چپ ستیزی کثیف: “رسانه پارسی”؛ رسانه ای در خدمت دو جریان ارتجاعی شاه و شیخ

Sunday, 9th August, 2026
اندازه قلم متن

Ali_Fayaz.jpg

علی فیاض

 

اخیرا رسانه ای به نام “رسانه پارسی”، با سردمداری فردی به نام عباس سوری که خود را آینده پژوه می نامد، سلسله مباحثی را در رسانه اجتماعی یوتیوب، به انتشار می گذارد. این جناب، یک فرد جوان تر را نیز با خود همراه دارد که هم مصاحبه گر است و هم پامنبری ایشان. و البته نام خانوادگی ایشان هم سوری است! از موضوعات و مباحث مطرح شده در این کانال چنین بر می آید که این رسانه؛
– به شدت راست گرا است و دشمن چپ و انسان ها و شخصیت های متمایل به چپ
– این رسانه به شاه پرستان و سلطنت طلبی گرایش دارد و دوره شاه را دوره طلایی می نامد! و به طور همزمان، با رژیم جمهوری اسلامی هم مشکل خاصی ندارد و رژیم آخوندها و ساوامای چندش آور آن هم میدان را برایش باز گذاشته است.
 – شخصیت های روشنفکری، منتقد و چپ گرای دوره رژیم سلطنتی را به لجن خویش می آلاید و از دروغ بستن به آنها هیچ ابایی ندارد.
 – تاریخ را همانند بقیه سلطنت طلبان و رژیم های شاهی و جمهوری اسلامی آن چنان که خود می خواهد، تعریف و تبیین می کند.
 – این رسانه، همان افراد و شخصیت هایی را می کوبد که رژیم جمهوری اسلامی پیش از این برایشان برنامه “هویت” به راه انداخته بود.
– جریاناتی را مورد تهاجم و حمله قرار می دهد که رژیم جمهوری اسلامی، نه تنها هیچ گاه به آنها میدان نداده بود، بلکه آنها را جزو دشمنان فرهنگی و سیاسی خود تلقی می کرده و می کند: غلامحسین ساعدی، احمد شاملو، دکتر رضا براهنی، دکتر علی شریعتی، محمد حنیف نژاد، بیژن جزنی، دکتر محمد مصدق، و …
 – این رسانه از شخصیت هایی دفاع می کند که سابقه همراهی و همکاری با مهرنامه و دیگر نشریاتی که محمد قوچانی  از سران حزب کارگزاران سازندگی اکبر رفسنجانی جنایتکار منتشر کرده و می کند را داشته و دارند؛ اشخاص راست گرای قوم پرستی که به دنبال اندیشه های ایرانشهری بودند. از جمله مشاوران سیاسی و اقتصادی این آقای محمد قوچانی یکی آقای سید جواد طباطبایی بود و دیگری موسای غنی نژاد. و این یعنی این رسانه دقیقا همان خط مشی را دنبال می کند که محمد قوچانی و دار و دسته اکبر رفسنجانی و خانواده اش در حزب کارگزاران سازندگی؛

