جنگ پنهان در شبکه‌ها: ایران چگونه افکار عمومی آمریکا را هدف گرفته است

شنبه, 8ام فروردین, 1405
اندازه قلم متن

 

اخبار روز

جمهوری اسلامی ایران در کنار جنگ نظامی، جبهه‌ای دیگر را نیز علیه آمریکا و اسرائیل گشوده است: جنگی اطلاعاتی در فضای مجازی که هدف اصلی آن اثرگذاری بر افکار عمومی آمریکا، دامن زدن به مخالفت با جنگ و افزایش فشار سیاسی بر دونالد ترامپ برای پایان دادن به درگیری‌هاست. به گزارش فرانس ۲۴، تهران در هفته‌های اخیر با تکیه بر ویدیوها، تصاویر و شوخی‌های اینترنتی تولیدشده با هوش مصنوعی، کارزاری سازمان‌یافته را به راه انداخته که می‌کوشد هم تصویری موفق‌تر از عملکرد ایران در جنگ ارائه دهد و هم با انباشتن فضای مجازی از اطلاعات گمراه‌کننده، مرز میان واقعیت و جعل را مخدوش کند.

این جنگ اطلاعاتی از زمانی شتاب گرفت که ترامپ در ۲۸ فوریه در یک ویدیوی شبکه‌های اجتماعی اعلام کرد آمریکا و اسرائیل حملات خود به ایران را آغاز کرده‌اند؛ اقدامی که به آغاز جنگی فراگیر در خاورمیانه انجامید. اما همزمان، به گفته پژوهشگران، این اعلام آغازگر موج تازه‌ای از نبرد تبلیغاتی آنلاین نیز بود؛ نبردی که در آن استفاده از محتوای ساخته‌شده با هوش مصنوعی برای انتشار اخبار جعلی و روایت‌سازی از جنگ، نقشی محوری پیدا کرده است.

بر اساس پژوهشی از دانشگاه کلمسون در کارولینای جنوبی، تنها در فاصله ۲۴ ساعت پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل، ده‌ها حساب کاربری وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شروع به انتشار تبلیغات جنگی ایران در شبکه‌های اجتماعی کردند؛ محتوایی که بخشی از آن به میلیون‌ها کاربر رسید. از جمله پربازدیدترین نمونه‌ها، ویدیوهای هوش مصنوعی هستند که ترامپ را به شکلی تمسخرآمیز و با ارجاع به فرهنگ عامه و محصولات رسانه‌ای غربی، از جمله فیلم‌های لگویی و «تله‌تابیز»، به تصویر می‌کشند. در کنار اینها، تصاویر و ویدیوهای ساختگی دیگری نیز منتشر شده‌اند که مدعی‌اند ویرانی‌های گسترده ناشی از حملات ایران به اسرائیل و کشورهای حاشیه خلیج فارس را نشان می‌دهند.

کارشناسان می‌گویند این کارزار تنها متکی به جعل واقعیت نیست، بلکه از ابزارهای سرگرم‌کننده‌تر و ظاهراً بی‌ضررتر نیز برای انتقال پیام سیاسی استفاده می‌کند. به گفته دارن لینویل، از نویسندگان این پژوهش، بخشی از این تبلیغات در قالب میم، کارتون و شوخی‌های تصویری عرضه می‌شود؛ محتواهایی که قرار نیست الزاماً واقعی به نظر برسند، اما در انتقال پیام‌های سیاسی بسیار کارآمدند. به گفته او، دیپ‌فیک‌ها و تصاویر ساختگی نیز نوعی روایت از واقعیت می‌سازند که ظاهری معتبر دارد و اغلب ایران را در جنگ موفق‌تر از آنچه هست نشان می‌دهد؛ محتوایی که در میان جوامعی که با جنگ مخالف‌اند و آماده پذیرش چنین پیام‌هایی هستند، به‌سرعت دست‌به‌دست می‌شود.

