
پنجم شهریور۱۳۸۵، ۵۴فعال حقوق زنان که ۲۲خرداد همان سال در میدان هفتتیر تهران برای تغییر قوانین تبعیضآمیز جنسیتی، مثل حق طلاق، حضانت فرزندان و ارثیه نابرابر تجمع کرده و برخیشان از ماموران امنیتی کتک خورده بودند و بعضی بازداشت شده بود، کمپینی را بنا نهادند که تغییرات بزرگی را در جامعه ایران بهبار آورد. کمپینی بهنام «یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیضآمیز» که قرار بود از مردم کوچه و خیابان، یک میلیون امضا جمع کند و با ارسال آن برای نمایندگان مجلس، خواستار تغییر قوانینی شود که جایگاه فروست زنان را در خانواده و جامعه تثبیت و تقویت میکنند.
در طول سالهای فعالیت کمپین، صدها هزار نفر به آن پیوستند. برخی روایتها تا چند صد هزار امضا را مطرح میکنند و برخی اعضای این کمپین میگویند که امضاهایی بوده که بهدلیل بگیر و ببندها هرگز بهدست کمیته مستندسازی این کارزار نرسیده است.
این گزارش در گفتوگو با دو عضو این کمپین، «مریم فومنی»، یکی از ۵۴ نفری که کمپین را بنا نهادند و عضو کمیته رسانه این کمپین و «آزاده دواچی»، پژوهشگر مطالعات زنان و از اعضای کمپین یک میلیون امضا نوشته شده و به این سوال پاسخ میدهد که دو دهه بعد از آغاز بهکار کمپین، میراث این حرکت مدنی برای جامعه ما چه بوده است؟
***
کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیضآمیز چه بود و چطور جامعه ایران را تغییر داد؟

بسیاری از کسانیکه دهه ۱۳۸۰ را بهخاطر دارند و در آن فضا فعالیت کردهاند، کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیضآمیز را به یاد دارند؛ حرکتی که قرار بود یک میلیون امضا جمع کند تا نمایندگان مجلس را مجاب کند که قوانین تبعیضآمیزی مانند حق طلاق که تا به امروز در ایران از آنِ مرد است و حضانت فرزند که مادر و فرزند را از سرپرستی و مسوولیت قانونی فرزندش در صورت جدایی از پدر یا فوت پدر محروم میکند، تغییر دهند.
یکی دیگر از قوانینی که این کمپین در طلب تغییر آن بود، نابرابری سهم ارث زنان با مردان و نابرابری دیه زنان با مردان بود. ارزش شهادت شهود زن (نصف ارزش شهادت مرد) در دادگاهها هم موضوع دیگری بود که کمپین یک میلیون امضا به دنبال تغییر آن بود. بخش دیگری از این مطالبات در مقابله با آنچه که لایحه حمایت از خانواده عنوان میشد بود، لایحهای که لابهلای مواد پیچیده حقوقی، میخواست به مردان آزادی اختیار کردن چندین همسر دائم یا صیغهای، بدون اجازه همسر اول را بدهد. لغو قانونی که خروج زن از کشور را منوط به اجازه همسر میدانست و بالا بردن سن مسوولیت کیفری دختربچهها نیز از دیگر خواستههای این کارزار جامعه مدنی ایران برای برابری بودند.
این خواستهها نه یک شبه، بلکه در پی سالها نابرابری و رنج ناشی از آن از سوی دهها نفر که همگی در حوزههای کاری مختلف، از حقوقدان، جامعهشناس، روزنامهنگار، اقتصاددان، نویسنده و هنرمند خبره بودند، مطرح شدند؛ مطالبهای از بطن جامعه، برگرفته از رنج تمامی زنان در همه طبقات اجتماعی، گروههای اتنیکی متفاوت و فرهنگها و اقلیمهای متنوع ایران بود که میخواست به تبعیض حداقل در چارچوب خانواده و در ساختار قانونی پایان ببخشد.
کمپین اگرچه در ۵شهریور۱۳۸۵ در تهران آغاز بهکار کرد ولی به سرعت در اغلب شهرهای ایران گسترده شد. شهروندانی که خود درخواست از نمایندگان مجلس برای تغییر قوانین را امضا میکردند، در کوچه و خیابان و پارک و مترو و اتوبوس راه میافتادند تا بقیه را هم مجاب کنند که این قوانین باید تغییر کند و چه بهتر که خود شهروندان از دل جامعه خواسته تغییر آن را مطرح کنند.
