
حسین سیمایی صراف، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری روز چهارشنبه ۱۹آذر ۱۴۰۴، با اعتراض به تعطیلی مدارس به دلیل آلودگی هوا، گفته: «هرروز تعطیلی تاثیر خودش را بر آموزش میگذارد و ممکن است با نسلی کمسواد مواجه شویم.» تعطیلی مدارس در ایران، محدود به آلودگی هوا نیست، بلکه علاوه بر تعطیلیهای مناسبتی معمول، مدارس طی سه ماه اول سال تحصیلی جدید، به دلیل کمبود برق، گاز، آب و شیوع بیماری آنفولانزا و نگرانی از آلودگی هوا، بهصورت سراسری یا منطقهای با تعطیلیهای پیشبینینشدهٔ بسیاری مواجه بوده و هست.
افزایش تعطیلیهای پیشبینینشده مدارس، بعد از تعطیلی طولانیمدت مدارس به دلیل شیوع ویروس کرونا، به امری عادی تبدیلشده و اثر آن را در افت تحصیلی دانشآموزان میتوان مشاهده کرد. نتایج آخرین آزمون دورهای تیمز TIMSS که در سال ۲۰۲۳ برگزار شد، نشان میدهد سطح فراگیری دانشآموزان ایرانی نزولی و نگرانکننده شده است.
این آزمون که یکی از معتبرترین سنجشهای بینالمللی در آموزش پایه محسوب میشود سطح سواد دانشآموزان پایه چهارم در رشته ریاضی را سنجیده و ایران با نمره ۴۲۰ که پایینتر از متوسط بینالمللی (۵۰۰) است، از دوره قبل هم پایینتر رفته و در میان ۵۸ کشور رتبه ۵۳ را از آن خود کرده است. نمره ایران در سال ۲۰۱۹ حدود ۴۳۳ بود. نمره دانشآموزان ایرانی در درس علوم نیز از ۴۴۱ در سال ۲۰۱۹ به ۴۳۲ در سال ۲۰۲۳ رسیده است. نتایج این آزمون نشان میدهد، تنها حدود ۱٪ دانشآموزان ایرانی به سطح پیشرفته در این سنجشها رسیدهاند، درحالیکه بیش از نیمی (حدود ۵۹–۶۳٪) در سطح پایین قرار داشتهاند. دانشآموزان ایرانی حتی به نسبت کشورهای همسایه چون ترکیه، امارات، قطر و … عقبتر هستند.
اسماعیل عبدی، عضو کانون صنفی معلمان در گفتگو با «ایران وایر»، تعطیلی پیدرپی مدارس را یک اختلال ساختاری در شبکه اجتماعی-تربیتی کودکان میداند و میگوید: «پژوهشهایی بینالمللی نشان داده که توقفهای کوتاهمدت در حضور فیزیکی کودکان در مدرسه، باعث کاهش قابلتوجه دستاوردهای یادگیری بهویژه در رشته ریاضی و خواندن میشود. نتایج آزمون تیمز هم همین را نشان میدهد که کودکان نقاط محروم که دسترسی محدودتری به ابزار دیجیتال دارند، بیشترین آسیب را از تعطیلیها دیدهاند؛ بنابراین از نگاه عدالت آموزشی چنین تعطیلیهایی نهتنها کیفیت یادگیری را کاهش میدهد بلکه نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی را بیشتر میکند.» او میافزاید: «از دید جامعهشناسی مدرسه صرفا یک جا برای انتقال دانش نیست، بلکه بستری است که هویت اجتماعی دانشآموزان را شکل میدهد و مهارتهای لازم برای تعامل و تجربههای جمعی کودکان را محقق میسازد؛ بنابراین توقفهای پیدرپی نظم و ساختار کودکان را به هم میزند و میتواند انگیزه و مشارکت فعال آنها را ضعیفتر کند. اثر این اختلال اگر در سالهای آغازین تحصیل کودکان باشد، میتواند تبعات بلندمدتی روی تحصیل، آینده و حتی اقتصاد آنها داشته باشد.»
پسرفت سطح سواد دانشآموزان ایرانی نشان میدهد نظام آموزشی ایران با چالشهای اساسی ازجمله بیعدالتی روبروست بهطوریکه فاصله بسیاری بین دانشآموزان مدارس خاص با مدارس دولتی عادی وجود دارد. بخشی از این فاصله به زمان تحصیل و تعطیلی روزافزون مدارس دولتی عادی بازمیگردد حالآنکه مدارس خاص هم تعطیلی کمتری دارند هم برنامههای فوقبرنامه متنوعی برای کیفیتبخشی به آموزش دارند.
