دکتر حسین موسویان رئیس شورای مرکزی و رئیس هیأت رهبری جبهه ملی ایران در گفت‌گو با رادیو عصر جدید

Sunday, 6th January, 2019
اندازه قلم متن
توضیح سایت ملیون ایران: این گفت گو پیش از این نیز در این سایت بدون متن همراه انتشار یافته بود.
گروگان‌گیری بزرگترین بحرانی بود که موجب استبداد و انحراف از انقلاب شد. / بنیان انقلاب ایران از فردای کودتای ۲۸ مرداد گذاشته شد. / تنها جریان‌های ملی بودند که از دوره نهضت ملی تا انقلاب روی اصول یعنی استقلال، آزادی و حاکمیت ملی و عدالت باقی ماندند. / جبهه ملی ایران به این موضع رسید که حکومت شاه اصلاح‎پذیر نیست و نمی‌تواند قانون اساسی را مدنظر قرار بدهد.
مواضع دکتر حسین موسویان رئیس شورای مرکزی و رئیس هیأت رهبری جبهه ملی ایران در گفت‌گو با رادیو عصر جدید:
 
⬅️ کسانی که می‌گویند جبهه ملی ایران در این سی سال منجمد شده، در جای امنی نشسته و از دور دستی بر آتش دارند؛ بدون اینکه شرایط مبارزاتی جبهه ملی را درک کنند سخنانی از روی ناآشنایی می‌گویند. 
⬅️ همه میدانند جبهه ملی ایران پس از انقلاب تمام قد در مقابل بیراهه رفتن انقلاب و عدول آن از شعارها و آرمان‌هایی که انقلابیون در نظر داشتند، ایستادگی کرد. شعارهای اصلی انقلاب آزادی و استقلال و جمهوریت بود. 
⬅️ جبهه ملی ایران هم به دنبال همین انقلاب بود که استقلال و آزادی جمهوریت، رعایت اعلامیه حقوق بشر، را به ارمغان بیاورد. بنابراین از بعد از انقلاب فعالیت خود را شروع کرد. فعالیت سنگینی هم شروع کردیم. نشریه «پیام جبهه ملی» را از همان آغاز منتشر کردیم. چندین راهپیمایی و گردهمایی، یک گردهمایی که عصرهای پنجشنبه در مرکز تشکیلات صورت می‌گرفت. چندین راهپیمایی مردم را به دعوت به اعتراض به انتخابات دو مرحله‌ای و … کردیم.
⬅️  به تدریج که مردم به ما اقبال نشان می‌دادند و و روزنامه ما تیرازش بالا می‌رفت، فشار و تضییقات هم بیشتر می‌شد، تا جایی که در روز 25 خرداد 60 با حربه ارتداد کوشیدند که جبهه ملی را از صحنه خارج کنند. 
⬅️ بعد از رویداد 25 خرداد 1360 به صورت محدود جبهه ملی فعالیت خود را ادامه داد، انتشارات داشت. ما در همان 22 بهمن سال 1360 بیانیه‌ای دادیم و در آن کشتارهای بعد از خرداد 1360 را تقبیح و مورد انتقاد قرار دادیم.
⬅️ در زمان جنگ ما نشریات با ارزشی را منتشر کردیم. یکی از آنها جزوه چهل صفحه‌ای به نام «نقطه کور» که تحلیلی از مسئله جنگ داشت. در آن به برخی از کارهای غیرکارشناسی که به دست افراد غیر نظامی صورت گرفته می‌شد، مورد نقادی قرار گرفته بود. در سالروزهای 14 اسپند، با همان تشکیلات محدودی که داشتیم به احمدآباد می‌رفتیم و نسبت به مزار شادروان دکتر ممحمد مصدق رهبر جبه ملی ایران ادای احترام می‌کردیم. فعالیت‌ها متوقف نشد. در تیرماه 1364 جلسه شورای مرکزی منزل زنده‌یاد شاه‌حسینی برگزار کردیم. و در آنجا جمع‌بندی ما این بود که ما باید فعلاً در این شرایط جنگ از گرفتن مواضع سیاسی خودداری کنیم و صبر کنیم تا جنگ در مقابل دشمن خارجی تمام شود. 
‌⬅️ بالاخره در سال 1372 شادروان ادیب برومند دیگر اعضای شورا را جمع کرد و مجدد شورای مرکزی تشکیل شد؛ ما صدها نشریه و اعلامیه و نشریه پیام جبهه ملی را به صورت یک نشریه درون‌سازمانی منتشر کردیم. و عمده مسائل مربوط به مملکت را بیان می‌کردیم که اکنون شماره 194 منتشر شده، ما همواره انتقادات و پیشنهادات خود را مطرح کرده‌ایم. راجع به سیاست داخلی و سیاست خارجی حاکمیت جمهوری اسلامی اظهار نظر می‎کردیم. 
⬅️ مسائل تاریخی یک کشور را نمی‎توانیم بدون ارتباط با هم تحلیل کنیم. مسائل تاریخی کشور مانند حلقه‌های زنجیر بهم پیوسته است. اگر کودتای 28 مرداد روی نمی‌داد و دولت ملی وطن‌خواه دکتر محمد مصدق می‌توانست دوام بیاورد و آن اقداماتی که در طول دو سال و چهار ماه انجام و آن بیلان مثبتی که در اقتصاد ارائه کرده بود و صادارت ما بدون صادرات نفت غلبه بر واردات کرده بود. در آن دوره این همه اصلاحات صورت گرفت، ساختمان‌هایی که برای مدارس ساخته، شیلات ملی، تأسیس کانون وکلا دادگستری ، سازمان تامین اجتماعی پایه‌گذاری، استقلال دانشگاها سازماندهی می‌شد. 
