هراس امنیتی حکومت از رشد انفجاری تعداد کافه‌‌ها در تهران

Saturday, 5th September, 2026
اندازه قلم متن

برخی کارشناسان، رشد فزاینده کافه‌ها در شهرهای ایران را ناشی از تغییر در سبک زندگی شهری در سال‌های اخیر می‌دانند و آن را فراتر از توسعه یک واحد صنفی، نشانه‌ای از تحولات اجتماعی و فرهنگی در بستر جامعه توصیف می‌کنند.

عده ای از زنان جوان در یک کافه در تهران
برخی از کارشناسان، رشد فزاینده کافه‌ها در ایران را نشانه‌ای از تحولات اجتماعی و فرهنگی در بستر جامعه توصیف می‌کنند (عکس از آرشیو)عکس: Rouzbeh Fouladi/ZUMA Press/picture alliance

نقش سیاسی و کنشگرانه کافه‌ها در ایران

اگرچه پیش از اعتراضات دی‌ماه تعطیلی کافه‌ها اقدامی رایج از سوی حکومت ایران بود اما اغلب این برخوردها و پلمب‌ها به بهانه تحمیل حجاب اجباری صورت می‌گرفت و به ندرت رنگ و بوی سیاسی داشت.

وقایع دی ۱۴۰۴ این وضعیت را اما تغییر داد. کافه مشهور ساعدی‌نیا با داشتن ۱۰ شعبه در ایران که اقدام به تعطیلی و همراهی با فراخوان‌های اعتصاب کرده بود، متهم شد که علیه نظام فعالیت تبلیغی انجام داده است. مالک آن به بیش از ۱۲ سال حبس محکوم و اموال او نیز مصادره شد. افزون بر این، کافه‌های مشابه دیگر از جمله لمیز و نیز وریا، متعلق به وریا غفوری، فوتبالیست ایرانی نیز دلیل حمایت غیرمستقیم از فراخوان اعتراضات، با دستور قضایی پلمب شدند.

با این حال، تعطیلی کافه‌ها محدود به مقطع زمانی اوج اعتراضات نبوده و این روند، همچنان ادامه دارد. در تازه‌ترین مورد، در تهران کافه‌های ونک‌پارک پلمب شدند و بر اساس گزارش‌های منتشر شده در پی آن، دست‌کم ۲۰۰ نفر از کار و درآمد محروم شدند.

برخی از کارشناسان، رشد فزاینده کافه‌ها را ناشی از تغییر در سبک زندگی شهری در سال‌های اخیر می‌دانند و آن را فراتر از توسعه یک واحد صنفی، بلکه در قالب نشانه‌ای از تحولات اجتماعی و فرهنگی در بستر جامعه توصیف می‌کنند. با این حال، یکی از مواردی که بیش از هر چیز به خصوص در شبکه‌های اجتماعی به خصوص اینستاگرام جلب توجه می‌کند، مشغله بیش از اندازه ذهنی جوانان با نوشیدنی‌های بر پایه قهوه است.

ویدئوها و پست‌های فراوانی در اینستاگرام بازنشر می‌شوند که در آن، آموزش‌های پیچیده باریستا و توضیحات تخصصی درباره انواع قهوه عربیکا ، روبوستا ، لیبریکا و نظایر آن دیده می‌شود. در بسیاری از کافه‌ها سفارش قهوه دیگر به سادگی آن نیست که مشتری بین اسپرسو، آمریکانو، لاته، کاپوچینو یا موکا یکی را انتخاب کند.

حتی در برخی از کافه‌ها تلاش می‌شود بر اساس خواست مشتری، درصد ترکیب خاص شخصی‌سازی شده از روبوستا و عربیکا به او پیشنهاد شود. برخی از متصدیان کافه‌ها حتی از مشتریان خود سوالاتی درباره سردرد، تمرکز یا تپش قلب و اضطراب او می‌پرسند تا ببیند چه نوع قهوه‌ای به آن‌ها پیشنهاد دهند. به نظر می‌رسد که این حجم از پیچیدگی در انتخاب قهوه، که به ندرت در فرهنگ قهوه ایتالیا، فرانسه و یا کشورهای دیگر دیده می‌شود، دلیلی فراتر از یک ترند تغذیه‌ای داشته باشد.

“مصرف جبرانی” در قالب ترند میکرولاکچری

عده‌ای از کارشناسان این موضوع را در قالب ترند میکرولاکچری (Micro-Luxury) تفسیر می‌کنند. به عبارت دیگر، در چنین شرایطی، جامعه برای کالاها، خدمات و تجربیات کوچکی هزینه می‌کند که حس لوکس بودن و آرامش را به زندگی روزمره اضافه کند.

این ترند به خصوص در بین نسل موسوم به “نسل زد” محبوبیت بالایی پیدا کرده است. نسلی که بیش از هر زمان با تورم افسارگسیخته، بیکاری و هزینه‌های سنگین زندگی از جمله خرید خانه یا خودرو روبروست. بر این اساس، برای مثال، حتی گذاشتن یک عکس از ماچا لاته در اینستاگرام، می‌تواند به او نشان دهند که هنوز بر وضعیت زندگی تسلط دارد و رشته امور از کنترل و اختیارش خارج نشده است.

صبا آلاله، روانشناس بالینی و روان‌تحلیل‌گر حوزه سیاسی‌اجتماعی به دویچه وله فارسی می‌گوید: «رشد انفجاری کافه‌ها در  جامعه را می‌توان تا حدی به‌عنوان واکنشی اجتماعی به زندگی در یک وضعیت بحرانِ مزمن دید. در چنین شرایطی، آدم‌ها فقط به دنبال مصرف یا سرگرمی نیستند؛ به دنبال جایی برای فاصله گرفتن موقت از فشارهای زندگی روزمره هستند. کافه در این معنا به یک فضای سوم تبدیل می‌شود: نه خانه است و نه محل کار، بلکه فضایی میان این دو که فرد می‌تواند برای مدتی از نقش‌ها و فشارهای روزمره فاصله بگیرد، با دیگران ارتباط برقرار کند و احساس کند زندگی هنوز تا حدی قابل کنترل و عادی است.»