مقایسه ساعات آموزش در ایران با سایر کشورها
مطابق طرح ساماندهی زمان آموزش مصوب شورای عالی آموزشوپرورش، برنامه آموزشی مدارس در پنج روز اول هفته باید اجرایی شود؛ یعنی روزهای پنجشنبه و جمعه تعطیل است. در مقطع ابتدایی مدارس مکلف به برگزاری ۲۵ جلسه (هر جلسه بین ۴۵ تا ۵۰ دقیقه) و در دوره اول متوسطه جمعا ۳۰ ساعت در هفته و در مقطع دوره دوم متوسطه جمعا ۳۵ ساعت کلاس بهعلاوه نیم ساعت زنگ نماز، هستند.
مطابق قانون بازگشایی مدارس، مدارس در سراسر کشور همهساله اول مهرماه فعالیت آموزشی را آغاز و تا پایان اردیبهشت ادامه مییابد. امتحانات پایان سال در خردادماه برگزار میشود. این مادهقانونی تصریح دارد در مناطق گرمسیری که امکان ادامه تحصیل تا پایان اردیبهشت به دلیل گرمای زودرس وجود ندارد زمان پایان سال تحصیلی به عهده هیات وزیران است.
مدارس مقطع ابتدایی عملا مهرماه آغاز به کارکرده و تا پایان اردیبهشت ادامه خواهد داشت ولی مقطع متوسطه در خردادماه دانشآموزان مشغول امتحانات پایان سال هستند که معمولا تا نیمه خرداد تمام میشود با این حساب تعداد کل روزهای فعال سال تحصیلی با کسر پنجشنبه و جمعه و تعطیلات رسمی (شامل تعطیلات نوروزی) به ۱۶۰ روز نمیرسد. بررسی تقویم سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ نشان میدهد با کسر تعطیلات کلا ۱۵۵ روز مدارس باز است. خردادماه نیز ۲۱ روز غیر تعطیل دارد که به امتحانات اختصاص دارد؛ یعنی اگر هیچ اتفاقی رخ ندهد و مدارس طبق تقویم آموزشی فعالیت کنند کلا ۱۵۵ روز در سال تحصیلی جاری دانشآموزان مدرسه میروند ولی واقعیت غیرازاین است در همین سه ماه اول سال تحصیلی جدید مدارس بهطور متناوب در سطح کشور به دلیل ناترازی انرژی، آلودگی هوا و شیوع ویروس آنفولانزا تعطیل بوده، بهطوریکه مدارس را باید نیمه تعطیل خواند.
از ژاپن و کره جنوبی که به ترتیب با ۲۴۳ و ۲۲۰ روز سال تحصیلی طولانیترین سال تحصیل را دارند که بگذریم، معمولا بهطور میانگین سال تحصیلی در همه جای دنیا ازجمله آمریکا و اروپا بین ۱۸۰ تا ۱۹۰ روز است. سال تحصیلی در ایران هم روی کاغذ ۱۸۵ روز است ولی در عمل به کمتر از ۱۶۰- ۱۵۰ روز میرسد. طول روز مدرسه در ایران بین ۵ تا ۶ ساعت است که همانند کشورهای اروپایی است ولی در جنوب شرق آسیا بین ۸ تا ۹.۵ ساعت دانشآموزان در مدرسه حضور دارند. از این حیث، تقویم آموزشی ایران به لحاظ زمانی، چندان با کشورهای توسعهیافته متفاوت نیست، مساله زمانی ایجاد میشود که ایران برای تعطیلیهای پیشبینینشده که این سالها تعداد آن خیلی زیاد شده، برنامهای ندارد. حالآنکه در دنیا رعایت مجموع روزهای آموزشی سال تحصیلی الزامی است. برای نمونه در تقویم آموزشی آمریکا در ایالت ماساچوست، روزهای برفی پیشبینیشده چون معمولا روزهایی در سال به دلیل بارش زیاد برف تعطیل میشود لذا به تعداد روزهایی که تعطیلشده، از تعطیلات تابستانی کسر میشود. همه مدارس مکلفاند در سال حداقل ۱۸۰ روز فعالیت آموزشی داشته باشند و پر کردن این تعداد روز تکلیف قانونی است.
شورای عالی آموزشوپرورش در ماده ۸۷، ۱۰۷ آییننامه اجرایی مدارس، مدیران مدارس را مکلف کرده که تعطیلات اضطراری را به شکلی جبران کنند که دانشآموزان از تحصیل بازنمانند ولی نه در این آییننامه و نه در قانون بازگشایی مدارس، کاهش تعطیلات تابستانی برای جبران تعطیلات اضطراری پیشبینینشده است.
