محمد خاتمی و نظام جهل و جنایت!

شنبه, 6ام دی, 1404
اندازه قلم متن



ایران امروز، م. روغنی

محمد خاتمی رهبر جریان “اصلاحات” در جمع گروهی از دانشگاهیان، روزنامه نگاران و هنرمندان در طی یک سخنرانی طولانی با پرهیز از طرح مستقیم بحران‌های کشور از جمله اعدام‌های فله‌ای ، گرانی و فساد، تحریم‌ها، خطر جنگی تازه و سرکوب سیستماتک زنان و جامعه مدنی، از انواع و اقسام موضوعات سیاسی، فلسفی و اجتماعی سخن گفته و با وجود ناکامی‌های پیاپی گفتمان اصلاحات در ایران همواره برتوهم اصلاح پذیری نظام ولایت فقیه پافشاری کرده است![۱]

“جنبش” اصلاحات به‌رغم پشتیبانی خامنه‌ای از ناطق نوری، با انتخاب محمد خاتمی در دوم خرداد سال ۱۳۷۶ کلید خورد. پیروزی وی شاهد دگرگونی‌هایی بود که پس از دو دهه زخم‌های گسترده از جمله جنگ ۸ ساله، بحران گروگان گیری، انقلاب فرهنگی، سرکوب گروه‌های دگر اندیش، کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ و فاجعه نصب خامنه‌ای به عنوان “ولی مطلقه فقیه” بر پیکر جامعه مدنی کشور وارد آمده بود.

پیروزی دوم خرداد واکنش شدید بیت رهبری و نیروهای سرکوب‌گر نظام را در پی داشت. از جمله توقیف فله‌ای روزنامه‌های اصلاح طلب، قتل فجیع داریوش فروهر و همسرش و درپی آن قتل‌های زنجیره‌ای، حادثه کوی دانشگاه در سال ۷۸، ترور سعید حجاریان، کشته شدن زهرا کاظمی عکاس کانادایی ایرانی‌تبار در زندن، اردوکشی خیابانی مخالفان اصلاحات همگی حاکی از انتقام‌گیری رژیم ولایی از مردم و هواداران اصلاحات بود که در توهم آینده‌ای بهتر به‌سر می‌بردند.

مجلس ششم نیز با اکثریت مطلق نمایندگان جبهه اصلاحات در ۷ خرداد ۱۳۷۹ تشکیل شد. در این انتخابات حداد عادل با مهندسی انتخابات از سوی شورای نگهبان که در تهران سی و سوم شده بود، توانست به مجلس راه یابد.‌هاشمی رفسنجانی که نفر ۲۹ شده بود از حضور در مجلس خودداری کرد. احمدی نژاد نیز نتوانست به مجلس ششم راه یابد.

در پی لغو مصونیت قضایی نمایندگان مجلس که در قانون اساسی آمده است، شصت تن از نمایندگان به دادگاه فراخوانده شدند احکام چهار تن از آنان صادر و قطعی شد. نماینده همدان دستگیر و به زندان فرستاده شد. این اقدام با واکنش شدید دولت، احزاب سیاسی، نمایندگان و کرروبی در سمت رئیس مجلس  روبرو شد. کروبی تهدید کرد اگر نماینده همدان ازاد نشود از ریاست مجلس استعفا خواهد داد. در پی این مقاومت‌ها خامنه‌ای ناچار به عقب نشینی شد و نماینده مزبور آزاد گردید.

در اردیهشت ۱۳۸۱، ۱۲۷ نماینده در نامه‌ای به خامنه‌ای نسبت به رویارویی نهادهای انتصابی با خواست و اراده مردم هشدار دادند  و با اشاره به کارشکنی‌های رایج علیه اصلاحات تلاش نهادهایی را برای بازگشت شرایط پیش از دوم خرداد برملا ساختند. در پایان از خامنه‌ای خواستند اگر قرار است جام زهر تازه‌ای نوشیده شود بشود. این تلاش نمایندگان نیز بی نتیجه ماند.

تلاش دیگر نمایندگان مجلس سوم در ادغام سپاه در ارتش نیز با ناکامی روبروشد.

در انتخابات مجلس هفتم شورای نگهبان نیمی از نامزدان را به دلیل نداشتن پایبندی به اسلام رد صلاحیت کرد. ۱۳۹ نماینده در اعتراض به این تصمیم ولایی در ساختمان مجلس بست نشستند که بی‌نتیجه ماند و انتخابات مجلس هفتم به موقع برگزار گردید.

