«ما در جهنم زندگی می‌کنیم»؛جنگ برای کارگران ایران با شدت ادامه دارد

Friday, 8th May, 2026
اندازه قلم متن

ما در جهنم زندگی می‌کنیم»؛جنگ برای کارگران ایران با شدت ادامه دارد

آرزو کریمی

«ما در جهنم مجسم زندگی می‌کنیم». این پیامی است که به تازگی از داخل ایران دریافت کردیم. پیامی تکان دهنده که معنا و مفهوم هولناک آن را در سایر پیام‌ها، ویدیو‌های شبکه‌های مجازی و پست‌های ایکس می شود دریافت.

آنچه در ایران جریان دارد، در حال وارد کردن زندگی مردم به یک بحران انسانی تمام عیار است. جهش‌های قیمتی بالای ۲۰۰ درصدی اجناس و اقلام اساسی و خدماتی تنها در عرض ۴۰ روز در حالی در جریان است که چرخ تولید و کسب و کار ایستاده و کارگران و کارکنان، یک به یک یا شغل‌های خود را از دست داده‌اند یا در استرس و نگرانی کشنده تعدیل، به سر می‌برند.

بخش بزرگی از کارگرانی که هنوز کار می‌کنند هم یا حقوق نمی‌گیرند یا به دریافت نصف حقوق راضی شده‌اند.

کسب و کارهایی که ماه‌هاست کرکره خود را پایین کشیده‌اند و شاهد انکار بیکاری گسترده از سوی مقامات جمهوری اسلامی هستند و در مواردی با گزارش کاهش نرخ بیکاری از سوی مرکز آمار ایران مواجهند و  گاهی هم وعده و پروپاگاندای حمایت‌های دولتی را می‌شنوند.

در این گزارش به این شکاف عمیق که بیکاری و گرانی در زندگی و معیشت مردم ایران وارد کرده پرداختیم.

آمار واقعی بیکاری در ایران چقدر است؟

آمارهای منتشر شده در خصوص میزان بیکاری در ایران از منابع مختلف با هم فاصله دارند و به واقع، هیچ یک هم قابل استناد نیستند. 

 آمارهای غیر رسمی و برآوردهای اولیه که دررسانه‌های اقتصادی داخلی، مانند دنیای اقتصاد منتشر شده، از بین رفتن بیش از یک میلیون شغل از ابتدای جنگ را تایید می‌کنند. برخی مقامات هم بیکاری بیش از ۲ میلیون نفر راد از ابتدای جنگ تا به امروز تایید کرده‌اند. در حالی که گزارش های مجزا از شاخه‌های مختلف شغلی از آمارهای بسیار بالاتر حکایت دارند ولی سخنان و اظهار نظر برخی مقامات حکومتی، کمتر از یک‌دهم این مقدار را تایید می‌کنند.

کارگران ساختمانی: گزارش فعالان کارگری می‌گویند که بالای حدود ۱ میلیون و ۱۰۰ هزار نفر از کارگران ساختمانی شغل خود را از دست داده و خانه نشین شده اند. چرا که به گفته میکائیل صدیقی،عضو هیات مدیره کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران ساختمانی حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد و چه بسا بیش از این میزان از کارگاه‌های ساختمانی به حالت تعطیل درآمده‌اند. در واقع فعالیت‌های ساختمانی به طور کامل متوقف شده و کارفرمایان نیز صراحتاً اعلام می‌کنند که به دلیل شرایط جنگی و نااطمینانی حاکم بر بازار، استمرار پروژه‌ها برایشان مقدور یا دارای توجیه اقتصادی نیست.» بنابراین با توجه به آمار وجود ۱/۴۰۰/۰۰۰ کارگر ساختمانی در ایران،  می توان نتیجه گرفت که بالای ۱/۱۲۰/۰۰۰ نفر فقط کارگر ساختمانی در کشور بیکار شده  است. آماری که بخش بزرگی از آن حتی جزو افراد بیمه‌دهنده و شغل‌های رسمی هم به حساب نمی‌امدند و بیکاری آنها هم در هیچ‌کجا ثبت نمی‌شود. چرا که کارگران ساختمانی کارفرمای معین ندارند و نمی‌توانند بیمه بیکاری طلب کنند و بنابراین آمار بیکاری کارگران اصلاً از طریق آمار متقاضیان بیمه بیکاری قابل تشخیص نیست.

