جمهوری اسلامی میان تشدید تنش و تسلیم؛ زمان در نبرد تنگه هرمز به سود کدام طرف می‌گذرد؟

Saturday, 5th September, 2026
اندازه قلم متن
کشتی‌ها در تنگه هرمز
 
Copyright AP Photo
نگارش از Farhad Mirmohammadsadeghi

آمریکا و ایران با محاصره و اعمال قدرت در تنگه هرمز، هر دو تصور می‌کردند که گذشت زمان به سودشان خواهد بود و می‌توانند بیش از طرف مقابل در این درگیری دوام بیاورند، اما به گزارش وال‌استریت ژورنال، اکنون به نظر می‌رسد موازنه قدرت تغییر کرده و ثانیه‌ها به ضرر تهران سپری می‌شوند.

محاصره دریایی آمریکا از ماه ژوئیه تاکنون مانع صادرات نفت ایران از خلیج فارس شده است. هم‌زمان، واشنگتن به‌رغم حملات پهپادی و موشکی ایران توانسته است به کشورهای عربی خلیج فارس کمک کند حجم قابل‌توجهی از نفت خام خود را از این آبراه عبور دهند و به این ترتیب، مانع افزایش قیمت جهانی نفت به سطوح بحرانی شود.

سمیر مدنی، بنیان‌گذار شرکت اطلاعات دریایی «تنکرترکرز» (TankerTrackers) گفت: «محاصره ایران در مقایسه با محاصره آمریکا منافذ بیشتری دارد. ایرانی‌ها قادر نیستند مسیر را به‌طور کامل ببندند.»

این پرسش راهبردی که گذشت زمان در نهایت به سود کدام طرف خواهد بود، هنوز پاسخی قطعی ندارد. ایران همچنان راه‌هایی برای تشدید این درگیری فرسایشی و افزایش هزینه‌های آمریکا و متحدانش در اختیار دارد و توانایی ارتش آمریکا برای حفظ این محاصره دریایی طی ماه‌های آینده نیز نامشخص است.

با این حال، اکنون مشخص است که محاسبات شش ماه پیش تهران درباره بستن تنگه هرمز و محبوس کردن یک‌پنجم عرضه نفت خام جهان اشتباه از آب درآمده است. این اقدام نه باعث وقوع یک بحران اقتصادی جهانی شد و نه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، را وادار کرد جنگ را با شرایط ایران پایان دهد.

از سوی دیگر، اعمال مجدد محاصره بنادر ایران از سوی دونالد ترامپ نیز رفتار ایران را تغییر نداده است. با وجود افزایش فشار اقتصادی، این محاصره نه قیامی مردمی علیه جمهوری اسلامی به راه انداخت و نه تهران را متقاعد کرد برای برقراری آزادی کشتیرانی، تنگه را بازگشایی کند.

ولی نصر، استاد مطالعات خاورمیانه در دانشگاه جانز هاپکینز، گفت: «فرضیات هیچ‌یک از دو طرف محقق نشده و در عین حال، هیچ‌کدام راه خروجی نیز ندارند.»

با این حال، در نتیجه عملیات و حضور نظامی آمریکا در منطقه، اهرم فشار ایران بر تنگه هرمز آهسته اما پیوسته در حال تضعیف است. قیمت نفت خام در بازارهای جهانی همچنان کمتر از بشکه‌ای ۱۰۰ دلار است و این قیمت اگرچه بالاست، فاصله زیادی با آستانه بحرانی برای اقتصاد جهانی دارد. بخشی از این وضعیت نیز ناشی از استفاده چین از ذخایر داخلی و کاهش واردات نفت این کشور است.

البته موضوع فقط نفت نیست. محموله‌های گاز طبیعی مایع، کودهای شیمیایی و دیگر کالاها همچنان در خلیج فارس متوقف مانده‌اند و اقتصاد قطر، کویت، عراق و بحرین را تحت فشار قرار داده‌اند.

به گفته یک مقام ارشد عرب حوزه خلیج فارس، گذشت زمان به سود هیچ‌یک از طرفین نیست، اما عقربه‌های ساعت برای ایرانی‌ها سریع‌تر حرکت می‌کند، زیرا ایران تحت فشار اقتصادی شدیدی قرار دارد. به گفته او، ساعت آمریکا بیش از آنکه با مشکلات اقتصادی تنظیم شود، تابع سیاست و افکار عمومی است.

برآورد «تنکرترکرز» در اوایل این هفته نشان می‌داد که طی ۲۸ روز گذشته، به‌طور میانگین روزانه حدود پنج میلیون بشکه نفت خام از طریق تنگه هرمز از خلیج فارس خارج شده است. حدود ۲.۵ میلیون بشکه دیگر نیز از طریق بنادر نفتی دریای عمان، مانند فجیره در امارات متحده عربی، صادر شده است. این میزان صادرات بیش از ۴۰ درصد جریان نفت منطقه پیش از جنگ را تشکیل می‌دهد.

حملات ادامه‌دار ایران به کشتی‌ها با هدف حفظ کنترل بر تنگه هرمز انجام می‌شود و به تبادل حملات موشکی و پهپادی منجر شده است. این حملات تاکنون به‌دقت محدود و حساب‌شده باقی مانده‌اند. ایران نفتکش‌ها را در دریا و پایگاه‌ها و تاسیسات نظامی آمریکا در بحرین، کویت و اردن هدف قرار داده، اما از انجام حملات گسترده‌تر علیه اسرائیل و بزرگ‌ترین اقتصادهای خلیج فارس، یعنی عربستان سعودی و امارات متحده عربی، خودداری کرده است.

