محمد خیر ندمان: تهران با حمله به کشورهای منطقه، حلقه انزوای خود را تنگ‌تر می‌کند

Saturday, 5th September, 2026
اندازه قلم متن

دود  ناشی از حمله به نزدیکی محل سفارت آمریکا در کویت. Photo: AFP

تحولات اخیر در رویارویی میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران را نمی‌توان صرفا دور دیگری از یک جنگ فرسایشی دانست. حملات اخیر رژیم ایران به کشورهای منطقه و هدف قرار دادن نفتکش سیدر عربستان سعودی، از ورود این تنش به مرحله‌ای پیچیده‌تر و پرمخاطره‌تر حکایت دارد؛ مرحله‌ای که در آن محاسبات نظامی مستقیما با امنیت انرژی، شریان‌های تجارت بین‌المللی و ثبات سیاسی خلیج فارس پیوند خورده است. هدف قرار گرفتن این نفتکش هنگام عبور از تنگه هرمز، فراتر از یک رویداد نظامی، نشان‌دهنده گسترش دامنه تقابل به حوزه منافع و امنیت کشورهای منطقه است. کشته شدن دو تن از خدمه این نفتکش نیز بر حساسیت این حادثه افزوده و این پرسش پیش کشیده است که تداوم چنین روندی تا چه اندازه ممکن است پای بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی بیشتری را به گرداب این درگیری باز کند.

ریاض این حمله را به‌شدت محکوم و بر لزوم کاهش تنش‌ها و احترام به امنیت دریانوردی و جریان تأمین انرژی جهانی تأکید کرد. سایر کشورهای عربی نیز بر ضرورت جلوگیری از گسترش درگیری به مسیرهای کشتیرانی تأکید کردند؛ رویکردی که نشان می‌دهد ادامه تنش در این گذرگاه حیاتی نه‌تنها امنیت کشتیرانی و جریان انرژی را تهدید می‌کند، که به منافع اقتصادی کشورهای متعددی آسیب می‌رساند. تداوم تنش در تنگه هرمز نیز تنها پیامدهای منطقه‌ای به‌همراه ندارد، بلکه ایران را بیش از پیش در بحران اقتصادی فرو خواهد برد و همزمان حلقه انزوای آن را تنگ‌تر خواهد کرد.

حمله به کشتی سیدر؛ پیامی فراتر از یک حادثه دریایی

هدف قرار دادن نفتکش عربستان سعودی، بی تردید، تحولی مهم است. کشتی‌های تجاری طرف جنگ نیستند و آزادی دریانوردی در آبراه‌های بین‌المللی نباید به ابزاری برای چانه‌زنی نظامی یا اعمال فشار سیاسی بدل شود. اگر این بدعت پذیرفته شود که کشتی‌ها صرفا به دلیل پرچم، مبدأ و مقصد محموله یا وابستگی سیاسی هدف قرار گیرند، پیامدهای چنین رویکردی به حوزه خلیج فارس محدود نخواهد ماند.

تنگه هرمز پیش از این نیز با کاهش شدید تردد کشتی‌ها روبه‌رو شده و شرکت‌های کشتیرانی را به بازنگری در مسیرهای عبور و ارزیابی مجدد مخاطرات واداشته است. از سوی دیگر، حمله به نفتکش‌ها سطح نگرانی در بازارهای انرژی را افزایش داده و به‌سرعت بر قیمت نفت خام تأثیر گذاشته است. از این منظر، موضع عربستان سعودی در قبال حمله به نفتکش سیدر صرفا به حفاظت از یک شناور یا محموله نفتی خلاصه نمی‌شود، بلکه بیانگر اصلی بنیادین است: امنیت کشتیرانی در خلیج فارس نباید به گروگان منازعه میان واشنگتن و تهران بدل شود.

تنگه هرمز نباید به اهرمی برای فشار و باج‌گیری تبدیل شود

جمهوری اسلامی ایران به اهمیت راهبردی تنگه هرمز واقف است و ایالات متحده نیز به‌خوبی می‌داند که اختلال در تردد کشتی‌ها از این آبراه پیامدهای سنگینی برای اقتصاد جهانی خواهد داشت. با این حال، استفاده از تنگه هرمز به عنوان اهرم فشار، خطرات قابل‌توجهی برای همه طرف‌ها، از جمله کشورهای خلیج فارس و حتی خود ایران به همراه دارد.

