ترامپ: نقشۀ ایران پس از جنگ با نقشۀ پیش از جنگ فرق خواهد داشت

دوشنبه, 18ام اسفند, 1404
اندازه قلم متن

در حالی که حملات مشترک ایالات متحد و اسرائیل به ایران و پاسخ متقابل تهران ادامه دارد، روزنامۀ آمریکایی نیویورک تایمز در گزاشی که در تاریخ هفتم مارس منتشر شد به سخنان دونالد ترامپ پرداخته است. سخنانی که بر اساس آن نقشۀ ایران پس از جنگ «احتمالاً» دیگر همانند نقشۀ پیش از جنگ نخواهد بود. به گفتۀ شماری از کارشناسان، این اظهارات می‌تواند نشانه‌ای از نزدیک‌تر شدن دیدگاه دولت آمریکا به رویکرد اسرائیل دربارهٔ آیندۀ ایران پس از جمهوری اسلامی باشد. تاکنون این سخن بسیار شنیده می‌شد که دولت آمریکا برخلاف دولت اسرائیل برنامه‌ای برای فردای سرنگونی جمهوری اسلامی ندارد.

A woman walks past the flag and map of Iran painted on a wall in Tehran on February 25, 2026.ATTA KENARE / AFP
نقشۀ ایران. AFP – ATTA KENARE
 
 

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا پیش از جنگ و حتی تا چند روز پس از آغاز حملۀ نظامی به ایران می‌گفت که حاضر است با رهبرانِ میانه‌روتر جمهوری اسلامی به توافق برسد. یک بار هم پس از کشته شدن خامنه‌ای گفت که برای پایان دادن به جنگ، تعیین رهبر جدید باید زیر نظر او باشد. این سخن او، مایۀ نگرانی اسرائیلی‌ها و بخش‌هایی از اپوزیسیون ایران در خارج از کشور شد. زیرا نشان می‌داد که دولت آمریکا در پی حفظ نظام جمهوری اسلامی در ایران است. اما چند روزی است که ترامپ نه تنها از برچیدن کامل نظام جمهوری اسلامی بلکه از تغییر نقشۀ ایران نیز سخن می‌گوید و این همان برنامۀ دیرین دولت اسرائیل است که ایرانی‌های طرفدار آن دولت ترجیح می‌دهند دربارۀ آن سکوت کنند.

تاکنون گمان می‌رفت آلترناتیو اسرائیلی‌ها در ایران، رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران، است. سفر او به اسرائیل، دیدارش با نتانیاهو و هم‌زمانی فراخوان‌های او با وعده‌های موساد و ترامپ در خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴ این شبهه را ایجاد کرد که دولت اسرائیل آلترناتیوی جز او ندارد. اما در ۲۲ دی‌ماه ۱۴۰۴ (۱۱ ژانویه ۲۰۲۶) یعنی دو روز پس از به خون کشیده شدن آن خیزش به دست نیروهای امنیتی رژیم، روزنامۀ اسرائیلی «اورشلیم پُست» مقاله‌ای در ستون آزاد خود با عنوان: «چرا رضا پهلوی صلاحیت رهبری ایران را ندارد؟» چاپ کرد.

در آن مقاله از جمله آمده است: رضا پهلوی چهره‌ای وحدت‌بخش نیست. او نیرویی تحلیل‌رفته و برای آیندۀ ایران بی‌اهمیت است. او برای رهبری صلاحیت ندارد. مقاله را شخصی به نام *لقمان رادپی نوشته بود که گویا پژوهشگر مسائل خاورمیانه و حقوق بین‌الملل است. در واکنش به انتشار آن مقاله در اورشلیم پست، گروهی از طرفداران شاهزاده رضا پهلوی که مقاله را خوانده بودند سخت برافروخته شدند و در شبکه‌های اجتماعی به نویسندۀ آن تاختند. برای مثال، شخصی با نام مستعار در ایکس نوشت: «حرام لقمه‌ای به نام لقمان رادپی هر چه دروغ و ادعاهای کذب بوده راجع به اعلیحضرت در این مقاله نوشته و این‌ها (یعنی اسرائیلی‌ها) هم منتشر کرده‌اند.»

به هر حال، آن مقاله را هرکسی نوشته باشد، انتشار آن دو روز پس از کشتار خیزش انقلابی جوانان که به دعوت رضا پهلوی و به پشتگر‌می وعده‌های ترامپ و موساد به راه افتاده بود، نمی‌بایست تهی از معنا و منظور بوده باشد. ممکن است بعضی‌ها آن را نشانۀ آزادی بیان در مطبوعات اسرائیل بدانند و چون نویسندۀ آن اسرائیلی نیست، مدعی شوند که مضمون آن را دولت اسرائیل تأیید نمی‌کند. اما اگر به گذشته برگردیم و مقاله‌های منتشر شده دربارۀ ایران پس از جمهوری اسلامی را در «اورشلیم پست» و دیگر مطبوعات اسرائیلی از جمله «هاآرتص» از نظر بگذرانیم می‌بینیم که دولت اسرائیل برنامۀ مشخصی برای آیندۀ ایران دارد.