در بحرانی دیگر دولت خاتمی با دخالت سپاه ناچار شد دو قرار داد ساخت فرودگاه خمینی در ازاء بهره‌برداری ۱۵ ساله از آن را با شرکت ترکیه‌ای- اتریشی لغو کند. سپاه در روز افتتاح این پروژه با اشغال فرودگاه از فرود اولین پرواز جلوگیری کرد. رویکرد محافظه‌کارانه خاتمی در برابر “کودتای” سپاه مورد انتقاد قرارفت.[۲]

نامه تهدیدآمیز ۲۳ تن از سرداران سپاه شامل قاسم سلیمانی و محمد باقر قلیباف نیز به خاتمی آموزنده است. این نامه در پی رویداد دانشگاه در سال ۱۳۷۸، تهیه و به دولت ارسال گردید:

“به دنبال حوادث اخیر به عنوان مجموعه‌ای از خدمتگزاران دوران دفاع مقدس ملت شریف ایران، وظیفه‌ی خود دانستیم مطالبی را خدمت حضرت‌عالی دانشمند … به این موضوع که شاید درد هزاران زجرکشیده‌ی انقلاب باشد که امروزه به‌ دور از هرگونه خط و خطوط با چشمی نگران، مسائل و حوادث انقلاب را می‌نگرند و سکوت، مسامحه و ساده‌ انگاری مسئولین که از برکت خون هزاران شهید بر مسند نشسته‌اند، متحیر و متعجب‌اند….”

در پایان این نامه می‌خوانیم:

“جناب آقای رئیس‌جمهور، اگر امروز تصمیم انقلابی نگیرید و رسالت اسلامی و ملی خودتان را عمل نکنید، فردا آن‌ قدر دیر و غیرقابل جبران است که قابل تصور نیست.

در پایان با کمال احترام و علاقه به حضرت‌عالی اعلام می‌داریم کاسه‌ی صبرمان به پایان رسیده و تحمل بیش از آن را در صورت عدم رسیدگی، بر خود جایز نمی‌دانیم.”[۳]

انتقام‌گیری بیت و سپاه از شخص خاتمی و جریان اصلاحات در انتخابات سال ۱۳۸۴ و کودتای انتخاباتی سال ۱۳۸۸، با برکشیدن احمدی‌نژاد به ریاست جمهوری کشور کاملا نمایان شد. در این دو انتخاب و یا بهتر بگوییم انتصابات مجتبی خامنه‌ای نقش ویژه‌ای در شکست‌هاشمی و محروم شدن کروبی در شرکت در دور دوم انتخابات نقش آفرید و خامنه‌ای از ابتکار “آقا” و نه “آقازاده”اش دفاع کرد.

رویدادهای پساجنبش سبز و حصر خانگی مهندس موسوی، خانم رهنورد و مهدی کروبی حاکی از این واقعیت بود که نظام ولایت فقیه هیچ گونه اصلاحاتی را بر نمی‌‌تابد. بدین ترتیب ریاست جمهوری احمدی نژاد  که در آمدهای سالانه نفتی ۷۵۰ مییلیارد کشور را به‌هدر داد، تحریم‌های کمرشکن را بر مردمان کشورمان تحمیل و کوشید با گفتمان یهودستیزی از جمله با نفی هلوکاست به کارزار اسرائیل‌ستیزی و غرب‌ستیزی بیت رهبری همراهی نشان دهد، ادامه یافت.

محمد خاتمی که پس از پایان ریاست جمهوری اش و درپی پشتیبانی از جنبش سبز، ممنوع الخروج و حتی ممنوع التصویر شد، برغم ناکامی پروژه اصلاحات در “روزه خوانی” اخیرش دوباره از این جنبش دفاع و گفته است ” معتقدم راهی جز اصلاحات وجود ندارد.”

وی  همچنین مدعی شده است که “در عمق جامعه هم اگر پرسیده شود میان براندازی و حرکت‌های رادیکال و اصلاحات، چه چیز مطلوب است. اگر در ورای احساسات زودگذر و عصبانیت‌هایی که از وضع موجود هست بنگریم اکثریت اصلاحات را انتخاب خواهد کرد” این در حالی است در همین سخنرانی اعتراف می‌کند ” اگر این مردم می‌دانستند خلاف آن صورت خواهد گرفت به جهموری اسلامی رآی نمی‌‌دادند”!

توهمات خاتمی در باره اصلاحات در حالی نمایان می‌شود که برخی از اصلاح‌طلبان پیشین همچون تاج‌زاده و مهندس موسوی راه رهایی را در برگذاری رفراندوم و به‌رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت ملت جستجو کرده‌اند. در واقع خاتمی با محافظه‌کاری تمام می‌کوشد از رنجش خامنه‌ای بپرهیزد و ترجیح می‌دهد با تکرار واژه ” اصلاحات” بدون توضیح در مورد مفهوم آن، از انتقاد مستقیم به راهبردهای خارجی خامنه‌ای از جمله اسرائیل و آمریکاستیزی، اصرار بر توسعه پروژه بی‌حاصل هسته‌ای، یاری رساندن به گروه‌های تروریست در منطقه و برنامه موشکی کشور بپرهیزد.

