نمايشگاه صنايع دستي هنرمندان كم بينا و نابينا + تصاوير

Thursday, 18th June, 2015
اندازه قلم متن

97

01

4

5

3

9

8

7

6

0

شايد نمايشگاه صنايع دستي زيادي ديده ايم ولي اين نمايشگاه انگار رنگ و بوي ديگري داشت.

مشغول گشت و گذار در مركز شهر بودم كه جلوي درب ورودي بوستان خاقاني تبريز در حوالي ميدان ساعت، كاغذ چسبانده شده روي ديوار توجهم را جلب كرد. “از نمايشگاه صنايع دستي،هنرمندان كم بينا و نابينا ديدن فرماييد” غرقه اي كوچك درانتهاي پارك وجود دارد كه نمايشگاه در آنجا برگزار ميشد.

انگار اين پارك نيز در همدردي اين هنرمندان ،سوت و كور شده است. بي هيچ همهمه و غلغله اي. فكر ميكردم همه اين هنرمندان نابينا و كم بينا كه كارها و صنايع دستيشان در اين نمايشگاه عرضه ميشود آنجا حضور دارند و جمعيت زيادي كه به استقبال وتماشاي هنرآفريني اين هنرمندان آمده اند. اين فكرها در ذهنم راه ميرفت و پاهايم راهي غرفه. ولي خبري نبود وارد غرفه كه شدم فقط يك نفر آنجا حضور داشت صداي پاهايم را كه شنيد از من پيشي گرفت واحوال پرسي و خوش آمد گويي كرد زني ميانسال بود عصا به دست با موهاي سفيد و چهره اي نافذ. اسمش راحله بود حرفها براي گفتن داشت وشايد نياز به گوشي كه دردش را بشنود قبل از هر چيزي در خصوص كارها و صنايع ارايه شده در غرفه شروع به توضيح دادن كرد.

شمع هايي زيبا با رنگ ها و شكل هاي خاص، عروسك هاي بافتني و دوست داشتني، گل سر، گل هاي مصنوعي،جعبه هاي فانتزي كادو و چيزهايي ديگر كه ظرافت و زيبايي در آن موج ميزد.

كلاً روي دو ميز چيده شده بود. فراي هنر و زيبايي كارهاي عرضه شده، همت، اراده تلاش و پشتكار اين روشندلان را ميرساند كه با وجود شرايط جسماني نامناسب همچنان سرشار ازانژي و اميد هستند.و اكنون حاصل دسترنجشان را براي امرار معاش خود و خانواده شان در غرفه اي كوچك، براي عرضه و فروش آورده اند .ولي راحله ناراضي بود انگار هيچ استقبالي از نمايشگاه نشده بود. خيلي محتاطانه حرف ميزد و ميگفت مهمترين كمكي كه مردم به ما ميتوانند بكنند خريد توليدات ما است كه بتوانيم در اين شرايط از عهده يك زندگي انساني و شرافتمندانه بربياييم سر صحبتمان آرام آرام با راحله باز شد و كم كم جرات اين را پيدا كردم آنچه كه به ذهنم خطور ميكند به راحله نيز بگويم در مورد خودش ميپرسم چطور شد به هنر و صنايع دستي رو آورديد ؟

چرا او اين نمايشگاه را برگزار كرده است و نابينايان ديگر در اينجا حضور ندارند. آيا حمايت هايي از طرف مسولين صورت ميگيرد؟ ميگوييد اين اولين نمايشگاهتان است. قبل از اين نمايشگاه كارهايتان را كجا به فروش ميرسانديد ؟

راحله با لحني آرام ديگربار لب به سخن گشود: با تعدادي ديگر از دوستانم كه به نوعي آنها هم از نابينايي و كم بينايي رنج ميبرند و دغدغه مشتركي به اسم فقر وحقي به اسم حق زندگي داريم و حداقل اثبات اين موضوع به خودمان كه نابينايي يا كم بينايي، پايان نيست و به بن بست رسيدن چاره كار نيست وميتوان تلاش كرد با اعتماد به نفس و اميد زندگي كرد و موفق شد.

چند سال قبل تصميم به فعاليت در حوزه صنايع دستي و هنري گرفتيم تا علاوه بر حضور در عرصه اجتماع بتوانيم درآمدي هم از اين طريق داشته باشيم . قبلا” با فرهنگي هنري بسيج همكاري ميكرديم و كارهاي توليد شده مارا خريداري ميكردند ولي كفاف زندگي ما را نميكند قيميت خريد آنها حتي نصف قيمت واقعي كارهاي ما نيست واز لحاظ مالي امكان داشتن محل دايمي براي فروش كارهاي خود نداريم به خاطر اين موضوع اگر هم محلي در اختيار ما براي عرضه محصولاتمان ميگذاشتند درصد بسيار زيادي از فروش به جيب آنها ميرفت به همين دليل هم ديگر با آنها همكاري نداريم.

دوستان ديگرم هركدامشان در كار مورد علاقه خود فعاليت ميكنند و من با جمع آوري توليدات آنها و همچنين توليدات خودم آنها را بفروش ميرسانم .بعد از قطع همكاري با فرهنگي هنري بسيج به دلايلي كه توضيح دادم توليدات را در بازارهاي محلي و هفته بازار به فروش ميرسانم كه مهمترينشان بازار مقصوديه است كه جمعه ها برگزار ميشود .

خسته نباشيد و دست مريزاد ميگويم. با دلي پر از اميد و اشتياق با راحله خداحفظي ميكنم كيفش را باز ميكند و هديه اي كه شايد قبول كردنش برايم سخت است ولي …

آري تلاش و همت راحله برايم ستودني است زني نابينايي با دلي پر از عشق و اميد استوار ايستاده است . زني نابينا كه با وجود فقردر جامعه اي بيمار كه ناملايمات اجتماعي، تبعيض، بحرانهاي اقتصادي و اجتماعي،فساد در آن موج ميزند بي هيچ حمايتي با قدم هاي راسخ ،بودن خود را اثبات ميكند.

آري وقت كوفتن بر طبل فرقه گرايي و توپخانه به سمت همديگر نيست . با اتحاد بايد صداي اعتراض و حق خواهي راحله ها و همه زنان آزاده بيحقوق و توده تحت ستم رژيم بود .
اسماعيل فتاحي – 28/3/94

esmail fattahi


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.