بررسی پژوهش دانشگاه کلمسون نشان می‌دهد حساب‌هایی که اکنون مشغول تبلیغات جنگی‌اند، پیش‌تر نیز در عملیات نفوذ ایران در غرب فعال بوده‌اند و با انتشار مطالب «سیاسی و تفرقه‌افکن» تلاش می‌کردند شکاف‌های اجتماعی و سیاسی در جوامع غربی را به سود جمهوری اسلامی به کار گیرند. به عنوان نمونه، این حساب‌ها پیش‌تر محتوایی در انتقاد از سیاست‌های سختگیرانه مهاجرتی آمریکا منتشر می‌کردند. تغییر سریع کاربری این شبکه‌ها و تمرکز آنها بر تبلیغات جنگی در پلتفرم‌هایی چون ایکس، اینستاگرام و بلواسکای، از نگاه پژوهشگران نشان‌دهنده آن است که ایران با آغاز جنگ، راهبرد رسانه‌ای خود را با سرعت بازتنظیم کرده است.

در ماه گذشته، با گسترش دامنه درگیری، تهران از رسانه‌های رسمی و همچنین شبکه‌های نیابتی و حساب‌های واسطه برای رساندن پیام خود به افکار عمومی آمریکا استفاده کرده است. تحلیلگران بر این باورند که این نیز شکلی از جنگ نامتقارن است: ایران در شرایطی که در همه عرصه‌ها توان برتری نظامی ندارد، می‌کوشد با اثرگذاری بر افکار عمومی و فرسایش حمایت سیاسی از جنگ در آمریکا و اسرائیل، هزینه ادامه درگیری را برای رقیبانش بالا ببرد. لینویل در همین زمینه می‌گوید جمهوری اسلامی می‌خواهد جنگ را تا حد ممکن برای آمریکا و اسرائیل دردناک کند و اگر بتواند حمایت موجود از ترامپ و بنیامین نتانیاهو را هدف بگیرد، ممکن است در نهایت به کوتاه‌تر شدن جنگ کمک کند.

این راهبرد بر بستری آماده در داخل آمریکا سوار شده است. بر اساس نظرسنجی ایپسوس در اواسط مارس، افکار عمومی ایالات متحده به شکل «قاطع» با جنگ علیه ایران مخالف است: ۵۸ درصد با حملات نظامی آمریکا مخالفت کرده‌اند و ۷۸ درصد نیز با اعزام نیروی زمینی آمریکا به منطقه مخالف‌اند. از همین رو، ایران در برخی موارد حتی نیازی به تولید محتوای جعلی ندارد و صرفاً از مطالب واقعی‌ای بهره می‌گیرد که به سود روایت ضدجنگ آن است. برای نمونه، ویدیوهایی از جو کنت، رئیس پیشین مرکز ملی مبارزه با تروریسم آمریکا، که درباره استعفای خود در اعتراض به جنگ سخن گفته بود، به طور گسترده از سوی رسانه‌های دولتی ایران بازنشر شد.

به گفته تین مونک، استاد جرم‌شناسی و متخصص جنگ دیجیتال در دانشگاه ناتینگهام ترنت، ویدیوهای هوش مصنوعی بسیار سریع منتشر می‌شوند و مستقیماً با احساسات از پیش موجود مخاطبان پیوند برقرار می‌کنند. او می‌گوید این محتواها حتی وقتی به‌وضوح جعلی‌اند نیز می‌توانند سروصدای زیادی ایجاد کنند، زیرا انتقال مفاهیم پیچیده را از طریق روایت تصویری و ارجاع به نمادهای فرهنگی مشترک آسان می‌کنند. با این حال، به مراتب اثرگذارتر از این ویدیوهای طنزآلود، تصاویری‌اند که وانمود می‌کنند رویدادهای واقعی در میدان جنگ را نشان می‌دهند؛ تصاویری که تشخیص جعلی بودن آنها دشوارتر است.

تال هاگین، تحلیلگر جنگ اطلاعاتی، صدها نمونه از این دست محتوا را در شبکه ایکس ردیابی کرده است؛ پلتفرمی که به گفته او مملو از اطلاعات نادرست درباره جنگ است. به گفته او، شمار زیادی از ویدیوها و تصاویر منتشرشده با ادعای نمایش حملات ایران به اسرائیل و کشورهای خلیج فارس، در واقع یا متعلق به سال‌های گذشته‌اند، یا حملات به کشورهای دیگر را نشان می‌دهند، یا کاملاً با هوش مصنوعی ساخته شده‌اند. او می‌گوید حمله‌ای واقعی در ۲۸ فوریه به تل‌آویو رخ داد و از آن زمان، همان تصاویر و ویدیوها تقریباً هر روز با این ادعا بازنشر می‌شوند که حمله‌ای تازه را نشان می‌دهند. از نظر او، راز موفقیت این راهبرد در آن است که بر «دانه‌ای از حقیقت» حجم عظیمی از دروغ سوار می‌شود؛ به‌گونه‌ای که در نهایت مردم دیگر نمی‌دانند حقیقت چیست.