از طرفی به گفته اکبر شوکت، عضو اسبق هیات امنای سازمان تامین اجتماعی ، با اصابت موشک به دو کارخانه فولاد کشور و تعطیلی آن، قیمت میل‌گرد و پروفیل بین ۵۰ تا ۱۰۰ درصد طی دو ماه افزایش داشته است و همین موضوع ، هزینه‌های ساخت و ساز را چندین برابر کرده است. و تلخ‌تر اینکه شرکت‌های ساختمان‌سازی و سرمایه‌گذاران این شاخه هم به دلیل شرایط پرریسک کنونی، یک به یک در حال بیرون کشیدن سرمایه های خود از صنعت ساخت و ساز هستند و این یعنی بیکاری کارگران بیشتر و  امید برای بازگشت به کار این کارگران حتی بعد از جنگ هم کم‌رنگ‌تر می‌شود.

صنعت و خدمات: گزارش‌های منتشر شده در خصوص شهرک های صنعتی و کارگاه‌های کوچک و بزرگ از موج گسترده تعدیل و اخراج کارگران حکایت دارند. تنها در استان خوزستان آمارها از بیکاری ۱۰۰ هزار نفر حکایت دارند. ۷۰۰ نفر در واحد صنعتی نساجی بروجرد بیکار شدند. گزارش‌هایی هم از تعدیل ۹۰۰ نفر در مناطق نی‌ریز و مجموعه‌ای از شرکت‌های معدنی و سنگ کشور منتشر شده است. 

اما موج بیکاری غیر از شرکت‌ها و واحدهای تولید به واحدهای خدماتی هم سرایت کرده است. دیجی‌کالا از تعدیل حدود ۲۰۰ هزار نفر از نیروهای خود خبر داد

ارقامی که هیچ‌یک، تعدیل‌های غیررسمی، قراردادهای تمدید نشده و مشاغل ثبت نشده در اقتصاد غیر رسمی را در بر نمی‌گیرد. بخش زیادی از نیروی کار کشور در بخش غیررسمی بیکار شدند و بخشی نیز خویش‌فرما بوده و یا فاقد کارفرما جهت مطالبه بیمه بیکاری بودند و در دوره جنگ یا پس از آن بیکار شدند. آمار این افراد به دلیل عدم حضور در لیست‌های بیمه اصلا وجود ندارد و قابل برآورد هم نیست. 

موج دوم بیکاری اما به با طولانی شدن جنگ به دلیل قطع زنجیره مواد اولیه یا قطعات زنجیره تولید اتفاق افتاد. برای مثال، اختلال در واردات و صادرات در تنگه هرمز باعث شد که بسیاری از شرکتهای واردات و صادرات و شرکتهای کانتینری بندر رجایی درآمد خود را از دست بدهند و دست به تعدیل نیرو بزنند. 

آسیب وارد شده به مراکز اصلی تولید فولاد، از جمله واحدهای بزرگ در خوزستان و اصفهان، باعث افت محسوس در عرضه این محصول شده و به‌دنبال آن، زنجیره‌ای از صنایع وابسته مانند خودروسازی و ساخت‌وساز با اختلال جدی مواجه شده‌اند؛ اختلالی که در نهایت به کاهش فعالیت و بیکاری بخشی از نیروی کار این حوزه‌ها انجامیده است.

