راست افراطی و ایدۀ «اسرائیل بزرگ‌»

یکشنبه, 30ام فروردین, 1405
اندازه قلم متن

ژرار آرنو، دیپلمات بازنشسته و تحلیل‌گر فرانسوی، در یک مقالۀ تحلیلی در روزنامۀ لوپوئن، از انگیزه‌های واقعی اسرائیل برای حمله به لبنان می‌پرسد. با در کنار هم گذاشتن تجربیات گذشته از عملیات نظامی اسرائیل، که اهداف «نابودی حماس» یا «نابودی حزب‌الله» را ادعا می‌کرد، آرنو نتیجه می‌گیرد که انگیزه، احتمالاً ساختن یک «اسرائیل بزرگ‌»، به قیمت آواره‌سازی جمعیت انبوهی از فلسطینی‌ها، لبنانی‌ها و سوریه‌ای‌هاست.

مردم در محل حمله هوایی اسرائیل که درست قبل از اجرای آتش‌بس ده روزه بین لبنان و اسرائیل انجام شد، در محله عباسیه در صور، لبنان، ۱۸ آوریل ۲۰۲۶
مردم در محل حمله هوایی اسرائیل که درست قبل از اجرای آتش‌بس ده روزه بین لبنان و اسرائیل انجام شد، در محله عباسیه در صور، لبنان، ۱۸ آوریل ۲۰۲۶ © Louisa Gouliamaki / Reuters
 

ژرار آرنو، سفیر سابق فرانسه در سازمان ملل متحد این نکته را یادآوری می‌کند که با وجود عملیات نظامی اسرائیل در جنوب لبنان، حزب‌الله هم‌چنان از بین نرفته است. همۀ کشورهای غربی به‌طور رسمی و علنی بر «حق دفاع» اسرائیل تأکید می‌کنند. در این چارچوب، عملیات نظامی اسرائیل در جنوب لبنان، کاملاً مشروع جلوه می‌کند: در پی حملات ایالات متحدۀ آمریکا و اسرائیل به ایران، حزب‌الله بارها به خاک اسرائیل شلیک کرد. به‌عبارتی، حزب‌الله لبنان با اعلام همبستگی با جمهوری اسلامی ایران، کشورش را به جنگی کشاند که جزئی از آن نبود. 

با این‌حال، اهداف نظامی اسرائیل و روش‌هایی که در این جنگ به کار گرفته، محل پرسش است. در واقع، کارشناسان اسرائیلی نیز معتقدند که بمباران شدید مناطق مسکونی، که ضمن از بین‌بردن نیروهای دشمن، موجب مرگ بسیاری از غیرنظامیان می‌شود، حزب‌الله را از بین نخواهد برد. 

هدف: نابودی حزب‌الله

به گفتۀ این مدیر سابق امور امنیتی و سیاسی فرانسه، تجربۀ نوار غزه این واقعیت را عیان می‌کند: هرچند که تقریباً ویران شده است، اما هم‌چنان حماس کنترل آن را در دست دارد. اسرائیل پیش‌تر نیز با اقدامات اطلاعاتی و حملات متعدد، به دشمن لبنانی خود ضربه‌های چشم‌گیری وارد کرد – اما موفق به پایان فعالیت‌های آن نشد. بنابراین، دشوار است تصور کنیم که امروز بتواند به اهدافی دست یابد که در گذشته به آن‌ها نائل نشده است. وقتش است نتیجه بگیریم، جنبشی چون حزب‌الله، با بمباران هوایی ریشه‌کن نمی‌شود. 

در سوی دیگر، اسرائیل می‌داند که رئیس‌جمهوری و دولت کنونی لبنان، حزب‌الله را خلع سلاح نمی‌کنند، نه این‌که به این کار مایل نباشند، بلکه چون توانش را ندارند. لبنان مدت‌هاست دولتی تا این حد صادق و مصمم برای بازسازی ساختار دولت، و تبدیل حزب‌الله به یک حزب سیاسی بدون توان نظامی نداشته است. 

