تداوم فعالیتهای مخرب حفاران غیرمجاز در محوطههای باستانی استان فارس، این بار یکی از استراتژیکترین بناهای تاریخی ایران یعنی قلعه استخر را هدف قرار داده است. گزارشهای واصله از فعالان میراث فرهنگی نشان میدهد که غارتگران میراث ملی در یک «شبیخون» سازمانیافته، بخشهای وسیعی از این محوطه باستانی را تخریب کردهاند. اما عمق فاجعه زمانی آشکارتر میشود که نگاهی به وضعیت محیط زیست پیرامون این قلعه بیندازیم؛ جایی که گفته میشود حتی به سرو ۲۵۰۰ ساله منطقه نیز رحم نشده و تنه این موجود زنده کهنسال به بهانه یافتن گنج سوراخ شده است.
قلعه استخر که بر فراز کوه میانقلعه در نزدیکی تختجمشید قرار دارد، نه تنها یک دژ نظامی مستحکم، بلکه بخشی از هویت سیاسی و مذهبی دوران ساسانی و سدههای نخستین اسلامی بوده است. حفاریهای غیرقانونی در این منطقه تنها به معنای از دست رفتن اشیای سیمین و زرین نیست، بلکه به معنای نابودی لایههای باستانشناختی است که حاوی اطلاعات ذیقیمتی از سبک زندگی، معماری دفاعی و تاریخ ناگفته ایران هستند. هر چالهای که توسط حفاران کنده میشود، در واقع صفحهای از شناسنامه فرهنگی این سرزمین است که برای همیشه پاره میشود.
تعرض به سرو ۲۵۰۰ ساله پیرامون قلعه استخر، نشاندهنده پیوند نامبارک تخریب میراث فرهنگی و میراث طبیعی است. این درخت که به عنوان یک اثر طبیعی ملی شناخته میشود، شاهد زنده تاریخ ایران از دوران هخامنشیان تاکنون بوده است. سوراخ کردن تنه این درخت کهنسال توسط سوداگران گنج، نشاندهنده جهل عمیق و فقدان نظارتهای حفاظتی در مناطق صعبالعبور کوهستانی است. کارشناسان هشدار میدهند که این آسیبهای فیزیکی میتواند راه را برای ورود آفات و خشک شدن تدریجی این نماد پایداری هموار کند.
وضعیت اسفبار قلعه استخر، آینهای از وضعیت عمومی بسیاری از محوطههای باستانی در ایران است که به دلیل کمبود بودجه حفاظتی، کمبود یگان حفاظت میراث فرهنگی و دور افتادگی، به بهشتی برای حفاران غیرمجاز تبدیل شدهاند. غارتگران با استفاده از تجهیزات پیشرفته فلزیاب و حتی در برخی موارد با استفاده از مواد منفجره، پیکره بناهای سنگی را متلاشی میکنند. این گزارش تحلیلی تأکید میکند که حفاظت از قلعه استخر به دلیل موقعیت سوقالجویش، نیازمند پایشهای هوایی و استقرار ایستگاههای حفاظتی دائمی است تا از تخریب بیشتر این دژ باستانی جلوگیری شود.
سکوت و انفعال در برابر این حجم از تخریب، میتواند منجر به نابودی کامل یکی از حلقههای اصلی زنجیره تمدنی در دشت مرودشت شود. قلعه استخر، تختجمشید و نقش رستم، اضلاع یک مثلث تاریخی هستند که جدایی هر یک از آنها، روایت تاریخی منطقه را ناقص میکند. جامعه باستانشناسی و فعالان مدنی خواستار برخورد قاطع قضایی با عاملان این شبیخون و ترمیم اضطراری بخشهای آسیبدیده قلعه و تیمار سرو کهنسال هستند تا بیش از این، میراث مشترک ایرانیان در آتش طمع و بیتدبیری نسوزد.
منابع مورد استفاده برای تدوین این گزارش:
این گزارش تحلیلی بر پایه گزارشهای میدانی ایندیپندنت فارسی، بیانیههای انجمنهای میراث فرهنگی استان فارس، دادههای تاریخی پایگاه میراث جهانی تختجمشید و بررسیهای پژوهشکده باستانشناسی ایران تنظیم شده است.