مریم فومنی، از اعضای اولیه کمپین که در کمیته رسانه کمپین کار کرده و عضو تحریریه وبسایت «تغییر برای برابری» بوده، به ایرانوایر میگوید که مطالبات بهحدی اساسی و پایهای بودند که حتی بازجوها هم نمیتوانستند آن را زیر سوال ببرند: «خواسته کمپین خیلی بدیهی بود. از بازجوهای ما گرفته تا افراد بسیار مذهبی و افراد غیرمذهبی و طبقات مختلف اجتماعی، کسی نبود که با این خواستهها مخالف باشد. حرفی که میشد این بود که آیا این عملی هست یا نه؟! در چارچوب جمهوری اسلامی میتوان این تغییرات را ایجاد کرد یا نه؟! بازجوها میگفتند شما روشهای رادیکال دارید و اینها را به شما بدهیم، چیزهای دیگر میخواهید. اما سر آن خواسته اختلاف نظری وجود نداشت. اینقدر که مطالبات بدیهی بود.»
این فعال حقوق زنان، تمرین شبکهسازی و ارتباط با جنبشهایی که آن روز در جامعه ایران بسیار فعال بودند، مثل جنبش کارگری و جنبش دانشجویی را از جمله خصیصههای کمپین که بعدها توانست در جنبش اعتراضی مردم ایران شکل گستردهتری به خود بگیرد، میداند و میگوید: «کمپین نشان داد که برای اینکه بتوانیم کار مشترکی را تعریف کنیم که برای قشر وسیعی از مردم قابل درک باشد، خواسته و اولویتی باید در نظر گرفته شود که برای آنها هم مهم است. این میتواند پایهای باشد که دور هم جمع شوند و شبکهای را تشکیل دهند. در نبود احزاب سیاسی و تشکلهای مدنی ساختاریافته در ایران که بهدلیل سرکوبها و فشارهای حکومت امکانش نیست، این یک فرصت بیبدیلی بود که بهوجود آمد.»
آزاده دواچی، شاعر، پژوهشگر مطالعات زنان و از اعضای کمپین یک میلیون امضا که بعدها در وبسایت «مدرسه فمینیستی» فعالیت میکرد، میگوید: «کمپین، آگاهیهای عمومی و اجتماعی درباره حقوق زنان را بالا برد. آن زمان توزیع دفترچههای آموزشی، در مورد مفاهیمی مثل دیه، ارث، طلاق، حق حضانت باعث شد تا حد زیادی سواد عمومی جامعه بالا برود و مطالبات برابریخواهانه را در سطح جامعه مطرح کرد که در جنبشهای بعدی، بهخصوص در زن زندگی آزادی این خیلی بیشتر متبلور شد.»
این فعال حقوق زنان در ادامه به ایرانوایر میگوید که کمپین، «از مطالبه برابریهای حقوقی تابوشکنی کرد» و «بحث قوانین تبعیضآمیز را از محافل خصوصی خارج کرده و به یک مطالبه عمومی تبدیل کرد.»
دستاوردهای کمپین مبارزه مردم ایران را تغییر داد
کمپین یک میلیون امضا، اگرچه به تمامی اهداف خود که تغییر قوانین تبعیضآمیز بود نرسید، اما توانست برخی قوانین را تغییر دهد و مانع قانونشدن برخی دیگر از لوایح زنستیز شود.
آزاده دواچی به برخی از این تغییرات اشاره کرده و میگوید: «عقبراندن حاکمیت در لایحه حمایت از خانواده بود که در واقع معلق کرد ماده ۲۳ را که سهولت ازدواج بدون اجازه همسر اول را تضمین میکرد. این در واقع یک نقطه خوب تغییر بود. اصلاح قانون ارث زن از شوهر، تعدیل پرداختی دیه زنان و پرداخت سقف دیه مردان از صندوق تامین خسارتهای بدنی تا از جیب اولیای دم یا فرد آسیبدیده. سن حق حضانت زنان هم که از دو سالگی به هفتسالگی رسید، تغییر مثبتی بود.»
