ایران وایر
حدود یکسال پیش، نیروی انتظامی دو حیوان خانگی «مسعود ملکپور»، شهروند گیلک را با خود میبرد. اواخر جنگ ۱۲روزه بین اسراییل و ایران، او که به گفته دوستانش از «همهچیز خسته» بوده و برای پس گرفتن حیوانهای خانگیاش بارها تماس گرفته و به هر دری زده بوده، پس از یک درگیری لفظی در خیابان با ماموران، با اطلاعات نیروی انتظامی تماس میگیرد و میگوید که شما که اینقدر درباره عدل و انصاف صحبت میکنید، چرا آمدید حیوان خانگی من را بردید و نمیگویید چه بلایی سرشان آوردهاید؟! ماموران اطلاعات نیروی انتظامی روز بعد به خانه او میروند و بازداشتش میکنند، حالا ۵ماه است که این جوان بهاتهام «ارتباط با دول متخاصم»، «توهین به رهبری» و «شرب خمر» در زندان لاکان رشت است و بابت مصرف الکل به ۸۰ضربه شلاق محکوم شده است.درباره مسعود ملکزاده که همبندیها و دوستانش میگویند «سرش بهکار خودش است» و «آزارش به یک مورچه هم نمیرسد»، چه میدانیم؟
***
مسعود ملکپور کیست و چرا ۵ماه است در زندان است؟
مسعود ملکپور، متولد سال ۱۳۶۵ است. در ایران در دانشگاه «آزاد اسلامی» واحد رشت، لیسانس زبان انگلیسی خوانده و در اتریش هم دانشجوی دانشگاه «شوتنتور»، یکی از سه دانشگاه برتر این کشور در رشتههای علوم انسانی و علوم اجتماعی بوده است. به ایرانوایر گفته شده که او دانشجوی دکترای رسانه بوده و عکاسی هم میکرده است. منابع دیگری در شهر وین، پایتخت اتریش نیز گفتهاند که او در کنار درس خواندن برای امرار معاش خود، زبان انگلیسی و آلمانی تدریس میکرده است. اما همگی منابع تاکید کردهاند که او فرد بسیار آرام و درونگرایی بوده است.
پدر مسعود، بازنشسته ارتش و مادرش نیز تحصیلکرده بوده و او از خانوادهای سطح بالا در شهر رشت میآید. دو سه سال پیش، وقتی مادر مسعود بیمار میشود، او برای مراقبت و دیدار مادرش از اتریش به ایران باز میگردد. اما، بعد از فوت مادر دیگر به کشور محل اقامتش باز نمیگردد و تحصیلاتش نیمهتمام میماند.
به گفته همبندیان سابق مسعود، سگ و گربه او، مدتی قبل از بازداشتش توسط نیروی انتظامی گرفته میشوند و او هرگز نمیتواند آنها را پس بگیرد. مسعود در این مدت، تمام تلاش خود را میکند و از طریق تماس و مراجعات مکرر سعی میکند نشانی از حیوانهای خانگیاش بگیرد، اما راه به هیچکجا نمیبرد.
یک منبع آگاه که بهدلایل امنیتی نخواسته نامش فاش شود درباره شخصیت این جوان به ایرانوایر میگوید: «مسعود اعتقادات خاص خودش را دارد ولی با هیچ کسی کار ندارد. سرش توی لاک خودش است. خیلی درونگراست. ولی بعد از جنگ (۱۲روزه اسراییل و ایران) در محلهشان، منظریه نیروی انتظامی بیشترین درگیری را با مردم داشت. مردم را سر هیچ و پوچ نگه میداشتند و تفتیش عقاید میکردند. موبایل مردم را میگشتند، میپرسیدند از حمله اسراییل خوشحالی یا ناراحتی؟! من کسانی را دیدم که بابت اینکه پرسیده بودند پماد سوختگی را چطور استفاده کنیم یا سر چهارراه نان پخش کرده بودند، حکم یکسال و پنجسال زندان بهشان دادهاند.»
او درباره مسعود ملکپور نیز میگوید: «هنرمند و عکاس است، با کسی کار ندارد و هیچکس و کاری هم ندارد. چرا باید بابت عقاید کسی را ۵ماه بدون دلیل توی بند میثاق (بند زندانیان سیاسی و عقیدتی زندان لاکان رشت) نگه دارند. هیچکس هم نمیگوید چرا اینجا هستی؟!»
