
رکسانا صابری و فاطمه جمالپور
مجله تایم / ۹ ژانویه ۲۰۲۶
در حالی که اعتراضات علیه دولت ایران شامگاه پنجشنبه بهطور چشمگیری گسترش یافت، حکومت در بسیاری از نقاط با گشودن آتش پاسخ داد. یک پزشک در تهران که به شرط ناشناس ماندن با مجله تایم گفتوگو کرده است، اعلام کرد تنها در شش بیمارستان پایتخت، دستکم ۲۱۷ نفر از معترضان جان خود را از دست دادهاند که «بیشتر آنها بر اثر اصابت گلوله جنگی» کشته شدهاند.
در صورت تأیید، این آمار نشانه آغاز سرکوبی است که پیشتر با قطع تقریباً کامل اینترنت و ارتباطات تلفنی کشور از شامگاه پنجشنبه پیشبینی میشد. این موضوع همچنین چالشی مستقیم برای دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، محسوب میشود که پیشتر در همان روز هشدار داده بود در صورت کشتن معترضان، حکومت ایران «بهای سنگینی خواهد پرداخت». معترضانی که از ۲۸ دسامبر تاکنون با شمار فزایندهای به خیابانها آمدهاند.
این اعتراضات که اکنون هر ۳۱ استان کشور را دربر گرفته، در ابتدا در واکنش به فروپاشی اقتصادی شکل گرفت، اما بهسرعت به مطالباتی برای سرنگونی حکومت اقتدارگرای اسلامی تبدیل شد که از سال ۱۹۷۹ بر کشوری با جمعیتی حدود ۹۲ میلیون نفر حاکم است. هرچند تجمعها عمدتاً مسالمتآمیز بوده و شعارهایی چون «آزادی» و «مرگ بر دیکتاتور» سر داده شده، اما در برخی موارد ساختمانهای دولتی نیز مورد تخریب قرار گرفتهاند.
به گفته این پزشک، مقامها روز جمعه اجساد کشتهشدگان را از بیمارستانها خارج کردند. او افزود بیشتر جانباختگان جوان بودهاند، از جمله چندین نفر که در نزدیکی یک کلانتری در شمال تهران، زمانی که نیروهای امنیتی با رگبار مسلسل به سوی معترضان شلیک کردند، «در جا» کشته شدند. فعالان حقوق بشر گزارش دادهاند که دستکم ۳۰ نفر در این حادثه هدف گلوله قرار گرفتهاند.
گروههای حقوق بشری در روز جمعه آمار تلفات بسیار کمتری نسبت به گفتههای این پزشک اعلام کردند، هرچند این اختلاف ممکن است ناشی از تفاوت در شیوههای گزارشدهی باشد. خبرگزاری فعالان حقوق بشر (هرانا) مستقر در واشنگتن که تنها قربانیان شناساییشده را در آمار خود لحاظ میکند، از دستکم ۶۳ کشته از آغاز اعتراضات خبر داده است که ۴۹ نفر از آنها غیرنظامی بودهاند.
مجله تایم اعلام کرده است که امکان راستیآزمایی مستقل این آمار را نداشته است.
همزمان با انتشار این آمار، حکومت مجموعهای از پیامهای تهدیدآمیز را نیز مخابره کرد. علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در سخنرانیای که روز جمعه پخش شد، گفت: «جمهوری اسلامی در برابر خرابکارانی که بهدنبال خوشایند ترامپ هستند، عقبنشینی نخواهد کرد.» در همین حال، دادستان تهران اعلام کرد که معترضان ممکن است با مجازات اعدام روبهرو شوند. همچنین یک مقام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تلویزیون دولتی به والدین هشدار داد فرزندان خود را از اعتراضات دور نگه دارند و گفت: «اگر… گلولهای به شما خورد، شکایت نکنید.»
در ۱۱ روز نخست اعتراضات، ابهام زیادی درباره نحوه واکنش حکومت وجود داشت. یک مأمور یگان ضدشورش با لباس سیاه در یکی از شهرهای کردنشین شمالغرب ایران روز چهارشنبه به تایم گفت: «اکنون اختلافنظر زیادی در میان نیروهای امنیتی وجود دارد» درباره اینکه آیا سرکوب گسترده میتواند نظم را بازگرداند یا خشم عمومی را بیشتر شعلهور خواهد کرد. او که نخواست نامش فاش شود، افزود: «در یگان ضدشورش صددرصد سردرگمی وجود دارد.»
به گفته او، تصمیمهای کلیدی در نشستهایی گرفته میشود که اطلاعات آن به نیروهایی مانند او منتقل نمیشود. «من اینجا درجه بالایی دارم، اما نمیدانم چه خبر است. همهچیز را پنهانی انجام میدهند و ما از آنچه در راه است میترسیم.»
