خبرگزاری آسوشیتدپرس امروز در گزارشی به بررسی پیامدهای جنگ ایران برای اقتصاد جهانی پرداخته و نوشته است که جنگ ایران، برخلاف نگرانیهای اولیه، اقتصاد جهان را به رکود نکشاند اما تبعات اقتصادی نابرابری داشت. شش ماه پس از آغاز جنگ، تصویر اقتصادی جهان ترکیبی از برندگان و بازندگان است: رشد بازارهای سهام و شتاب انرژی پاک در یک سو و افزایش قیمت سوخت و تشدید نگرانیها درباره امنیت غذایی در سوی دیگر. در چنین وضعیتی، هزینههایی که جنگ ایجاد کرده، برای اقشار مرفه ممکن است تنها یک افزایش جزئی در هزینههای زندگی به نظر برسد اما برای فقیرترین مردم جهان داستان کاملاً متفاوت است.

در حالی که آمریکا و اسرائیل در روزهای آغازین جنگ، حملات گستردهای را علیه ایران انجام میدادند، بدبینانهترین پیشبینیها درباره پیامدهای اقتصادی این درگیری بسیار نگرانکننده بود: افزایش شدید قیمت نفت، رکود اقتصادی در سراسر جهان و یک فاجعه اقتصادی تمامعیار.
اکنون با گذشت شش ماه از آغاز درگیری، آن بدترین سناریوها محقق نشدهاند؛ هرچند تقریباً هیچ گوشهای از اقتصاد جهان نیز از تبعات این جنگ در امان نمانده است.
در ادامه نگاهی داریم به اینکه اقتصاد جهانی چگونه با پیامدهای جنگ کنار آمده و چه کسانی در این میان برنده یا بازنده آن بودهاند.
برنده: سرمایهگذارانی که وحشت نکردند
بازارهای سهام از ابهام و بیثباتی گریزان هستند. این در حالی است که تصمیم آمریکا و اسرائیل برای حمله به ایران در ۲۸ فوریه، حجم زیادی از ابهام را به بازارها تحمیل کرد: ستونهای دود بر فراز تهران دیده میشد، جادهها مملو از ایرانیانی بود که تلاش میکردند از مناطق درگیر خارج شوند و شمار قربانیان، از جمله کودکان، تیتر رسانههای جهان را به خود اختصاص داده بود. این تحولات برای ایجاد نگرانی در میان سرمایهگذاران کافی بود.
قیمت نفت افزایش یافت و «والاستریت» وارد روند نزولی شد؛ روندی که به پنج هفته متوالی افت بازار انجامید. شاخصهای داوجونز (Dow) و نزدک (Nasdaq) وارد محدوده اصلاحی شدند و شاخص «اساندپی» (S&P) بدترین عملکرد ماهانه خود از سال ۲۰۲۲ را تجربه کرد.
اما از زمانی که بازارها در اواخر مارس به پایینترین سطح خود رسیدند تا به امروز، تغییراتی اساسی و مثبت رخ داده. شاخص داوجونز نزدیک به ۱۹ درصد، اساندپی حدود ۲۲ درصد و نزدک هم ۲۷ درصد رشد کردهاند. اگر این رشد تا ماههای پایانی سال ۲۰۲۶ حفظ شود، هر سه شاخص چهارمین سال متوالی رشد خود را به ثبت خواهند رساند.
صندوق بینالمللی پول در گزارشی که ماه ژوئیه منتشر کرد، اعلام کرد که اقتصاد جهانی «تحت تأثیر دو نیروی عمده قرار دارد که در جهت مخالف یکدیگر عمل میکنند.» جنگ به رشد اقتصادی فشار وارد کرده، اما اشتیاق گسترده نسبت به هوش مصنوعی تا حدی این اثر منفی را جبران کرده است.
شاید مردم عادی (بخش واقعی اقتصاد) برای سوخت، مواد غذایی و سفر هزینه بیشتری بپردازند، اما والاستریت تاکنون نسبت به این موضوع بیاعتنا بوده.
بازنده: هر کسی که باید سفر کند
بارزترین پیامد اقتصادی جنگ، تأثیر آن بر بازار نفت بوده است. با کند شدن شدید تردد نفتکشها از مسیر تنگه هرمز، قیمت نفت خام برنت از حدود ۷۲ دلار برای هر بشکه در پیش از جنگ به نزدیکی ۱۲۰ دلار افزایش یافت. از آن زمان اگرچه قیمتها تا حدی تعدیل شدهاند، اما همچنان حدود ۲۰ درصد بالاتر از سطح پیش از جنگ قرار دارند.
