چین؛ ناجی خاموش اقتصاد نفتی ایران در میانه جنگ

Thursday, 9th April, 2026
اندازه قلم متن

در حالی که واشینگتن سال‌ها تلاش کرده با تحریم‌های سنگین، صادرات نفت ایران را به صفر برساند، این تحریم‌ها با یک عامل کلیدی خنثی شده است: چین. کشوری که با خرید گسترده نفت ایران، میلیاردها دلار به اقتصاد تهران تزریق کرده و به ستون اصلی ماندگاری مالی جمهوری اسلامی تبدیل شده است.

همزمان، ایده‌هایی مانند «تصاحب نفت ایران» از سوی دونالد ترامپ مطرح شده که بیش از آن‌که عملی باشد، بازتابی از رقابت ژئوپلیتیک با پکن است.

سیاست «فشار حداکثری» آمریکا با هدف قطع کامل صادرات نفت ایران طراحی شده اما واقعیت امروز بازار انرژی نشان می‌دهد این هدف هرگز به‌طور کامل محقق نشده است. دو گزارش اخیر از وال‌استریت ژورنال و بلومبرگ تصویری روشن از واقعیت ارائه می‌دهند: از یک‌سو، چین به مهم‌ترین مسیر تنفس اقتصادی جمهوری اسلامی در همین میانه جنگ تبدیل شده و از سوی دیگر، دونالد ترامپ ایده‌هایی را مطرح می‌کند که بیش از آن‌که عملیاتی باشند، جنبه ژئوپلیتیک و حتی تبلیغاتی دارند.

بر اساس گزارش وال‌استریت ژورنال، چین در سال‌های اخیر به خریدار اصلی نفت ایران تبدیل شده و اکنون تقریبا تمام تولید نفت ایران را جذب می‌کند. برآوردها نشان می‌دهد که پکن در سال ۲۰۲۵ روزانه حدود ۱.۴ میلیون بشکه نفت از ایران خریداری کرده؛ رقمی که بیش از ۸۰ درصد صادرات نفت ایران را شامل می‌شود.

این حجم از خرید، سالانه ده‌ها میلیارد دلار درآمد برای تهران ایجاد کرده و در عمل ستون اصلی بقای اقتصادی جمهوری اسلامی را در شرایط تحریم شکل داده است.

این تجارت تنها یک رابطه ساده خریدار و فروشنده نیست، بلکه بر پایه یک شبکه پیچیده برای دور زدن تحریم‌ها بنا شده است. استفاده از بانک‌های کوچک چینی با ارتباط محدود به نظام مالی جهانی، ایجاد شرکت‌های پوششی در هنگ‌کنگ، و فعالیت پالایشگاه‌های خصوصی موسوم به «تی‌پات» از جمله ابزارهایی هستند که این چرخه را فعال نگه داشته‌اند.

در کنار این، روش‌هایی مانند جعل اسناد، تغییر منشا محموله‌ها و انتقال نفت از کشتی به کشتی در دریا، به پنهان‌سازی این تجارت کمک کرده‌اند.

نکته کلیدی این است که بدون این شبکه، ایران به‌سختی می‌توانست صادرات نفت خود را حفظ کند. یک تحلیلگر اندیشکده در واشینگتن تاکید می‌کند که چین «شریک اصلی ایران در دور زدن تحریم‌ها» است و بدون این حمایت، ادامه وضعیت فعلی در بحران جنگ برای تهران بسیار دشوار می‌بود.

با این حال، این همکاری برای چین نیز بدون هزینه نیست. برخلاف سال‌های گذشته که نفت ایران با تخفیف‌های سنگین به فروش می‌رسید، تحولات اخیر بازار و جنگ باعث شده این مزیت کاهش یابد.

گزارش بلومبرگ اشاره می‌کند که نفت ایران که پیش‌تر برای چین یک منبع ارزان و تحریمی محسوب می‌شد، اکنون در برخی موارد حتی با قیمت بالاتر از حد انتظار معامله می‌شود. به عبارت دیگر، چین همچنان خریدار اصلی باقی مانده، اما شرایط معامله دیگر به اندازه گذشته یک‌طرفه و سودآور نیست.