⬅️ این‌ها گام‎های بلندی در راستای دموکراسی و مردم‌سالاری در ایران برداشته شد، وقتی کودتای 28 مرداد صورت گرفت و یک حکومت وابسته به سیاست خارجی را روی کار آورد. این کودتا سبب شد که راه پیشرفت و اعتلای کشور مسدود شود. یک سیاست با مشت آهنین از طرف محمدرضا شاه به مدت 25 سال تا انقلاب 57 ادامه پیدا کند. 
⬅️ از فردا کودتای مقاومت نیروهای ملی در مقابل کودتا آغاز شد. نهضت مقاومت که از فردای کودتای 28 مرداد، ما روزهای مانند 16 آذر را داشتیم. تظاهرات مفصل در بازار و دانشگاه را داشتیم. حتی تظاهرات در صحن حضرت عبدالعظیم داشتیم. اعتصابات دانشگاه، بازار و ادارات ادامه پیدا کرد. بنابراین انقلاب از همان زمان کلید خورد. انقلاب بر علیه کودتا پیش رفت. البته جبهه ملی در ادامه در سال 1339 چهار سال مبازرات قاطعی بر علیه رژیم کودتا انجام داد. 
⬅️ از سال 42 روحانیت نیز به مخالفت با شاه پرداخت، البته حکومت شاه برخورد خیلی شدید و جدی [مانند دیگر جریانهای به ویژه جبهه ملی] نداشت، مخالفتی می‌شد و شاه و هم با مدارای بسیار و گاهی اواقات با آوانس‌هایی به آنها می‌داد، برای اینکه مبارزات مذهبیون و روحانیت در حقیقت میتواند جلوی جریان چپ و کمونیست را بگیرد. و با این طرز تفکر جلوی روحانیت باز گذاشته شد. 
⬅️ در سال 1356 که شورای جبهه ملی ایران تجدید حیات کرد. با نامه‌ای به شاه با امضای سه تن زنده‌یادان کریم سنجابی و شاپور بختیار و داریوش فروهر، دوباره مبارزه جبهه ملی شروع شد. [اما در سالهایی که جبهه ملی ایران به مدت 13 سال فعالیتش بدلیل خفقان] توقف شده بود، موجب شد حرکت اسلام‌گرایان خیلی پیش رفت بود، تا جایی که در موقع انقلاب دست بالا را داشتند و جریان‌های ملی و آزادی‌خواهان، مقداری عقب بمانند. به همین دلیل آن جریان در زمان انقلاب تسلط پیدا کرده بودند. 
⬅️ متآسفانه به وعده‌هایی که پیش از انقلاب داده و قبول کرده بودند جمهوری اسلامی یک «جمهوری دموکراتیک» خواهد بود، آزادی‌های اساسی را رعایت کنند، استقلال را مدنظر و اعلامیه جهانی حقوق بشر و حقوق اساسی ملت را عنایت داشته باشند. به این وعده ها عمل نشد. 
⬅️ بعد از انقلاب آزادی‌خواهان و ملیون دچار تنگنا شدند و مبارزه برای آزادی و استقلال را دوباره آغاز کردند. 
⬅️ بنیان انقلاب 57 فردای کودتای 28 مرداد گذاشته شد. اگر روحانیت در سال 42 در آن دخالت داشتند، آنها هم به این قطار انقلاب سوار شدند، ولی در ایستگاه 22 بهمن 1357 این قطار استقلال و آزادی عدالت را عوض کردند، این ملیون بودند که در همان قطار استقلال و آزادی عدالت حقوق بشر باقی ماندند. 
⬅️ درخواست جمهوریت در ایران سابقه طولانی داشته است. در آستانه انقلاب شعار همه ملت ایران در سراسر کشور این بود که ما شاه و سلطنت نمی‌خواهیم و ندای جمهوری را سر داده بودند. جبهه ملی ایران هم اعلام کرد که با توجه به اینکه حکومت سلطنتی قانون اساسی مشروطه و حقوق ملت را رعایت نمی‌کند، به همین خاطر از سلطنت عبور می‌کند. 
⬅️ رژیم پهلوی سلطنت مشروطه را زیر پاگذاشت. و حقوق ملت را نادیده گرفتند. انقلاب 57 شاه “رهبر سلبی” آن بود. آن حکومت 25 ساله استبدادی؛ با اعلام اینکه یک حزب باید باشد و آن هم حزب رستاخیر و اگر کسی قبول ندارد گذرنامه بگیرد و از مملکت برود. شما ببنید؛ چه نحو برخوردی با ملت ایران داشت. هرکسی یک حزبی که من میگویم قبول ندارد از ایران برود! یعنی ملت ایران را که مالک این کشور است. اینها بیایند از این مملکت بروند به خاطر اینکه تک‌حزبی را قبول ندارند!
