یک زمانی بیشتر انقلابی ها، دولتی ها و پاسداران ،خوش داشتند «حاج آقا » و سپاهی ها نیز «سردار»نامیده شوند ولی اکنون ، نه تنها خوش ندارند و آن را برای صاحبانشان ، یعنی دینداران سنتی وا نهاده اند بلکه بسیارمی پسندند که مهندس یا دکتر بگویندشان داستان دکتر مهندس بدلی به گوش همه ما آشناست » دکترعوضعلی کردان » که دیپلم زورکی داشت و وزیر کشور «دکتر محمود احمدی نژاد » شدو در دانشگاه کارشناسی ارشد حقوق درس می داد یا «دکتر حسن روحانی «،رییس جمهوری که لیسانس زورکی دارد ،تنها دو نمونه از هزاران است و دانشگاههای وابسته به روسیه برای یک گروه و دانشگاه » هاوایی » برای جریانی دیگر یک زمانی کانون صدور دکترا بودند و پس از برآمدن دانشگاه های پیام نور ، آزاد اسلامی ، غیر انتفاعی و مجازی و..، این کاستی هم، چاره شده !
۴ – رژیم جمهوری اسلامی از سازمانهایی مانند نظام مهندسی ، نظام پزشکی،پرستاری ، روانشناسی ،کانون وکلای دادگستری و… که سدها هزار دانش آموخته را زیر یک چتر صنفی و تخصصی رشته ای گرد می آورند ،همواره در نهان ترس و به دنبالش برنامه ویژه امنیتی برای آنها داشته و دارد.از رخنه در کادر مدیریت این سازمان ها و گماشتن نیروهای وابسته امنیتی (برای نمونه، هم اکنون ، رییس سازمان نظام مهندسی ک. م استان تهران یک فرد بسیجی و وابسته به وزارت اطلاعات به نام علیرضا بزرگی است و یا به مدت ۴ سال رییس سازمان نظام مهندسی ک.م استان گیلان یک بازجوی کادری وزارت اطلاعات به نام اسماعیل آرمون بوده که چگونه مهندس شدن آنها هم خود داستانی دارد که بماند و استانهای دیگر هم چنین است ) تا آلترناتیو سازی و کم اثر کردن کارایی این سازمان ها .
۳ – سازمان نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی که رشته محیط ریست و…را هم در خود دارد با نزدیک به ۲۰۰ هزار مهندس باشنده، بزرگترین سازمان صنفی مهندسان است که از سویه های گوناگون دارای جایگاه ویژه می تواند باشد،بخش بزرگ اقتصاد و زندگی مردم ،همه خوراک و پوشاک طبیعی و نیز هرآنچه که به زراعت کشور پیوند دارد از گندم ، برنج ، پنبه ، چای ، زعفران ، سبزیجات ، ذرت و میوه جات گرفته تا دامداری و فرآوری گوشت ،شیر ،تخم مرغ ،عسل، پرورش ماهی ، چوب ، مرتع ، جنگل ، صنایع غدایی ، اقتصاد کشاورزی ، خاکشناسی ، محیط زیست و… در این سازمان بزرگ دیده می شود، جایی در کشور، از یک کوچه در شهرتا یک روستا را نمی توان سراغ گرفت که یک باشنده سازمان نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی،در آنجا نباشند و طبیعی است که دستگاههای امنیتی هم نگاه ویژه امنیتی به این گونه سازمان ها داشته باشند.
