دو کیسه پر از ظرف غذا و انواع کیک و آبمیوه در دستانش است و به سختی قدم برمیدارد و به سمت ایستگاه مترو میرود. در سه روزی که خیابانهای مشرف به مصلی تهران و مسیر تشییع جنازه علی خامنهای، رهبر کشته شده ایران، پر از موکب (ایستگاههای صلواتی) بود و انواع و اقسام خوراکیها را پخش میکردند.
دیدن این صحنه این سه روز در خیابانها، مترو و اتوبوس و جلوی موکبها که با میلیاردها تومان پول از سوی وزارتخانهها، سازمانها و نهادهای دولتی و پایگاههای بسیج و هیاتهای مذهبی و حتی دانشگاههای دولتی به پا شده بود، توجه عابران را جلب میکرد.
شماری از طرفداران نظام و مدیران، مسوولان و کارکنان دولت با اجبار و دستورات شدیدالحن مقامات که طی دستورالعمل و بخشنامه به آنها اعلام شده بودند تا در دو روز مراسم وداع و روز تشییع علی خامنهای شرکت کردند تا مصلی و مسیر تشییع، پرتعداد جلوه کند، اما برخی هم مثل نرگس از این فرصت استفاده کردند تا حداقل خوراک چند روز خانواده را تامین کنند.
«نرگس» وقتی در قطار مترویی که به سمت عبدل آباد میرفت، نشست و کمی آرام گرفت و شروع به صحبت کرد و گفت: «از پارسال تا حالا قیمت همه چی سه برابر شده، دیگر حتی نان خریدن هم برایمان سخت شده چه برسد به برنج، گوشت و مرغ. بچههایم ماهاست رنگ پلو و خورشت و میوه را ندیدهاند. این چند روز آمدم تا از این غذاهای رایگان برایشان ببرم، در موکبها همه چی فراوان است. راستش دیگر دستانم توان حمل کردن بیشتر از این را ندارد و گرنه هر چی دلت میخواست پیدا میشد و میتوانستی مجانی بگیری.»
در خیابان بهشتی، محدوده مصلی تهران وقتی از جلوی موکبهایی که فقط آب، چای و شربت میدادند عبور میکردی، خبری از جمعیت نبود و فقط این صدای گوشخراش مداحیها بود که از بلندگوها پخش میشد و یک نفر در حالیکه سینی چای و شربت دستش بود جلوی عابران، ماشینها و موتوریها را میگرفت تا به زور چای و شربت تعارفشان کند، اما موکبهایی که غذا، کیک و شیرینی و میوه توزیع میکردند فرق داشت.
موکب یک وزارتخانههای دولتی در محدوده خیابان انقلاب یکی از پررونقترینها بود. موکبی که به گفته یکی از کارکنان این وزارتخانه در این سه روز۵۰ میلیارد تومان برای آن پول خرج شد و هر روز با انواع پلو و خورشت، سالادها، میوههای فصل، بستنی، بطریهای آب معدنی و شربت، جمعیت زیادی را به سوی خودشان میکشاندند. این وزارتخانه حدود ۱۴ موکب دیگر هم در سطح شهر داشت. یه حساب سرانگشتی نشان میدهد تنها یک وزارتخانه ۷۵۰ میلیارد تومان برای مشارکت در مانور قدرت حکومت، هزینه روی دست کشور گذاشته است.
این کارمند که با نام مستعار «شهریار» خودش را معرفی کرده، میافزاید: «از یک هفته پیش مرتب برای وزارتخانه ما و سایر وزارتخانهها از سوی «ستاد بزرگداشت تشییع رهبر شهید» -که معلوم نیست وابسته به کجاست- نامه میآمد که حضور پرشور در این مراسم و برپایی موکب و پذیرایی از مردم الزامی است و باید پس از اتمام مراسم گزارش عملکرد خود را به این ستاد اعلام کنید. همین موضوع باعث شد وزارتخانهها و سازمانهای دولتی در هرچه باشکوهتر برگزار کردن این رویداد، رقابت کنند.»
در کنار این موکبهای پرهزینه، حضور پرشمار نیروهای پلیس، یگان ویژه و لباس شخصی در خیابانها جلب توجه میکرد. حضوری که باز هم بخشی از آن از سر اجبار و فشار حکومت بود. در محدوده ایستگاه مترو در خیابان شریعتی، یکی از این سربازها که ۲۴ یا ۲۵ سال بیشتر نداشت و در حالی که از شدت خستگی کمرم صاف نمیشد. وقتی با جمله «خسته نباشید» یکی از عابران مواجه شد، صبرش لبریز شد و گفت: «لعنت به روحش. چهار روزه خواب به چشمانم نیامده. در این هوای گرم و سوزان و در این لباسها عرق سوز شدهام و فقط با داروی مسکن و نوشابه انرژیزا خودم را سرپا نگه داشتهام. »
روز نخست مراسم وداع، ساعت حدود ۹ صبح در مصلی تهران جمعیت بسیار کم بود و به راحتی میتوانستی خودت را تا نزدیک محدوده استقرار تابوت برسانی، اما وقتی دهها اتوبوس پلاک شهرستان نزدیک مصلی شدند، صدها نفر به جمعیت پیوستند و مصلی شلوغتر شد.
یکی از این افراد وقتی با این سوال من که از کجا آمدهاید، مواجه شد. گفت: «ما از اراک و به دعوت پایگاه بسیج محله مجانی آمدیم. همه این اتوبوسهایی که میبینی افرادی هستند که به دعوت پایگاه بسیج شهر و روستاییشان به این سفر رایگان آمدهاند.» سفری همراه با پذیرایی و انواع و اقسام امکانات.
در پارکها، گوشه و کنار خیابانها و بوستانها چادر برای اسکان مسافران همراه با انواع وسایل خنک کننده، حمام و سرویس بهداشتی سیار علم شده بود. صبحانه، نهار و شام و انواع میان وعده هم که فراهم بود و این افراد با اتوبوسهای کولردار VIP جابه جا میشدند.
یکی دیگر از صحنههای جالب مراسم تشییع فردی بود که پرچمهای قرمز را بین مردم توزیع میکرد و به هر نفر دو عدد پرچم میداد و میگفت تا جایی که میتواند آنها را بالا نگه دارند، تا جمعیت پرشمارتر جلوه کند و چشم دشمنان کور شود.
سه روز مراسم وداع و تشییع جنازه رهبر کشته شده در تهران به پایان رسید اما معلوم نیست میلیاردها تومان پول این سه روز و دیگر روزهایی که مراسم در قم، مشهد، کربلا و نجف برگزار میشود، از کجا تامین شده و این حجم از تبلیغات برای کشاندن مردم پای کار، چقدر میتواند بقای نظام را تضمین کند.