نقش پنهان و آشکار چین در پشت صحنه توافق ایران

پنجشنبه, 20ام فروردین, 1405
اندازه قلم متن
 
در دیپلماسی مربوط به جنگ ایران، نیروهای زیادی درگیر هستند. چین از همان ابتدا در جهت یک راه‌حل سیاسی تلاش کرده است. مناسبات این کشور با دو سوی خلیج فارس پیچیده است و با آمریکا نیز تابع ملاحظات و حساسیت‌هایی است.
 
پرچم در حال اهتزاز چین
پکن و واشنگتن در رقابتی جهانی برای قدرت و نفوذ قرار دارندعکس: Marko Beric/Zoonar/picture alliance

در جنگ ایران، چین به‌عنوان یک قدرت جهانی از ابتدا رویکردی محتاطانه در پیش گرفت. پکن حملات اولیه و از جمله کشتن علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی را نیز محکوم کرد. اما به‌جز برخی اظهارات نسبتاً صریح، اقدام عملی قابل‌توجهی از سوی چین مشاهده نشد. این در حالی است که روابط نزدیکی میان ایران و چین وجود دارد.

طبق روال همیشگی، یک سخنگوی وزارت خارجه چین روز چهارشنبه، ۸ آوریل (۱۹ فروردین) به بیان جملات کلی در باره حصول آتش‌بس بسنده کرد: «از توافق آتش‌بس استقبال می‌کنیم. چین همواره از آتش‌بس فوری حمایت کرده است». همچنین اعلام شد که این کشور “برای دستیابی به صلح پایدار در خاورمیانه تلاش‌های خود را انجام داده است”، اما اینکه این تلاش‌ها دقیقاً چه بوده‌اند، مشخص نشد.

رفتار محتاطانه چین در طول جنگ تا حدودی هشدار و انتقاد جمهوری اسلامی را هم برانگیخت.

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزات خارجه جمهوری اسلامی ۱۰ فروردین (۳۰ مارس) در پاسخ به سوالی در ارتباط با مواضع چین و روسیه نسبتا به جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران گفته بود: «مواضع کشورها را رصد می‌کنیم و حتما رویکردهای آنان متقابلا در رویکرد ما اثر خواهد داشت. موضع‌گیری کشورها حتما در شکل گیری معادلات آینده تاثیر دارند. اگر کشورها بی‌تفاوتی پیشه کنند تبعاتش دامنگیر همه خواهد شد.»

در این میان گرچه برخی اخبار مبتنی بر همکاری پنهان تسلیحاتی و اطلاعاتی روسیه با ایران در جریان جنگ عاری از صحت تلقی نمی‌شوند، ولی در مورد چین به رغم وجود معاهده همکاری ‌های راهبردی میان پکن و تهران چنین اخبار و گزار‌ش‌هایی کمتر مطرح شده‌اند و اطلاعات و شواهد موثق کمی در تایید احتمال استفاده ایران از تسلیحات پدافندی چین یا داده‌های سایبری آن در این جنگ وجود دارد.

با این همه، اقدام چین در کنار روسیه برای وتوی قطعنامه بحرین در شورای امنیت سازمان ملل برای بازگشایی تنگه هرمز با استقبال گرم تهران روبرو شد.

در عرصه رسانه‌ای نیز چین کوشید آمریکا را نیرویی متخاصم و بی‌ثبات‌کننده در خاورمیانه معرفی می‌کنند. یکی از ویدیوهای ساخته‌شده با هوش مصنوعی یک گربه ایرانی و یک عقاب را در حال نبرد نشان می‌دهد که نمادی از جنگ ایران است.

“تلاش چین برای کشاندن ایران به پای میز مذاکره”

اقدام عملی چین در راستای پایان جنگ ایران عمدتا با تشدید فعالیت‌های پاکستان گره خورد و تاثیرات معینی داشت، تا جایی که دونالد ترامپ نیز برای چین نقش قائل شد. تنها چند ساعت پس از آنکه شامگاه سه‌شنبه ۷ آوریل (۱۸ فروردین) نخست‌وزیر پاکستان، به همراه آمریکا و ایران توافق آتش‌بس را اعلام کردند، ترامپ در گفت‌وگو با  خبرگزاری فرانسه به‌طور کوتاه به نقش چین اشاره کرد و گفت: «بله، فکر می‌کنم چین به کشاندن ایران به پای میز مذاکره کمک کرده است؛ حداقل چیزی که من شنیده‌ام همین است.»

گزارش‌ها حاکی از آن است که چین حتی تا اواخر شامگاه سه‌شنبه نیز بر ایران فشار وارد کرده است. برخی منابع هم از نقش محوری پکن در تلاش‌های منتهی به آتش‌بس خبر داده‌اند. برخلاف میانجی‌گری‌های سبک غربی، چین به‌صورت بی‌سروصدا عمل کرده است. در همین ارتباط، حضور  فعال ژای یون، فرستاده ویژه چین، در هفته‌های اخیر در منطقه هم کمتر توجه‌برانگیز و رسانه‌ای شده بود.

مناسباتی گسترده با جنوب خلیج فارس

چین در این معادله پیچیده موقعیتی خاص دارد. این کشور از یک‌سو روابط نزدیکی با ایران دارد؛ در شرایط تحریم‌های غرب، چین به مهم‌ترین شریک تجاری ایران تبدیل شده است. حدود ۹۰ درصد صادرات نفت ایران به چین می‌رود و در مقابل، نفت ایران حدود ۱۴ درصد از واردات نفتی چین را تشکیل می‌دهد، حتی اگر بخشی از این تجارت به‌صورت غیرمستقیم انجام شود.

