نفوذ اسرائیل به تلفن محافظان، مقامات ارشد ایران را در تیررس قرار داد

یکشنبه, 9ام شهریور, 1404
اندازه قلم متن

ناصر اعتمادی

روزنامۀ نیویورک‌ تایمز در گزارشی تازه فاش ساخت که دستگاه‌های اطلاعاتی اسرائیل طی جنگ دوازده ‌روزه توانستند محل نشست‌های محرمانۀ مقامات ارشد جمهوری اسلامی ایران را از طریق نفوذ به تلفن‌های همراه محافظان آنان شناسایی کنند.

به نوشتۀ این روزنامه، یکی از این نشست‌ها در پناهگاهی در عمق سی متری کوهی در غرب تهران برگزار شده بود که در آن رئیس‌جمهوری، مسعود پزشکیان، و اعضای شورای عالی امنیت ملی حضور داشتند. هرچند به مقامات دستور داده شده بود که تلفن‌های خود را به همراه نیاورند، اما محافظان و رانندگان آنان این دستور را جدی نگرفتند و همان خطری را که از آن هراس داشتند، پدید آوردند. ساعتی بعد، ارتش اسرائیل شش بمب بر ورودی و خروجی پناهگاه فرود آورد. مقامات از این حمله جان به‌ در بردند، اما با خروج از محل، با پیکر بی‌جان محافظان خود روبرو شدند.

نیویورک‌تایمز به نقل از ساسان کریمی، معاون پیشین دفتر مطالعات راهبردی ریاست‌جمهوری و استاد دانشگاه تهران، نوشت: «مقامات و فرماندهان ارشد تلفن همراه با خود نداشتند، اما محافظان و رانندگان این دستور را رعایت نکردند. سهل‌انگاری همین افراد باعث شد که اسرائیلی‌ها رد بسیاری از آن‌ها را بگیرند.»

این روزنامه افزوده است که گفتگو با پنج مقام ایرانی، دو عضو سپاه پاسداران و نُه مسئول نظامی و اطلاعاتی اسرائیل صحت این روایت را تأیید کرده است. به باور مقامات ایرانی، نفوذ به تلفن محافظان تنها یکی از ابزارهای کارزار طولانی و موفق جاسوسی اسرائیل علیه جمهوری اسلامی است. این کارزار طی سال‌های اخیر با ترور فرماندهان نظامی، دانشمندان هسته‌ای و حملات هوایی گسترده به خاک ایران، توازن امنیتی تهران را به‌ شدت برهم زده است.

افشاگری تازه نیویورک تایمز بار دیگر نشان می‌دهد که جنگ پنهان میان تهران و تل‌آویو وارد مرحله‌ای تازه شده است که در آن بی‌احتیاطی کوچک یک محافظ یا راننده می‌تواند جان بالاترین مقامات سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی را به خطر بیندازد.

خطر اصلی در چنین فیلم‌هایی فروافتادن افتادن در دام شعارزدگی فیلم اعتراضی است. ساعی‌ور اما با دقت در روایت و تمرکز بر جزئیات از این خطر می‌گریزد: سکوت‌های طولانی، اتاق‌های خالی، نگاه‌های مضطرب ترلان، عناصری ساده در فیلم به نظر می رسند که بار سیاسی آن را دوچندان می‌کنند. در این فیلم، بی‌آنکه مستقیم گفته شود، یک امر شخصی به امر سیاسی بدل می‌گردد.

فیلم با صحنه‌ای کوتاه اما پرطنین پایان می‌یابد: گروهی از دختران جوان بی‌حجاب در حال رقصیدن. تصویری که همانند بیانیه‌ای بر پرده می‌نشیند و پیام فیلم را به اوج می‌رساند. این پایان، که بی‌درنگ شعار «زن، زندگی، آزادی» را تداعی می‌کند، فیلم را از یک تریلر سرگرم‌کننده به مانفیستی سیاسی-اجتماعی ارتقا می‌دهد.

«زنی که بیش از حد می‌دانست» با کارگردانی نادر ساعی‌ور و بازی درخشان مریم بوبانی، اثری است که نشان می‌دهد چگونه در ایران امروز حتی جستجوی ساده یک زن برای یافتن حقیقت می‌تواند به سیاست بدل شود. امری که فیلم ساعی‌ور را به یک روایت شخصی، یک نقد اجتماعی و یک شهادت تاریخی بدل می سازد.

 


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.