⬅️ این رفتار ملت را به سمت انقلاب سوق داد و جبهه ملی ایران را به این موضع رساند که حکومت شاه اصلاح‎پذیر نیست و نمیتواند قانون اساسی را مدنظر قرار بدهد و آن را زیر پا می‎گذارد. بلکه جمهوریت حکومت مطلوب‎تری است که براساس انتخاب مردم رئیس کشور انتخاب میشود. و میتوانند در سه یا چهار سال بعد انتخابات انجام دهند و اگر که خوب کار نکرده، تعویض کنند. در حالیکه در نظام سلطنتی که مورثی است و وارث سلطنت با هر شرایطی شخص اول و حاکم مادام‌العمر مملکت می‌شود؛ جوابگویی هم به کسی ندارد. ملت هم اگر بخواهد تغییر و تحولی در کشور انجام دهد نمی‌تواند. 
⬅️ خوب معلوم است سلطنت مادام‌العمر در قرن بیست و یکم قابل قبول نیست.و جمهوریت و انتخاب رئیس جمهور در فواصل زمانی معین کاملا مطلوب‌تر است بعضی از این طرفدارن سلطنت مثال میزنند ما یک دموکراسی سلطنتی در اروپا، هلند، سوئد و انگلستان دارم. اگر شبیه آنها شویم چه اشکالی دارد؟ خوب آن نمونه‌ها در کشورهای اروپایی خیلی از نظر دموکراسی پیشرفته است. چنین نمونه‌هایی میتوانید در خاورمیانه و در کشورهای همسایه ما مثال بزنید که یک پادشاهی در عربستان و … چگونه عملکردی دارد؟ اساساً یک پادشاه در گذشته در ایران چگونه عمل کرده است؟ در آینده هم البته وضع همین خواهد بود. باز حاکم مطلق خواهد بود. هر قانون اساسی هم باشد زیر پا خواهد گذاشت. به این دلیل جبهه ملی جمهوری‌خواه شد؛ و در اساسنامه خود «حاکمیت ملی را براساس نظام جمهوری با رأی مستقیم مردم» ملاک قرار داد. 
⬅️ جبهه ملی ایران بارها به نادرستی گروگان‌گیری و اشغال سفارت آمریکا در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ اشاره داشته و همان زمان نیز در روزنامه پیام جبهه ملی این حرکت را محکوم کرد. 
⬅️ بلوکه شدن اموال و دارایی‌های ایران در آمریکا بالغ بر ۱۲ میلیارد دلار و سپس حساب‌سازی روی آن از پیامدهای منفی این حرکت بود. 
⬅️ مقدمه‌سازی برای حمله صدام به ایران، تحمیل هزینه‌های هنگفت میلیاردی، کشته و مجروح شدن بسیاری از جوانان میهن از پیامدهای زیان‌بار گروگان‌گیری است؛ علاوه بر آن چهره ایران در سطح بین‌المللی به عنوان کشوری با فرهنگ چندهزارساله و مهمان‌نواز، مخدوش شد.
⬅️ دشمنی با مریکا، که تا هم‌اکنون ادامه دارد. در حال حاضر فعلی آمریکا این تحریم‌ها، تهدیدها را بر علیه ایران اعمال میکند. در حالی‌که دلیلی برای این مسائل وجود نداشت.
⬅️ استرداد شاه می‌توانست از طریق روابط دیپلماتیک دنبال شود، گروگان‌گیری راه آن نبود. 
⬅️ «سیاست نه شرقی نه غربی» سیاست درستی است ولی اجرا نشد. با این خصومت با غرب و آمریکا در حالی‌که با اتحاد شوروی روابط دوستانه‌ای برقرار کردید. بعد از فروپاشی همین رابطه را با روسیه داشتید. بعد اعلام کردید اتحاد ما با روسیه، اتحاد استراتژیک است. 
⬅️ روسیه کشوری است که در طول تاریخ اجحافات زیادی در حق ملت ایران کرده است. قراردادهای ننگین ترکمنچای و گلستان، حمایت از استبداد محمدعلی شاه و به توپ بستن مجلس و تاخیر در تحویل  مطالبات ۱۱ تن طلا علیرغم تنگنای مالی دولت مصدق و تحویل آن به دولت کودتا از خیانت‌های شوروی است. 
⬅️  در آخرین مورد هم کنوانسیون دریای خزر است که حقوق قانونی و حتمی ملت ایران را نادیده گرفته؛ در حالیکه ۵۰ درصد از دریای مازندران طبق موافقت نامه ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ متعلق به ایران است. اگر آن سیاست نه شرقی و نه غربی را اعمال می‌کردیم ایران می‌توانست حقوق خود در رابطه با دریای مازندران را استیفا کند. روسیه در حال حاضر هر طور که دلش خواسته این دریا را تقسیم کرده است. چیزی حدود 12 الی 20 درصد برای ایران در نظر گرفته که این خدشه به تمامیت ارضی ایران است. این سوء سیاست‌ها خدشه به منافع و منابع ملی ایران است.
https://www.youtube.com/watch?time_continue=5&v=Jo2vyGobZeA
از: احترام آزادی

