سیلی که در راه است

دوشنبه, 15ام دی, 1404
اندازه قلم متن

 سهراب ستوده

وقتی طلبه های قم در سال ۵۶ بعد از آن مقاله کذایی در روزنامه آیندگان کفن پوشان به خیابان ریختند، معلوم شد که سیلی درراه است. یک سال بعد سیل آمد و ۴۷ سال است که هنوز تخریب می کند. ایران کلا مساعد باران های موسمی و سیل است. یا باران نمی آید و آب چیره بندی می شود و وقتی می آید سیل جاری میشود و همه چیز را تخریب می کند. این بخشی از خصوصیت اقلیمی ایران هم است. وقتی زمین خشک است و آب راحت جذب نمیشود, سیل جاری می شود. در چنین وضعیتی قطرات باران یا جویبار های باریک از خود نمی پرسند به کجا می رویم. به دریا یا به باتلاق؟

در طغیان های اجتماعی یا انقلاب هم وضع به همین منوال است. وقتی ناخشنودی به خشم تبدیل می شود و انسانها و شبکه های اجتماعی یکدیگر را پیدا می کنند، به سیل با انقلاب منجر می شوند. این سیل اجتماعی هم می تواند نعمت باشد یا نکبت. این بستگی به اهداف, رهبری، آمادگی و نیروهای محرکه آن دارد. انقلاب ۵۷ به نکبت بدل شد.

با نگاهی به داده های جامعه امروز ایران و نیروهای محرکه آن و شرایط بین المللی باید برای سیلی که در راه است برای اینکه به نکبتی دوباره تبدیل نشود، باید سد بندی کرد، آماده شد و آژیر ها را کشید و مردم را هشیار کرد.

امروز دیگر دیکتاتوری و استبداد خصوصیت ویژه حکومت ها نیست. اپوزیسیون امروز خود دیکتاتور است، اگر دیکتاتوری بعد از کسب قدرت قابل فهم باشد، قبل از آن دیگر اصلا قابل فهم نیست.

خمینی در انقلاب ۵۷ به همه چیز نه گفت و به هیچ صدایی گوش نکرد، حتا از شریعتی که معلم انقلاب بود و موجب جذب جوانان به انقلاب شد، تعریف و‌ تمجید نکرد.فقط گفت: “شاه باید برود و همه با هم” که منظورش همه با من بود. و وقتی بختیار هم خطر سیل را حس کرده بود و میخواست از آن جلوگیری کند، گفت: “بختیار نوکر بی اختیار” .زمانی هم که می خواست نوع حکومت اش را تعیین کند گفت: “جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر و‌ نه یک کلمه بیشتر” .

همین یک دنده گی و قاطعیت رمز پیروزی او بر علیه شاه بود. اما همین یک دنده گی و قاطعیت که تا آخر عمرش هم حفظ و ادامه پیدا کرد به فاشیسم اسلامی بدل شد.

امروز جریان راست افراطی با درس آموزی از انقلاب ۵۷, مبتلا به بیماری خمینی شده است و تصور می کند با کپی برداری از روی دست این پیر مرد چنزر پنزری می تواند انقلاب پیروزمندی را سازمان دهد. اینها متوجه نیستند که با مدل های قدیمی نمیشود انقلاب کرد.حتا اگر بشود به همان شیوه انقلاب کرد, اما نمیشود به آزادی و دموکراسی رسید.