۲ – در حالیکه آلودگی و نابودی محیط زیست ، منابع طبیعی و مراتع کشور، خشک شدن دریاچه ها ، تالاب ها و رودخانه ، نابودی کشاورزی چای ، پنبه و فلاکت چایکاران ، برنج کاران و باغداران و دامداران و بخش های دیگر کشاورزی همچنین آلودگی خوراک مردم ،حیوان ها و همه اکوسیستم ها با سم های شیمیایی و هزاران گرفتاری دیگر در همه این بخش ها دیده می شود، آن سازمانی که وظیفه دارد بیشترین واکنش و واخواهی را داشته باشدکمترین واکنش را از خود نشان می دهد و در اندازه یک «سمن » ده بیست نفره هم از خود واکنش نشان نمی دهد ،چرا؟ در حالیکه می بایست بیشترین واکنش و پیگیری را از سوی همین سازمان می دیدیم. انگیزه و علتی ریشه ای در این » لال بودن «سازمان و سارمان های مانندش هست و سخن در مورد این سازمان ها بسیار . می خواهم نوشته ام کوتاه باشد و تلگرافی !و دوستان تیزهوشم باید پی برده باشند که چه می گویم
۱ – باورش سخت که چگونه نیروهای امنیتی این سازمان ها را یا در کنترل و چنگ خود می گیرند و یا با آلترناتیوسازی بی اثر می کنند.قانون سازمان نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی جمهوری اسلامی ایران، در ۳ تیرماه ۱۳۸۰ در مجلس اسلامی به تصویب رسید، و در ۱۳ تیرماه ۱۳۸۰ با تایید شورای نگهبان قانون اساسی برای اجرا رفت، پیش از برپایی سازمان یکی از کارشناسانی بودم که روی قانون تاسیس آن کارکردم و پس از تصویب در مجلس و شورای نگهبان همواره از نزدیک با این سازمان سروکار داشتم و یک دوره مهندسین سازمان نظام مهندسی ک. م استان گیلان به من رای دادند و برای چهار سال نماینده آنها بودم و عضو مجمع ۶۰ نفره کشوری و یک سال رییس مجمع عمومی سازمان در کشور و چندگاهی هم رابط پارلمانی سازمان و از سویی چندگاهی هم مدیرعامل یکی از این آلترناتیوهایی که گفتم .و در هر دو جا ، با مخالفت سرسختانه نمایندگان نیروهای امنیتی با نمای بخش دولتی و مسوولین سازمان روبرو بودم و در سایت رسمی سازمان نام مرا که چهار سال عضو انتخابی و رییس مجمع عمومی بودم برداشتند ، یعنی مانند این است که نام یک نماینده مجلس شورای اسلامی را از سایت مجلس پاک کنند! برابر قانون بالاترین جایگاه را عضو انتخابی سازمان دارد ، چون به او رای داده اند و کسی نمی تواند او را برکنار کند، ولی کارمندان امنیتی و پنهان با نمای مهندس همه کاره سازمان نظام مهندسی اند. با چند تن از نیروهای امنیتی در سازمان نظام مهندسی کل کشور ، استان تهران و گیلان چون چندگاهی در آنجاها کار می کردم از نزدیک آشنام و دوستانم در استانهای دیگر نیز همین گونه را به من گفته اند برای نمونه در سازمان مرکزی ، صمد رفیعی که اکنون معاون آموزش و فناوری سازمان نظام مهندسی ک . م کشور را دارد، با لیسانس گیاه پزشکی که وابسته به نظام مهندسی نیست، با حمایت بسیج و وزارت اطلاعات وارد سازمان شد و توانست دکترای باکتری شناسی بگیرد، در سایت رسمی سازمان آمده:
به گزارش روابط عمومی سازمان نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی کشور، صمد رفیعی از سال ۱۳۸۴ که مدیریت انتشار فصلنامه را در سازمان نظام مهندسی کشاورزی کشور بر عهده داشت، بر انجام درست و صحیح کارها تمرکز می کرد. پس از اینکه از سال ۸۷ در پست مدیریت روابط عمومی مشغول به کار شد، تا سال ۹۰ این مسوولیت را پیش برد اما بعد از آن برای ادامه تحصیل مجبور شد موقتا با سازمان خداحافظی کند
من سال ۱۳۹۱ رییس مجمع عمومی بودم ،در همین سالی که به نوشته سایت باید صمد رفیعی در سازمان نبوده باشد ولی نه تنها بود و آنچنان رخنه داشت که آشکارا با رییس مجمع عمومی بودن من که انتخابی بوده مخالفت داشت ولی پیروز نشد. چگونه خداحافظی بوده که هم حقوق می گرفته و هم دستور می داده؟
تنها از آن سو این نمونه ها را آوردم تا با گوشه ای از گرفتاری و دربند بودن این چنین سارمان هایی دوستان آگاه گردند ، مانند این مرد آرام و مرموز یا بازجویی که رییس سازمان یک استان می شود، در این سازمان ها بسیارند و مهره چینی ،رای آوردن باند خود و بیرون راندن مهندسان راستین و دلسوز، دیگر اندیشان و منتقدها را هم به خوبی انجام می دهند…
از: وبسایت ایران ایرانستان شد