برخی از کارشناسان می‌گویند، این رفتار نوعی “مصرف جبرانی” (Compensatory Consumption) است و فرد از این طریق، به خود اطمینان می‌دهد که در جریان زندگی، هنوز هم امکان خرید‌های غیرضروری و لوکس‌تر وجود دارد.

صبا آلاله، روانشناس بالینی و روان‌تحلیل‌گر حوزه سیاسی‌اجتماعی
صبا آلاله می گوید کافه فضای سومی است که فرد در آن می تواند احساس کند زندگی هنوز تا حدی قابل کنترل و عادی استعکس: Privat

آلاله می‌گوید: «در جامعه‌ای که بحران‌های طولانی‌مدت احساس کنترل بر آینده را کاهش می‌دهد، توجه به جزئیات کافه و قهوه می‌تواند بخشی از همان واکنش روانی باشد. وقتی فرد نمی‌تواند بر مسائل بزرگ زندگی کنترل داشته باشد، به چیزهای کوچک‌تری می‌پردازد که هنوز قابل انتخاب‌اند: نوع قهوه، کافه، میز، دکور یا حتی تصویری که از این تجربه در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کند. این‌ها نوعی بازپس‌گیری کنترل در مقیاس کوچک هستند. در نتیجه، این جزئیات فقط جنبه مصرفی ندارند؛ اهمیت نمادین پیدا می‌کنند و با نیاز به کنترل، هویت‌یابی، نمایش اجتماعی و میل به تجربه یک زندگی عادی و مطلوب گره می‌خورند.»

به گفته این روانشناس، ” تفاوت ایران با فرانسه یا ایتالیا هم می‌تواند از همین‌جا ناشی شود. آنجا کافه‌نشینی بخشی تثبیت‌شده از زندگی روزمره است؛ اما در ایران، برای بخشی از جوانان، کافه می‌تواند نمادی از سبک زندگی مطلوبی باشد که می‌خواهند تجربه یا بازنمایی کنند”.

دلیل حساسیت حکومت به کافه‌ها چیست؟

اخیرا سرپرست مرکز امور اجتماعی استانداری تهران با استناد به رصدهای اجتماعی انجام‌شده گفته است که حدود سه‌هزار کافه در سطح استان تهران فعال است و روزانه بیش از ۴۵۰ هزار نفر-ساعت از وقت جوانان استان در این اماکن صرف می‌شود.

تحلیل آماری وضعیت کافه‌ها از سوی استانداری تهران نشان می‌دهد که حکومت اکنون نسبت به کافه‌‌ها نگاه امنیتی پیدا کرده و وضعیت آن‌ها را مدام پایش می‌کند و زیر نظر دارد. نگاهی به رشد انفجاری کافه‌‌ها در تهران و شهرستان‌ها نشان می‌دهد که این نگرانی حکومت بی‌دلیل نیست و طبیعی است که هر حکومت تمامیت‌خواهی از این که مکان‌هایی خارج از کنترل او وجود داشته باشد بهراسد.

بر اساس برخی از آمارها تعداد کافه‌ها در تهران، پایتخت ایران در اوایل دهه ۱۳۹۰ تنها حدود ۳۰۰ کافه بوده است. آمارها همچنین نشان می‌دهند که بیشترین شتاب این رشد انفجاری به طور خاص به سال‌های بین ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۹ بازمی‌گردد.

هر چند آمارها متفاوت‌اند و برخی تعداد کافه‌ها در خود شهر تهران را تا ۴۰۰۰ کافه برآورد کرده‌اند. چند سال پیش یک مقام اتحادیه کافی‌شاپ‌های تهران گفته بود که پیش از شیوع کووید۱۹، حدود ۳ هزار کافه در استان تهران فعالیت می‌کردند و او تعداد کافه‌های استان تهران را حدود ۶ هزار کافه تخمین زده بود.

آلاله می‌گوید: «مسئله این است که چه شبکه‌ای از ارتباطات مستقل در این فضا شکل می‌گیرد. حکومت‌های استبدادی معمولاً می‌کوشند بر جریان اطلاعات، ارتباطات اجتماعی و سازمان‌یابی شهروندان کنترل داشته باشند؛ زیرا هر فضایی که خارج از نظارت مستقیم قدرت، امکان شکل‌گیری اعتماد، گفت‌وگو و پیوندهای اجتماعی را فراهم کند، می‌تواند بخشی از انحصار حکومت بر عرصه اجتماعی را کاهش دهد.»

او با اشاره به تلاش حکومت برای حفظ انحصار فضاهای اجتماعی می‌گوید: «چیزی که از بیرون ممکن است صرفاً چند جوان دور یک میز و بی‌خطرترین شکل یک فعالیت اجتماعی به نظر برسد، از منظر یک ساختار امنیتی می‌تواند بستری برای شکل‌گیری یک شبکه اجتماعی مستقل باشد؛ شبکه‌ای که افراد را به یکدیگر متصل می‌کند و خارج از ساختار رسمی قدرت شکل می‌گیرد. هرچه این شبکه‌های ارتباطی مستقل گسترده‌تر و ریشه‌دارتر شوند، کنترل انحصاری حکومت بر عرصه عمومی نیز دشوارتر می‌شود.»


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

برچسب‌ها: ,

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.

امکان نظر دهی وجود ندارد.