آمریکا نیز تاکنون شهرهای بزرگ ایران را بمباران نکرده و رهبری نظامی و سیاسی این کشور را هدف قرار نداده است. این فرصت تنفس به ایران امکان داده صنایع نظامی خود، از جمله صنایع مرتبط با تولید موشک را که در جریان ۴۰ روز جنگ تمام‌عیار میان فوریه و آوریل هدف حملات آمریکا و اسرائیل قرار گرفته بودند، تعمیر و بازسازی کند.

همسایگان ایران در خلیج فارس امیدوارند این خویشتن‌داری نسبی از سوی هر دو طرف ادامه ی طرف ادامه یابد و در نهایت مسیر دستیابی به توافق را هموار کند. مقام ارشد عرب حوزه خلیج فارس گفت: «ما اگرچه بن‌بست را به جنگ ترجیح می‌دهیم، توقف دائمی خصومت‌ها را نیز به بن‌بست ترجیح می‌دهیم.»

با این حال، رهبران ایران مدت‌هاست هشدار داده‌اند که وضعیتی که در آن کشورهای عربی خلیج فارس نفت خود را صادر کنند، اما تجارت ایران در خفقان باشد، غیرقابل‌پذیرش است. هنگامی که آقای ترامپ برای نخستین بار محاصره آمریکا را اعمال کرد، مقامات ایرانی برآورد کرده بودند که اقتصاد کشور می‌تواند حدود پنج ماه بدون مواجهه با پیامدهای فاجعه‌بار دوام بیاورد. این نقطه اکنون به‌سرعت در حال نزدیک شدن است و تهران را ناچار به اتخاذ تصمیمی راهبردی می‌کند.

ولی نصر گفت: «یک گزینه برای آن‌ها تسلیم شدن است. گزینه دیگر این است که در ابعادی بسیار بزرگ‌تر دست به تشدید تنش بزنند و بکوشند با جنگیدن، خود را از این تنگنا خارج کنند.»

او تشدید تنش‌ها را گزینه محتمل‌تر دانست و گفت: «محاسبه آن‌ها این است که حتی اگر مجبور شوند به میز مذاکره بازگردند و امتیاز بدهند، در صورتی که فشار نظامی بیشتری وارد کنند، ناچار خواهند بود امتیازهای کمتری بدهند.»

تقویم سیاسی آمریکا نیز یکی از عوامل مهم در محاسبات ایران است و احتمال تشدید تنش را تقویت می‌کند. یکی از لحظات تعیین‌کننده در تاریخ اولیه جمهوری اسلامی، تصمیم برای تاثیرگذاری بر انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۹۸۰ آمریکا از طریق به تعویق انداختن آزادی گروگان‌های آمریکایی تا پس از پیروزی رونالد ریگان بر جیمی کارتر بود. دولت ریگان بعدها به‌طور مخفیانه به ایران سلاح فروخت.

امروز رهبران ایران به‌خوبی می‌دانند که جنگ در آمریکا، تا حدی به دلیل افزایش قیمت سوخت، چقدر نامحبوب است. آن‌ها تمایل چندانی ندارند با رسیدن به مصالحه‌ای بر سر تنگه هرمز و کاهش قیمت بنزین درست پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای ماه نوامبر آمریکا، به ترامپ پاداش دهند.

الی گرانمایه، کارشناس امور ایران در شورای روابط خارجی اروپا، گفت: «با گذشت زمان، دیدگاه تهران این است که چرا باید فشار بر ترامپ را کاهش دهیم تا امتیاز بدهد؟ بگذارید درد آن را پای صندوق‌های رای احساس کند.»

البته فشارهای سیاسی داخلی نیز در ایران وجود دارد. رهبران غیرنظامی کشور، از جمله مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری، و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، که مذاکرات ماه ژوئن با آمریکا را هدایت کردند، با اشاره به وخامت وضعیت اقتصاد ایران خواستار ازسرگیری مذاکرات شده‌اند. ارزش ریال به‌سرعت در حال کاهش است، تورم افزایش می‌یابد و کمبود بنزین به اتفاقی عادی تبدیل شده است.

با این حال، به نظر می‌رسد در غیاب مجتبی خامنه‌ای، رهبر جدید جمهوری اسلامی که همچنان در خفا به سر می‌برد، قدرت واقعی در تهران در اختیار فرماندهان سپاه پاسداران، از جمله محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، و احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران، است. این نظامیان معتقدند حکومت در حال جنگ برای بقاست و بعید است رنج اقتصادی شهروندان کشور بر تصمیم‌های آنان تاثیر بگذارد.

به گزارش وال‌استریت ژورنال، از برخی جهات، تورم و فقیرتر شدن طبقه متوسط ایران می‌تواند حاصل انتخابی عامدانه در چارچوب یک سیاست باشد؛ سیاستی با هدف ایجاد جامعه‌ای بسیار نظامی‌تر و متمرکزتر که برای جنگ سازمان یافته است و همچنین جلوگیری از شعله‌ور شدن اعتراضاتی چون اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴.

اسفندیار باتمانقلیچ، مدیرعامل اندیشکده «بنیاد بورس و بازار»، گفت: «اقتصاد ایران در حال ضعیف شدن است، اما همین اقتصادِ رو به ضعف نیز می‌تواند بخشی از راهبرد عامدانه برخی چهره‌های رهبری ایران برای حفظ توان ادامه دادن این درگیری باشد. آن‌ها همچنان از توان سرکوب فوق‌العاده‌ای برخوردارند و می‌دانند هرچه وضعیت اقتصادی وخیم‌تر شود، توان مردم عادی برای بسیج شدن در ابعادی گسترده کاهش می‌یابد.»


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.

امکان نظر دهی وجود ندارد.