به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

7 نظر

  1. پويا مهرفر

    حيفم آمد اين نكته را نگويم.
    در درون خانواده كلان من شخصيت ارزشمندى از جبهه ملى است. او در دوران مصدق كبير نماينده مجلس بود.
    سعدى حكيم مى گويد:
    “دو درويش در گليمى بخسبند و دو پادشاه در اقليمى نگنجند”
    شخصيت هايى كه در جبهه ملى بودند، همانند شخصيت هايى چون محمد على فروغى از ارزشمندترين دارائى هاى تاريخى ايرانند. طنز تلخ تاريخ اين است كه رهروان راه تمدنى ايران در آرزوهاى ممكن و ناممكن شناخت متفاوت داشتند. آن چه رخ داده است محل دعوا نيست. راه ما و شما بكى است:
    تمدن نوين در بسترى كه غرب دموكراتيك در آن شكوفا شده است ولى دعواى تاريخى مانده است. زمان بسختى تكرار شده است و شما از مصدق عبور كرديد و فاصله بين ما و شما بيشتر شده است. بيشترين در كنار خمينى نشستيد، البته به اميد رهايى و ديديد كه در ممكنات نبود و امروز در كنار چپ ها و باز از ديد من در ممكنات نيست.
    شايد من شانسى براى يك پيوند تاريخى باشم. من كه تاريخ را علمى تر از ديگران تحليل مى كنم و من كه كينه ها را زدوده ام و شكوه ها را رها كرده ام.
    و شايد تلاشم عقيم بماند.
    براى عشقم به ايران، براى عشقم به هموطن و براى عشقم به جهانى بهتر راهم را ادامه ميدهم.
    البته كمتر خواهم نوشت.
    در پايان از اين سايت سپاسگزارم.

