عطا محامد: چین در جنگ ایران و آمریکا: نه هم‌پیمان تهران، نه دشمن واشنگتن

Wednesday, 6th May, 2026
اندازه قلم متن

عطا محامد، پژوهشگر علوم سیاسی

ایران وایر

شعله‌های جنگ در خاورمیانه به آتش‌بسی لرزان منتهی شده که هر لحظه منتظر یک جرقه جدید است. تنگه هرمز هنوز به روی بیشتر کشتی‌های جهان بسته است و مذاکرات صلح هنوز به جایی نرسیده. در این میان، برخی نگاه‌ها به پکن دوخته شده است. به ویژه که در روزهای آینده قرار است «دونالد ترامپ» رییس‌جمهور آمریکا و «شی جین‌پینگ»، رییس‌جمهور چین بر سر میزی بنشینند که یکی از موضوعات اصلی آن  ایران است. حالا جمهوری اسلامی اعلام کرده است «عباس عراقچی» وزیرامور خارجه ایران روز سه‌شنبه به پکن خواهد رفت.

با وجود این احتمال، «اسکات بسنت»، وزیر خزانه‌داری آمریکا، می‌گویدکه  چین با خرید ۹۰ درصد انرژی ایران، عملاً به «تأمین مالی بزرگترین حامی تروریسم دولتی» می‌پردازد. اما او همزمان از پکن می‌خواهد تا با استفاده از اهرم دیپلماسی خود، گره تنگه هرمز را باز کند. این تناقض در گفتار واشنگتن، نشان می‌دهد که پکن در متن این بحران است و طرفین بدون اقدام پکن به راحتی نمی‌توانند به صلح دست یابند. 

چین در بحران ایران چه می‌کند؟

بسیاری معتقدند که جنگ ایران و آمریکا بخشی از جنگ بزرگتری بین پکن و واشنگتن برای تثبیت ابرقدرتی است. در همین زمینه یکی از اقدامات پکن حمایت‌های دیپلماتیک از شریک خود ایران بوده است. در هفتم آوریل، وقتی بحرین قطعنامه‌ای برای تامین امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز به شورای امنیت برد، چین و روسیه آن را وتو کردند و عملا به حمایت از جمهوری اسلامی پرداختند. 

پکن این رویکرد حمایتی خود را از تهران ادامه داد و یک هفته بعد، وقتی آمریکا محاصره دریایی تنگه هرمز را آغاز کرد، وزارت‌خارجه چین این اقدام را «خطرناک و غیرمسوولانه» خواند. این موضع‌گیری‌ اگرچه تمایل پکن به دیپلماسی و گرفتن مواضع اخلاقی را نشان می‌دهد اما همان روز منابع اطلاعاتی آمریکا اعلام کردند یک شرکت چینی در حال آماده‌سازی محموله‌ای از موشک‌های دوش‌پرتاب برای ایران است و چند روز بعد، زمانی که نیروی دریایی آمریکا، یک شناور ایرانی را متوقف کردند. شناوری که ترامپ در مورد آن به سی‌ان‌بی‌سی گفت: «روی آن کشتی چیزهایی پیدا کردیم که خیلی جالب نبود. شاید هدیه‌ای از چین بود.» این کنایه‌ی ترامپ در حالی مطرح شد که او چند روز پیش از آن، نامه‌ای از پکن دریافت کرده بود که در آن اطمینان داده شده بود تسلیحاتی به ایران نخواهد رسید؛ ترامپ در این باره گفت: «شی برایم نامه نوشت که اساساً می‌گفت این کار را نمی‌کند. اما خب، جنگ این‌جوری است، نه؟»

گزارش اخیر کمیسیون «بررسی اقتصادی-امنیتی آمریکا و چین»، لایه‌ی عمیق‌تری از این درگیری را آشکار می‌کند. بر اساس این گزارش شرکت‌های چینی قطعات حساس دوگانه‌کاربرد از سنسور و نیمه‌هادی تا مبدل‌های ولتاژ را برای برنامه‌های پهپادی و موشکی ایران تأمین کرده‌اند. در اواخر اسفند، دو کشتی دولتی ایرانی از بندر گائولان چین با محموله‌ای از سدیم پرکلرات (سوخت موشک‌های بالستیک) راهی ایران شدند. این کمیسیون صراحتاً نوشت که چین به ایران کمک می‌کند تا از تحریم‌های آمریکا فرار کند و فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده‌اش را ادامه دهد.