به گفته او، «مسعود منظریه رشت زندگی میکند. زمان جنگ و بعدش در محل زندگیاش تنش خیلی زیاد بوده. نیروی انتظامی هرکس را خوشش نمیآمد، نگه میداشت و تفتیش عقاید میکرد. ظاهرا مسعود وارد یکی از این تنشها میشود. به نیروی انتظامی میگوید با اعتقادات شما کاری ندارم، اجازه بدهید زندگیمان را بکنیم.»
این شخص آگاه ادامه میدهد: «خلاصه آنقدر به او گیر میدهند که حمله عصبی به او دست میدهد. زنگ میزند اطلاعات نیروی انتظامی و میگوید شما که اینقدر درباره عدل و انصاف صحبت میکنید، چرا آمدید حیوان خانگی من را بردید و نمیگویید حیوانهای من را کجا بردید و چه بلایی سرشان آوردید؟! اطلاعات هم فردا میآید خانهاش، بازداشتش میکند و میبرد. کسی را هم ندارد که پیگیرش شود و از آن موقع ۵ماه است که بلاتکلیف در زندان است.»
به گفته این شخص و دیگر منابع ایرانوایر، اتهامات مسعود، «توهین به رهبری»، «ارتباط با دول متخاصم» و «شرب خمر» عنوان شده است. او بابت اتهام شرب خمر به ۸۰ ضربه شلاق محکوم شده ولی اتهامات دیگرش هنوز بلاتکلیف باقی ماندهاند: «بدون حکم بازداشتش کردند، در منزلش الکل دستساز و لوازم الکترونیکی بوده که بدون حکم توقیف کردهاند. اینها همه تخلف است و برمبنای یک بیقانونی بزرگ که تفتیش عقاید مردم در خیابان است، او را بازداشت کرده و الان ۵ماه است بلاتکلیف نگه داشتند.»
در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تفتیش عقاید جرم است. بر اساس اصل ۲۳ قانون اساسی ایران، تفتیش عقاید ممنوع است و هیچکس را نمیتوان بهصرف داشتن عقیدهای مورد تعرض و مواخذه قرار داد. تفتیش عقاید یا انگیزاسیون، پرسوجو و واکاوی عقاید دینی و سیاسی مردم برای تحت تعقیب قرار دادن آنهاست. اگرچه این موضوع مطابق قوانین در ایران ممنوع است، اما گزارشهای بسیاری از واکاوی عقاید مردم و پیگرد قضایی آنها بهدلیل عقایدشان در سالهای گذشته منتشر شده است. در چندین مورد، از جمله «یوسف مهراد» و «صدرالله فاضلی زارع» شهروندان بهدلیل انتشار عقاید خود، با مجازات اعدام روبهرو شدند.
مسعود کسی را ندارد؛ صدایش باشید
یکی از منابعی که با ایرانوایر گفتوگو کرده میگوید که مسعود ملکپور سالها قبل پدر و یکی دو سال پیش هم مادرش را از دست داده و تلاشهای همبندیهایش برای یافتن نشانی از خواهر و برادرهایش به جایی نرسیده است: «مسعود کسی را ندارد. بهش گفتند که توهین به رهبری و نظام کردی و باید منتظر حکم باشی. ۴ماه هیچکس پیگیر کارش نبود. خودش چندینبار گفته من مشکل اعصاب دارم، ولی هیچ اهمیتی نمیدهند. حتی روانپزشک هم نبردند. به همه مثل آب خوردن قرص اعصاب میدهند، ولی مسعود را پیش روانپزشک نبردند. الان دارد وارد ماه پنجم میشود ولی هنوز بلاتکلیف توی زندان است.»
به گفته او، مسعود قربانی سیاست ارعاب در نظام جمهوری اسلامی شده است: «اگر با یک روانشناس یا روانپزشک صحبت کند، دکتر میگوید توی خودش است. خیلی درونگراست و اصلا فعال نیست. از آن افرادیست که چون خیلی ساکت است، میگیرند و میخواهند هر اتهامی را به او بزنند. در این سالها کم نداشتیم از این موارد.»