در بخش پتروشیمی نیز شرایط تفاوت چندانی ندارد. اختلال در واردات مواد اولیه، در کنار صدمات وارده به زیرساخت‌هایی مانند شبکه برق و مخازن ذخیره در مجتمع‌های بزرگ جنوب کشور، موجب کمبود برخی محصولات کلیدی از جمله رنگ شده است. این کمبود، همراه با جهش قابل توجه قیمت‌ها، صنایع مصرف‌کننده مانند پوشاک، خودروسازی و ساختمان را که برای تکمیل تولید به این مواد وابسته‌اند، با چالش‌های جدی روبه‌رو کرده و اشتغال در این بخش‌ها را در معرض تهدید قرار داده است.

علیرضا حیدری کارشناس اقتصادی و نایب رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری،  در این باره می گوید بخشی از نیروی کار ما در صنعت خودروسازی، آنطور که ما اخیراً از بخش رنگ یک واحد خودروسازی پرسیدیم، تعدیل شدند. با توجه به کمبود رنگ و گران شدن آن، این بخش در برخی خودروسازی‌ها تعطیل شده  است. ۱۰۰ هزار بیکار؛ فقط آمار بیکاران ناشی از گرانی رنگ.

اقتصاد دیجیتال: در میان همه انواع بیکاری ناشی از صدمات جنگ، حجم عظیمی از بیکاری عمدی  که حکومت در ایران ایجاد کرده  را هم نباید از قلم انداخت. به گفته وزیر ارتباطات جمهوری اسلامی، حدود ۱۰ میلیون نفر، عمدتا از طبقات متوسط و پایین، به‌طور مستقیم در فعالیت‌های وابسته به ارتباطات پایدار دیجیتال، درگیرند و پر واضح است که این افراد هم حالا درآمد اصلی زندگی خود را از دست داده‌اند.

قطعی اینترنت اما فقط به این ده میلیون نفر آسیب نزده است. علی در یکی از شهرستان‌های کوچک ایران در آبان ۱۴۰۴ با کل سرمایه خود و خانواده یک رستوران کوچک در شهر خود افتتاح کرده بود. او می‌گوید که بعد از ماه اول که فروش و رستورانش را از طریق اینستاگرام تبلیغ می‌کرد موفق شد به کارش رونق بدهد. 

حتی بعد از اعتراضات دی‌ماه هم چرخ دخل و خرجش می‌چرخید چون کم و بیش، مشتریان، او را از طریق صفحه اینستاگرامش می‌شناختند و پیدا می کردند. حالا ولی با قطعی اینترنت از یک طرف و اوضاع روحی و اقتصادی مردم از سوی دیگر، عملا کسب و کارش خوابیده است. علی می‌گوید کلی مواد و امکانات و یخچال و لوازم پذیرایی برای رستوران خود به صورت قسطی خریداری کرده بود و حالا نه تنها تاریخ مصرف مواد غذایی رو به اتمام است که چاره‌ای جز فروش لوازم برای پاس کردن چکهای خود را ندارد. خرج زندگی و حقوق کارگران که دیگر بماند.

علی از نمونه افرادی است که ظاهرا اصلا با اینترنت سر و کاری ندارد و در آمار بیکاری نمی‌گنجد و یک نمونه از هزاران نمونه‌ای است که قطعی طولانی مدت اینترنت درآمد او را به آتش کشیده است.

مجید یک گرافیک و فیلمبردار است که با تیم ۴ نفره خود برای شرکتی در آلمان کار میکرد. بعد از دو ماه، قطع ارتباط با کارفرما امروز فهمیده که کارفرمای آلمانی، تیم خود را جایگزین کرده است. حالا مجید مانده و کلی بدهی و درآمدی که ندارد تا حقوق افراد تیمش را بپردازد. مجید می‌گوید که چاره‌ای جز فروش دوربین، لایت و تجهیزات فیلمبرداری و کار گرافیک برایش نمانده است. مجید هم جزو همان دسته افرادی است که بیکاری او در آمارهای رسمی محاسبه نمی شود چرا که اصلا کار او در ایران، رسمی به حساب نمی‌اید.