با این حال به گفته خانم دواچی، کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیضآمیز، الگوی مبارزه را «از نخبگانی به همگانی» تغییر داد: «یعنی چیزی که قبلا در بیانیهها و همایشها بود، تبدیل شد به یک مبارزه چهره به چهره در اتوبوس، پارک، مترو و خیابان و ما بعدا تاثیر این را در زن زندگی آزادی هم دیدیم که عاملیت زنان از حالت جمعهای محدود، تبدیل به یک مبارزه خیابانی شد.»
این فعال حقوق زنان ادامه میدهد: «کمپین ساختار تشکیلاتی افقی داشت و این به حرکت هیجان میداد. نسل ویژهای از زنان و کنشگران جوانی را تربیت داد که شیوههای سازماندهی افقی، یعنی بدون رهبری متمرکز را تمرین کنند. بدون رهبری یاد گرفتند که اعتراض کنند. این ساختار بعدا در جنبشهای اعتراضی مردمی و بهخصوص زن زندگی آزادی بازتولید شد.»
مریم فومنی، یکی از ۵۴ فعالی که کمپین یک میلیون امضا را بنا نهادند نیز به این ساختار تشکیلاتی افقی اشاره میکند. او با اشاره به گستردگی فعالیت کمپین در اغلب شهرهای ایران میگوید: «کمپین خیلی بزرگ شده بود و در بسیاری از شهرها هزاران نفر عضو داشت. یک تجربه جدید بود. بهخصوص که از اول سازماندهی آن افقی بود. کمپین هیچوقت مدیر نداشت، شورای مرکزی نداشت، دبیر نداشت و اینکه ما چطور با چنین مدل فعالیت هم مواجه شویم تازه بود و فکر میکنم اگر فشارهای امنیتی این قدر زیاد نبودند به احتمال زیاد میشد بنشینیم و در یک فضای امن، شکل جدید فعالیت بعد از سال ۱۳۸۸ و در فضای خفقان آن زمان را پیدا کنیم. ولی فشارهای امنیتی مانع این شد.»
بازداشت اعضا، تعقیب قضایی و توقف فعالیت کمپین یک میلیون امضا
در طول سالهای فعالیت کمپین یک میلیون امضا، بارها اعضای این کارزار بازجویی، بازداشت و زندانی شدند.
فشارها و برخوردهای امنیتی به گفته خانم فومنی از همان روز اول که ماموران اجازه ندادند کمپین در موسسه «رعد» آغازبهکار کند و زنان موسس آن را در خیابان شروع کردند، ادامه داشت. تا روزهای بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ که یکی از بزرگترین اعتراضات مدنی مردم ایران را در نوع خود بهدنبال داشت.
در جنبش سبز، شهروندان با شعار «رای من کو» نسبت به آنچه «تقلب» در انتخابات و «ریختن رای مردم به نام محمود احمدینژاد»، کاندیدای مورد حمایت «علی خامنهای» خوانده میشد، اعتراض کردند.
اعتراضاتی که با وجود شلیک به شهروندان و کشتن معترضان مسالمتجو تا ماهها ادامه یافت و نهایتا با حصر خانگی رهبران جنبش سبز، یعنی «میرحسین موسوی»، «زهرا رهنورد» و «مهدی کروبی» در بهمنماه ۱۳۸۹ که البته حصر رهنورد و موسوی تا به امروز ادامه داشته سرکوب شد.
بعد از این سرکوب، جنبشهای مدنی در ایران برای ماهها مسکوت ماندند و برخی هرگز دیگر سر پا نشدند.
با اینحال، مریم فومنی میگوید که کمپین تا سالها بعد از سرکوب شدید بعد از جنبش سبز نیز دوام آورده است: «لزوما بگیر و ببندها نبود که موجب توقف کارش شد. کسانیکه با کمپین شروع کردند از روز اول میدانستند مورد فشارهای امنیتی قرار خواهند گرفت. ششماه قبل از شروع کار کمپین در ۲۲خرداد۱۳۸۵، کسانیکه بیشترشان هسته اولیه این کمپین بودند بهخاطر همین خواستهها در میدان هفتتیر کتک خوردند. نمیگویم این بازداشتها بیتاثیر بود، حتما تاثیر داشت. ولی این طور نبود که بخواهد روند کمپین را متوقف کند چون همه با آگاهی در این مسیر پا گذاشته بودند.»