  2. پويا مهرفر

    اتفاقاً هيتلر محصول دموكراسى و آزادى است.
    اين محصول كنترل نامناسب دموكراسى و آزادى بيش از توان سيستم در انتخاباتى دموكراتيك انتخاب شد.
    هيتلر جنك كرد، شاهنشاه ايران جنگ را كنترل كرد و با صدام موافقت نامه امضا كرد.
    جمهورى اسلامى كه در ابتدا محصول دموكراسى و راى مردم است، كشتار كرد، جنگ كرد و نابود كرد.
    سخن من اين است هر سيستمى نيازمند كنترل است.
    كنترل هاى جمهورى شما چيست؟
    اگر از درونش هيتلر يا جمهورى اسلامى يا ديكتاتورى پرولتاريا و يا يك آشغالى بيرون آمد، چه مى كنيد؟
    مى گويد خلايق هر چه لايق؟
    از ديدگاه تئورى من زايشگاه و پايگاه دموكراسى، سرمايه داريست.
    استاد علوم سياسيى در آمريكا داشتم بسيار با سواد بود، پيشينه خانوادگيش اروپاى غربى بود. گفتم چرا خود را كانديد نمى كنيد؟ جوابم اين بود: خواستگاه خانوادگى من ويژه نيست و تفكر من در راستاى ويژه ها نيست.
    اين گونه است كه ترامپ مى شود رئيس جمهور آمريكا.
    پشتيبان دموكراسى سرمايه داران هستند. مردم عادى آمريكا بندرت در انتخابات شركت مى كنند.
    پشتيبان دموكراسى ايران آينده كيست؟
    مردمى كه با پنجاه هزار تومان براى احمدى نژاد هورا مى كشند، با چند هزار تومان براى مثلاً نوكر عربستان ثروتمند هورا خواهند كشيد؟
    علم به ما ميآموزد كه همه احتمالات ممكن را ملاحظه كنيم.
    من به شما گفتم كه من اومانيستم.
    آزادى به نهايت و برابرى كامل آرزوى من است.
    اما من در زمان و مكان جاى گرفته ام. بر اين خاك خسته و در هواى غبار آلودش در ممكنات تصميم مى گيرم و راه ميروم.
    به قول كسرايى شاعر توده اى
    “جان مائيد
    اى بره ارزان نهاده جان خوبش
    گر نه در انديشه خويشيد
    فكر ما كنيد.”

  3. آقای مهر فر گرامی
    شاید نمیدانید که هیتلر هم کشور آلمان را از نظر صنعتی و رفاه در آغاز جلو برد ولی دیکتاتوری او در آخر ملت آلمان را به سوی جنگ و نابودی پیش برد.
    شد یک ملت با زور ممکن نیست. فقط در آزادی است که سیاستمداران خوب پیدا میشوند و کشور را درست اداره میکنند.
    در دیکتاتوری شاه سیاستمداران اندکی که بیشترشان هم از جبهه لی بودند علیرغم فشار های دیکتاتوری وجود داشتند اما هیچگاه به آنان امکان فعالیت آزاد سیلسی نداد. آنها اغلب در زندان بودند و یا برایشان ماجرای کاروانسراسنگی پیش می آمد که آنها را به قصد کشت یزدند.
    مهمترین چیزی که یک ملت نیاز دارد آزادی و امنیت است.
    دیکتاتورها ممکن است در قسمت هایی هم خیلی خوب پیش بروند ولی در آخر کشور را به چاه می اندازند همانطور که در سال 57 دیدیم.
    نتیجه این دیکتاتوری بود که 40 سال است آخوندها هم به خود اجازه میدهند حقوق ملت را زیر پا بگذارند و هر کس مخالفت کرد شکنجه کنند و یا بکشند.
    دیکتاتوری بزرگترین دشمن ملت هاست. پیشرفت و رفاه ملت ها فقط در آزادی ممکن است.
    ….
    مازیار