او اضافه کرد: «همهجا آشوب است؛ در شهر، در خانهها، در خیابانها و حتی در داخل نیروهای پلیس. من همه مأموران کلانتریمان را میشناسم و آنها باور دارند که حکومت در حال فروپاشی است.»
اما تصاویر خونین منتشرشده در شبکههای اجتماعی در روز جمعه، همراه با هشدارهای صریح مقامها، نشان میدهد که دستورات روشنی صادر شده است.
حسین حافظیان، کارشناس ایران و استاد علوم سیاسی مقیم نیوجرسی، میگوید: «به نظر من در شرایط کنونی، از آنجا که اعتراضات به مناطق طبقه متوسط گسترش یافته، حکومت در استفاده از زور عریان تردید نخواهد کرد؛ همانگونه که در ناآرامیهای پیشین عمل کرده است. در این مقطع، این وضعیت بهعنوان تهدیدی وجودی تلقی میشود.»
او پیشبینی کرد: «از این پس، شمار تلفات بهسرعت افزایش خواهد یافت»، اما افزود: «اگر ترامپ چند پادگان پلیس ضدشورش را هدف قرار دهد، ممکن است ورق برگردد.»
تهدیدهای ترامپ، همراه با بازداشت نیکلاس مادورو، رئیسجمهور وقت ونزوئلا، از سوی ایالات متحده، بهعنوان یکی از دلایل واکنش نامتوازن مقامهای ایرانی در روزهای ابتدایی اعتراضات مطرح شده است. در ملکشاهی در استان ایلام در غرب ایران، بنا بر گزارش شبکه حقوق بشر کردستان مستقر در پاریس، دستکم پنج معترض در اثر تیراندازی در مقابل ساختمانی متعلق به نیروهای شبهنظامی بسیج کشته شدند. اما در محل آغاز اعتراضات، یعنی بازار بزرگ تهران که بهطور سنتی پایگاه حمایت از حکومت بهشمار میرود، نیروهای امنیتی عمدتاً با استفاده از گاز اشکآور و بازداشت، و نه گلوله جنگی، جمعیت را متفرق کردند.
برخی دیگر به حجم گسترده چالشهایی که جمهوری اسلامی با آنها روبهروست اشاره کردند. افشون استوار، استاد امنیت بینالملل در دانشکده تحصیلات تکمیلی نیروی دریایی آمریکا در کالیفرنیا و نویسنده دو کتاب درباره ایران، گفت: «این حکومت هنوز رژیمی بسیار مستحکم است، اما اگر به اطراف نگاه کنید، میبینید که از تقریباً هر نظر، ضعیفتر از هر زمان دیگری از دوره پس از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ شده است.»
رهبری جمهوری اسلامی همچنان از درگیری ماه ژوئن با اسرائیل متزلزل است؛ زمانی که حملات هوایی، سامانههای پدافند هوایی ایران را نابود کرد و برنامه هستهای کشور را به عقب راند—حملاتی که با مشارکت بمبافکنهای B-2 آمریکا به دستور دونالد ترامپ انجام شد. همزمان، سقوط ارزش پول ملی زیر فشار تحریمهای بینالمللی، کمبود آب و قطعیهای مکرر برق، حس بحران را در سراسر کشور تشدید کرده است.
حسین حافظیان گفت: «آنها حتی قادر به تأمین حداقل رفاه اقتصادی برای جمعیت خود نیستند. اکنون در وضعیت بقا قرار دارند.»
آنچه بر پیچیدگی معضل حکومت میافزاید این است که برخلاف اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در سال ۲۰۲۲ که سراسر ایران را فرا گرفت، اعتراضات کنونی از سوی بازاریان آغاز شد و سپس به محلههای طبقه کارگر گسترش یافت؛ گروههایی که به گفته یک تحلیلگر سیاسی مستقر در تهران—که به شرط ناشناس ماندن صحبت کرد—حکومت از بیگانه کردن آنها هراس دارد. او گفت: «حاکمیت در سرکوب طبقات کارگر با دشواری بیشتری روبهروست»، هرچند افزود که «در برخی مناطق رفتارهای خشن مشاهده شده است… و با گسترش اعتراضات، میزان خویشتنداری حکومت به محک گذاشته خواهد شد.»
ساختار قدرت در جمهوری اسلامی نیز بر این پیچیدگی میافزاید. در رأس هرم، علی خامنهای قرار دارد که کنترل دستگاههای امنیتی، از جمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، را در دست دارد. رئیسجمهور منتخب، مسعود پزشکیان، در مواضع علنی رویکردی آشتیجویانه اتخاذ کرده است، اما به گفته دو عضو کابینه که نخواستند نامشان فاش شود، اعضای کابینه او از سرکوب حمایت میکنند.