در این میان، ایده‌های مطرح‌شده از سوی دونالد ترامپ نیز توجه زیادی را جلب کرده است. او پیشنهاد داده که آمریکا می‌تواند نفت ایران را «بگیرد» و خود آن را بفروشد؛ ایده‌ای که به گفته او می‌تواند هم درآمدزایی کند و هم قدرت آمریکا در برابر چین را افزایش دهد. ترامپ حتی به‌صراحت گفته است: «اگر انتخاب با من باشد، نفت را برمی‌دارم و نگه می‌دارم».

اما بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد که این ایده‌ها با موانع جدی روبه‌رو هستند. نخست، از نظر حقوق بین‌الملل، تصاحب منابع طبیعی یک کشور دیگر بدون چارچوب قانونی، با چالش‌های اساسی مواجه است و می‌تواند تبعات گسترده‌ای در سطح جهانی داشته باشد.

دوم، از نظر عملیاتی، کنترل زیرساخت‌های نفتی ایران نیازمند حضور نظامی گسترده، هزینه‌های مالی سنگین و درگیری طولانی‌مدت در منطقه است؛ سناریویی که با توجه به مخالفت افکار عمومی آمریکا با ادامه جنگ، چندان واقع‌بینانه به نظر نمی‌رسد.

حتی گزینه‌های جایگزین مانند توقیف محموله‌های نفتی ایران در دریا نیز محدودیت‌های خاص خود را دارند. این اقدامات می‌توانند تنش‌های نظامی را تشدید کنند، بازار جهانی نفت را بی‌ثبات سازند و واکنش‌های زنجیره‌ای از سوی بازیگران دیگر، به‌ویژه چین، به دنبال داشته باشند.

در واقع، آنچه از ترکیب این دو گزارش به‌دست می‌آید، یک تصویر دوگانه است. از یک‌سو، چین به‌عنوان مهم‌ترین شریک اقتصادی ایران، نقشی کلیدی در حفظ توان مالی جمهوری اسلامی حتی در دوران جنگ با آمریکا و اسرائیل ایفا می‌کند؛ نقشی که نه‌تنها به تداوم صادرات نفت کمک کرده، بلکه امکان دسترسی به درآمدهای ارزی و تامین مالی فعالیت‌های مختلف را نیز فراهم آورده است. از سوی دیگر، ایالات متحده با وجود ابزارهای گسترده تحریمی، در عمل با محدودیت‌هایی مواجه است که مانع از تحقق کامل اهدافش می‌شود.

در این چارچوب، تهدیدهایی مانند «فروش نفت ایران توسط آمریکا» بیش از آنکه یک برنامه اجرایی باشد، نشان‌دهنده تلاش برای بازتعریف اهرم‌های فشار در رقابت با چین است. انرژی در اینجا نه فقط یک منبع اقتصادی، بلکه یک ابزار ژئوپلیتیک است که می‌تواند توازن قدرت را در سطح جهانی تحت تأثیر قرار دهد.

در نهایت، تا زمانی که چین به خرید نفت ایران ادامه می‌دهد، ساختار تحریم‌ها به‌طور کامل کارآمد نخواهد بود. این رابطه، هرچند برای پکن نیز هزینه‌هایی به همراه دارد، همچنان یکی از مهم‌ترین عوامل موثر در ماندگاری اقتصادی جمهوری اسلامی محسوب می‌شود و به تهران امکان می‌دهد حتی در میانه یک جنگ تمام‌عیار نیز بخش مهمی از درآمد نفتی خود را حفظ کند.

در مقابل، ایده‌هایی مانند تصاحب یا فروش نفت ایران از سوی آمریکا، دست‌کم در شرایط فعلی نظام بین‌الملل، بیش از آنکه یک برنامه عملیاتی باشند، بازتابی از رقابت بزرگ‌تر قدرت‌ها بر سر انرژی، مسیرهای انتقال آن و مهار نفوذ چین‌اند.

به این ترتیب، تناقض اصلی بحران روشن‌تر می‌شود: جمهوری اسلامی از یک‌سو زیر فشار شدید آمریکا قرار دارد، اما از سوی دیگر، تا وقتی روزانه حدود ۱.۶ میلیون بشکه نفت می‌فروشد، هنوز از یک منبع حیاتی برای دوام در برابر این فشار برخوردار است.


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.