منیر الربیع: ترامپ به‌دنبال درهم شکستن محور جمهوری اسلامی در منطقه از بغداد تا بیروت

دوشنبه, 6ام بهمن, 1404
اندازه قلم متن

منیر الربیع

هدف نهایی واشنگتن پایان‌دادن به نفوذ جمهوری اسلامی در منطقه، مختومه‌کردن پرونده هسته‌ای و نابودی توان موشکی رژیم تهران است

برای درک سیاست‌های آمریکا در خاورمیانه دیگر نیازی به جست‌وجو و تفسیرهای پیچیده نیست. با حضور دونالد ترامپ، مواضع این کشور معمولا روشن، مستقیم و بی‌پرده بیان می‌شود. دولت آمریکا عملا مجال چندانی برای برداشت‌های دوگانه یا مانور سیاسی باقی نمی‌گذارد و همین امر برای سیاستمدارانی که سال‌ها به وقت‌کشی، حرکت محتاطانه و ایجاد توازن‌های ظریف در رابطه با واشنگتن خو گرفته بودند، وضعیتی تازه و ناآشنا به‌وجود آورده است.

راهبردی که ترامپ در پیش گرفته، شتاب‌بخشیدن به بستن همه پرونده‌ها یا دست‌کم تحقق بیشترین اهداف ممکن در کوتاه‌ترین زمان است، به‌ویژه پیش از فرارسیدن انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در پاییز آینده. از آنجا که روند «پیمان ابراهیم» با کندی یا شاید بن‌بست روبه‌رو شده، ترامپ ترجیح می‌دهد در زمینه‌های دیگر امتیاز کسب کند، ازجمله اعلام تشکیل شورای صلح در غزه و تثبیت آتش‌بس در آنجا، پیشبرد نتایج ملموس در لبنان مطابق با دیدگاه آمریکا، و نیز پیشرفت در پرونده‌های حساس عراق و ایران.

 

بستن مسیر بازگشت نوری مالکی به قدرت

ترامپ ازجمله شخصیت‌هایی است که به‌سختی از اهدافش عقب‌نشینی می‌کند. به همین دلیل، او همچنان اصرار دارد که در ایران تغییری راهبردی ایجاد کند، چه ازطریق راه‌حل‌های سیاسی و توافق، و چه از مسیر نظامی و با استفاده از زور، یا آنچه خود «تحمیل صلح به‌وسیله قدرت» می‌نامد. در چارچوب این سیاست، پیام روشن آمریکا به مقام‌های عراقی این است که اگر دولتی با حضور شخصیت‌های نزدیک به جمهوری اسلامی تشکیل شود، تحریم‌های فزاینده‌ای علیه عراق اعمال خواهد شد. این درحالی است که روند تشکیل دولت جدید عراق در حال حاضر هم به بن‌بست رسیده و محمد شیاع السودانی، نخست‌وزیر فعلی، به نفع نوری مالکی کنار رفته است. البته این هشدار مسیر بازگشت نوری مالکی را مسدود می‌کند و درعوض می‌تواند راه بازگشت السودانی را، که پیش‌تر ائتلاف چارچوب هماهنگی و حشد الشعبی آن را سد کرده بود، هموار کند.

پایان دادن به نفوذ جمهوری اسلامی در منطقه

این روند از تهدیدهای پیوسته و صریح آمریکا علیه شبه‌نظامیان حشدالشعبی جدا نیست، تهدیدهایی که تاکید می‌کند هرگونه اقدام نظامی علیه نیروهای آمریکایی یا اسرائیل، با پاسخ مستقیم و سخت روبه‌رو خواهد شد. این هشدارها همزمان با افزایش محسوس حضور نظامی آمریکا برای محاصره ایران و بالا رفتن احتمال حمله به این کشور، دوباره شدت گرفته است. البته هدف واشنگتن فراتر از این اقدامات است و پیش‌تر نیز به‌روشنی بیان شده: پایان‌دادن به نفوذ جمهوری اسلامی در منطقه، مختومه کردن پرونده هسته‌ای و نابودی توان موشکی رژیم جمهوری اسلامی ایران. در عراق نیز توجه آمریکا به‌وضوح بر قطع کامل نفوذ جمهوری اسلامی بر مراکز تصمیم‌گیری و منابع ثروت متمرکز است، مسیری که در نهایت ممکن است راه خروج نیروهای آمریکایی از این کشور را هموار کند.