اما همزمان با این حمایت‌های پنهانی، «وانگ یی» وزیرخارجه چین، چند تماس تلفنی با پایتخت‌های درگیر داشت تا نقش میانجی را ایفا کند. در اوایل آوریل، وقتی پاکستان برای به نتیجه رسیدن آتش‌بس از چند کشور تشکر کرد، نام چین را در صدر فهرست گذاشت. «یون سان»، محقق ارشد مرکز «استیمسون»، این رفتار الاکلنگی را چین را تا زمانی ادامه‌دار می‌داند که مقامات چینی درخواست مستقیمی از ترامپ دریافت کنند. آنگاه شاید فشار جدی بر ایران بیاورند. او تاکید می‌کند که به دلیل تمایل برای تقویت روابط با آمریکا، ممکن است هر درخواست مستقیم ترامپ را جدی بگیرند. این بازی پیچیده را شاید بتوان در گفته‌های یک منبع چینی به سی‌ان‌ان خلاصه کرد: «ترامپ بسیار زیرک است. مستقیماً به چین نمی‌تازد، اما ابتدا ونزوئلا را زد، بعد ایران را؛ او در واقع دارد بال‌های چین را در این مناطق می‌چیند.»

تنگه‌ای که چین نمی‌تواند کنترل کند

تنگه هرمز، در شرایط عادی، تقریبا یک‌سوم واردات انرژی چین را در خود جای داده است. وقتی جمهوری اسلامی این تنگه را در روزهای نخست جنگ به روی بیشتر کشتی‌ها بست، پکن نیز از این اتفاق متاثر شد و به انرژی مورد نیاز خود دست نیافت. پکن، چندین بار علناً خواستار عادی شدن عبور از تنگه هرمز شده است. حالا نماینده چین در سازمان ملل اعلام کرده است که این آب‌راه یکی از دستور کارهای اصلی دیدار آتی دو رییس‌جمهور آمریکا و چین خواهد بود.

گزارش‌ها نشان می‌دهد که اقتصاد چین با بسته شدن تنگه هرمز از دو طرف با فشار مواجه شد، از یک سو گرانی انرژی و از سوی دیگر کاهش تقاضای جهانی برای صادرات چین. این در حالی است که این کشور در سال گذشته یک‌سوم رشد اقتصادی‌اش را از صادرات به دست آورده بود و جنگ ایران این موتور رشد را مستقیماً هدف گرفت. همچنین پالایشگاه‌های خصوصی چین که نفت ارزان ایرانی می‌خریدند، اکنون مجبور بودند جایگزین‌ها را با قیمت بازار آزاد تهیه کنند.

اما چین برخلاف بسیاری از کشورهای جهان زره اقتصادی محکمتری دارد. چرا که چین به دلیل اتکای بیشتر به زغال‌سنگ و انرژی‌های تجدیدپذیر، کمتر از رقبای خود در معرض شوک قیمت نفت قرار داشت. این ویژگی ساختاری موجب می‌شد هزینه تولید در چین نسبت به رقبای آسیایی و اروپایی با شدت کمتری افزایش یابد و مزیت قیمتی صادرات چین تقویت شود. «یورگ وودکه»، رییس سابق اتاق بازرگانی اتحادیه اروپا در چین، در مصاحبه با CNN می‌گوید: «آمریکا می‌جنگد و نمی‌برد؛ چین می‌برد بدون اینکه بجنگد. از هزینه انرژی ضرر می‌کنند، اما از این وضعیت سود بزرگ‌تری می‌برند.» 

چین اما می‌خواهد از این موقعیت راهی برای رویارویی با قدرت آمریکا نیز برای خود باز کند. سخنگوی وزارت امور خارجه چین گفت ما تحریم‌های آمریکا علیه خرید نفت ایران را به رسمیت نمی‌شناسیم و از آنها تبعیت نخواهیم کرد. وزارت بازرگانی چین به شرکت‌های داخلی دستور داد تحریم‌های آمریکا علیه پنج پالایشگاه خصوصی مرتبط با تجارت نفت ایران را نادیده بگیرند.

با این حال آمریکا نمی‌خواهد صرفا نظاره‌گر وضعیت باشد و این اقدام چین را مثبت ارزیابی نمی‌کند. وزیرامور خارجه آمریکا می‌گوید: «اگر تحریم‌های ما را نادیده بگیرید، با تحریم‌های ثانویه مواجه خواهید شد و من امروز اعلامیه‌ای در این باره برای شما ندارم. اما ما این کارها را فقط برای اهداف نمادین انجام نمی‌دهیم.»

