ایرانیانِ غیرمذهبی قربانیان جنگی مذهبی

جمعه, ۲۳ام اسفند, ۱۳۹۲
اندازه قلم متن

sajad-nikaein

دور از انتظار نیست که در واکنش به اعمال خشونت فیزیکی نظام جمهوری اسلامی درمنطقه و داخل کشور، کشورهای پرنفوذ سنی به‌ویژه با ورود جریان‌های سلفی فرامنطقه ای، به اعمال خشونت متقابل علیه شهروندان شیعه ایرانی بپردازند، مسأله‌ای که اگر درباره آن چاره‌اندیشی نشود، تهران را به بغداد یا پاراچناری دیگر بدل خواهد ساخت

نمی توان نقش تنش های مذهبی و فرقه ای را در بحران گریبانگیر خاورمیانه انکار کرد، همچنانکه احتمال سرایت این جنگ فرقه ای را از بیرون مرزهای ایران به داخل کشور نادیده گرفت. اسارات مرزبانان ایرانی توسط گروه موسوم به جیش العدل یکی از آخرین نمونه های هشدار دهنده درباره پیامدهای سرایت این بحران به داخل مرزهای کشور است.

دامنه ی انفجارهای انتحاری از سنخ آنچه این روزها توسط بنیادگران اسلامی انجام می شود وبرپایه ای قرائتی ویژه قتل شیعیان را مجاز می داند، از بغداد در عراق وپاراچنار در پاکستان تا تهران قابل بسط وگسترش است. محدوده پوشش این عملیات انتحاری محتمل در داخل ایران البته به تهران محدود نخواهد بود وایرانیان بعنوان شهروندان کشوری با اکثریت شیعه هدف این جنگ فرقه ای خواهند بود.

هرچند اختلافات مذهبی و جنگ های فرقه ای در منطقه خاورمیانه از سابقه ای به قدمت تاریخ اسلام برخوردار است، اما این اندازه از تنش میان شیعه وسنی در منطقه خارومیانه بی سابقه بوده است.نکته قابل تأمل در این میان آنسکته بستر مذهبی این منازعه که درروزگاران دور بر پایه اختلافات عقیدتی وایدئولوژیک استوار بود، با استقرار دولت رسماً شیعه ویا دست کم مدعی تشیع در ایران وقدرت یافتن بخشی از روحانیت شیعه، بر بستری سیاسی نقل مکان نمود وماهیت نزاع بر سر منافع سیاسی ومنطقه ای فروکاسته شد.

جمهوری اسلامی از آغاز استقرار تا کنون کوشیده است تا با درانداختن طرح وحدت میان فرقه های اسلامی وبرگزاری کنفرانس ها وهمایش های متعدد در طول سال، پرچمدار وحدت میان فرقه های اسلامی در منطقه باشد، تلاشی که البته در عرصه عمل بواسطه سیاستهای میدانی حکومت تهران در داخل وخارج عملاً با بن بست مواجه شده وتنها در حد واندازه گفتگو ونظر باقی مانده است. دلایل عمده این شکست را باید در سیاستهای داخلی وخارجی جمهوری اسلامی وکارگزارانش جستجو کرد.

نظام جمهوری اسلامی در عرصه تبلیغاتی ورسانه ای کوشیده است تا در ظاهر به سوی همگرایی میان شیعیان وسنیان منطقه گام بردارد وبویژه با توسل به پروپاگاندا وشیوه های تبلیغاتی ویژه خود در القای این سیاست ریاکارانه بکوشد. برخورد نظام با مسائل اختلافی بنیادین در جهان اسلام از زاویه ابهام آفرینی پیرامون مسلمات باور شیعیان بخشی از این پروژه بوده است. هرچند این پروژه از آغاز تا کنون با جد وجهدهای فراوان توسط نظام دنبال شده است، اما عملاً در اعتماد سازی بویژه در میان اقلیت سنی کشور ونیز درکشورهای سنی نشین همسایه ایران توفیقی نیافته است.

