یارانه چهارصد هزار تومانی، آخرین روزنه امید برخی برای زنده ماندن

یکشنبه, 2ام شهریور, 1404
اندازه قلم متن

خبرگزاری «تسنیم»، وابسته به «سپاه پاسداران» گزارش داد یارانه نقدی سه میلیون نفر از دهک‌های چهارم تا نهم، در ماه مرداد قطع شده است. هم‌زمان، «حسن نوروزی»، رییس «سازمان هدفمندسازی یارانه‌ها» اعلام کرد یارانه ۱۸ میلیون نفر تا پایان سال جاری حذف خواهد شد.

براساس گزارش‌ رسانه‌های داخلی، یارانه نقدی دهک‌های اول تا سوم به مبلغ ۴۰۰ هزار تومان به ازای هر نفر، در تاریخ ۲۵مرداد۱۴۰۴ واریز شده است و یارانه نقدی دهک‌های چهارم تا نهم به مبلغ ۳۰۰ هزار تومان به ازای هر نفر نیز، در تاریخ ۳۱مرداد۱۴۰۴؛ این درحالی است که یارانه‌های ماه تیر در تاریخ بیست‌وپنجم واریز شده است. 

مدت‌زمان کوتاه بین واریزی قبلی یارانه و زمان آغاز سرچ عبارات «واریز یارانه» در ماه جدید، نشان‌دهنده‌ شرایط ناایمن و سخت معیشت مردم است.

***

آمار «گوگل ترند» نشان می‌دهد جست‌وجو عبارات مربوط به «یارانه‌ مرداد ماه»، از ۳۱تیر۱۴۰۴ در ایران آغاز شده است. بیشترین میزان سرچ این عبارات در استان‌های سیستان‌وبلوچستان، خراسان شمالی و کهگیلویه‌و‌بویراحمد است. تمامی عبارات جست‌وجو نشان می‌دهد که کاربران در پی یافتن زمان واریزی یارانه بوده‌اند. عباراتی همانند: «یارانه نقدی مرداد»، «زمان واریز یارانه مرداد» و یا «واریز یارانه نقدی مرداد ماه»؛ این جست‌وجو در ۳مرداد و سپس در ۱۴مرداد، به اوج خود رسیده است. 

«سولماز»، صاحب یکی از لباس‌ عروسی فروشی‌های بزرگ در شمال تهران است. او پس از جنگ مجبور شده فروشگاه خود را ببندد و به فروش آنلاین بسنده کند. اجباری که موجب بسته شدن کسب‌وکار او شده، پنج نفر را به شکل مستقیم بیکار کرده است: «نمی‌توانم از پس کرایه فروشگاه بربیایم. قبل از جنگ شرایط اقتصادی بهم ریخته بود و در یک ماه گذشته هیچ مشتری نداشته‌ام. همین یک ماه کافی است تا نتوانم اجاره فروشگاه و حقوق کارکنان را بدهم. این وسط نگران آن‌هایی که بیکار شده‌اند هم هستم. یکی‌شان از جنوب تهران می‌آمد. یک زن تنها با دو با بچه که با مادرش زندگی می‌کند. شرایطش اصلا خوب نیست. حقوقش را به‌صورت هفتگی و نقدی می‌گرفت که یارانه‌اش قطع نشود. با این شرایط، باز هم نمی‌توانست از پس هزینه‌های زندگی بربیاید. حالا نمی‌دانم با تعطیلی فروشگاه چه بلایی بر سرش می‌آید. به دوستانم سپرده‌ام اگر کسی منشی خواست، او را پیشنهاد بدهند، اما آن‌قدر وضع کسب‌وکارها خراب است که بعید می‌دانم به این زودی‌ها کاری پیدا کند.»

