین، پیامدهای ناقرینگی در این جنگ، آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها را غافلگیر کرده است.


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.