تقابل این دو قدرت فقط در بحث اقتصادی نیست. «آکسیوس»در گزارشی چین در جریان جنگ یک صندلی در ردیف اول برای تماشای «واقعیت عریانِ» ماشین جنگی آمریکا داشت. پکن با رصد دقیق نحوه تخلیه ذخایر موشک‌های نقطه‌زن و به چالش کشیده شدن پدافندهای گران‌قیمت در برابر تسلیحات ارزان‌قیمت، به داده‌هایی دست یافته که هیچ رزمایشی قادر به شبیه‌سازی آن نبود. این فرسایش لجستیکی و اطلاعاتی در خاورمیانه، اکنون مستقیماً به اتاق‌های جنگ ارتش چین منتقل شده تا سناریوی برخورد در تایوان را با دقت محاسباتی بیشتری بازنویسی کنند.

چین، آمریکا و میز مذاکره

در طول جنگ، رابطه چین و ایران از زوایایی آشکار شد که پیش از این کمتر دیده می‌شد. چین از ایران سه چیز می‌خواهد: نفت ارزان، عمق استراتژیک در غرب آسیا که منابع آمریکا را مشغول نگه می‌دارد و یک آزمایشگاه زنده برای یاد گرفتن چگونگی دور زدن سیستم تحریمی دلار. اما این رابطه یک‌طرفه نیست. «علی واعظ»، مدیر پروژه ایران در گروه بین‌المللی بحران، می‌گوید: «بسیاری از افراد وابسته به سپاه پاسداران اکنون آشکارا می‌گویند که شکست ایران این بوده که در اتحاد با چین و روسیه بیش از حد خجالتی بوده است.»

بسیاری در ایران، مانند «مهدی خراتیان»، مدیر اندیشکده احیای سیاست، معتقدند که برای پایان جنگ، ایران باید سراغ روسیه و چین برود و این اقدام می‌تواند وضعیت کشور را تثبیت کند. این نگاهی است که در دولت هم وجود دارد. «عبدالرضا رحمانی فضلی»، سفیر و نماینده ویژه رییس جمهور و تام الاختیار جمهوری اسلامی ایران در جمهوری خلق چین می‌گوید: «با توجه به نفوذ و موقعیت قابل اعتماد چین برای تمام کشورهای منطقه خلیج فارس و همچنین با توجه به شراکت راهبردی بین ایران و چین، هم ایران و هم کشورهای منطقه می‌توانند ضمانت‌های چین را به راحتی قبول کنند و به آن اعتماد نمایند.»

اما پکن در عمل نشان داد که چندان متعهد به ایران نیست. وقتی جمهوری اسلامی در روزهای سخت جنگ زیر فشار شدید بود، چین نه نیروی جدی برای مقاومت جمهوری اسلامی فرستاد، نه دیپلماسی خود را گسترده و علنی کرد، نه حتی رسماً از آن دفاع کرد. در عوض، پشت پرده ایران را به سمت میز مذاکره هدایت کرد. کویی هونگجیان، دیپلمات سابق و محقق روابط بین‌الملل در دانشگاه مطالعات خارجی پکن، در گفتگو با CNN گفت:‌ «موضع اساسی سیاست خارجی چین این است که روابط چین و آمریکا اولویت اول است. ورود ناگهانی ایران به مرکز روابط چین و آمریکا، کار را برای طرف چینی دشوار کرده است.»

پکن نه دوست صادق ایران است، نه دشمن آشکار آن؛ چین در این بحران بازی‌ای پیچیده را دنبال می‌کند که محور اصلی آن نه تهران، بلکه واشنگتن است. پکن با یک دست نفت ایران را می‌خرد، با دست دیگر تکنسین و سلاح می‌فرستد، از سویی با آمریکا به دنبال ساخت موازنه قدرت است و از سوی دیگر از بسته شدن تنگه هرمز ضرر می‌بیند. اما آنچه مسلم است اینکه اولویت پکن در این بازی همیشه روابطش با آمریکا بوده، نه بقای جمهوری اسلامی؛ و هر بار که ترامپ مستقیماً از چین بخواهد، پکن احتمالاً فشار خود بر تهران را افزایش خواهد داد. اما تهران به پکن به عنوان «ضامن صلح» نگاه می‌کند، در حالی که پکن به تهران به عنوان «برگ چانه‌زنی» می‌نگرد تا با آمریکا در باره آن گفتگو کند. تا زمانی که این نگاه نامتقارن تغییر نکند، هر صلحی که از دروازه چین بگذرد، بیشتر به کار پکن خواهد آمد تا تهران.

 

به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.