پیش از انقلاب نیز در میان شیعیان ونخبگان ومراجع فکری شیعه، بزرگان شیعه گامهایی عمده ومهم در مسیر برقراری اتحاد با دیگر فرق اسلامی بویژه اهل تسنن برداشتند. آیت الله العظمی بروجردی وفعالیتهای وی در این جهت را باید در عداد یکی از ارزشمندترین این تلاشها بشمار آورد که درنهایت به فتوای ازهر درباره شیعیان وبه رسمیت شناخته شدن شیعه بعنوان یکی از مذاهب اسلامی وتدریس فقه شیعی در دانشگاه اسلامی الازهر در قاهره انجامید. در آن روزگار البته به دلیل ساختار سکولار حکومت در ایران وعدم نفوذ روحانیون شیعه، سیاستهای تبعیض آمیز مذهبی علیه اقلیت سنی بسیار کمرنگ وبعضاً رنگ باخته می نمود وعملاً راهکار وحدت مزعوم از رهگذر اتحاد سیاسی ودیپلماتیک دنبال میشد. این تلاشها در جمهوری اسلامی البته با نام وحدت اما بصورت “هرم وارونه” پیگیری شد. در این سیاستها در مقام عمل از اتحاد مزعوم ومشارکت اقلیت سنی در اداره امورکشور وحتی شهر ومنطقه شان هم خبری نبود. اعطای بسته های دیپلماتیک عقیدتی در چهارچوب استراتژی حذف صورت مسأله به جای حل آن کارایی چندانی در برقراری اتحاد دلخواه جمهوری اسلامی نداشته است.

ابعاد فاجعه بار این بحران وقتی روشن تر می شود که بدانیم قربانیان گسترش دایره این جنگ خونبار فرقه ای به داخل کشور،شهروندان بیگناه ایرانی هستند که پس از سی ودو سال تجربه حکومت مذهبی امروز نه تنها تشیع را بخشی از هویت مشترک شان بشمار نمی آورند، بلکه می توان گفت تا اندازه زیادی نیز “تشیع گریز” گشته اند. بر این اساس، جامعه سکولار شده ایران بهای مذهبی بودن حاکمان وتشیع سیاسی شده را خواهند پرداخت و شهروندان ایرانی مصداق ضرب المثل آش نخورده ودهان سوخته خواهند بود. علاوه بر جامعه سکولار ایران، شیعیان منطقه نیز بهای سیاستهای نابجای نظام را پرداخته ومی پردازند.

در این میانه نظام جمهوری اسلامی می کوشد با دادن آدرسهایی اشتباه، جنگ فرقه ای جاری در منطقه از عراق تا پاکستان را به جریانهایی فکری و کلامی در شیعه نسبت دهد که بنا بر مدعای حاکمان تهران در راه ایجاد اتحاد میان فرقه های مسلمانی سنگ اندازی می کنند وبا توهین به مقدسات سنیان موجبات وزمینه های پیدایش جنگ مذهبی را فراهم آورده اند. اشاره سران جمهوری اسلامی بیشتر به جریانهایی همچون جریان آیت الله سید صادق شیرازی است که طی چند سال گذشته بصورتی همه جانبه وسازمان یافته وبا بهره مندی از فضای آزاد رسانه ای موجود در مغرب زمین به نشر وتبلیغ قزائتی سنت گرا در عقیده وباور والبته غیر سیاسی از تشیع بپردازد. در این قرائت ویژه از تشیع که پرچمدار آن شخص سید صادق شیرازی است، از ورود مستقیم به عرصه سیاست ومصادیق سیاسی پرهیز می شود، اما با نگاهی بشدت محافظه کارانه به مقوله عقاید وباورهای شیعی وظیفه شیعیان در عصر غیبت امام دوازدهم شیعیان، حفظ وپاسداشت این ارزشها وباورها ونه تشکیل حکومت اسلامی دانسته می شود. البته شرح وبسط اندیشه های سید صادق شیرازی وجریان او نیازمند مقالی مفصل است که در آینده شرح آن خواهد رفت. مقامات حکومتی اخیراً بارها تلاش کرده اند تا بر نقش این جریان در برافروختن جنگ منطقه ای میان شیعه وسنی در منطقه اشاره کنند واخیراً نیز بارها خواستار محدود ساختن وحتی حصر سید صادق شیرازی شده اند.