«فریماه»، زن دیگری است که به‌همراه همسر و سه فرزندش در یکی از روستاهای مازندران زندگی می‌کند. هر دو شاغل هستند، اما می‌گوید: «شرایط واقعا روزانه سخت‌تر می‌شود. پول یارانه‌ها کفاف خرید یک هفته را هم دیگر نمی‌دهد، اما اگر همان هم نباشد، وضعیت‌مان بدتر می‌شود. ما هر دو سخت کار می‌کنیم. دیگر هیچی از دستمان برنمی‌آید. واقعا می‌ترسم که اگر همین‌طور پیش برود، بچه‌ها از کمبود مواد غذایی مشکلی پیدا کنند. مدرسه‌ها هم نزدیک است. یارانه‌ این دوماه را باید جمع کنم که برای بچه‌ها لوازم تحریر بخرم، مدرسه ثبت‌نامشان کنم. مانتو و لباس و کفش. آن هم می‌دانم کافی نیست. خدا شهریور را بخیر کند. دیگر نمی‌دانم چطور باید این ماه را به ماه بعد برسانیم.»

شرایط سخت اقتصادی و معیشتی حتی بر کسب‌وکارهایی مانند سوپرمارکت‌ها نیز تاثیر گذاشته است. یکی از سوپرمارکت‌های بزرگ در شمال تهران می‌گوید: «از وقتی چهارشنبه‌ها را هم تعطیل کرده‌اند، هفته‌ای بیست مشتری به‌زور می‌آید.» چنین گزارش‌هایی نشان می‌دهد که شرایط اقتصادی حتی در مناطق متمول هم دچار تغییر شده است و در خرید‌ روزمره مردم تاثیر گذاشته است. در همین راستا، گزارشی از سوپرمارکتی در جنوب تهران نشان می‌دهد وضعیت معاش مردم در شرایط نگران‌کننده‌ای قرار دارد: «زمان جنگ هم این‌قدر شرایط سخت نبود که حالا است. مردم محل اینجا همه حساب دفتری باز کرده‌اند. من هم خلاصه باید به همین‌ها بفروشم. مجبورم. همه با هم داریم غرق می‌شویم. حساب دفتری باز می‌کنند، اما من شک دارم با این وضعیت که توی قهوه‌خانه درباره‌ آن حرف می‌زنند، بتوانند سر موقع حساب‌شان را پس بدهند. چند خانواده هستند که هر ماه اندازه‌ یارانه‌شان از من خرید می‌کنند. ۲۵ یا ۲۶ هر ماه می‌آیند و حسابشان را با یارانه‌ای که گرفته‌اند، صاف می‌کنند.»

«علی» تازه ازدواج کرده و همسرش باردار است. او می‌گوید: «پول یارانه به هیچ کجای زندگی نمی‌رسد، اما من رویش حساب می‌کنم تا در ماه بتوانم برای زنم و بچه‌ توی شکمش مرغ و گوشت بخرم. دکتر بهداری می‌گوید زنم برای جبران شرایط خاص بدنی که دارد، باید بیشتر گوشت و مرغ مصرف کند. بیشترش را نمی‌دانم چطور جور کنم. بعد از کار روی ساختمان، اسنپ کار می‌کنم؛ اما نمی‌رسد.»

گزارش‌های میدانی از ایران نشان می‌دهند، کسب‌وکارهای زیادی بعد از جنگ تعطیل شده‌اند. آن‌هایی که هنوز باقی مانده‌اند، شرایط فروش‌شان مثل هم نیست و مشتری‌هایشان روز‌به‌روز کمتر می‌شود. بسیاری از آن‌هایی که هنوز دوام آورده‌اند، از ذخیره‌ مالی قبلی خود استفاده می‌کنند تا کسب‌وکارشان را سرپا نگه دارند. شرایط اقتصادی مثل دومینویی در حال فرو ریختن است، یارانه‌ بخش دیگری از جامعه در حال حذف شدن است و کالابرگ‌های خرید که پیش‌از این به مردم داده می‌شد، از ماه جاری حذف خواهد شد. همه‌چیز قطره‌‌قطره در حال پایین کشیدن بخش دیگری از اقتصاد و گردش پول در جامعه است. در چنین شرایطی یارانه برای بسیاری از افراد، آخرین روزنه‌ امید است؛ روزنه‌ای که بتوانند با آن زنده بمانند. اما سوالی که در پی این روایت‌ها پیش می‌آید این است که چنین شرایطی تا کی می‌تواند دوام داشته باشد؟ نقطه‌ پایان این وضعیت کجاست؟

 


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.