درست است که قیمت نفت بر همهچیز، از مدادشمعی گرفته تا لوازم آرایشی، تأثیر میگذارد اما فشار آن بر افرادی که برای رفتوآمد یا سفر به سوخت وابستهاند، بسیار محسوستر است: بر اساس اعلام «انجمن بینالمللی حملونقل هوایی» (IATA)، انتظار میرود سوخت جت در سال جاری بهطور میانگین ۷۰ درصد گرانتر از سال ۲۰۲۵ باشد.
شرکتهای هواپیمایی در واکنش به این افزایش هزینه، قیمت بلیتها و هزینه حمل بار را بالا برده و «هزینه اضافی سوخت» (surcharge) را اعمال کردهاند. برخی از آنها هم تعداد پروازهای خود را کاهش داده یا از برنامههای خود برای افزودن مسیرهای جدید منصرف شدهاند. برای نمونه، گروه «لوفتهانزا» ۲۰ هزار پرواز کوتاهبرد را حذف کرده و شرکت «اسپریت ایرلاینز» (Spirit Airlines) نیز که پیش از این سالها با مشکلات مالی دستوپنجه نرم میکرد، در نهایت از بازار خارج شد.
برت هاوس، اقتصاددان دانشگاه کلمبیا، میگوید: «احتمال اینکه هزینههای اضافی سوخت در ماههای آینده حذف شود و قیمت بلیت هواپیما پایین بیاید، بسیار کم است.» او اضافه میکند: «انتخابهای کمتری برای مصرفکنندگان وجود دارد و رقابت میان شرکتهای هواپیمایی کاهش یافته است؛ در نتیجه، فشار برای مهار افزایش قیمت بلیتها هم کمتر شده است.»
برنده: استدلال به نفع انرژی پاک
با توقف یا کند شدن حرکت نفتکشها و افزایش قیمت سوخت، جنگ به استدلال طرفداران انرژی پاک برای سرعت بخشیدن به استفاده از چنین انرژی هایی، قدرت بیشتری بخشیده است.
میزان فروش خودروهای برقی در برخی نقاط جهان به رکوردهای تازهای رسیده. در سنگاپور، فروش خودروهای برقی نسبت به سال قبل ۱۱۰ درصد شده. فروش خودروهای برقی در نیوزیلند به ۱۸۰ درصد و در کلمبیا هم به ۳۰۰ درصد رسیده است.
این رشد زمانی چشمگیرتر به نظر میرسد که بدانیم دو اقتصاد بزرگ جهان، یعنی ایالات متحده و چین، شاهد کاهش تقاضا برای خودروهای برقی بودهاند.
کشورهایی که وابستگی شدیدی به نفت خلیج فارس داشتند، برای اقدام در این زمینه ترغیب شدهاند: در آسیای جنوب شرقی، رهبران کشورها استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر را گسترش داده و درباره بهکارگیری انرژی هستهای تحقیق کردهاند. در آفریقا نیز کشورها به دنبال توسعه ظرفیت پالایش داخلی و تسریع نصب پنلهای خورشیدی هستند.
اسکات لمن، کارشناس زنجیره تأمین در شرکت «اسفرا» (Sphera)، میگوید ۲۶ کشور و منطقه در واکنش به جنگ، اقداماتی را برای توسعه انرژی پاک و برقیسازی اعلام کردهاند. به گفته او بحران ناشی از جنگ، «سرمایهگذاری در این حوزه را با سرعتی بسیار بیش از آنچه هر چارچوب سیاستگذاری میتوانست انجام دهد، به جلو رانده است.»
بازنده: مبارزه با گرسنگی
برای اقشار مرفه، هزینههایی که جنگ ایجاد کرده ممکن است تنها یک افزایش جزئی در هزینههای زندگی به نظر برسد. اما برای فقیرترین مردم جهان، داستان کاملاً متفاوت است.
این جنگ ضربهای جدی به کشاورزان وارد کرده است چرا که کشورهای حوزه خلیج فارس نهتنها از تولیدکنندگان اصلی نفت جهان هستند، بلکه نقش مهمی در تولید کود کشاورزی نیز دارند.