  4. پويا مهرفر

    مازيار جان
    يادم رفت يك مسئله مهم ديگر را برايت بگويم.
    اين كه ارزش يك سيستم را تعيين كنيم، سمت گيرى يك سيستم مهمترين فاكتور آن است.
    نظام محمد رضا شاه سمت گيرى تمدنى داشت. از اين رو آزادى هاى گسترده اقتصادى و اجتماعى را فراهم مى كرد. بيشتر روشنفكران ناراضى بودند كه مثلاً شاه چرا به ترانه هاى مرضيه و دلكش و هايده و گوگوش و تا آقاسى ميدان ميدهد. به فيلم فارسى ميدان ميداد. اين ها برنامه ريزى شده بود تا ما را از نظر اجتماعى وارد دنياى نوين كند. از طرف ديگر فضاى اقتصادى را باز كرده بود و فروشگاه هاى بزرگ و زنجيره اى در كنار كارخانجات و شركت هاى بزرگ كشت و صنعت وارد ميدان شده بود و در نتيجه آن بهشى از صاحبان صنايع كوچك و بازاريان كارشان را از دست داده بودند. جمع ناراضيان روز بروز زياد مى شدند. پيش فازى شاه موجب نا هماهنگى ساختار ساسى نيز شده بود و جمع كثيرى از روشنفكران كم دانش ظهور كردند كه نتيجه آن گرويدن گروه كثيرى به مجاهدين خلق شد. شاه در راس تصميم گيرى اجرايى كشور چاره را در محدوديت هاى سياسى يافت. برخلاف تصور جبهه ملى نه در دانشگاه ها و نه در جامعه نفوذ كافى نداشت. اين براى آن نبود كه دست جبهه ملى را بسته بودند، اين بدان دليل بود كه پايگاه جبهه ملى رده بالاى روشنفكران صاحب كلاس ويژه و دانش دانشگاهى نسبتاً شاخص بود. در ميان آنان شاهپور بختيار، سحابى، بازرگان و خليل ملكى و مصدق وجود داشت. آنان پايگاه افتصادى لازم را نداشتند تا با خيل عظيم مردم عادى ارتباط داشته باشند. ولى فدائيان خلق و مجاهدين بخصوص روحانيون به دليل ماهيت پايين دستى خود با توده هاى مردم ارتباط گسترده اى داشتند. مردم بسيار متعصب و مذهبى بودند و گفتم خوده دار است كه شخصيتى چون بازرگان دنبال اثبات قوانين علمى در قرآن بود و معتقد بود از اين طريق تمام قوانين علمى را مى توان كشف كرد. اين قدرت نيروى مذهب و نفوذ آن بود. سازمان هاى شاهنشاهى حركت آرامى در تغيير نگاه توده ها به مذهب داشتند. حركت پيش فازى شاهنشاه فقيد وى را ناگزير به بستن فضاى سياسى كشور كرد. كشور كه از نظر سياستمدارى فقير بود و در ميان حتى افراد شاخصى چون اعضاى رده بالاى حبهه ملى شمار اندكى سياستمدار وجود داشت، با بستن فضاى سياسى فقير تر گشت. روشنفكران حتى رده هاى بالاى اعضاء جبهه ملى نتوانستند حتى حركت شاهپور بختيار را تشخيص دهند و خطرى را كه وى از حس تجربى به دليل تعلق به خاندان ويژه گرفته بود را نشناختند و وى را تنها گذاشتند. و اين چنين بخش پايينى روشنفكران كه نه سياستمدار بودند و نه سياست شناس آخرين ضربه نا را به پيكر سيتمى زدند كه تازه آغاز راه براى تمدنى نوين بود.
    تغييرات اجتماعى در جهان همواره با پيشفازى افراد شاخص انجام شده است و شاهنشاه فقيد قربانى حنين پيش فازيى شد.
    او رفت ولى آثار به جا مانده اش ما را آن چنان متحول نمود كه بدترين احتمال ممكن يعنى ايجاد جمهورى اسلامى نتوانست جامعه ما را تبديل به جامعه قجرى كند كه آرزوى خمينيست ها بود.
    پويا جان من برخلاف بسيارى با احترام و بزرگى از افراد جبهه ملى ياد كردم و تحليل من بر اساس علوم و تجربه سياسى و حزبى است كه آموخته ام. من يك سياستمدار نيستم و سال هاست كه عضو هيچ حزب و گروهى نيستم و سناخت علمى من از سياست ويژه است.
    در پايان از مسئولين سايت تشكر مى كنم كه به من امكان گفتگو دادند.
    ما نياز داريم با هم گفت و گو كنيم.

