ایران وایر
عزیز قاسم زاده معلم زندانی در بند میثاق زندان لاکان رشت با انتشار یادداشتی که در کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران منتشر شده، به نکات مهمی در مورد قاضی ناظر زندان لاکان رشت اشاره کرده است. متن کامل این نامه را در ادامه بخوانید:
«کمی بیشتر از دو ماه است که قاضی ناظر زندان لاکان رشت عوض شده و جوانی متولد اواخر دهه هفتاد بر این جایگاه تکیه زده است. تغییر افراد در سطوح مختلف مدیریتی و نهادهای گوناگون، مسلما به همراه خود اندک تغییراتی را در پی دارد. اما، اگر تغییر افراد به تغییر رویهها و ساختارها در سطح کلان منجر شود، حکایت از ناهمگونی مشخصی دارد که مهمترین آن ست -که دستورالعملهای لازم را در حیطههای مختلف تصمیمگیریها معین کرده است.
رویه قاضی جوان نه تنها با رویه دیگر قاضی ناظرهای پیش از خود در همین زندان تفاوت فاحشی دارد، بلکه در اساس با آنچه در وظایف قانونی و حقوقی قاضی ناظر تعریف شده، منافات مسلم و آشکاری دارد. بهعنوان نمونه، روال مرخصیها به این شکل است که بعد از درخواست زندانی، رییس اندرزگاه، مسئول واحد اصلاح و تربیت و یا مددکار اجتماعی و کارشناس فرهنگی و مسئول واحد قضایی زندان یا مددکار قضایی (دبیر شورا) و مسئول حفاظت و اطلاعات، مسئول واحد بهداشت و درمان و روانشناس و رییس یا معاون زندان پس از موافقت خود، مراتب را طی نامهای در نهایت به قاضی ناظر زندان ارجاع میدهند.
در واقع پس از بررسیهای انجام شده و تایید مراجع تعیین شده فوق، تایید قاضی ناظر به تعبیر فقهی قضیه، اغلب موارد “جنبه امضایی” دارد و نه “تاسیسی”. بدین معنا که قاضی ناظر، واضع یک قانون تازه برای اراده معطوف به نادیده انگاشتن تصمیم جمعی بر طبق قوانین و یا دست کم عرفی که در زندانهای کشور مرسوم است، نیست.
در حالی که قاضی فعلی با عدم رعایت این اصل، زندانیها را به صف میکشد و از آنها میخواهد که قرآن بخوانند. هر کس که از پس این کار بر نیاید، مرخصی او را لغو میکند. پیرامون قرآن -این کتاب آسمانی- توصیه موکد شده است که بیوضو سراغ آن نرویم. اینکه زندانیان مختلف را با انواع و اقسام جرمهای عمومی، به صف کردن حتا با نیت پاک، نتیجه آن خیر نخواهد بود. قرآن، کتابی است آسمانی و شاهدی است قدسی. اما، این رویه تبدیل این “شاهد قدسی” به “شاهد بازاری” است.
امری که بنا به توصیه همه بزرگان دینی، در حفظ و نگهداری این کتاب آسمانی، کوشا باید بود. نه اینکه فقط در ظواهر امر، خود را فردی قرآنی نشان دهیم. بلکه باید در باطن امر، عامل به قرآن بود. با چنین شیوهای باید گفت:گر تو قرآن بر این نّمّط خوانی؛ ببری رونق مسلمانی.
از سوی دیگر روال بر ابن است که افراد مراجعه کننده به دفتر قاضی ناظر، در سالن انتظار میمانند. نامهها و درخواستهای آنها از طریق کارمندهای آن بخش به دست قاضی ناظر میرسد. او در نهایت، تصمیم میگیرد. در صورت لزوم، شخص خاصی را احضار میکند. اما قاضی جوان تک تک افراد را صدا میزند. اگر فردی روی صندلیهای تعیین شده بنشیند، خطاب به او میگوید: «چه کسی به تو اجازه داده که روی صندلی بنشینی؟» اگر در پاسخ بشنود که این صندلیها را برای نشستن گذاشتهاند، میگوید: «تو زندانی هستی. تا من اجازه ندادهام، حق نشستن نداری.»
لازم است که گماردگان و ناظران بر قاضی ناظر جوان، در دستگاه قضایی به ویژه دادگستری استان گیلان آداب و رسوم قضایی را دست کم به صورت شکلی به این جوان که در حال کارآموزی است، بیاموزند. چرا که به قول سعدی: ضرورت است که افراد را سَری باشد؛ وگرنه مُلک نگیرد به هیچ روی نظام. بهشرط آنکه بداند سر اکابر قوم؛ که بی وجود رعیت سری است بیاندام.
امید میرود که دستاندرکاران قضایی، با تغییر رویه کنونی، شرایط زندان را به حالت تعادل برسانند. این شیوه و منش، نه با سازو کارهای حقوقی و قانونی منطبق است و نه با سازوکارهای شرعی و اخلاقی. از سوی دیگر، اختلال در امور زندان و تصمیمگیریهای زندان در حوزههای مختلف را نیز به دنبال دارد. قاضی جوان نیز باید توصیه حافظ شیرازی را به گوش جان بسپارد و زین پس بر این منوال طی طریق نماید: “مکن که کوکبه خسروی شکسته شود؛ چو بندگان بگریزند و چاکران بجهند.»