مصطفی رهبر (خبرنگار مستقل)
عین دو، گلدشت و ملاشیه که این روزها با سیل زور آزمایی میکنند از جمله مناطق عرب نشین و کمتر برخوردار اهوازند. این سه ناحیه در مجاورت محل تلاقی کانالهای بنیصدر و چمران که برای مقابله با ارتش صدام ایجاد شده بودند و کانال دهخدا که زهآب مزارع نیشکر را تخلیه میکند، واقع شدهاند.
سیل این مناطق، ناشی از عدم رعایت حریم رودخانه نیست، بلکه سیلِ کانالهای مصنوعی، خانه و کاشانه اهالی این مناطق را در معرض تهدید قرار داده است.
رسانهها با حماسی کردن مقاومت مردم مناطق مزبور، لایه اصلی قضیه را پوشاندند البته که احداث سیلبند توسط مردم نشان از غیرت و مقاومت آنها دارد اما آنچه مردم را به این سمت سوق داده احساس «رها شدگی» است، احساسی که ربطی به نحوه امدادرسانی مجموعه نظام ندارد که این نیز موثر است.
این مناطق با مشکلات ویژه ای همچون؛ برخوردهای امنیتی، عدم اهتمام به آیینهای عمدتا دینی ویژه عربها( مثل معایده: عید دیدنیهای عمومی در عید فطر) به رسمیت نشناختن سبک زندگی( مانند عدم پذیرش دشداشه بعنوان لباس رسمی بر خلاف لباس کردی که در سنندج رسمیت آن پذیرفته شد) ریزگردها، کیفیت پایین آب شرب( با وجود ۲۵ میلیارد متر مکعب آب شیرین پشت سدهای خوزستان) مواجه است.
ضمن آنکه مشکلاتی مانند نقصان خدمات شهری و بیکاری به نحو تشدید شده ای گریبانگیر آنان شده است و وقتی همه این مشکلات با ثروت خوزستان، قیاس شود معنا و مفهومی متفاوت با مشکلاتی که همه مناطق محروم کشور دچار آن هستند پیدا می کند.
در نتیجه به درست و یا غلط این احساس در مردم عرب و به ویژه مردم عرب مناطق کمتر برخوردار مثل ملاشیه ایجاد می شود که دولت آنها را رها کرده است.
سیل سدها ( تعبیر نخبگان عرب از سیل اخیر) و نحوه کمک رسانی دولت احساس رها شدگی این مردم را تقویت کرد، استانداری در اولین واکنش به آبگرفتگی عین دو « دستور» تخلیه آن را صادر کرد در حالی که اساسا در خوزستان کسی گوشش بدهکار این دستورات نیست.
مردم زندگی خود که رنگ محرومیت آن هویداست و مزارع خود ( که آماده برداشت محصول بودند ) را به امید جبران خسارت توسط دولت رها نمیکنند، چراکه خود را رها شده میبینند.
دیشب در ملاشیه مردم تقریبا به تنهایی مشغول ترمیم سیلبند بودند، به جز دو -سه ماشین سنگین شهرداری و تعداد انگشت شماری از نیروهای جهادی هیچ کمکی به این مردم نمیشد؛ سپاه، ارتش، جهاد، استانهای معین، شرکت نفت، کارخانههای صنعتی پیرامون ملاشیه و شرکت توسعه نیشکر هیچ حضوری در این منطقه نداشتند.
موتور تخلیه آب، لودر و برخی ماشین آلات سنگین توسط برخی از زمین داران منطقه (برای حفاظت از مزارع گندم ) تامین شده بود.
مدیریت بحران ملاشیه نه آنکه بحران زده باشد بلکه اساسا وجود خارجی نداشت، فرماندار اهواز به همراه هیات همراه و عکاسان در ملاشیه حاضر بود اما مدیر بحران را شهرداری می دانست و شهردار منطقه ۵ ، سازمان آب را مسئول معرفی میکرد و هیچ نماینده ای از آن سازمان در منطقه نبود، فارغ از آن، بین دو شهردار منطقه ۵ و ۶ بر سر نحوه مدیریت سیلاب اختلاف نظر بود و گویا جوان طلبه ای که عضو شورای شهر بود حرف آخر شهرداری را میزد اما اهالی نیز ساز خود را کوک میکردند، مردم رها شده بودند و به نحو عجیبی معتقد بودند مشکل عرب بودن آنهاست.
ضمن آنکه سخن از نقش عربستان سعودی و وهابیها نیز مطرح است اما هرچه هست این قضیه عاملی شده برای افزایش تلقی تبعیض و رها شدگی و در نتیجه رشد احساس بیگانگی با دولت.
خوزستان و به ویژه مردم عرب آن نیازمند توجه ویژه اند، توجهی فراتر و عالی تر از آنچه در این ۳۰ سال بعد از جنگ وجود داشته است، قدم اول نیز درک و گزارش واقعیت های خوزستان بدون عینک های امنیتی است، محرومیت خوزستانی که دین خود را به اسلام ادا کرده است را برطرف کنید نگرانی امنیتی از بین خواهد رفت.
از: عصر ایران