  5. پويا مهرفر

    آقاى مازيار
    من آزادى را لازمه زندگى دانستم.
    آزادى بخش كنترلى يك سيستم است.
    آزادى سيستم ساز نيست.
    اين را علم به ما مى إموزد.
    آزادى متناسب با يك سيستم بايد باشد.
    آنارشيسم نهايت آزادى است.
    شما اجازه نميدهيد كسى جلوى كودكتان سكس داشته باشد.
    من هم اجازه نمى دهم.
    اين ديكتاتورى است.
    از نظر ارزش رياضى قدر مطلق اين ديكتاتورى درست به اندازه قدر مطلق حجاب اجبارى براى يك فرد است.
    من و شما آزادى پوشش را مى پذيريم ولى آزادى سكس مثال بالا را نمى پذيريم.
    به اين دليل كه سطح آزادى را سيستم تعيين مى كند.
    از ديدگاه من دموكراسى يعنى بهينه ديكتاتورى و آزادى.
    اين بهينه را قانون تعيين مى كند.
    بهمين دليل براى هر قدم از آزادى حتى در كشورهاى دموكراتيك جنگ است.
    من اومانيستم.
    نهايت آزادى و برابرى آرزو و آرمان من است
    اما من ياد گرفته ام فرزند زمان و مكان باشم.
    متشكرم كه جوابم را داديد.
    سپاسگزار خواهم شد كه كامنت هاى من را در سايت كانال يك ملا حظه كنيد.

  6. آقای پویا مهرفر
    دیکتاتوری یک مساله جانبی نیست که شما از ان به همین سادگی میگذرید. مساله زیر پا گذاشتن حقوق یک ملت است. پوشاک و لباس ممکن است در یک دیکتاتوری هم گاهی به حد کافی پیدا شود. اما وقتی مردم در دیکتاتوری به از دست دادن حقوق خود عادت کردند آنوقت این لباس و پوشاک و خوراک را هم همانطور که شاهدید ممکن است براحتی از دست بدهند.
    بر عکس صحبت شما مردم به آزادی نیاز دارند تا بتوانند به رفاه برسند.
    تمام کشورهایی که در آنها آزادی هست وضع رفاهی مردم هم رو به بهبود است.
    شما با حرفهایتان نشان میدهید که طرفدار دیکتاتوری گذشته هستید. مردم ایران ولی دائما فریاد مرگ بر دیکتاتور را سر میدهند.
    بدون آزادی و دموکراسی ثبات و رفاه میسر نیست. باید بالاخره این را متوجه شوید!
    بنابراین هرقدر آزادی بخواهیم باز هم کم است .
    مازیار

  7. پويا مهرفر

    جناب آقاى موسويان
    هنوز شما در جنگ با شاه هستيد؟
    هنوز با كينه حقيقت پيشرفت هاى اقتصادى و آزادى هاى اجتماعى دوران شاه را كتمان مى كنيد؟
    ما مى پذيرم سيستم شاهنشاهى ايران از وجه سياسى ديكتاتورى بود ولى با دين با لباس با پوشاك با ترانه با كتاب و علم با اراجيف ضد علمى آقاى بازرگان و امثالهم كارى نداشت. فقط در دايره سياسى برايش اهميت داشت.
    حاضر نيستيد بگوييد كه آقاى بازرگان درصدد كشف قوانين علمى در قرآن بود؟
    شما كينه قجرى و فئوداليته از شاه فقيد را حاضر نيستيد كنار بگذاريد؟
    من دكتر مهندس به شما ثابت مى كنم كه از ديدگاه علمى هيچ سيستمى با آزادى ساخته نمى شود و آزادى در هر سيستمى متناسب با خود سيستم است و نقش كنترلى دارد.
    شما كشورى را با شعار آزادى نابود كرديد.
    خواهش من اين است از اين لجاجت روشنفكرانه دست برداريد.
    كشورى در آستانه نابودى است.
    آقاى رئيس به حرمت ايران اگر ذره اى برايتان ارزش دارد به كامنت هاى من در سايت كانال يك آقاى شهرام همايون مراجعه كنيد.
    ارزش آن را دارد.