
حمید آصفی
✍ عباس عراقچی فرمودهاند که «صفر کردن غنیسازی خیانت است»؛ گویی این خاک، شرافت و آیندهاش را در حجم سانتریفیوژ و درصد U-235 اندازهگیری میکند، نه در رفاه، آزادی، رشد و امید مردم. بگذارید از همینجا شروع کنیم: هیچ کشوری در جهان، غرور ملی را با پیچ و مهره دستگاهی که حتی سازندهاش هم نیست اندازه نمیگیرد. اما جمهوری اسلامی سالهاست غرور ملی را تبدیل کرده به یک پروژه وارداتی؛ وارداتی از نوع چینی—با بستهبندی روسی—با برچسب “مقاومت”، اما با تاریخ مصرف گذشته.
✍ آنچه عراقچی «هزینههای زیاد» مینامد، نه برای ایران هزینه شده، بلکه از ایران هزینه شده است: هزینهاش سوختن آیندهی یک نسل است، نه سوختن سوخت هستهای. هزینهاش فرار مغزهاست، نه نصب سانتریفیوژ. هزینهاش تورم ۵۰ درصدی و فقر ساختاری است، نه غنای ۲۰ یا ۶۰ درصدی.
✍ اینکه غنیسازی به «غرور ملی» تبدیل شده، نه یک واقعیت ملی، بلکه یک مهندسی احساسی است: دههها تزریق ایدئولوژی، تا مردم به چیزی افتخار کنند که اساساً به دست آنها نیست، به نام آنها هم نیست، و به سود آنها هم نیست. غرور ملی یعنی تکنولوژیای که زندگی را بهتر کند—نه تکنولوژیای که زندگی را میخورد.
✍ مشکل عراقچی و دستگاه فکر او این است: آنها هرگز نفهمیدهاند غرور ملی زمانی معنا دارد که «ملت» وجود داشته باشد، نه وقتی که سیاست کشور تبدیل شده به کارگاه شبانهروزی امنیتی.
✍ بگذارید رک بگویم: اتفاقاً معامله اصلی سالهاست انجام شده. جمهوری اسلامی از همان روز اول انقلاب، «غنیسازی» را نه برای امنیت ملی، که برای امنیت خود لازم داشت. درصد غنیسازی، سپر هستهای جمهوری اسلامی نیست؛ سپر روانی آن است. با هر دور سانتریفیوژ، یک دور هم ترس سیاسی تولید میشود: “اگر ما نباشیم، ایران نابود میشود.” این بزرگترین معامله تاریخ جمهوری اسلامی است—معامله امنیت مردم با امنیت قدرت.
✍ هیچ کشوری در جهان، غرورش را گروگان برنامهای نمیکند که با یک تصمیم پشت درهای بسته میتواند دود شود. اما ایرانِ امروز، گروگان همین تصمیمات است. ایرانِ امروز مثل کشتیای است که ناخدا هر بار میگوید: «اگر پارو نزنید، خیانت است!» اما کسی نمیگوید خود ناخداست که کشتی را عمداً در مسیر طوفان هدایت کرده.
✍ جالب اینکه کسانی که امروز «خیانت» را فریاد میزنند، همان کسانی هستند که بزرگترین خیانت تاریخی را انجام دادهاند: قفلکردن آینده کشور به پروژهای که قرار نبود به رفاه مردم ختم شود. این خیانت نه در وین رخ میدهد، نه در مسقط، نه در ژنو؛ در همین ساختاری رخ میدهد که «غرور ملی» را به گروگان گرفته و هر امتیازی را به نام ملت میگیرد اما برای بقای خود خرج میکند.
✍ و در نهایت: اگر روزی قرار باشد خیانت تعریف شود، معیارش روشن است—خیانت یعنی آنکه مردم را در دایرهی بستهی تحریم، بحران و ترس نگهداری و نامش را «غرور» بگذاری. خیانت یعنی سالها زبان اقتصاد یک کشور را ببُری، و بعد برای دهان سانتریفیوژ شعر حماسی بخوانی. خیانت یعنی میلیونها جوان بیافق را نادیده بگیری، اما درصد غنیسازی را تا اعشارش حفظ کنی.
✍ مشکل این نیست که عراقچی میگوید “غنیسازی خط قرمز است.” مشکل این است که آینده مردم برای او هیچ خط قرمزی ندارد.
✍ این نیممقاله را همینجا متوقف میکنم—نه از کمبود حرف، بلکه از اضافهبودنِ واقعیت. واقعیتی که اگر کمی از آن را مردمِ خستهی امروز لمس کنند، آنگاه خواهند فهمید: غرور ملی جایی ساخته میشود که زندگی بهتر شود، نه جایی که زندگی گروگان بماند.
#حمید_آصفی
https://t.me/hamidasefichannel2
صفحه یوتیوب
https://youtube.com/@hamidasefi-mf3jo