دفاع از میهن بدون مشروعیت‌بخشی به استبداد

سه شنبه, 11ام فروردین, 1405
اندازه قلم متن

مزدک لیماکشی

مقدمه

در لحظاتی از تاریخ یک کشور، یک جامعه با وضعیتی روبه‌رو می‌شود که انتخاب‌های ساده و روشن از میان می‌روند. جنگ و تهدید خارجی از جمله چنین لحظاتی است. در این شرایط، نیروهای اجتماعی و سیاسی با آزمونی دشوار مواجه می‌شوند، چگونه می‌توان از سرزمین و مردم دفاع کرد، بدون آن‌که به ابزار مشروعیت‌بخشی برای یک حکومت استبدادی تبدیل شد؟

این وضعیت را می‌توان به عبور از پلی باریک تشبیه کرد؛ پلی که از یک سو به خطر تجاوز خارجی می‌رسد و از سوی دیگر به خطر استبداد داخلی، عبور از این پل دشوار است، اما تاریخ نشان داده است که چنین عبوری ممکن است.

در مطالعات مربوط به جنگ در حوزه‌هایی مانند میان “دفاع از میهن” و “حمایت از حکومت” تمایزی مهم قائل می‌شوند. در بسیاری از موارد، ملت‌ها در حالی در برابر دشمن خارجی مقاومت کرده‌اند که نسبت به حکومت خود نیز انتقادهای جدی داشته‌اند.

چگونه می‌توان با میهن بود اما آلوده به حکومت و بیگانگان نشد؟

پاسخ به این پرسش در چند اصل اساسی نهفته است.

نخست، باید میان کشور، جامعه و حکومت تمایز گذاشت. حکومت تنها یکی از شکل‌های سازمان قدرت سیاسی در یک مقطع تاریخی است، در حالی که میهن مجموعه‌ای از مردم، فرهنگ، سرزمین و تاریخ مشترک است. دفاع از میهن در واقع دفاع از جامعه است، نه دفاع از یک ساختار سیاسی مشخص.

دوم، نیروهای دموکراسی‌خواه باید استقلال سیاسی خود را حفظ کنند. به این معنا که در عین محکوم کردن تجاوز خارجی، مرزبندی روشن خود را با حکومت استبدادی نیز حفظ کنند. اگر این مرزبندی از بین برود، دفاع از کشور به آسانی می‌تواند به ابزار تبلیغاتی حکومت تبدیل شود.

سوم، دفاع از میهن باید با دفاع از حقوق شهروندان همراه باشد. جنگ نباید بهانه‌ای برای سرکوب آزادی‌ها، زندانی کردن مخالفان یا حذف نیروهای مدنی شود. برعکس، در چنین شرایطی تأکید بر آزادی زندانیان سیاسی و احترام به حقوق بشر اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

چهارم، نیروهای دموکراسی‌خواه باید راه خود را از پروژه‌های وابسته به قدرت‌های خارجی نیز جدا کنند. تجربه تاریخی در کشورهای مختلف نشان داده است که اتکا به مداخله خارجی اغلب نه به دموکراسی بلکه به وابستگی و بی‌ثباتی سیاسی منتهی شده است.

سیاست ورزی در شرایط جنگی از چه اصولی پیروی می کند

اگر تمایزانی که در بالا عنوان شد حفظ شود، می‌توان مجموعه‌ای از اصول عملی را برای نیروهای دموکراسی‌خواه در نظر گرفت.

نخست، محکوم کردن هرگونه تجاوز نظامی به ایران و مخالفت با ادامه جنگ. دفاع از تمامیت سرزمینی یک اصل بنیادین برای هر جنبش ملی است.

دوم، افشای جریان‌هایی که برای کسب قدرت سیاسی به حمایت خارجی تکیه می‌کنند و منافع ملی را به ابزار رقابت قدرت‌های بین‌المللی تبدیل می می نمایند

سوم، تأکید بر مخالفت با حکومت موجود و ادامه مبارزه برای استقرار یک نظام دموکراتیک مبتنی بر حاکمیت مردم و یک جمهوری عرفی.

چهارم، پیگیری مبارزه برای دموکراسی از راه‌های مدنی و مسالمت‌آمیز، بدون وابستگی به بیگانگان.

پنجم، دفاع از حقوق بشر و تلاش برای آزادی زندانیان سیاسی حتی در شرایط جنگی.

ششم، تقویت همبستگی اجتماعی و ایجاد شبکه‌های مردمی برای حمایت از خانواده‌های قربانیان خشونت سیاسی و جنگ.

هفتم، جلب حمایت جهانی برای ایران و مقابله با جنگی که اسرائیل و آمریکا علیه ایران شروع کردند و ادمه دارد.

هشتم، تلاش برای پایان دادن به جنگ و رسیدن به آتش‌بس و صلحی عادلانه که امنیت کشور و حقوق مردم ایران را تضمین کند.

نتیجه

نیروهای دموکراسی‌خواه در شرایط جنگی با وضعیتی پیچیده روبه‌رو هستند. آنان باید هم‌زمان با دو خطر مقابله کنند تجاوز خارجی و استبداد داخلی. اگر یکی از این دو نادیده گرفته شود، مسیر به سوی آزادی دشوارتر خواهد شد.

راه عبور از این وضعیت تنها با حفظ سه اصل ممکن است: استقلال سیاسی، دفاع از منافع ملی و پایبندی به دموکراسی و حقوق بشر. در چنین صورتی می‌توان هم از میهن دفاع کرد و هم اجازه نداد که این دفاع به ابزار مشروعیت‌بخشی برای یک حکومت استبدادی تبدیل شود.

 


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.