
نسبتدادن نقش خانواده جانباختگان به تحریک خارجی
پزشکیان در نخستین دیدار رسمی خود با خانواده برخی از کسانی که درسرکوب حکومتیجان باختهاند، مدعی شد که این جوانان «از خارج تحریک میشدند» و تأکید کرد این رویدادها اساساً نباید رخ میداد.
این سخنان در ادامهی همان نگاهی است که او پیشتر نیز در قبال “انقلاب ملی” اتخاذ کرده و در اظهارات قبلی، معترضان را “تروریست” توصیف کرده بود؛ نگاهی که خاستگاه خیزش سراسری را نه در بحرانهای اقتصادی، فساد ساختاری و سرکوب مزمن، بلکه در تحریک دشمنان خارجی جستوجو میکند.
این رویکرد، بهزعم منتقدان، از یکسو نقش مستقیم نهادهای امنیتی و نظامی در کشتار و سرکوب را کمرنگ میکند و از سوی دیگر، خانوادههای داغدار را در موقعیت متهمان بالقوه قرار میدهد؛ خانوادههایی که هم عزیزان خود را از دست دادهاند و هم هنوز از کوچکترین حق خود یعنی دانستن حقیقت و برخورداری از دادرسی عادلانه محروم ماندهاند.
حمله به منتقدان: «به اسم اصلاحات حرف دشمن را میزنند»
پزشکیان در نشست با فعالان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گلستان، بدون نام بردن از همه افراد اما با اشاره مستقیم به فضای نقد در داخل، گفت کسانی که “به اسم اصلاحاتو روشنفکری” سخن میگویند، گاهی حرفی میزنند که «دشمن دلش میخواهد».
او با تکرار روایت امنیتی از اعتراضات دیماه، این پرسش را مطرح کرد که: آیا عقلانی است بپذیریم حاکمیت «خودش بازار و مسجد و آمبولانس را به آتش بکشد» تا جامعه را مدیریت کند و این رفتار را به منتقدانی نسبت داد که میگویند بخشی از تخریبها کار خود حاکمیت بوده است.
اشاره او متوجه اظهارات علی شکوریراد است که نسبت به نقش نیروهای امنیتی و سناریوهای مهندسیشده در ایجاد خشونت و تخریب هشدار دادهاند. پزشکیان این روایتها را “بیانصافی” خواند و مدعی شد کسانی که چنین میگویند «راحت پول درمیآورند و زندگی میکنند» و اگر مرد هستند باید «دکان خود را ببندند و به میدان بیایند و به مردم خدمت کنند».
پزشکیان در بخشی دیگر از سخنان خود گفت که اگر در استان گلستان “قصوری از سوی دولت” صورت گرفته است، حاضراست “محاکمه” شود و بر لزوم «اصلاح» تأکید کرد؛ اما در عین حال هشدار داد که نباید “به اسم اصلاحات” همه مشکلات را به گردن حاکمیت انداخت.
تکرار روایت رسمی: «ترامپ و نتانیاهو گفتند بروید آتش بزنید، ما میآییم»
پزشکیان در دفاع از این نگاه، دوباره به ادعای دخالت مستقیم خارجی در سازماندهی خشونتها متوسل شد و این سناریو را طرح کرد که گویا “ترامپ و نتانیاهو” به معترضان گفتهاند به بازار و مسجد و آمبولانس حمله کنند و آتش بزنند و «ما میآییم».
این نوع روایت، که سالهاست در ادبیات رسمی حاکمیت تکرار میشود، تلاش میکند معترضان را نه شهروندانی معترض به وضعیت موجود، بلکه پیادهنظام طرحهای خارجی معرفی کند. چنین نگاهی، از منظر حقوق بشری، راه را برای مشروعسازی سرکوب و نادیدهگرفتن حقوق اساسی شهروندان باز میکند؛ در حالیکه گزارشهای نهادهای مستقل بینالمللی از جمله سازمان ملل، عفو بینالملل و سازمانهای حقوق بشری ایرانی، بارها بر ماهیت داخلی، فراگیر و خودجوش این اعتراضات تأکید کردهاند.
شکاف میان بستگان جانباختگان و روایت رسمی حاکمیت
دیدار پزشکیان با خانوادههای کشتهشدگان در گلستان، میتوانست فرصتی برای شنیدن روایت قربانیان، ابراز همدردی بدون شرط و وعده پیگیری شفاف قضایی باشد؛ اما تأکید او بر اینکه کشتهشدگان «از خارج تحریک میشدند» عملاً آنها را در چارچوب همان گفتمان امنیتی قرار میدهد که معترضان را “اغتشاشگر” و “تروریست” معرفی میکند.
این در حالی است که خانوادههای بسیاری، چه در اعتراضات سالهای گذشته و چه در موج اخیر، نه تنها از حق دسترسی به حقیقت و عدالت محروم ماندهاند، بلکه تحت فشارهای امنیتی برای سکوت، امضای تعهدنامه، پذیرش روایت رسمی و حتی برگزاری مراسم تدفین در سکوت و تحت کنترل قرار گرفتهاند.
پزشکیان در بخشی دیگر از سخنان خود، با اشاره به دوره پهلوی و روایت کار پزشکان روستایی، به مقایسهای نمادین میان آن دوره و امروز پرداخت و گفت پزشک روستایی آن زمان بهخاطر حقوق «۶ هزار تومانی معادل ۶ هزار دلار» تا ساعت ۹ شب کار میکرد، در حالیکه «حقوق ماهانه رئیسجمهور الآن هزار دلار است».
این نوع مثالزدن، در عین حال که میکوشد تصویر خود او را در جایگاه مسئولی دور از رانت ترسیم کند، اما عملاً بحث را از محور اصلی یعنی فساد ساختاری، رانتجویی، ناکارآمدی و نقش نهادهای غیرپاسخگو در اقتصاد، به سمت مقایسههای نمادین و شخصی میبرد؛ در حالیکه بحران مشروعیت اقتصادی و سیاسی حاکمیت، بهگفته بسیاری از فعالان و کارشناسان، از حوزهای بسیار فراتر از حقوق اسمی مقامها نشأت میگیرد.