درست زمانی که بسیاری از کشاورزان در حال تصمیمگیری درباره نوع و میزان کشت محصولات خود بودند، قیمت کود افزایش چشمگیری پیدا کرد و طبق شاخص قیمت بانک جهانی، در ماه آوریل به اوج خود رسید؛ ۴۴ درصد بالاتر از سطح پیش از جنگ. برخی کشاورزان در واکنش به این افزایش قیمت، مصرف کود را کاهش دادهاند؛ اقدامی که میتواند برداشت محصولات در سال آینده را با خطر مواجه کند.
برنامه جهانی غذای سازمان ملل متحد هشدار داده است که دهها میلیون نفر ممکن است در نتیجه این شرایط به گرسنگی کشیده شوند.
کارل اسکائو، مدیر اجرایی برنامه جهانی غذا، این هفته در اظهارات خود گفت که «انسداد مسیر صادرات کود» ضربه شدیدی به آسیا و آفریقا وارد کرده است. افزایش هزینههای حملونقل نیز مانع عملیات کمکرسانی برنامه جهانی غذا شده است. به گفته مدیر اجرایی برنامه جهانی غذا «توقف یک نفتکش در تنگه هرمز میتواند به معنای حذف یک وعده غذایی روزانه برای کودکی در سودان باشد. وقتی قیمت نفت بالا میرود، قیمت آرد، برنج و سبزیجات نیز افزایش پیدا میکند.»
برنده: کسبوکارهای خانواده ترامپ
جنگ تاکنون برای آمریکا دهها میلیارد دلار هزینه داشته و در ایران هزاران کشته بر جا گذاشته. همچنین برآورد میشود که این درگیری صدها میلیارد دلار از تولید اقتصادی پیشبینیشده جهان کاسته باشد. با این حال، خانواده دونالد ترامپ، مردی که در مرکز این جنگ قرار دارد، از جمله ذینفعان پیامدهای اقتصادی آن بودهاند.
شرکت پیمانکار نظامی «پاورس» (Powerus) که قرار است با هدایت اریک ترامپ و دونالد ترامپ جونیور وارد بازار سهام شود، از نیروی هوایی آمریکا قراردادی به ارزش حداکثر ۹۰ میلیون دلار برای تأمین رهگیرهایی جهت مقابله با پهپادهای ایرانی دریافت کرده است.
شرکت سرمایهگذاری خصوصی «۱۷۸۹ کپیتال منجمنت» (1789 Capital Management) هم که دونالد ترامپ جونیور چند روز پس از پیروزی مجدد پدرش در انتخابات به آن پیوست، سهامدار چندین شرکت پیمانکار نظامی دیگر است که از این جنگ سود میبرند: یکی از این شرکتها «آندوریل» (Anduril) است که مجوز فروش سامانههای رهگیر پهپاد به کویت به ارزش حداکثر ۲ میلیارد دلار را دریافت کرده است. شرکت دوم، یعنی «اسپیساکس» (SpaceX) متعلق به ایلان ماسک است که برای هدایت پهپادهای آمریکایی در عملیات علیه ایران خدمات ماهوارهای ارائه میدهد. شرکت سوم نیز «فایرهوک دیفنس» (Firehawk Defense)، تولیدکننده راکت، است که قراردادهایی از پنتاگون برای تأمین پیشران و کلاهکهای جنگی جهت تکمیل ذخایر رو به کاهش آمریکا دریافت کرده است.
البته خود رئیسجمهور آمریکا هم از این شرایط بینصیب نمانده. سبد سرمایهگذاری ترامپ که توسط مدیران مستقل اداره میشود، سهام شرکتهای تأمینکننده تجهیزات نظامی آمریکا از جمله «لاکهید مارتین» (Lockheed Martin)، «جنرال داینامیکس» (General Dynamics) و «نورثروپ گرومن» (Northrop Grumman) را، که از جنگ سود بردهاند، خریداری کرده است.
دموکراتها نیز این هفته گزارشی منتشر کردند که نشان میدهد ارزش سهام ترامپ در حوزه نفت و گاز تا سقف ۱۵,۵ میلیون دلار افزایش یافته است.
با این حال، اگرچه وضعیت مالی شخصی ترامپ از جنگ سود برده، اما تأثیر این درگیری بر موقعیت سیاسی او بحث دیگری است.
جنگ با ایران، در آمریکا از سوی افکار عمومی با استقبال مواجه نشده و با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای، میتواند بر نظر رأیدهندگان تأثیر منفی بگذارد.