یکی از اعضای کابینه گفت: «اکثریت استدلال کردهاند که در شرایط فعلی باید با اعتراضات با زور برخورد شود، زیرا معتقدند نشانههایی از دخالت اسرائیل و ایالات متحده وجود دارد.»
نفوذ شخصی پزشکیان هم به دلیل محدودیتهای جایگاه ریاستجمهوری و هم به سبب نداشتن دسترسی مستقیم به رهبر جمهوری اسلامی، محدود باقی مانده است. به گفته عضو دوم کابینه، دیدارهای منظم میان این دو از زمانی که خامنهای در جریان جنگ ایران و اسرائیل به مخفیگاه رفت، متوقف شده است. او گفت: «اکنون پزشکیان از طریق چند واسطه با خامنهای ارتباط برقرار میکند.»
ماشاءالله شمسالواعظین، مشاور روابط عمومی دولت، گفت دولت ترامپ میخواهد «ایرانیان را تشویق کند به خیابانها بیایند و سپس به بهانه نجات مردم، به ایران حمله کند و الگوی ونزوئلا را در اینجا پیاده سازد.» او افزود که دولت رویکرد «آزمون و خطا» در پیش گرفته است: گفتوگو با نمایندگان معترضان، تغییر رئیس کل بانک مرکزی و توزیع پول — ماهانه یک میلیون تومان، معادل حدود ۷ دلار، برای هر ایرانی به مدت چهار ماه — بهعنوان تلاشی برای «خریدن زمان».
شمسالواعظین همچنین گفت حکومت مذاکرات غیرمستقیم هستهای با غرب را درباره تعلیق غنیسازی اورانیوم از سر گرفته است. «حکومت امیدوار است مذاکرات درباره برنامههای هستهای و موشکی ایران، مقداری گشایش ایجاد کند.»
تحلیلگران که پیش از خونریزی شامگاه پنجشنبه با آنها گفتوگو شده بود، چند عامل غیرقابل پیشبینی را در مسیر تحولات اعتراضات و واکنش حکومت برشمردند. یکی از این عوامل آن است که آیا شمار بیشتری از ایرانیان طبقه متوسط و بالا، و همچنین اقلیتهای قومی، با وجود افزایش خطر واکنش خشونتآمیز، همچنان به اعتراضات خواهند پیوست یا نه. بسیاری از معترضان شعار حمایت از رضا پهلوی، فرزند ارشد شاه مخلوع، سر دادند؛ پادشاهی که در انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ سرنگون شد. پهلوی که ساکن ایالات متحده است، خواستار حضور گسترده مردم در اعتراضات شبهای پنجشنبه و جمعه شده و وعده داده است به ایران بازگردد و زمینه استقرار یک دموکراسی سکولار را فراهم کند.
گروههای مخالف کرد نیز فراخوانهای جداگانهای صادر کردند. رِبین رحمانی، عضو هیئتمدیره شبکه حقوق بشر کردستان، گفت بسیاری از کردهای ایران به این دلیل به خیابانها آمدهاند که احساس میکنند چیزی برای از دست دادن ندارند و دریافتهاند که حکومت آسیبپذیر است. او گفت: «این آگاهی، ترس را کاهش داده و جسارت معترضان را افزایش داده است.»
با این حال، یکی از معترضان کرد استدلال کرد که بدون مشارکت گستردهتر ساکنان شهرهای بزرگ — و نیز دخالت مستقیم رئیسجمهور ترامپ — تغییر چندانی رخ نخواهد داد. او که نخواست نامش فاش شود، گفت: «امید ما به ترامپ است. او باید با ایران همان کاری را بکند که با ونزوئلا کرد.»
شاید بزرگترین عامل غیرقابل پیشبینی، خود دستگاههای امنیتی باشند. هرچند ناظران نشانههای قابلتوجهی از ریزش در سطوح بالای فرماندهی مشاهده نکردهاند، اما میگویند با هر موج اعتراض، شمار بیشتری از نیروهای ردهپایین پلیس و اعضای بسیج — نیروی داوطلب وفادار به حکومت — از مشارکت در سرکوب خودداری میکنند.
مأمور یگان ضدشورش گفت: «خانواده خودم از من میخواهند یونیفرمم را دربیاورم و این شغل را رها کنم»، و افزود که از لحظهای میترسد که فرمان شلیک مستقیم صادر شود. «اگر نافرمانی کنم، مرا خواهند کشت.»
او در پایان گفت: «من برای امرار معاش وارد نیروی پلیس شدم، نه برای کشتن مردم.»