بازگشت به منطقه آوارزده؛ روایتی از بازگشت دوباره‌ اینترنت و کسب‌وکارهای آنلاین

Sunday, 31st May, 2026
اندازه قلم متن

داستان بازگشایی اینترنت و احیای دست‌وپاشکسته‌ کسب‌وکارها، بیشتر شبیه به وضعیت شهری است که طوفانی سهمگین را پشت سر گذاشته. هر چند ظاهرا طوفان تمام شده اما خیابان‌ها هنوز پر از آوار است و مردم با احتیاط و تردید از پناهگاه‌های خود بیرون می‌آیند. ​روایتی که امروزه از بازگشایی اینترنت می‌بینیم، روایت رشد و شکوفایی مجدد نیست. کسب‌وکارها بازگشایی شده‌اند، نه به این دلیل که شرایط به ایده‌آل برگشته، بلکه به این دلیل که توقف مترادف با مرگ قطعی بود. آن‌ها آموخته‌اند که در وضعیت ابهام و لبه‌ پرتگاه حرکت کنند.

***

اعتماد از دست رفته است

همان روز اول جنگ اینترنت قطع شد. در همان روزهای آغازین فضا آمیزه‌ای از کرختی و سردرگمی بود. کرکره‌های دیجیتال پایین کشیده شده بودند. برای کسب‌وکارهای کوچکِ مبتنی بر شبکه‌های اجتماعی، این وضعیت شبیه به یک قرنطینه‌ اجباری بدون پایان بود. دایرکت‌هایی که خوانده نمی‌شدند، سفارش‌هایی که در هوا معلق بودند و چرخ‌دنده‌های اقتصادی که به یک‌باره قفل شدند. در این مرحله، امید به بازگشت سریع، جایش را به اضطراب بقا داد. کسب‌وکارها، نمی‌توانستند منتظر معجزه بمانند. در این دوره سازگاری اجباری رخ داد. مهاجرت به پلتفرم‌های داخلی مثل «بله»، «ایتا» و «روبیکا»، تقویت زیرساخت‌های پیامکی، یا تلاش برای زنده نگه داشتن سایت‌ها با روش‌های سنتی اتفاق افتاد اما این راه‌حل‌ها بیشتر شبیه به تنفس مصنوعی بودند تا یک روند عادی تجاری. هزینه‌ جذب مشتری به شدت بالا رفت و اعتماد کاربران به واسطه‌های جدید به حداقل رسید.

​​«وقتی بعد از ۸۸ روز قفل برنامه‌ باز شد، دستم می‌لرزید. شبیه دکان‌داری بودم که بعد از سه ماه زلزله، آمده تا ببیند زیر آوار چقدر از جنس‌هایش سالم مانده است.» مریم ۳۴ ساله، طراح و فروشنده صنایع دستی در اینستاگرام است که دایرکتش پر از این پیام‌هاست: «خانم این کار موجود نیست؟»‌، «چرا جواب نمیدین؟»‌، «کلاهبرداریه؟» او می‌گوید: «​بدترین جایش همین بود؛ مشتری فکر کرده بود پولش را خورده‌ام و غیبم زده. در این ۸۸ روز، زنجیره‌ اعتمادی که پنج سال برایش زحمت کشیده بودم، پاره شد. حالا که اینترنت به ظاهر وصل شده، من مانده‌ام و انباری از کارهای آماده که فصل فروش آن‌ها گذشته، مشتریانی که دیگر پول ندارند یا اعتماد نمی‌کنند و اجاره‌خانه‌ای که در این سه ماه از جیب دادم. اینترنت وصل شده، اما انگار من را پرتاب کرده‌اند به نقطه صفر، با این تفاوت که این‌بار دیگر آن انرژی و امید پنج سال پیش را ندارم.»

سه ماه به عقب برگشتم

چند روز قبل وقتی اینترنت کم‌کم و با دسترسی‌های ناپایدار بازگشت، شور و هیجانی در کار نبود بلکه نوعی تسخیر دوباره‌ سنگرها اتفاق افتاد؛ سنگری پر از سنگلاخ. 