والبته این موارد نه شایعه است و نه داستان پردازی. کافی است به یکی از شماره های مهرنامه و بخش همکاران آن نگاهی بیفکنیم تا این گزاره مستند شود!
این که این رسانه را همراه شاه و شیخ می دانم، مورد عجیب و غریبی نیست. و همنوایی این جریانات با شاه وشیخ هم به هیچ وجه تعجب آور نیست، اگر به همدستی های تاریخی سلطنت و روحانیت دقت کنیم. و اگر همین امروز نیز به ریزشی های رژیم و پیوستن آنها به جبهه سلطنت توجه نماییم می بینیم که این پیوسته گی و همبسته گی به ساده گی  امکان پذیر است. چرا که وابسته گی های شاه و شیخ هم هیچ موضوع تازه ای نیست. هر دو مستبد هستند. هر دو دگراندیش و منتقد را “دشمن” می پندارند، هر دو جریان دشمن تاریخی خود را روشننفکران، چپ گرایان و منتقدان قدرت های استتبدادی می دانند و هر دو برای کوبیدن دگر اندیش، از ابزارهای مشابه استفاده می کنند: هم از جنبه عملی و هم تئوریک. و البته که در حال حاضر ، هر دوی این خصوصیات در رژیم جمهوری اسلامی یکی شده است. یک چهره است که هم تیغ را در دستان خود دارد و هم طلا را در جیب های خود انباشته می کند و صد البته از تزویر هم که سلاح اصلی اش بوده است به طور همزمان بهره می برد. سوابق جریاناتی که امروز به جبهه سلطنت تمایل نشان می دهند، ریشه در استبداد پرستی آنان دارد. معتادان به استبداد. به راستی چرا اینان در برنامه هایشان اینقدر با روشنفکران و منتقدان شاه و شیخ بد هستند و هنگامی که به عوامل و سران رژیم، همچون مرتضا مطهری می رسند، یک کلمه علیه او سخنی بر زبان نمی آورند. چپ ستیزی اینها در سلطنت طلبی و آخوندزدگی شان خلاصه نمی شود. اینان پروژه ای را دنبال می کنند و تحقق می بخشند که خواست تمامی رژیم های استبدادی است؛ چپ ستیزی و تحریف موضع گیری های چپ و برجسته ساختن عمل کرد رژیم های استبدادی و سرکوب گر راست. این رسانه با توجه به فضای کنونی سیاسی جامعه، سعی بر موج سواری دارد و بر جهل و نا آگاهی و نیز نفرت اجتماعی از رژیم جمهوری اسلامی، تلاش می کند تا با آلوده جلوه دادن شخصیت و اندیشه روشنفکران و منتقدان استبداد شاهی، رژیم پیشین را مثبت و مفید جلوه دهد و گناهان آن سیستم اقتدارگرای سیاسی و فروپاشی آن را به حساب منتقدانش بگذارد.
این فرد تازه ظهور فرموده، – یعنی عباس سوری که خود را آینده پژوه، معرفی می کند و در راس این رسانه قرار دارد – چنان در کوبیدن “چپ” عجله به خرج می دهد که در برنامه ای زیر عنوان “مرتضی مطهری ترور یا خودکشی؟”، حزب موتلفه اسلامی، یعنی راست ترین و کثیف ترین باند درونی رژیم و سرمایه پرست آن را، حزبی کمونیستی معرفی می کند و حزب نمی دانم ملت یا حزب مردم و یا حزب ایران نوین رژیم شاه را جزو احزاب معتدل و آزادی خواه و … موردی که مرغ پخته را هم به خنده وا می دارد! البته او درباره مرتضای مطهری بی احتیاطی نمی کند و این آخوند ضد مجاهدین و ضد مارکسیست و دشمن علی شریعتی را مورد بی احترامی قرار نمی دهد و او را به لجن خویش نمی آلاید. چرا که مطهری هم همچون خودش لجن آلود است و جایی بیشتر برای به لجن کشیدنش باقی نمانده است و البته به دو دلیل دیگر نیز؛ یکی چپ ستیزی مطهری – که در این مورد با این آقا هم سوی است – و از سوی دیگر، موقعیت و جای گاه مطهری در این رژیم و توصیه امام جمارانی، خمینی، به عظمت این “استاد” و این که همه کتاب هایش بدون استثنا خوب است!

آری، می توان منتقد دیگری بود. می توان مخالف دیگری بود و حتا می توان دشمن دیگری بود. اما وقتی از مرزهای اخلاقی عبور می کنند و به آن “دیگری” دروغ می بندند و تاریخ را واژگونه می خوانند و واژگونه معرفی می کنند، دیگر نمی توان ادعای روشن گری داشت. و نیز وقتی خوانش فاشیستی و ضدبشری از تاریخ و جامعه را به خورد دیگران می دهند و علنا نیز از آن دفاع می کنند، دیگر نمی توان ادعای انسان دوستی و انسان گرایی داشت. هر چند که این جریان چنین ادعایی هم ندارد. اما می توان دید که فاشیسم به گونه ای عریان با ما رو به رو می شود و از زبان همین ها به وضوح سخن می گوید.

اما بخشی از برنامه های ارتجاعی – فاشیستی رسانه پارسی به سردمداری عباس سوری برای تحریف شخصیت ها و جهت گیری های فکری – سیاسی برخی از روشنفکران به قرار زیر می باشد:

ساعدی، پدر بدبختی ایران

رضا براهنی، پدر انحراف جنسی ایران

حرامزاده ای به نام شاملو 

انگلی به نام شریعتی

شریعتی انگلی برای جامعه ایران

28 مرداد، دروغ تاریخی، کودتا علیه کودتا

پروژه خیانت مصدق، سوریه ای شدن ایران

تجزیه طلبی به نام میرزا کوچک خان جنگلی

مصدق عامل نفوذ شوروی

جدایی ملت از روشنفکران ایرانی

بی شرف مانند جلال آل احمد

مصدق، عوام فریبی، تجزیه ایران

علی شریعتی، خطری برای ایران

از کودتای مصدق تا دولتی شدن نفت

مورخ بی سرزمین؛ آبراهامیان

آبراهامیان؛ مورخ ایران کمونیست؟

آبراهامیان روایتگر ایران دروغین؟

عناوینی که این فرد و شرکا، برای برنامه های تخریبی خود برگزیده اند، علاوه بر این که ادبیات چندش آور آنها را آشکار می سازد، عمق دشمنی و خصومت آنان با چپ و روشنفکران چپ گرا را نیز نشان می دهد. محتوای این گفتارها و برنامه ها، پر از دروغ و تحریف می باشد. برای این گفته می توان به ده ها مورد اشاره کرد. مواردی که نشان از جعالی، دروغ گویی و بی شرمی این مدعیان فکر و ایران دوستی دارد. اینان در زدن اتهام به این شخصیت ها، تمامی مرزهای بی شرافتی و حرامزاده گی را پشت سر نهاده اند و از هیچ دشنام و دروغی روی گردان نیستند. وقتی اینان مصدق را عامل شوروی معرفی می کنند و به یکی از بزرگ ترین ایران شناسان معاصر، آبراهامیان، لقب دروغگو می دهند، خود تصور کنید که درباره دیگران چه گفته و چه می گویند!


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.