دخالت استانداران و نقض قانون آییننامه اجرایی مدارس
تعطیلات اضطراری مدارس که این روزها به دلیل آلودگی هوا و شیوع ویروس آنفولانزا، زیاد شده، اعتراض وزارت آموزشوپرورش را نیز برانگیخته است. وزارت آموزشوپرورش با این تعطیلات مخالف و آن را مخل بهحق تحصیل دانشآموزان میداند. علی فرهادی، سخنگوی آموزشوپرورش اخیرا در اعتراض به تعطیلیهای مکرر مدارس گفته: «استاندار بهعنوان رئیس شورای آموزشوپرورش استان و بالاترین مقام اجرایی هر استان، اختیارات گستردهای دارد؛ بااینحال، تعطیلی مدارس مورد تایید وزارت آموزشوپرورش نیست. آموزشوپرورش حتی در کارگروه اضطرار آلودگی هوا با تعطیلی مدارس مخالفت کرده اما تصمیمگیری نهایی بهصورت جمعی انجام میشود و وزارت آموزشوپرورش تنها یک رای دارد.» به گفته فرهادی تعطیلیهای مکرر مدارس و کاهش زمان آموزش حضوری، بهطور قابلتوجهی بر کیفیت یادگیری دانشآموزان تاثیر منفی گذاشته و مانع دستیابی آنان به نتایج مطلوب آموزشی شده است.
این در حالی است که مطابق ماده ۱۰۷ آییننامه اجرایی مدارس، تعطیلی مدارس در شرایط اضطرار با پیشنهاد مدیر مدرسه و موافقت اداره آموزشوپرورش باید انجام شود. ماده ۱۰۷ آییننامه اجرایی مدارس تصریح دارد: «در مواردی که به هر دلیل (شیوع بیماری واگیردار، بروز حادثه و…) ادامه تحصیل دانشآموزان با خطر احتمالی مواجه باشد، مدیر مدرسه باید با نظر کارشناسان مربوط و موافقت اداره آموزشوپرورش نسبت به تعطیل نمودن مدرسه بهصورت موقت اقدام کند و در اسرع وقت زمینه ادامه تحصیل و جبران ساعات آموزشی دانشآموزان را فراهم آورد.» تعطیلی مدارس اما بدون توجه به این قانون و با نظر استاندار و بدون توجه به تاثیر مخرب آن بر تحصیل کودکان صورت میپذیرد.
آیا خانوادهها میتوانند با شکایت به دیوان عدالت اداری خواستار توقف تصمیم دولت در تعطیلی پیدرپی مدارس شوند؟
حسین رئیسی وکیل دادگستری و متخصص حقوق کودکان در پاسخ به این پرسش به «ایران وایر» میگوید: «دیوان عدالت اداری میتواند به مساله منافع کودکان توجه و به تعطیلی پیدرپی مدارس ورود و دستور استاندار را در صورت نیاز، لغو کند. تشخیص اینکه تعطیلی مدارس به نفع کودکان است یا نه باید در اختیار آموزشوپرورش باشد که بر موضوع اشراف دارد. اگر آموزشوپرورش مخالف تعطیلی مدارس است یعنی تعطیلی را در راستای منافع کودکان تشخیص نداده، ازاینرو خانوادهها میتوانند نسبت به تصمیم دولت در تعطیلی مدارس به دیوان عدالت اداری شکایت کنند.»
حق آموزش رایگان و تحصیل معلق در جمهوری اسلامی
حق آموزش رایگان و اجباری کودکان مندرج در کنوانسیون حقوق کودک و قانون اساسی جمهوری اسلامی، صرفا به مدرسه رفتن کودک، خلاصه نمیشود بلکه مشمول بعد کیفیت آموزش نیز میشود؛ یعنی دولتها ازجمله دولت جمهوری اسلامی مکلف به تضمین آموزش باکیفیت، کودک محور، توانمند ساز و مبتنی بر حقوق بشر است. وقتی صحبت از کیفیت آموزشی میشود هم روشهای تدریس، هم فرآیند آموزشی و هم محیط مدرسه را دربر میگیرد. براساس حقوق بینالملل آموزش، «در دسترس بودن»، «باکیفیت بودن»، «انطباق پذیر بودن با نیاز کودک و جامعه» و «غیر تبعیضآمیز بودن» از بنیادهای حق آموزش است. اصل ۲۸ کنوانسیون حقوق کودک بر حق آموزش کودکان تاکید دارد و بلافاصله در اصل ۲۹ همین کنوانسیون بر کیفیت آموزش تاکید شده است؛ یعنی دولت علاوه بر ایجاد محیط تحصیلی و در دسترس کودکان قرار دادن امکانات آموزشی، باید برنامه درسی، کتابها و روشهای آموزش را بهگونهای طراحی کند که استانداردها رعایت و شخصیت کودک شکوفا و توانمند شود و از وجود مدرسهای عاری از خشونت، تبعیض و تحقیر بهره ببرد. حالآنکه تغییر تقویم آموزشی و تعطیلات پیدرپی، بهشدت کیفیت آموزش را تحت تاثیر قرار میدهد بهطوریکه نمره دانشآموزان ایرانی در آزمون تیمز روند نزولی را طی و آمار کودکان بازمانده از تحصیل افزایش مییابد.