کارشناسان همچنین نقش شبکه‌های اجتماعی را در گسترش این فضای مبهم برجسته می‌کنند. به گفته ملانی اسمیت، متخصص عملیات اطلاعاتی در مؤسسه گفت‌وگوی راهبردی، این پلتفرم‌ها به تعهدات خود درباره برچسب‌گذاری محتوا و حذف مطالب آشکارا دروغین عمل نمی‌کنند. او می‌گوید بارها دیده شده که محتوایی پیش از آنکه جعلی بودنش ثابت و برچسب‌گذاری شود، میلیون‌ها بازدید جمع کرده است. به این ترتیب، سرعت انتشار و دسترسی وسیع، به نفع روایت‌سازان جنگ اطلاعاتی عمل می‌کند.

این تحلیل تأکید می‌کند که اگرچه استفاده از ویدیوها و میم‌های فراگیر در جنگ چیز تازه‌ای نیست و پیش‌تر نیز مثلاً در مقاومت اوکراین علیه اطلاعات نادرست روسیه دیده شده بود، اما استفاده هدفمند و گسترده از هوش مصنوعی برای تولید تبلیغات جنگی، مرحله‌ای جدید در نبردهای اطلاعاتی به شمار می‌رود. از نگاه اسمیت، این نخستین منازعه‌ای است که در آن هوش مصنوعی تا این حد عامدانه برای ایجاد آشوب و سردرگمی درباره آنچه واقعاً در میدان رخ می‌دهد به کار گرفته شده است.

بر شدت این ابهام، محدودیت‌های سانسور و قطع جریان اطلاعات از خود منطقه نیز افزوده است. در اسرائیل، سانسور زمان جنگ مانع از انتشار برخی اطلاعات حساس، از جمله محل استقرار موشک‌های رهگیر، شده است. در ایران نیز قطع کامل اینترنت که اکنون وارد چهارمین هفته خود شده، دانستن آنچه در داخل کشور می‌گذرد را برای ناظران بیرونی بسیار دشوار کرده است. حاصل این وضعیت، به تعبیر اسمیت، «خلأ بزرگی در حوزه اطلاعات» است که خیلی سریع با محتوای مصنوعی، روایت‌های تبلیغاتی و داده‌های آشفته پر می‌شود.

در چنین فضایی، به گفته مونک، ایران در «میدان نبرد اطلاعاتی» با سرعت پیش می‌رود. او معتقد است این بخشی از راهبردی گسترده‌تر است که در آن تهران، چون همیشه نمی‌تواند در عرصه نظامی دست بالا را داشته باشد، بر شکل دادن به ادراک‌ها، ایجاد تردید و گسترش نااطمینانی متمرکز می‌شود. در این میان، ترامپ نیز ایران را به استفاده از «اخبار جعلی» تولیدشده با هوش مصنوعی به‌عنوان «سلاح اطلاعات نادرست» متهم کرده است؛ هرچند خود کاخ سفید هم ویدیویی منتشر کرد که به‌شدت مورد انتقاد قرار گرفت، زیرا تصاویر واقعی حملات به ایران را با صحنه‌هایی از فیلم‌های اکشن و بازی‌های ویدیویی در هم آمیخته بود.

در جمع‌بندی این تحلیل، کارشناسان می‌گویند ایران در رسیدن به مخاطبان گسترده و کسب همدلی و حمایت، دست‌کم در این مرحله، از آمریکا و اسرائیل موفق‌تر عمل کرده است. به باور لینویل، جمهوری اسلامی توانسته بیش از آنچه در حالت عادی انتظار می‌رفت، حمایت و همدلی جذب کند. از این رو، جنگ جاری در خاورمیانه دیگر فقط در آسمان، دریا و زمین جریان ندارد؛ بلکه در صفحه تلفن‌های همراه، شبکه‌های اجتماعی و ذهن میلیون‌ها کاربر نیز ادامه دارد، جایی که واقعیت، تبلیغات و جعل بیش از هر زمان دیگری در هم آمیخته‌اند.


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.