حامد قادرمرزی، نایبرییس فراکسیون دانشگاهیان مجلس
روز ۱۶ آذر به پاس ایثارگری، مجاهدت و وطندوستی دانشجویان به نام روز دانشجو نامگذاری شده است. روزی که ۶۰ سال پیش دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه تهران در محل کلاسهای درس خود مورد هجوم مهاجمان سلطنت پهلوی قرار گرفته، تعداد زیادی زخمی و سه نفر از آنان شهید شدند. دانشجویان کشور ما قطعا پس از آن حادثه سال ۱۳۳۲ احساس مسوولیتشان نسبت به جامعه بیشتر شده و نقش بسیار موثری در وقوع انقلاب اسلامی و تقویت نظام جمهوری اسلامی ایران داشتهاند. برای آسیبشناسی جامعه دانشجویی و دانشگاهی طرح این مسایل و اتخاذ تدابیر لازم برای تعدیل آنها ضروری است. این آسیبها را میتوان به دو گروه عمده تقسیم کرد:
الف) مسایل و مشکلات درونی جامعه دانشجویی:
۱- حاکمیت کمیگرایی: متاسفانه ارایه آمار و ارقام کمی بهعنوان یک شاخص موفقیت برای اغلب مسوولان محسوب میشود. در چنین فرآیندی کیفیت، مورد غفلت واقع شده و قربانی افزایش تعداد و کمیت میشود. بهعنوان مثال وزارت علوم دولت دهم آمار ارایه داده است که طی دوره هشتساله ۱۳۹۲- ۱۳۸۴ تعداد دانشگاهها و مراکز آموزش عالی از هزار و ۳۰۰ واحد به دو هزار و ۵۰۴ واحد افزایش یافته است. یعنی به طور متوسط هر ماه ۱۳ مرکز دانشگاهی به تعداد مراکز دانشگاهی کشور اضافه شده است. آیا واقعا بسترسازی لازم برای چنین اقدامات بزرگی شده است؟! مسلما خیر. تعداد زیادی از این دانشگاهها و مراکز آموزش عالی را اینجانب میشناسم که فاقد فضای دانشگاهی بوده و در ساختمانهای استیجاری فعالیت میکنند، عضو هیات علمی و کمترین امکانات لازم را بهعنوان دانشگاه ندارند. این مراکز به اصطلاح دانشگاهی با توجه به اخذ شهریه بیشتر به صورت موسسات مالی عمل میکنند. همچنین گزارش مذکور نشان میدهد که در دولتهای نهم و دهم تعداد رشته محلهای مقاطع مختلف تحصیلی ۵/۲ برابر نسبت به سال ۱۳۸۴ افزایش پیدا کرده است. یقین دارم حداقل بیش از ۵۰ درصد این رشتهمحلها در مقاطع کاردانی، کارشناسی و حتی کارشناسیارشد فاقد عضو هیاتعلمی هستند.
آمار سایت وزارت علوم در شهریور ۱۳۹۲ نشان میدهد که در سال تحصیلی جاری چهار میلیون و ۴۰۰ هزار نفر دانشجو در کشور مشغول به تحصیل هستند که فقط ۱۵ درصد از دانشجویان در دانشگاههای دولتی مشغول به تحصیل هستند و ۸۵درصد بقیه متعلق به دانشگاههای آزاد (۳۶درصد)، پیام نور (۲۵درصد)، جامع علمی-کاربردی (۱۰درصد)، غیرانتفاعی (۹/۲ درصد)، فنی و حرفهای (۳/۵ درصد) و دستگاههای اجرایی (۰/۷درصد) هستند که نظر مخاطبان محترم را به وضعیت برخورداری دانشگاههای غیردولتی از هیات علمی، فضاهای دانشگاهی، امکانات علمی و پژوهشی و… مخصوصا در شهرستانهای کشور ارجاع میدهم. با چنین وضعیتی قطعا کیفیت قربانی کمیت شده است وگرنه پیامدها و خروجی مثبت تعداد زیاد دانشگاههای کشور و تاثیرات سازنده فارغالتحصیلان دانشگاهی باید بسیار بیشتر از وضعیت کنونی جامعه ما نمود پیدا میکرد.
هرچند لزوم افزایش تعداد دانشگاهها و مقاطع مختلف تحصیلی برای کشور ما ضرورت و اولویت است، ولی بسترسازی و ایجاد زمینههای موردنیاز قبل از تاسیس دانشگاه قطعا ضروری است.
۲) بیرغبتی و سهلانگاری: این عامل به صورت نسبی بخشی از جامعه دانشجویی و دانشگاهی کشور را تحت تاثیر قرار داده که بیشتر خود موثر از عوامل بیرونی از جمله بیکاری فارغالتحصیلان دانشگاهی است. نهایتا نتیجه آن کیفیت نسبتا پایین خروجی از برخی دانشگاهها خواهد بود.
۳) پاسخمحوری: متاسفانه در بسیاری از رشتههای تحصیلی شیوه آموزش غالبا بر دانشهای معلوم است. پیشنهاد میشود سوالمحوری که تاکید بر کشف نادانستهها و مجهولات دارد، جایگزین پاسخمحوری شود. این جایگزینی باعث افزایش شاخصهای تولید علم خواهد شد.