در ریشه یابی دقیق علل وعوامل پیدایش جنگ فرقه ای جاری نمی توان نقش برخی تندروی ها از سوی افراطیون شیعه از جمله برخی منسوبین به مراجع شیعه در عراق وایران را انکار نمود. اما از سوی دیگر فروکاستن وتقلیل علل بنیادین جنگ جاری به افراطیونی که همواره بوده وخواهند بود، کمکی به حل مشکل کنونی نخواهد کرد. پرداختن به نقش مؤثر جمهوری اسلامی در پیدایش تنش های فرقه ای در منطقه وتعمیق وهم سیاسی ساختن آن بحثی است که بویژه در وهله کنونی باید مورد مداقه ومناقشه عالمانه وکارشناسانه قرار گرفته تا ریشه های بحران از زاویه ای علمی وتاریخی مورد ریشه یابی ومعالجه قرار گیرد.

واقعیت جاری آنست که منطقه خاورمیانه با اکثریتی سنی امروز بشدت به همسایگان شیعی خود در ایران وحتی شهروندان شیعه خود بدگمان وبی اعتماد است. این بدگمانی دلایلی متعدد دارد، اما به باور نگارنده این سطور وبرپایه شواهد وقرائن موجود، دلیل عمده این مسأله درداخل را باید در اعمال سیاستهای تبعیض آمیز علیه اقلیت سنی ایرانی دانست. عدم مشارکت حقیقی اهل تسنن در اداره امور کشور در کنار محروم ساختن آنان از حقوق اساسی واولیه از جمله انجام آزادانه مراسم وآیین های ویژه آنها از ریشه های رادیکال شدن جنبش مبارزه سنیان برای برخورداری از حقوق جمعی مذهبی شان بوده است. سالهای متمادی سرکوب سیاسی تنها پیامد عملی اش رادیکال تر شدن مطالبات وبه خشونت گراییدن مبارزات بوده است. درحالیکه برخوردار ساختن اقلیتها از حقوق اولیه شان تا حدود بسیار زیادی از امکان خشونت وتنش فیزیکی می کاهد. هرچند می توان پاسخ داد که این مدعا درباره پیروان دیگر اقلیتهای غیرشیعی نیز صادق است، اما نباید غافل بود که رقیبان منطقه ای ایران از این شکاف روزافزون درجهت بی ثابت کردن وضعیت داخلی کشور بهره خواهند گرفت، مسأله ای که ابعادی تازه به بحران بخشیده ومی بخشد.

از دیگر سو، دخالتهای منطقه ای ایران بویژه در سوریه، عراق وبحرین عملا زمینه های برقراری این اعتماد منتفی شده است. حضور مستقیم سپاه پاسداران واعضای آن در کنار نیروهای حزب الله بعنوان بازوی نظامی ایران در سوریه ولبنان وکشتار هزاران شهروند سوری طی بیش از سه سال عملاً صف کشی جاری در سوریه به نبرد مذهبی تمام عیار میان شیعه وسنی بدل کرده است. جمهوری اسلامی هرچند در مقام قول وگفتار سخن از برادری میان شیعه وسنی گفته است، اما در مقام عمل از تمامی ابزارهای سخت افزاری ونظامی برای تثبیت منافع خود به عنوان نظامی مبتنی بر ایدئولوژی شیعی گری در کشورهای سنی نشین بهره برده است. مجموعه این سیاستهای داخلی وخارجی تنها پیامدش تعمیق، تشدید وگسترش دایره دشمنان منطقه ای ایران بوده است. همچنانکه جیش العدل در یکی از بیانیه های خود انگیزه گروگان گیری اخیر را ستاندن داد شهروندان سنی مذهب سوریه که قربانی سیاستهای نظام جمهوری اسلامی بوده اند، عنوان کرده است. در سوی دیگر این معادله هم افراطیون حکومتی واظهارات کسانی همانند مصباح یزدی مزید برعلت شده وزمینه ساز تشدید تنش وخشونت فیزیکی را فراهم کرده است.

با مورد ملاحظه قرار دادن مجموعه این سیاستهای داخلی وخارجی دور از انتظار نیست که در واکنش به اعمال خشونت فیزیکی نظام جمهوری اسلامی درمنطقه وداخل کشور، کشورهای پرنفوذ سنی بویژه با ورود جریانهای سلفی فرامنطقه ای، به اعمال خشونت متقابل علیه شهروندان شیعه ایرانی بپردازند، مسأله ای که اگر درباره آن چاره اندیشی نشود، تهران را به بغداد یا پاراچناری دیگر بدل خواهد ساخت!

از: گویا


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.