همین دو روایت از هزاران روایاتی که از ایران شنیده می‌شوند نشان می‌دهند که آثار قطعی عمدی و طولانی مدت اینترنت تا چه اندازه عمیق و البته ماندگار است. آنقدر عمیق که حتی اگر اینترنت به‌طور کامل بازگردد هم ، بخشی از خسارت‌ها هرگز جبران نخواهد شد. اقتصاد دیجیتال که موقعیت خود را در جستجوی وب از دست داده،  کسب‌وکارهایی که تعطیل شده‌اند، و شرکت‌هایی که دیگر حاضر به پذیرش ریسک در اقتصاد دیجیتال ایران نخواهند بود.

آسیبی که تا سالهای طولانی مانند داغی بر پیشانی ایران از زاویه نگاه سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی نمایان خواهد ماند و ایران را به کشوری به مراتب پرریسک‌تر برای سرمایه‌گذاری تبدیل خواهد کرد.

دعوای دولتمردان بر سر آمارهای بیکاری 

غلامحسین محمدی، معاون وزیر کار در ۳۱ فروردین ۱۴۰۵ گفت که طبق برآوردهای اولیه، جنگ منجر به از دست رفتن بیش از یک میلیون شغل و بیکاری مستقیم و غیرمستقیم دو میلیون نفر شده است.

با وجود این اظهار نظرها و علیرغم  همه واقعیت‌هایی که در این گزارش تنها توانستم بخش کوچکی از فاجعه بیکاری در ایران را تشریح کنم، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس در اظهار نظری، انتشار آمار‌های متفاوت درباره وضعیت بیکارشدگان را ناشی از اغراض خاص در شرایط جنگی کشور دانست.

میثم ظهوریان در ادعای اخیر خود اعلام کرده است: «مردم هشیار باشند! به دروغ می‌گویند بر اثر جنگ ۴۰ روزه، ۲ میلیون نفر بیکار شده‌اند، گزارش دقیق تأمین اجتماعی می‌گوید احتمالا در ماه‌های آینده ۱۰۰ هزار بیمه بیکاری اضافه خواهد شد. به دروغ می‌گویند به دلیل بسته شدن اینترنت، کشور روزی ۵۰ هزار میلیارد تومان خسارت می‌بیند، این آمار‌ها دروغ و برای بهم ریختن ذهن مردم است.» 

به این ترتیب، آمار تلخ اما قابل لمس بیکاری که از سوی مقامات رسمی دولت مطرح شده، حالا بدون ارائه مستندات خاص از سوی یک نماینده مجلس رد شده و غرض‌ورزی نامیده می‌شود.

علیرضا حیدری کارشناس اقتصادی و نایب رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری درباره اظهارات اخیر میثم ظهوریان می‌گوید: آقای ظهوریان با اظهارنظر جدید خود درباره آمار‌های بیکاری نشان دادند که اطلاعات دقیقی از وضعیت بازار کار و آمار بیمه بیکاری در دوره جنگ و پس از آن ندارند. فقط تا ابتدای اسفندماه (قبل از آغاز جنگ) آمار جدید دریافت‌کنندگان بیمه بیکاری ۱۵۰ هزار نفر بوده که از پایان بهمن‌ماه همگی بیمه بیکاری دریافت می‌کردند؛ لذا آمار‌ها قطعاً بسیار بیش از آن است که این عضو کمیسیون اقتصادی مجلس از آن صحبت می‌کند. 

اما گذشته از دعوای مقامات بر سر آمار بیکاری، مرکز آمار ایران هم با گزارش «کاهش نرخ بیکاری»  نمک شورتری به زخم مردم پاشید.