خاتمی به غلط سرنوشت کشور را به سرنوشت جمهوری اسلامی گره می‌زند. افزون برین در مورد خطر “تجزیه‌طلبی” در صورت گذر از جمهوری جهل و جنایت هشدار می‌دهد که توهینی مستقیم به هموطنان اتنیکی ماست.

رئیس جمهوری پیشین، حامی دولت دینی و تلفیق دین در سیاست است در حالی که اکثریت جامعه در نظرسنجی‌های گوناگون خواستار جدایی دین از دولت و بازگشت روحانیت به مساجد و حوزه‌های علمیه شده است.

دی ۱۳۰۴
mrowghani.com
————————————-
[۱]  – خاتمی: راهی جز اصلاحات اساسی وجود ندارد
[۲]  – احسان مهرابی، عامل لغو قرارداد فرودگاه امام؛ وزیر یا سردار؟، رادیو فردا، ۲۰ آذر ۱۳۹۷
[۳]  – متن کامل نامه‌ای فرماندهان سپاه به خاتمی، آفتاب نیوز، ۲۱ خرداد ۱۳۸۴


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

یک نظر

  1. شورا از سفارشات بزرگ پیامبر هست که دیدگاه های مختلف علمی و اجتماعی و عقیدتی و را ه حل ها بحث و تبادل نظر شود و شرط پیشرفت احترام به افکار و نظرات همدیگر و سریع قضاوت نکردن و فکر علمی و عقلانی هست که اخلاق مردم پایه هست که ایرانی جماعت ندارد و هنوز شعار می دهند و از مغز و افکار معیوب خود خبر ندارند . این دید گاه را چاپ کنید یا که انعکاس صدای خود خودرا فقط بشنوید و در جا بزنید و ملت عقب مانده بمانید- و شعار و توهمات خود را در شناخت شخصی مغز خود تجربه کنید— در اوضاع سیاسی اطراف ایران شاهد این واقعیت هستیم »»
    یمن در جنگ با اسراییل تمام نیروی خود را از دست داد و عربستان و امارات این کشور را تجزیه و با مزدوران سنی خود به تصرف در خواهند آورد کاری که صدام و اعراب و فلسطینی ها سر ایران آوردند که اسراییل به ایران رحم کرد و تمام احتیاجات نیروی هوایی ایران را با بازار قاچاق تامین کرد تا ایران از آسمان خود دفاع کند تا ایران بدست اعراب نیفتد. حال آینده هم تکرار گذشته است ۴۶ سال جنگ ایران با آمریکا و اسراییل برای قدس در این منطقه ادیان ابراهیمی آشوب زده و جهالت زده عمر خطاب فاسد ایران را به زانو در آورده است و همسایگان سنی و متجاوز و لاشخور ایران که طالبان و پاکستان و اعراب خلیج اشغالی فارس همه منتظر فرصت فروپاشی ارتش ایران هستند که این دفعه برای همیشه ایران را تبدیل به کشور های کوچک بکنند و الان صهیونیست ها و اروپای نژاد پرست با اعراب و همسایه های نوکر و متجاوز ایران هم دست هستند . متاسفانه در سال ۱۳۵۷ نظام جدید ایران و رهبرانش مثل شاه بی عقل و بدون سواد سیاسی بودند . و تا به امروز واقعیت گرایی و بصیرت را بکار نگرفتند. شاه چون با دانشگاه ها کار نمی کرد فقط در دایره دروازه تمدن خود ماند و نفهمید که بمب اتم از نان شب واجب تر است . و نظام جدید اسلامی ایران وقتی خواست مستقل شود نفهمید که تحریم اقتصادی خواهد شد و برای حفظ اقتصاد و تمامیت و امنیت خود باید نظام اقتصادی سوسیالیستی و قدرت و قانون قوی و علمی دولتی لازم هست چرا جمهوری اسلامی و رهبرانش ۴۶ سال خطا رفتند چون دقیقا خطای شاه را تکرار کردند نه دانشگاه ها را تقویت کردند و نه با دانشگاه ها کار کردند و تحت نام انقلاب فرهنگی دانشگاه ها را دست چند طلبه بی سواد دادند و دفاع از فلسطین و محور شیعی مقاومت حزب الله لبنانی و سوریه و گروه بدر عراق و یمن را تشکیل دادند که همه این اعراب محور شیعی را دیدیم که در سوریه از وهابیت و عرب گرا ها شکست خوردند و در سوریه علوی را امروز قتل عام می کنند و یمن را عربستان و امارات از بین برد و حزب الله لبنان را از داخل فروختند. خوب این همه نیرو و پول ایران ۴۶ سال به هوا رفت و الان اقتصاد