انحلال حشدالشعبی

به بیانی روشن‌تر، همزمان با تثبیت ائتلاف آمریکا و سوریه، پایان‌دادن به بن‌بست پیشین با نیروهای دموکراتیک سوریه، و تلاش واشنگتن برای تقویت موقعیت احمد الشرع، رئیس دولت سوریه، به‌منظور تمرکز کامل قدرت بر سراسر قلمرو کشور، به‌ویژه مرزهای مشترک با عراق، ایالات متحده به نقطه‌ای رسیده است که می‌تواند به خروج از سوریه بیندیشد. همین الگو قرار است در عراق نیز تکرار شود، با این تفاوت که پیش از هرگونه عقب‌نشینی، آمریکا می‌خواهد از پایان نفوذ جمهوری اسلامی در عراق و تثبیت حضور متحدانش در ساختار قدرت اطمینان حاصل کند. البته تحقق این هدف مستلزم برچیدن ساختار حشد الشعبی و از میان برداشتن تمامی مراکز قدرت وابسته به رژیم ایران است.

ایجاد یک دولت همسو در لبنان

در لبنان نیز وضعیت مشابهی جریان دارد. آمریکا بر اجرای تعهد لبنان برای انحصار سلاح در دست دولت پافشاری می‌کند و خواهان خلع سلاح کامل حزب‌الله است. با این حال، مواضع آمریکا درباره آینده لبنان و جایگاه حزب‌الله در مرحله پیش رو با نوعی ابهام و دوگانگی همراه است. درحالی‌که برخی مقام‌های آمریکایی درباره امکان خلع سلاح حزب‌الله و برچیدن ساختارهای نظامی و امنیتی این گروه و لزوم روی‌آوردن آن به فعالیت سیاسی صحبت می‌کنند، برخی دیگر نیز بر لزوم انحلال کامل این حزب و پایان دادن به ساختارهای اجتماعی و سیاسی آن تاکید می‌کنند. هدف نهایی این جریان، ایجاد تغییرات گسترده در ساختار سیاسی و اجتماعی شیعیان لبنان است تا محیطی فراهم شود که با منافع آمریکا همسو باشد، یا دست‌کم خصومت ایدئولوژیک با اسرائیل را کاهش دهد و راه را برای توافقی لبنانی‌ـ‌ اسرائیلی هموار کند، توافقی که شاید به‌معنای صلح کامل نباشد، اما بتواند به توافق امنیتی یا بازگشت به توافق آتش‌بس سال ۱۹۴۹ منجر شود.

فشارهای حداکثری

همه نشانه‌ها حاکی از آن است که ترامپ، در توافق با نتانیاهو، به اعمال فشار حداکثری بر لبنان و سایر کشورهای منطقه ادامه خواهد داد تا اهداف راهبردی‌اش را محقق کند. ترامپ قصد دارد درحالی وارد انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا شود که از موقعیتی قدرتمند برخوردار است، موقعیتی که در آن کنترل کشورهای جدید را در دست گرفته، یا آنها را به مدار نفوذ آمریکا وارد کرده و در نتیجه، قدرت آمریکا را احیا کرده است. البته ایجاد تغییر در ایران می‌تواند برای ترامپ یک برگ برنده بزرگ در سیاست داخلی محسوب شود. علاوه‌بر این، هرگونه پیشرفت در مسیر توافق لبنان‌ـ‌ اسرائیل و سوریه‌ـ اسرائیل و پایان دادن به وضعیتی که آمریکایی‌ها آن را «بن‌بست عراق» می‌دانند، زمینه را برای خروج کامل آمریکا از عراق فراهم می‌کند تا واشنگتن بتواند توجهش را به عرصه‌های دیگر معطوف کند.

ازسوی دیگر، به نظر می‌رسد خاورمیانه، چه از نظر سیاسی و چه از لحاظ نظامی، دستخوش فشارها و غافلگیری‌های بیشتری شود. همچنین نمی‌توان رویکردی که همکاری ترامپ با متحدش نتانیاهو را محدود می‌کند، نادیده گرفت. البته این روند در برخورد واشنگتن با تحولات لبنان کاملا مشهود است. ترامپ به‌دنبال آن است تا یک روند سه‌جانبه میان لبنان و اسرائیل تحت نظارت آمریکا شکل بگیرد که فرانسه یا سازمان ملل متحد هیچ نقشی در آن نداشته باشند. هدف ترامپ بازسازی و بازچینی منطقه براساس دیدگاه و منافع آمریکاست، به‌گونه‌ای که هیچ بازیگر خارجی دیگری، به‌ویژه فرانسه که احساس می‌کند از لبنان و سوریه کنار گذاشته شده، نتواند در این روند نفوذ یا دخالت کند. این رویکرد نشان می‌دهد که واشنگتن می‌خواهد نقشه قدرت منطقه‌ای را یک‌جانبه و با حداقل موانع خارجی طراحی و اجرا کند.

 به همین دلیل، آمریکایی‌ها تصمیم دارند رسیدگی به پرونده نیروهای دموکراتیک سوریه را به خود و دمشق محدود کنند و پاریس ناگزیر است برای ورود به ماجرا از طریق تماس با مظلوم عبدی، فرمانده کل نیروهای دموکراتیک سوریه، یا محمد شیاع السودانی، نخست‌وزیر عراق، وارد عمل شود.

برگرفته از المدن

ایندیپندنت 

 


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.