اما این دولت با چالشی هم روبه‌روست: نفوذ سیاسی حزب‌الله در میان جامعۀ شیعه بسیار گسترده است، یعنی احتمالاً یک‌سوم جمعیت این کشور از هواداران حزب‌الله‌اند و بخش قابل‌توجهی از نیروهای ارتش نیز از همین جمعیت است. در نتیجه، به‌کارگیری ارتش علیه حزب‌الله، می‌تواند خطر جنگ داخلی، یا دست‌کم شکست را به دنبال داشته باشد. 

با کنار هم گذاشتن این واقعیت‌ها، می‌توان پرسید که اگر اسرائیل، نمی‌تواند با عملیات گستردۀ نظامی به هدف اعلام‌شده‌اش، یعنی نابودی حزب‌الله برسد، پس به دنبال چیست؟ برای پاسخ‌دادن به این پرسش، باید به میدان نبرد نگاه کرد؛ جایی‌که ارتش اسرائیل تخریب نظام‌مند قسمت‌های جنوبی لبنان را آغاز کرده است. بخش عمده‌ای از جمعیت وادار شده‌اند منطقه را ترک کنند، روستاها، کلیساها، مساجد، بیمارستان‌ها، مدارس و پل‌ها همه ویران شده‌اند. 

تجربۀ غزه و کرانۀ باختری

هدف اسرائیل آشکارا این است که مانع بازگشت ساکنان به خانه‌هایشان شود و آنان را به پناهندگان دائمی تبدیل کند. این وضعیت، جدا از وضعیت مناطق دیگر نیست. در غزه، اسرائیل وسعت این نوار کوچک را باز هم کاهش داده و بیش از دو میلیون نفر در شرایط انسانی، غذایی، و بهداشتی بسیار دشواری در آن فشرده شده‌اند. 

در کرانۀ باختری، آن‌طور که ایدهود اولمرت می‌گوید، حملاتی شبیه «پوگروم» با همراهی نیروهای امنیتی انجام می‌شود که تاکنون به مرگ بیش از یک هزار غیرنظامی انجامیده است، آن‌ هم بدون این‌که اسرائیل تحت هیچ‌گونه پیگرد قانونی قرار بگیرد. در سوریه نیز، اسرائیل قلمرو حاکمیتی‌اش را گسترش داده و برخی وزرا و سیاست‌مداران در اکثریت حاکم، آشکارا خواستار الحاق این مناطق به اسرائیل و حتی اخراج ساکنان آن‌ها هستند. نخست‌وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، مخالفتی با این درخواست‌ها نکرده است. 

بخش جنوبی لبنان، از دیرباز یکی از مطالبات جریان راست افراطی در اسرائیل بوده است. در این چارچوب، برخی خواستار اسکان یهودیان در غزه و لبنان شدند، همان‌طور که از ۱۹‬۶‬۷ در کرانۀ باختری شاهدش بودیم. 

در واقع، فراتر از بدبینی یا ضدیت با اسرائیل، دیدگاهی دربارۀ «اسرائیل بزرگ» وجود دارد که برخی نمایندگان و وزرا آشکارا از آن حمایت می‌کنند. باید اذعان کرد که بسیاری از این ایده‌ها به تدریج در کرانۀ باختری، غزه و سوریه به اجرا درآمده و حامیانش نیز به آن افتخار می‌کنند. پس حالا می‌شود پرسید: چرا در لبنان نه؟

تصویب مجازات اعدام برای زندانیان فلسطینی در اسرائیل، جهت‌گیری سیاسی یک دولت راست افراطی را عیان می‌کند. نمی‌توان از یاد برد که بن‌گویر، وزیر امنیت عمومی که نقش اصلی در تصویب این قانون را داشت، پیش‌تر از سوی نهادهای امنیتی اسرائیل «تروریست» طبقه‌بندی شده بود. او هزاران سلاح میان حامیانش توزیع کرد و از پلیس نیرویی شبه‌نظامی ساخت که اعتراضات مسالمت‌آمیز را به شدت سرکوب می‌کند. 

این پرسش باقی است: کشوری که در پی شوک و رنج برحق ناشی از حملات هفت اکتبر، به خشونتی سوق یافته که هرگونه مذاکره را رد می‌کند، تا کجا پیش خواهد رفت؟ باید با اندوه پرسید: اسرائیل به کجا می‌رود؟ 


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

برچسب‌ها: ,

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.