و جامعه و فرهنگ ایران در حد نابودی قرار گرفته است و هنوز چون موشک‌و ماهواره درست کرده شعار قله پیروزی می دهند ولی کوتاه فکری رهبران ایران را می رساند علم و نیروی نظامی و اقتصادی و سیاست دراز مدت و حفاظت از منافع و مرز های ایران و پس گرفتن خاک های تصرف شده ایران در خلیج فارس و قفقاز کاملا فراموش شده است و در مرحله نزدیک به فروپاشی هست در صورتی که ایران به علت داشتن منابع قوی طبیعی اقتصادی و انسانی می توانست حتی زیر ۴۶ سال تحریم از کشور های قوی دنیا باشد ولی کوتاه فکری و نداشتن سیاست واقع گرایانه و رهبران سیاسی و مذهبی و علمی الان به این فلاکت اقتصادی و اجتماعی و امنیتی افتاد و هنوز توهم ها و سیاست ها و نظام رهبری و مدیریتی و قوانین غلط را ادامه می دهند چون عقل و علم و اخلاق و شورا و احترام به همدیگر را در سایه خودخواهی و حسادت به همدیگر کاملا تعطیل کرده و همه تقصیر را به گردن رفسنجانی و خاتمی و آمریکا می اندازید در صورتی که الان اعراب و اروپا و اسراییل برای تجزیه و تخریب ایران برنامه های بزرگی دارند و هنوز عقیده گرایی غیر عاقلانه و رهبری لجوجانه و کوتاه بین و قوانین و مدیریت غلط و غیر علمی ایران و همزمان اخلاق و فرهنگ عقب مانده مردم ایران که ده قوم متفاوت هستند در ۴۶در سال گذشته این کشور را در لبه پرتگاه قرار داده است . فکر جدید و برنامه سیاسی و نظامی جدید و عقیده جدید با توجه به اوضاع فعلی جهان و منطقه اطراف ایران که در دست اعراب و اسراییل و پایگاه های آمریکا هست ، باید طراحی شود و از باتلاق آرمان های نابود کننده ۴۶ سال گذشته انقلاب کور و توهمی ایران باید بیرون بیایید که با دزدی و خشونت و ترور و اعدام و شعار و بیسوادی شروع شد و نظام سیاسی اجتماعی اقتصادی غلط شکل گرفت و تا به امروز در فساد و بی اخلاقی بوده است و در این بن بست و باتلاق گیر کرده اید و میلیارد ها پول ایران رفت و هزاران جوانان ایرانی شهادت رسید ند همه برای مسجد عمر خطاب که در فلسطین ساخته شده بود و هیچ ربطی به تشیع و پیامبر ندارد و سوع تفسیر قرآن توسط عمر و اعراب است و اکثرا جنگ قومی یهود و اعراب و عثمانی بوده که تبدیل به جنگ مذهب شد و ایران در سال های ۵۰ به باتلاق جنگ های داخلی لبنان وارد شد و تمام تضاد ها و اختلافات اعراب و یهودی و جنگ های مذهبی عمر خطاب و ۹ جنگ صلیبی اروپایی ها را به داخل ایران منتقل کردید و اسم آن را آرمان های انقلاب اسلامی نامیدند که از مغز علی شریعتی و مجاهدین خلق و این الله خمینی تبیین و تعریف شد و چگونه به انقلاب و ظهور حضرت مهدی ربط داده شد از خطاهای بزرگ مغز بشر هست و این حماقت و جهل بزرگ ملت ها بود که مجاهدین خلق و فداییان خلق هم جزو همین آرمان های جهالت انقلابی نما در سال های ۵۰ بودند که در ایران مستقر شدند و ملت بی سواد و دانشگاه های عقب مانده ایران دنباله رو همین داکترین جاهلانه شدند که هنوز شعار پیروزی و استقلال و اسلام و مقاومت می دهید که فردا یی ندارد جز نابودی ایران و مردم ایران. از ریشه باید فکر و آرمان جدید درست بکنید و شرط اولش پذیرفتن خطا ها و درک و شناخت غلط شما از تاریخ و اسلام و واقعیات دنیاست. با این که در همین باتلاق امروزی دست و پا بزنید و تکبیر بگویید و توهم بکنید و غرق شوید . تاریخ را درست نفهمید تکرار خواهد شد همین و بس. امپریالیست ها و قدرت های بزرگ نظامی همیشه بوده اند و خواهند بود و زور خواهند گفت و ملت های احمق و بی سواد و غیر متحد و بدون رهبر قوی مثل ایران محکوم به نابودی هستند و این گردش جهان و واقعیات تلخ بشریت است .