با این حال، حدود ۵۰ درصد این تجارت از طریق تنگه هرمز عبور می‌کند. باز بودن این مسیر برای پکن اهمیت حیاتی دارد، به ویژه که در مجموع ۵۰ درصد نفت مورد نیاز چین از حوزه خلیج فارس تأمین می‌شود.

از سوی دیگر، چین با بسیاری از بازیگران خلیج فارس و نیز اسرائیل روابط اقتصادی و سیاسی تنگاتنگی دارد و اهمیت و ارزش راهبردی این مناسبات بسیار فراتر از ارزش تبادلات با ایران منزوی، زیر تحریم و  بیرون افتاده از چرخه اقتصادی جهان است. این که چین چند سال پیش به رغم حساسیت ایران حاضر شد پای بیانیه مشترک با کشورهای خلیج فارس در تایید مناقشه ارضی امارات با ایران بر سر جزایر سه گانه امضاء بگذارد، نشانه‌ای از تفاوت وزن و اهمیت مناسبات با دو سوی خلیج فارس برای چین است.

همزمان، پکن و واشنگتن در رقابتی جهانی برای قدرت و نفوذ قرار دارند. با این حال، در حال حاضر نوعی کاهش تنش میان آنها مشاهده می‌شود.

سفر برنامه‌ریزی‌شده ترامپ به پکن برای دیدار با شی جین پینگ، رئیس‌جمهور چین، که قرار بود در پایان ماه مارس انجام شود، به اواسط ماه مه موکول شد. ترامپ به دلیل جنگ ایران خواستار این تعویق شده بود و گفته بود که حضورش در واشنگتن ضروری است.

گفته می‌شود در پکن نیز از این تأخیر چندان ناراضی نبودند، زیرا روند آماده‌سازی این دیدار با اشاره به وضعیت واشنگتن، “آشفته” توصیف شده بود.

اینکه تاریخ جدید این دیدار حدود دو هفته پیش تثبیت شد، نشانه‌ای بود از اینکه ترامپ انتظار دارد حضورش در آن زمان در واشنگتن ضروری نباشد. تعویق دوباره چنین دیدار مهمی بسیار غیرمعمول خواهد بود.

میانجی جدید به نام  پاکستان و ارتباط تنگاتنگش با چین

در این میان، این واقعیت که پاکستان نقشی میانجی‌گر در جنگ جاری را به عهده گرفت و نوع مناسبات تاریخی و تنگاتنگ آن با چین نیز در معادلات مربوط به آتش‌بس و مذاکرات صلح حائز اهمیت است.

شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، سه‌شنبه شب در شبکه ایکس از ترامپ خواست ضرب‌الاجل خود را دو هفته تمدید کند. سپس در همان شب، او توافق آتش‌بس را اعلام کرد و همزمان از دو طرف برای حضور در اسلام‌آباد در روز جمعه دعوت کرد تا مذاکرات بیشتری “برای دستیابی به یک توافق نهایی” انجام شود.

اینکه اسلام‌آباد به نقش میانجی اصلی رسیده، تا حدی به روابط جدید و نزدیک آن با واشنگتن مربوط می‌شود. از زمان آغاز دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ، این روابط به‌طور مداوم تقویت شده است.

ترامپ حتی عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، که قدرتمندترین فرد در این کشور محسوب می‌شود را “مارشال مورد علاقه‌اش” نامیده است؛ موضوعی که موجب نارضایتی هند، رقیب دیرینه پاکستان، شده است.

در عین حال، چین نیز از مدت‌ها پیش روابط نزدیکی با پاکستان دارد و پروژه‌های عظیم زیرساختی در این کشور اجرا می‌کند. پکن همچنین در حال حاضر در درگیری میان پاکستان و افغانستان نیز نقش میانجی دارد.

در زمینه دیپلماسی ایران نیز چین و پاکستان اخیراً هماهنگ عمل کرده‌اند. کمتر از ۱۰ روز پیش ، این دو کشور یک طرح پنج‌ماده‌ای را پیش بردند که خواستار برقراری آتش‌بس بود.

آنها روز سه‌شنبه ۳۱ مارس (۱۱ فروردین) در پکن این طرح را برای کاهش تنش در منطقه ارائه کردند که در آن بر توقف فوری درگیری‌ها، باز شدن مسیر دیپلماسی، حفاظت از غیرنظامیان و زیرساخت‌های غیرنظامی و ازسرگیری کشتیرانی عادی در تنگه هرمز تاکید شده بود.

در بیانیه مشترک دو کشور آمده است “گفت‌وگو و دیپلماسی تنها راه‌های عملی برای حل مناقشه‌ها” هستند. چین و پاکستان همچنین اعلام کردند از آغاز مذاکرات میان طرف‌های درگیر حمایت می‌کنند و همه طرف‌ها باید متعهد شوند اختلافات خود را از راه‌های مسالمت‌آمیز حل کنند.

گرچه بیانیه در وجه عمده به صورت تلویحی با “اقدامات دفاعی” ایران در بستن تنگه هرمز یا منطقه‌ای کردن جنگ مخالفت می‌کند، ولی تأکید آن بر لزوم پایان درگیری‌ها که با حمله آمریکا و اسرائیل به ایران شروع شد و حل اختلافات از راه‌های مسالمت‌آمیز نهایتا پشتوانه تلاشی شد که پاکستان پیگیر آن بود و حالا به آتش‌بسی منجر شده است که به رغم وضعیت ابهام‌آمیز آن، راه را برای مذاکرات میان تهران و واشنگتن گشوده است.

 


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.