اما بنظر می رسد هدف اینها نه آزادی و دموکراسی بلکه براندازی و انتقام از” ۵۷ تی” هابی ست که پدر تاجدار را سرنگون کرده اند. ۵۷تی اسم رمز اینها برای انتقام است. همینطور که خمینی با خودی و غیر خودی کردن انسانها و غرب ستیزی فجایع ۴۷ سال گذشته را موجب شد، اینها هم با تنفر عمیق نسبت به «۵۷ تی ها» ، «تجزیه طلبان ها» «فمنیست ها » «رنگین کمانی ها » و «سه فاسد ها»… نه تنها فرصتی برای ساختن خرابی های ۴۷ گذشته را پیدا نخواهند کرد بلکه چنان خشونتی اهمال خواهند کرد که مشابه خود در تاریخ بسیار دیده شده است. خمینی و جریان ارتجاع اسلامی جدا تا قبل از گرفتن قدرت اینقدر خشونت کلامی، نفرت پراکنی، فحاشی و سنگ پراکنی به مخالفین سیاسی خود نکرده بودند.

اینها نمی دانند سرنگونی بخودی خود به معنای پیروزی انقلاب نیست و نمی تواند هدف نهایی باشد. وقتی هدف تنزل پیدا کند، راه رسیدن به هدف هم تنزل پیدا می کند. هدف باید ساختن ایرانی آزاد و دموکراتیک باشد که در آن کثرت گرایی و تنوع افکار پذیرفته شود و البته اولین گام برای رسیدن به این مهم سرنگونی است.

اتفاقات مشهد و موضع گیری این طیف از اپوزیسیون نسبت به مستند خانم ترانه علیدوستی، توماچ، نرگس محمدی و…. نشان می دهد، که اگر باران تندی ببارد و اگر سیلی جاری شود، با توجه به اوضاع بین‌المللی، عدم آمادگی نیروهای موجود و تناسب قوا احتمالا به دریا نخواهیم رسید.

وقتی یکی از مجذوبان آقای پهلوی در یکی از سایت های سلطنت طلبان که کلا مربوط به مستند ترانه علی دوستی بود می گفت اگر ترانه علیدوستی رهبری شاهزاده را بپذیرد چاکرش هم هستیم، نشان می دهد که این طیف از اپوزیسیون از همین الان چقدر فاشیستی فکر می کنند و این یک‌ لغزش زبانی نیست بلکه یک سیاست تدوین شده از بالاست. همه طرفداران این طیف، سازمان یافته و نقشه مند حرکت می کنند.درست مثل یک حزب پادگانی.

در انقلاب ۵۷ همه بخش های اپوزیسیون در سرنگونی شاه اتفاق نظر داشتند اما اهداف متفاوتی بدنبال می کردند، اما از آنجاییکه متأسفانه رهبری انقلاب به دست خمینی افتاد، کسی دیگر قادر به مخالفت با رهبری او نبود. بنابراین همه منتظر رفتن شاه شدند و تصور می کردند که روحانیت نه قادر به اداره کشور است و نه مایل به آن. همه به انقلاب های پی در پی بعد از سرنگونی فکر می کردند. امروز اما هنوز مسئله رهبری حل نشده است، به همین خاطر آنها با تمام ابزار تلاش می کنم آنرا با زور به نفع خود مصادره کنند. البته اینها با توجه به پول و مدیای قویی که اسرائیل در اختیارشان قرار داده است، دست بالایی دارند و می توانند با شستشوی های مغزی چند ده گذشته توسط تلویزیون های خود، موج ایجاد کنند، در این حالت اپوزیسیون آزادی‌خواه نباید اشتباهات سال ۵۷ را تکرار کند و به دنباله روی از سونامی احتمالی روی آورند. حتا اگر آقای رضا پهلوی به اندازه خمینی در سال ۵۷ در بین مردم نفوذ داشته باشد، باید بداند که خمینی در نهایت نه با فریب و تبلیغات بلکه با اسلحه توانست خود را به جامعه تحمیل کند.

بنابراین ضروری است که اپوزیسیون دموکرات و آزادی خواه از همین الان سیل بند هایی برای جلو گیری از تخریب بیشتر ایران از جمله جنگ داخلی یا نظامی توتالیتر ایجاد کند. یکی از این سیل بند ها می تواند ایجاد جبهه واحد ضد فاشیسم باشد.

از: گویا


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.