
حمید آصفی
جمهوری اسلامی از مردم فقط زمانی نمیترسد که صف بسته باشند. صف رأی، صف یارانه، صف نان، صف بنزین — صفهایی که نظم را تداعی میکنند و اطاعت را بازتولید. اما وقتی همان مردم، نه در صف، بلکه در جمع ظاهر شوند، ترس ایدئولوژیک نظام فوران میکند. این ترس در روزهایی مثل ۷ آبان، نه به خاطر کوروش یا تختجمشید، بلکه به خاطر غیرقابلپیشبینی بودن مردم است.
✍️ در منطق قدرت جمهوری اسلامی، هر تجمعی که از بالا برنامهریزی نشده باشد، از نظر امنیتی مشکوک و از نظر ایدئولوژیک خطرناک است. حاکمیتی که در تمام عمر سیاسیاش بر کنترل رفتار جمعی بنا شده، از چیزی وحشت دارد که نتواند برایش مجوز صادر کند.
در قاموس آنها، اجتماع فقط وقتی مجاز است که پلاکاردهایش یکدست و شعارهایش از پیش تأیید شده باشد. اما همین که مردم بیدعوت گرد میآیند، یعنی لحظهای از استقلال اجتماعی رخ داده است؛ و برای قدرتی که از «اجتماع خودانگیخته» میترسد، این لحظه برابر است با آغاز فروپاشی.
✍️ در حقیقت، جمهوری اسلامی از مردمِ در صحنه نمیترسد، از مردمِ بیدستور میترسد.
از جمعیتی که نه برای «حمایت از رهبری» آمدهاند، نه برای «پشتیبانی از مقاومت»، بلکه برای خودشان.
هر گروهی که بدون محور رسمی شکل بگیرد، در ذهن امنیتی نظام بلافاصله به «فتنه» تعبیر میشود.
به همین دلیل است که حتی بزرگداشت تاریخی بیخطر هم به عملیات پیشگیرانه امنیتی منتهی میشود.
✍️ این ترس ریشه در ساختار روانی حکومت دارد. جمهوری اسلامی، از آغاز، مشروعیت خود را نه بر حق مردم در تصمیمگیری، بلکه بر کنترل مردم در تصمیمگیری بنا کرد.
تجمع خودجوش، در منطق آنان یعنی جامعهای که دیگر به رهبری نیازی ندارد؛ یعنی ملت به بلوغ رسیده. و هیچ چیز برای حکومتهای ایدئولوژیک هولناکتر از بلوغ مردم نیست.
از همین رو، هر جمعی که خارج از آیین حکومتی شکل بگیرد — چه در پاسارگاد باشد، چه در استادیوم، چه بر سر مزار شاعری یا در میدان اعتراضی — برایشان بوی «سقوط» میدهد.
✍️ واقعیت این است که جمهوری اسلامی نه از کوروش میترسد، نه از شعارهای ملی؛
از تمرینِ همگرایی بدون رهبر میترسد.
از اینکه مردم یاد بگیرند بدون خطبهی جمعه، بدون مجوز، بدون اذن، کنار هم بایستند.
این لحظه، همان لحظهی گسست از نظام است.
وقتی مردم بتوانند در جایی گرد آیند که حکومت آن را مجاز نمیداند، یعنی هستهی جامعهی مدنی شکل گرفته است — چیزی که نظام در طول چهار دهه با تمام قوا نابودش کرده، اما هنوز میزید.
✍️ ترس از هفت آبان، در واقع ترس از هر اجتماعِ بیدین و بیدستور است؛ یعنی از جامعهای که هنوز زنده است.
از نظر حکومت، هر تجمعی که در آن مردم «خود را» بازشناسند، نقطهی آغاز پایان اقتدار است.
پس طبیعی است که در پاسارگاد جاده ببندند، اینترنت را کند کنند، پلیس بفرستند. چون آنها بهتر از هرکس میدانند سقوط نظامها نه با انقلاب مسلحانه، بلکه با بازگشت مردم به خیابان، میدان و حافظه جمعی آغاز میشود.
✍️ و درست همینجاست که جمهوری اسلامی، زهرِ خود را میخورد:
با هر ممانعت، اعتراف میکند که از مردمش میترسد.
از ایرانی که دیگر در چهارچوب ایدئولوژی نمیگنجد، از نسلی که نه به کوروش نیاز دارد نه به ولایت، اما میخواهد خودش باشد.
هفت آبان بهانه است؛ وحشت واقعی از روزی است که مردم بیمجوز به میدان بیایند و دیگر نروند.
از روزی که صف، به جمع تبدیل شود — و جمع، به ملت.
#حمیدآصفی
https://t.me/hamidasefichannel2
صفحه یوتیوب
https://youtube.com/@hamidasefi-mf3jo