پیش از آغاز جنگ، تنگه هرمز یکی از حیاتی‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان بود؛ نزدیک به یک‌پنجم محموله‌های نفتی جهان، در کنار حجم قابل‌توجهی از گاز طبیعی مایع، از این گذرگاه عبور می‌کرد. کاهش تردد کشتی‌ها در چنین آبراهی، تنها به افزایش موقت قیمت نفت محدود نمی‌شود؛ هزینه‌های بیمه و حمل‌ونقل را بالا می‌برد، خط اختلال در زنجیره‌های تأمین را افزایش می‌دهد و موج پیامدهای اقتصادی را از خلیج فارس به بازارها و مصرف‌کنندگانی در نقاط دوردست جهان منتقل می‌کند.

با این حال، به خطر انداختن امنیت تنگه هرمز می‌تواند معادله‌ای را رقم بزند که پیامدهای آن از کنترل هر یک از طرف‌های درگیر خارج شود، زیرا هرچه دامنه رویارویی گسترده‌تر شود، هزینه‌های آن نیز از مرزهای تقابل میان تهران و واشنگتن فراتر خواهد رفت و دامنه پیامدهای آن به منطقه و حتی اقتصاد جهانی کشیده خواهد شد.

واشنگتن می‌کوشد با تکیه بر فشارهای نظامی و اقتصادی، محاسبات تهران را تغییر دهد. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران نیز با بالا بردن هزینه‌های رویارویی می‌خواهد نشان دهد که فشار بر این کشور بی هزینه نخواهد ماند. در این میان، کشورهای منطقه در خط مقدم پیامدهایی تقابلی قرار گرفته‌اند که ممکن است خیلی زود از کنترل همه طرف‌ها خارج شود؛ وضعیتی که اگر ادامه یابد، این رویارویی را به بحرانی فراتر از مرزهای ایران می‌کشاند و امنیت و ثبات کل منطقه را در معرض خطر قرار می‌دهد.

تردیدی نیست که تشدید تنش و تداوم سایه جنگ، این بحران را پیچیده‌تر می‌کند و ثبات، امنیت و اقتصاد کشورهای حوزه خلیج فارس را بیش از پیش در معرض تهدید و بی‌ثباتی قرار می‌دهد. از همین رو، کشورهای حوزه خلیج فارس و جهان عرب با محکوم کردن حمله به نفتکش سیدر، بر اهمیت حفاظت از ناوبری بین‌المللی و توقف تعرض به کشتی‌های تجاری تأکید کردند. پارلمان عرب نیز هشدار داد که تهدید مسیرهای دریایی، تنها امنیت یک کشور را نشانه نمی‌گیرد، بلکه امنیت انرژی و زنجیره‌های تأمین جهانی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

این موضع می‌تواند مبنایی برای کنشگری سیاسی بیشتر باشد. کشورهای حوزه خلیج فارس قادرند در مسیر مهار تنش و جلوگیری از گسترش درگیری نقشی تعیین‌کننده ایفا کنند؛ نه لزوما در جایگاه میانجی میان واشنگتن و تهران، بلکه در جایگاه بازیگری که حفظ ثبات منطقه و جلوگیری از گسترش جنگ، مستقیما با  امنیت و منافع آن گره خورده است.

اگر بحران تنگه هرمز و چرخه حملات به کشورهای منطقه همچنان ادامه یابد، جمهوری اسلامی ایران با فشارهای فزاینده و چالش‌های جدی‌تری روبه‌رو خواهد شد و حلقه انزوای آن تنگ‌تر می‌شود. تداوم این روند، نه‌تنها هزینه‌های سنگین‌تری بر تهران تحمیل می‌کند، که می‌تواند ایران را بیش از پیش در بحرانی فروببرد که خروج از آن به مرور دشوارتر می‌شود.


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.