او به خفقان، تغییر شیوه سرکوب و مهاجرتهای اجباری فعالان مدنی و حقوق زنان نیز بهعنوان دلایل توقف فعالیت این کارزار برای برابری جنسیتی اشاره میکند.
خانم فومنی میگوید: «بسیاری میگفتند با حکومتی که وسط خیابان ریو مردم اسلحه کشیده و کشته، چطور میشود خواستهای مطرح کرد. بخش عمدهای از اعضای کمپین هم که فعالان مدنی بودند مجبور شدند کشور را ترک کنند و با وجود همه اینها حتی بعد از ۸۸ هم به شیوههای مختلف کار میکرد. من آن موقع ایران نبودم ولی بحثهایی بود که بخش بردن امضاها به نمایندگان مجلس الان نه توجیه منطقی دارد و نه آنها ما را میپذیرند ولی بخش گفتوگو با مردم را رها نکنیم و سعی کنیم تا جاییکه میشود به این بهانه حضور داشته باشیم و با مردم حرف بزنیم.»
آزاده دواچی معتقد است که «علت اصلی توقف فعالیت کمپین، احضار، بازداشت، سرکوب و برخوردی بود که با فعالان حقوق زنان، بهخصوص کسانی که در کمپین یک میلیون امضا فعال بودند، بوده است.»
او البته انسداد فضای رسانهای را نیز عامل دیگری در توقف مطالبهگری در این زمینه حقوق برابر زنان میداند و میگوید: «هر خبرنگاری که این اخبار را بازتاب میداد دستگیر میشد.»
مردانی که با کمپین همراه شدند
مریم فومنی میگوید که درست است که هرگز یک میلیون امضا جمعآوری نشد ولی توانست خواسته برابری جنسیتی را عمومی کند: «توانست برابری جنسیتی را در سطح رسانهها مطرح کند و مسوولی نبود که که راجع به کمپین نشنیده باشد. این عمومیشدن این خواسته تا امروز هم ادامه دارد. حتی اگر کمپین نتوانست تمام قوانین را عوض کند، خیلی از زن و مردهای جوانی که در آن سالها و بعدش ازدواج کردند، سعی کردند این برابری را در قراردادهای ازدواج خود بگنجانند. اینها آن تاثیری بود که خیلی مهم است. عوض کردن قانون یک ضرورت است ولی اینکه جامعه هم این برابری را بخواهد، فراتر است.»
تغییر جامعه و تغییر قانون یکی از دو راهیهای اصلی نظری در زمینه جنبشهای اجتماعی است. اندیشمندان بسیاری درباره اهمیت تغییر هر یک و اولویت یکی بر دیگری صحبت کردهاند، اما «دین اسپید (Dean Spade)»، حقوقدان ترنس آمریکایی که سالها برای برابری حقوقی گروههای به حاشیه راندهشده، از جمله ترنسها فعالیت کرده، یکی از مهمترین نظریهها را در زمینه رفع تبعیض علیه شهروندانی که از نابرابری و بیعدالتی رنج میبرند تبیین کرده است. او در کتابی با عنوان «زندگی نرمال»، مشخصا به محدودیتهای قانون برای ایجاد تغییر در جامعه و تضمین حقوق برابر و عدالت اجتماعی میپردازد.
اما به گفته مریم فومنی، مهمترین دستاورد کمپین احتمالا این بود که مطالبه برابری جنسیتی منحصر به زنان و زنان جوان نماند: «قشر وسیعی از مردها را کمپین توانست مخاطب قرار دهد و ما مردهای زیادی داشتیم که در شهرهای مختلف در سنهای مختلف با کمپین کار میکردند. بهخصوص چیزی که خیلی جالب بود، پدرانی بودند که دختر داشتند، از دختر کوچک گرفته تا دخترانی که ازدواج کرده بودند. یکی از راههایی که ما میتوانستیم با مردها ارتباط بگیریم این بود که میپرسیدیم شما دختر دارید؟ یا نوه دختر دارید و توضیح میدادیم با این قوانین چه خطراتی دختران شما را تهدید میکند و امضا میکردند و خیلیها میگفتند میخواهیم امضا جمع کنیم. ما در دهههای قبل این را نداشتیم. زنها قبل از آن تنها بودند و به نظرم این بود که ادامه پیدا کرد و ما در زن زندگی آزادی دیدیم که حضور مردها چقدر پررنگتر از قبل بود.»
از: ايران واير
