
بعد از اعلام آتشبس، و از سرگیری زمزمههایی درباره مذاکره و توافق با جمهوری اسلامی، تصاویری و ویدیوهایی از ایران منتشر شد که نشان میداد شماری از مردم که رنج سرکوب و جنگ را زیستهاند تلاش میکنند به زندگی بازگردند. تصاویری از حضور مردم در خیابانها، کافهها و فضاهای عمومی، یا صحنههایی از زندگی روزمره. نشستن در کافهها، نوشیدن قهوه و چای، گفتوگوهای دوستانه، خرید کردن و تلاش برای ادامهی زندگی عادی در دل روزهایی که خبرها هر لحظه وزن یکی از دو وضعیت جنگ یا صلح را افزایش میدهد.
***
یکی از اتفاقهای رخ داده در روزهای پساجنگ، تعدیل نیرو از سوی شرکتها و موسسات دولتی و خصوصی است. بسیاری از شهروندان یا خودشان بیکار شدهاند یا در میان اطرافیانشان فرد یا افرادی را می شناسند که شغل خود را از دست دادهاند.«راضیه» زن جوان ساکن تهران یکی از نیروهای به تازگی تعدیل شده از محل کار خود است. او به ایرانوایر میگوید: «از شرکت ما که شرکت چندان بزرگی نیست اما سالهاست با همین تیم همه فراز و فرودهای اقتصادی را پشت سر گذاشته هشت نفر تعدیل شدند. در همه پستهایی که بیش از یک کارمند و کارشناس وجود داشت یک نفر را نگه داشتند و بقیه را تعدیل کردند. من حسابدارم و یکی از تعدیلیها. مطمئنم شرایط بهتر شود دوباره به کار برخواهیم گشت اما حالا بعد از ۱۲سال همکاری فعلا باید شرایط را بپذیریم.»
این موقعیت تنها مشمول افرادی که بهعنوان نیروی کار مجموعههای مختلف فعال بودهاند، نمیشود. کسب و کارها فلج شده و خوابیده. بسیاری از اهالی بازار و کسبه از کسادی بازار و راکد بودن خرید و فروش صحبت میکنند.
«روزبه» برشکار یک شرکت تولیدی لباس است. او میگوید: «ما عموما سریدوزی میکنیم. سفارشی نیست. محل کارگاه هم اجاره نیست ولی بالاخره استهلاک وسیله و هزینه آب و برق و حقوق بچهها را باید داد. صاحب کارگاه مجبور شد تعداد زیادی را تعدیل کند اما حتی مخارج اولیه کارگاه هم در نمیآید.»
مایحتاج ضروری قیمتاش هر روز عوض میشود
«سمیرا» ساکن اصفهان است. او میگوید مواد غذایی که مردم بهشکل عمومی به آن نیاز دارند «روزانه» افزایش دارد: «ماستی که امروز میخرید ۲۹۰هزار تومان فردا شده ۳۱۰هزار تومان. چون اغلب مغازهها و کسب و کارها و تولیدیهای کوچک هم کارشان خوابیده، شرکتهای بزرگ مثل میهن و کاله هر قیمتی دلشان میخواهد کالا را عرضه میکنند.»
او به افزایش قیمت دارو و خدمات درمانی اشاره میکند: «شاید در مقایسه با کشورهای دیگر خدمات پزشکی در ایران چندان گران نباشد و حق جامعه پزشکی قطعا بیشتر از اینهاست اما با توجه به درآمدها یکباره هزینههای ویزیت و خدمات دارو درمان خیلی گران شد. هزینه ویزیت پزشک متخصص بین ۲۰۰تا۴۰۰هزارتومان در ماه گذشته زیاد شد.»
به گفته سمیرا در میان نزدیکانش کسی هست که با بیماری سرطان دست و پنجه نرم میکند و به واسطه افزایش شدید قیمت دارو و خدمات پزشکی درمان را رها کرده است: «یا دارو را نمیتوانند تهیه کنند و نیست یا اگر باشد به قدری قیمتها بالاست که از توانشان خارج است. هیچ حمایتی هم در کار نیست.»
حال و روز مردمان ایران چگونه است؟
معیشت و اقتصاد و وضعیت کشور مردم را دچار رخوتی غریب کرده است. سمیرا میگوید: «مردم همه عصبانی،سردرگم،همه مثل روح سرگردانند. یک رخوتی در جامعه است. انگار همه منتظر اتفاقی هستند که دقیقا نمیدانند چیست. خیلیها را میبینم که از نظر روحی خسته و سردرگم هستند و مصرف برخی داروها مثل آسنترا(یک نوع داروی ضد افسردگی و اضطراب) بین آدمها زیاد شده است.»
موج ناامیدی در میان گروهی از مردم نگرانکننده است. «رویا» که یک خیریه خانوادگی دارند میگوید: «ما قبلا کمکهای زیادی میگرفتیم و میتوانستیم به خانوادههای زیادی اعم از بیماران خاص، زندانیها، کودکان بدسرپرست یا بیسرپرست کمک کنیم. الان نهایتا امکان حمایت از ۲۰ خانواده را داریم.»
او به ناامیدی شهروندان اشاره میکند: «همه میترسند که اینها ماندنی بشوند. خیلیها میگویند این سختیها اگر به رفتن جمهوری اسلامی منجر شود ما تحمل میکنیم اما اگر بنا باشد اینها بمانند وای بر ما.»
این شهروند میگوید بخشی از خشم شهروندان بهدلیل کارناوالهای خیابانی است که حکومت تشکیل داده: «کلی پول میدهند تا این آدمها به اصطلاح حامیشان بیایند خیابان را تسخیر کنند. اینها که پرچم دستشان است . بنهای خرید و بن بانک شهر را که خودم شاهد بودم بینشان پخش شد. غذا و تغذیه هم تا بخواهید بینشان توزیع می شود.»