۴) محتوامداری: که به صورت ارایه یک یا چند جلد کتاب و جزوه تاکید بر محتوای ارایهشده از سوی استاد است. پیشنهاد میشود پژوهشمداری که تاکید بر فرآیند کسب شناخت علمی توسط دانشجو دارد، جایگزین محتوامداری در دانشگاهها شود.
۵) سطح نسبتا پایین احساس مسوولیت در برخی از دانشگاهها: مخصوصا در چند سال گذشته مدیران تاکید صرف بر عملکرد دانشگاه بهعنوان مکان علم آموزی دارند و آن را محدود به فرآیندهای معمول آموزش کردهاند. در حالیکه دانشگاه آخرین مرحله رسمی پرورش شهروندان ماهر و مسوولان آتی اجتماع است. باید با ایجاد فضاهای خاص نسبت به پرورش سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و… دانشجویان در کنار پرورش علمی اقدام شود. این کار فضای باز سیاسی در دانشگاه را میطلبد.
ب) مسایل و مشکلات بیـرونی جامعه دانشجویی:
۱) بیکاری: متاسفانه از یک سو افزایش شتابان تعداد دانشجویان تناسب مناسبی با نیازها و تقاضاهای بازار کار ندارد و از سوی دیگر بیشترین تقاضای فارغالتحصیلان برای کار در نهادهای دولتی ارایه میشود. بخش خصوصی نیز معمولا ظرفیت و امنیت شغلی لازم را ارایه نکرده است. در نتیجه شمار زیادی از فارغالتحصیلان دانشگاهی یا بیکار خواهند بود یا کار مورد تقاضا و علاقه خود را نخواهند یافت. این عامل سبب کاهش انگیزههای آموختن و وظایف دانشجویی بوده و بر کاهش کیفیت خروجی از دانشگاه بسیار موثر است.
۲) ارتباط ضعیف بین مراکز فعالیتی و دانشگاهها: این عامل معمولا باعث میشود که فارغالتحصیلان مهارتهای مورد نیاز جامعه به ویژه بخش خصوصی را کامل نداشته باشند و بازار کار نیز نیروی تخصصی و مورد تقاضای خود را به راحتی تامین نکند.
۳) برخوردهای سطحی با دانشگاهها: بهعنوان مثال نگرش به دانشگاه بهعنوان محل اخذ مدرک و ارتقای شغلی شاغلان مخصوصا در میان مدیران یا کارشناسان نهادهای دولتی، جدایی دختر و پسر در دانشگاه به بهانه اسلامیکردن دانشگاهها و… در حالیکه باید به دانشگاه بهعنوان محل تربیت انسان کامل و شهروندان مسوولیتپذیر آینده برخورد شود مخصوصا اینکه بسیاری از آداب اجتماعی بهویژه مناسبات اسلامی و اجتماعی شهروندان آتی باید در دانشگاهها آموزش داده شوند.
۴) سیاستهای حمایتی و مدیریتبخشی: اعمال طرحهای دستوری و بخشی هر چند برای حل مشکل یک بخش مفید باشند، ممکن است سبب آسیب نسبی به بخشهای دیگر نظام آموزش عالی شوند. در نظام آموزش عالی باید با برنامههای جامع و یکپارچه نسبت به حمایت از دانشگاهها و جامعه دانشجویی اقدام کرد.
۵) تمرکزگرایی شدید در نظام آموزش عالی: متاسفانه دیدگاه مرکز – پیرامون بر نظام آموزشی کشور حاکم بوده و بیشتر توجهات دولتها در ۳۴ سال گذشته به پایتخت و نهایتا مراکز استانها بوده است. بیشترین تعداد دانشگاهها، اعضای هیات علمی، امکانات مختلف آموزشی، بازار کار و… در اختیار پایتخت و مراکز استانها میباشد. هرچند که در سالهای اخیر تحت عنوان «عدالت»، دانشگاههای پیام نور، آزاد، فنی و حرفهای، علمی- کاربردی و غیرانتفاعی در شهرستانها تاسیس شدهاند و درواقع به نوعی عدالت فضایی در توزیع مراکز آموزش عالی در پهنه کشور محقق شده است، اما اگر در این زمینه عدالت را به معنای درست آن یعنی ایجاد فرصتهای برابر برای جامعه دانشجویی و داوطلبان ورود به دانشگاهها در نظر بگیریم، اقدامات مذکور با برقراری عدالت فاصله بسیار معناداری دارد. چون فرصت برابری برای دسترسی به فضاهای دانشگاهی مجهز، اعضای هیاتعلمی، امکانات علمی و پژوهشی، بازار کار و… برای داوطلبان ورود به دانشگاهها و جامعه دانشجویی در فضای کلی کشور وجود ندارد. امید است که با اتخاذ تدابیر ویژه در دولت تدبیر و امید، امید به برقراری عدالت فضایی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی برای جامعه دانشجویی و دانشگاهی کشور محقق شود و جامعه دانشجویی همواره بیش از پیش تاثیرات مثبت و سازنده خود را در کشور نمایان سازد.
از: شرق