حسین رئیسی متخصص حقوق کودکان در این خصوص میگوید: «حق آموزش مندرج در قانون اساسی و کنوانسیون حقوق کودک، دقیقا ناظر بر آموزش باکیفیت است که منجر به رشد و تعالی کودک شود. بدون کیفیت آموزشی، حق آموزش کودک محقق نمیشود، چون امکان رشد، شکوفایی، کشف استعداد و توانمندسازی کودک منجر نمیشود. ضمن اینکه بدون کیفیتبخشی به آموزش، عدالت آموزشی نیز محقق نمیشود. کیفیتبخشی هم مستلزم رعایت استانداردهای آموزشی، تداوم امر آموزش، بازآموزی معلمان، است.» او میافزاید: «اینکه قانون اساسی تصریح دارد که آموزش تا پایان مقطع متوسطه باید رایگان در اختیار کودکان باشد، یعنی باید هر مانعی سر راه حق آموزش کودکان برداشته شود. مستند به همین اصل مجلس، محروم کردن کودکان از آموزش را جرمانگاری و قرار دادن کودکان در معرض خطر خوانده است.»
عدالت آموزشی و رفتارهای شعاری دولت پزشکیان
عدالت آموزشی محدود به توسعه فضای آموزشی یا نوسازی آن نیست، حق آموزش باکیفیت و بدون تبعیض در اولویت است. «ایران وایر» پیشتر در گزارشی با عنوان «رتبههای بالای کنکور برای مدارس لاکچری؛ وعده عدالت آموزشی پزشکیان چه شد؟» به این وعده مسعود پزشکیان که گفته بود: «من میتوانم و این وعده را میدهم که مدارس دولتی را ارتقا دهم تا تنه به تنه مدارس غیردولتی بزنند.» پرداخته است.
در این گزارش به این مهم پرداخته شد که عدالت آموزشی به چیزی بیش از تبدیل مدارس کپری و کانتینری به مدارس آجری با سقف و دیوار ایمن نیاز دارد. عدالت آموزشی علاوه بر تضمین دسترسی برابر برای همه کودکان به آموزش باکیفیت و استاندارد، مستلزم توجه به نیازهای خاص کودکان و ایجاد شرایط مناسب برای شکوفایی همه دانشآموزان است. ولی دولت تمرکز خود را بر مدرسهسازی آن هم با کمکهای مردمی گذاشته است. حالا با تعطیلی پیدرپی مدارس به دلایل مختلف، عملا همان آموزش کم کیفیت را نیز معلق و عدالت آموزشی را ذبح کرده است.
اسماعیل عبدی عضو کانون معلمان ایران تعطیلی پیدرپی مدارس را خلاف عدالت آموزشی میداند و میگوید: «تعطیلات پیدرپی نهتنها کیفیت یادگیری را پایین میآورد بلکه نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی را تشدید میکند و این پدیده صرفا یک مشکل آموزشی نیست بلکه یک چالش حقوق بشری و سیاسی است که با ساختارهای قدرت سیاستهای دولت و توزیع منابع درهمآمیخته است.» او درعینحال معتقد است جبران آثار چنین تعطیلیهایی از طریق برنامهریزی هوشمند، سرمایهگذاری هدفمند و رویکرد عدالت محور ممکن است و میگوید: «چنین رویکردی در ساختار جمهوری اسلامی در بخش آموزشوپرورش دیده نمیشود. نگاهی که دولت و مسئولان به آموزشوپرورش دارند یک نگاه مصرفگرایانه است و اصلا فکر نمیکنند که جایی که دارند سرمایهگذاری میکنند نتیجه آن را در آینده میبینند.»
حسین رئیسی نیز با اشاره به طبقاتی شدن آموزش در ایران میگوید: «بخش اندکی از جامعه از آموزش، امکانات بهتر و تکنولوژی آموزشی برخوردار است اما اکثریت جامعه نهتنها امکانات اولیه را ندارد بلکه با تعطیلیهای مداوم آموزش، با افت شدید تحصیلی مواجه شده است. اینکه به هر بهانه مدارس تعطیل میشود، انگیزه آموزش و یادگیری را هم در معلم و هم در دانشآموزان را تنزل میدهد.»
از: ایران وایر