گزارشی که با اعلام کاهش  نرخ بیکاری به ۷/۶ درصد نشان داد که این آمار از اساس، بی اعتبار است چرا که  افزایش جمعیت غیرفعال و کاهش مشارکت اقتصادی، را در نظر نگرفته است. 

به این ترتیب، گزارش کاهش نرخ بیکاری از سوی مرکز آمار ایران به هیچ عنوان نشان‌دهنده ایجاد شغل نیست بلکه خروج بخش بزرگی از جمعیت از بازار کار را نشان می‌دهد.  افرادی که از بازار کار خارج شده‌ و در جمعیت غیرفعال قرار گرفته‌اند.

به این ترتیب، نکته کلیدی نهفته در این آمار، که به آن اشاره نشده، خروج گسترده و گاها انتخابی جمعیت فعال از بازار کار و افزایش جمعیت غیرفعال است. گروهی که نه در دسته شاغل قرار می‌گیرد و نه بیکار. همانطور که بررسی آمارها نشان می‌دهد که  جمعیت غیرفعال در زمستان ۱۴۰۴ به ۴۰ میلیون و ۹۷ هزار نفر رسیده که نسبت به سال قبل حدود ۸۱۰ هزار نفر افزایش داشته است.

به بیان دیگر، بخشی از کاهش نرخ بیکاری نه ناشی از فرصت‌های شغلی جدید، بلکه نتیجه خروج بخشی از جمعیت از بازار کار ارزیابی می‌شود. وضعیت بیکاری در گروه‌های حساس نیز همچنان بالاست. نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله سه برابر نرخ بیکاری کل کشور و در گروه سنی ۱۸ تا ۳۵ سال بالای دو برابر نرخ بیکاری عمومی است. 

علت‌های خروج گسترده جمعیت فعال از بازار کار را می‌توان در افزایش میانگین سنی جمعیت ایران، بالا رفتن نارضایتی شغلی، کاهش ارزش دستمزدها، ناامیدی از یافتن کار و در نهایت افزایش تمایل به انجام شغل‌های کاذب و دلالی دانست. 

بیکاری و کاهش درآمد

اسفند ۱۴۰۴ در شورای عالی کار، سبد معیشتی کارگران یعنی حداقل هزینه مورد نیاز برای خانواده مبنای ۳/۳ نفره ۴۵ میلیون تومان تعیین شد و بر همین اساس، افزایش دستمزدها برای سال ۱۴۰۵، ۶۰ درصد تعیین شد که البته هنوز در حقوق کارگران و بازنشستگان لحاظ نشده است.

اما حالا همین هزینه  سبد معیشت در عرض تنها ۴۰ روز تا ۷۱ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان بالا رفته است.  به علاوه رشد ۶۰ درصدی دستمزد تنها رشد اسمی و ظاهری است چرا که در واقع ارزش دستمزد نسبت به سال گذشته پایین‌تر هم آمده به این صورت که حداقل دستمزد یک خانواده سه نفره در سال گذشته ۱۷۲ دلار آمریکا ارزش داشت ولی حالا حداقل حقوق یک کارگر متاهل با یک فرزند،  به حدود ۲۲میلیون و ۴۸۸ هزار تومان رسیده که حدود ۱۲۱ دلار ارزش دارد. به این معنی که ارزش دستمزد نه تنها بالا نرفته که نسبت به سال گذشته حدود ۴۲ درصد هم پایین آمده است.

همین رشد ۵۰ درصدی هزینه سبد معیشتی و کاهش ۴۲ درصدی ارزش حقوق که فاصله و شکاف عمیق ۹۲درصدی می‌سازد، توضیح می‌دهد که چرا جمعیت فعال کشور به صورت گسترده در حال کاهش هستند. افرادی که دستمزد قانونی و رسمی آنها به زحمت هزینه‌های ۱۰ روز از ماه را پوشش می‌دهد.

از: ايران واير

 


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.