اشاره او به گزارشهای مکرر بازداشت و پروندهسازی علیه شهروندان و زندانیان سیاسی گمنامی است که گاه بهدلیل انتشار یکی دو استوری، به سالها زندان محکوم شدهاند. فعالان حقوقبشر درباره این نوع از بازداشتها و طرح اتهامات سنگین که بعضا حتی با مجازات اعدام روبهرو میشوند، بارها نسبت به روندهای فراقانونی که نهادهای امنیتی از آن بهره میبرند تا جامعه و مطالبات آن را مرعوب کنند، هشدار دارند.
به گفته یک منبع مطلع دیگر هم، مسعود ملکپور تاکنون وکیل نداشته است و بلاتکلیفی چند ماهه او در زندان، فشارهای روانی و جسمی بسیاری را بر این زندانی سیاسی وارد کرده است.
حقوق شما
«موسی برزین»، حقوقدان و مشاور حقوقی ایرانوایر میگوید که «اگر واقعا چیزی که اتفاق افتاده این باشد، این از مرز بیقانونی هم گذشته است.»
او تاکید دارد که در بازداشتهای پیشین و پیش از تصویب قانون جدید تشدید مجازات جاسوسان و همکاریکنندگان با دول متخاصم که جمهوری اسلامی در بحبوحه جنگ با اسراییل آن را مطرح و بعد به تصویب رساند، ارتباط با دول متخاصم، «بهمعنای همکاری با دولتی بود که کشور با آن در حال جنگ است.»
به گفته این وکیل حقوقبشری، در چنین اتهامی، «این باید اثبات شود که این آقا چطور با اسراییل در ارتباط بوده و چه ارتباط و همکاری داشته است؟ چه میگرفته و چه اطلاعاتی میداده است؟! مگر ایشان چه پستی دارد که بخواهد با یک دولت در ارتباط باشد؟ آنهم از رشت؟ باید مشخص شود که دقیقا چه اطلاعاتی میداده است؟!»
موسی برزین به اتهام «توهین به رهبری»، که به مسعود ملکپور تفهیم شده نیز اشاره کرده و میگوید: «در مورد توهین به رهبری هم باید الفاظ خیلی مشخصی که در عرف ما به آن میگوییم فحش، بهکار گرفته شده باشد. آنهم باید قصد وجود داشته باشد. بنابراین اینکه ایشان در اثر عصبانیت فرضا فحشی هم به آقای خامنهای یا سایر مسوولان داده باشد، آن مصداق توهین به رهبری محسوب نمیشود. چون آمدهاند حیوان خانگی او را بردهاند و حالا فرضا یه لفظی هم بهکار برده، این نمیتواند قصد توهین تلقی شود و اصولا در حالت دعوا و عصبانیت نمیشود گفت که این جرم محقق شده است.»
آقای برزین درباره اتهام شرب خمر نیز میگوید: «نمیدانیم ایشان اعتراف کرده یا نه، ولی مجازات شرب خمر در ایران هشتاد ضربه شلاق است که به ایشان دادهاند. این اتهام با تست الکل یا پیدا کردن مشروب در خانه ثابت نمیشود و شخص تا خودش اقرار نکند یا چهار نفر شاهد وجود نداشته باشند، نمیشود گفت که ایشان مشروب مصرف کرده است.»
به گفته مشاور حقوقی ایرانوایر، نهادهای امنیتی و دادگاههای انقلاب از اتهاماتی چون همکاری با دول متخاصم و توهین به رهبری، خصوصا در دوران جنگ ۱۲روزه، خیلی سوءاستفاده کردهاند: «هر کسی که حتی یک کامنت هم گذاشته بود، ربطش دادند به اسراییل. ممکن است ایشان هم چنین موردی باشد. در کل پروندههایی که با این رسم مطرح میشوند، در چارچوب حقوقی مطرح نمیشود و در چارچوب حقوقی هم به آنها رسیدگی نمیشود.»
آقای برزین با تاکید بر اینکه با توجه به اتمام بازجوییها، قرار بازداشت موقت آقای ملکپور، مسالهدار است، میگوید: «این هم که ۵ماه است در زندان است، مساله است. بازجوییها که تمام شده و چه دلیلی دارد که با قرار بازداشت موقت در زندان باشد. میتوانند وثیقه بدهند و موقتا آزادش کنند و بعد به اتهاماتش رسیدگی کنند.»