حامد ۲۹ ساله، کارشناس دیجیتال‌مارکتینگ و فریلنسر از دنیایی می‌گوید که در سه ماه گذشته از آن عقب افتاده است:​«برای یک متخصص سئو و فریلنسر، ۸۸ روز قطع ارتباط با جهان یعنی مرگ حرفه‌ای. روز اول بازگشایی، وقتی ایمیل‌هایم را باز کردم، انگار با یک سیلی بیدار شدم. پروژه‌های خارجی‌ام همگی به خاطر عدم پاسخگویی لغو شده بودند و کارفرماها رفته بودند سراغ فریلنسرهای هندی و پاکستانی. حق هم داشتند؛ دنیای تجارت منتظر وصل شدن اینترنت من نمی‌ماند.» 

و ادامه می‌دهد: «پلتفرم‌های ابری، ابزارهای آنالیز و حتی حساب‌های بین‌المللی که با هزار ترفند ساخته بودم، همگی به خاطر آی‌پی‌های عجیب و غریب یا عدم فعالیت، تعلیق شده بودند. بله، الان اینترنت دارم اما پهنای باندی که به من داده‌اند شبیه به یک اتوبانِ یک‌طرفه و پر از دست‌انداز است که ابزارهای کارم هنوز در آن فیلتر هستند. من دوباره وصل شدم اما به دنیایی که سه ماه از آن عقب مانده‌ام.»

وصل دوباره اینترنت با احساس ناامنی همراه است

​​بازگشایی اینترنت به‌معنای بازگشت به نقطه‌ صفر قبل از بحران نبود؛ بلکه شروعِ کار در یک زمین ناهموارتر و مین‌گذاری‌شده بود. کسب‌وکارها راه‌اندازی شدند، اما با فرسودگی مفرط نیروی انسانی، از دست رفتن بخشی از بازار و البته ترسی دایمی از این‌که «آیا دوباره این اتفاق می‌افتد؟» 

«سهراب» ۴۲ ساله، خریدار و کاربر معمولی از احساس ناامنی بعد از اتصال دوباره می‌گوید: «راستش را بخواهید، روزی که گفتند اینترنت وصل شده، هیچ خوشحالی عمیقی حس نکردم. بیشتر نوعی اضطراب داشتم. اولین کاری که کردم این نبود که بروم خرید کنم یا ویدیو ببینم؛ رفتم چک کنم ببینم کدام اپلیکیشن‌ها هنوز کار می‌کنند و چطور می‌توانم اطلاعات شخصی‌ام را امن نگه دارم. در این ۸۸ روز، سبک زندگی من مجبور به تغییر شد. خریدهایم را از سوپرمارکت محلی انجام دادم و کارهای بانکی را با عابربانک. حالا که اینترنت برگشته، من آن کاربرِ خوش‌بین و مصرف‌گرای سابق نیستم. هر بار که می‌خواهم روی گزینه‌ پرداخت آنلاین کلیک کنم، با خودم می‌گویم: اگر فردا دوباره قطع شد و دستم به هیچ‌جا بند نبود چه؟ این بازگشایی، حسِ امنیت دیجیتال را به من برنگرداند، فقط یادم آورد که همه‌چیز چقدر  ناپایدار است.»

​تزریق حس عادی‌سازی کارساز نیست

آمار ممکن است افزایش ترافیک اینترنت، بازگشت تراکنش‌های درگاه‌های بانکی و فعالیت مجدد صفحات تجاری را نشان دهند. این بخش مریی روایت است که حس عادی‌سازی را تزریق می‌کند اما درواقع ساختار درونی کسب‌وکارها دچار دگردیسی منفی شده است. هزینه‌های ثابت، مانند ابزارهای دور زدن محدودیت‌ها و تغییر زیرساخت‌های سرور، به‌شدت افزایش یافته است. 

در تحلیل‌های رسمی یا سطحی، بازگشت این افراد به شبکه‌ها و پلتفرم‌ها به عنوان احیای کسب‌وکار تلقی می‌شود. ترافیک مصرفی بالا می‌رود و نمودارها صعودی می‌شوند اما روایت‌های واقعی نشان می‌دهند که این بازگشت، یک رفتار واکنشی از روی ناچاری است، نه یک کنش اقتصادی عادی. ​کسب‌وکارها و کاربران بازگشته‌اند چون گزینه‌ جایگزینی برای بقا ندارند، اما رفتارهای اقتصادی آنان به شدت تدافعی، کوتاه‌مدت و همراه با تردید نسبت به آینده شده است. 


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.