آن روزنامه در سرمقالۀ ۱۸ ژوئن ۲۰۲۵ (برابر با ۲۹ خرداد ۱۴۰۴) خود از ترامپ خواست ائتلافی در خاورمیانه برای سازماندهی تجزیۀ ایران تشکیل دهد. در آن زمان چنین درخواستی بازتاب دیدگاه رسمیِ دولت اسرائیل نبود، اما نشان دهندۀ بی‌پروایی استراتژیک تندروهای اسرائیلی بود که از دستاوردهای تاکتیکیِ عملیاتِ «شیرِ خیزان» نیرو گرفته بودند.

سرمقاله نویس «اورشلیم پست» نخست ضرورت نابودی جمهوری اسلامی را با استناد به دشمنی‌های آشکار آن با آمریکا و اسرائیل توضیح داده بود، سپس طرحی شش ماده‌ای به رئیس جمهور آمریکا پیشنهاد کرده بود. در مادۀ ششم آن طرح از ترامپ خواسته بود با ایجاد یک ائتلاف خاورمیانه‌ای دست به تجزیۀ ایران بزند و در ادامه افزوده بود: با توجه به اینکه رژیم مذهبی خامنه‌ای اصلاح‌پذیر نیست، باید برنامه‌‌ای بلندمدت برای یک ایران فدرال یا تجزیه‌شده در نظر بگیرید و تضمین‌های امنیتی به مناطق اقلیت‌نشین سنی، کُرد و بلوچ که خواهان جدایی از ایران‌اند، بدهید.

حقیقت این است که اسرائیلی‌ها از زمان تشکیل دولت اسرائیل تاکنون، کُردها را هم پیمان استراتژیک و قابل اعتماد خود در منطقه می‌دانند. در اوت ۱۹۳۱ آژانس یهود «روُوِن شیلوا»، از نزدیکان دیوید بن گوریون، بنیان‌گذار اصلی و نخستین نخست وزیر اسرائیل، را برای گردآوری اطلاعات دربارۀ بافت جمعیتی و سیاسی خاورمیانه به عراق فرستاد و او با بررسی باورها، فرهنگ و ژنتیک کُردها برای نخستین بار نظریۀ خویشاوندی نیاکانی و ژنتیکی کردها را با یهودیان مطرح کرد. در دسامبر ۱۹۴۹ دولت اسرائیل با تشکیل «موساد»، سازمان اطلاعات و عملیات ویژه، «روُوِن شیلوا» را به ریاست آن سازمان منصوب کرد.

دولت اسرائیل هیچ‌گاه دست از حمایت کردها برنداشته است. روزنامۀ «هاآرِتص» در مقاله‌ای در سال ۲۰۰۱ مدعی شد که پژوهش‌های انجام گرفته در دانشگاه عبری اورشلیم نشان می‌دهند که کردها و یهودی‌ها از نظر ژنتیکی خویشاوند هستند و نیاکان مشترک آنان در جنوب شرقی ترکیه و شمال عراق زندگی می‌کردند. برپایۀ منابع اسرائیلی هم‌اکنون بیش از ۳۰۰۰۰۰ یهودی کُرد یا کُرد یهودی در اسرائیل زندگی می‌کنند.

ادعاهایی از این دست را نباید سرسری گرفت. ممکن است کسانی بگویند که مطرح کردن این حقایق در اوضاع و احوال کنونی مناسب نیست. اما با گفتن این حقایق است که می‌توان معنای سخن ترامپ را فهمید. بی‌جهت نیست که این موضوع به یک موضوع جدی در میان نیروهای مخالف جمهوری اسلامی تبدیل شده است، چنان که رضا پهلوی پس از هم‌پیمانی اخیر چند نیروی سیاسی کردستان در پیامی نوشت: تمامیت ارضی ایران خط قرمز ملت بزرگ و متحد ماست. هر فرد یا گروهی که از این خط قرمز عبور کند، یا با عبورکنندگان از آن همکاری کند، با پاسخ قاطع ملت آگاه ایران روبه‌رو خواهد شد.

و پس از واکنش تند بعضی از رهبران کرد به این پیام، او در پیامی دیگر به گروه‌های قومی ایران گفت: من به شما اطمینان می‌دهم که نهایت کوشش خود را به کار گیرم تا در فردای آزادی ایران، با استقرار حکومتی مبتنی بر جدایی دین از دولت، بر پایۀ حاکمیت قانون و حقوق شهروندی برابر، دیگر مورد تبعیض قرار نگیرید. بتوانید به مانند هر ایرانی دیگری، آزادانه و با حفظ هویتی که دارید، زندگی کنید و از مواهب ایران آزاد به طور عادلانه بهره‌مند شوید.‌

این کشاکش‌ها در اوضاع و احوال کنونی بی‌شک بی علت نیستند.


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.