از دو سخنرانى رهبر جمهورى اسلامى در ديدار با دانشگاهيان مى توان دريافت كه چهار “دلواپسى” اصلى او پس از توافق هسته اى چيست؛ پايگاه اطلاعرسانى دفتر آقاى خامنهاى گزارش داده كه در هفتهى گذشته او دو ديدارِ دانشگاهى داشته؛ در اوّلى ٢ساعت با اساتيد دانشگاه نشسته، در دوّمى (شنبه شب گذشته) ٤ساعت با هزار دانشجو ديدار و گفتگو كرده؛ در مجموعِ اين ٦ ساعت ديدار، ٤ “غلط” جارى در كشور را برشمرده و اظهار نگرانى كرده است:
١) او برگزاری کنسرتهاى موسیقی در دانشگاه را ملامت كرده و گفته “اینگونه کارها به بهانهى نشاطبخشی به محیط دانشجویی، جزو غلطترین کارهاست”.
٢) از جنجال بر سر بورسيههاى غيرقانونى به شدت انتقاد كرده و گفته “اين كار از غلطترين کارهای چند سال اخیر بود”.
٣) تعبير “اسلام رحمانى” را نمونهاى از “حرفهای بدون تأمل و سطحی را کاری غلط و گمراه کننده” توصيف كرده، آن را “نشأت گرفته از ليبراليزم” خوانده و گفته “اصطلاحِ اسلامِ رحمانی كه اين روزها رايج شده […] صددرصد غلط است”.
٤) و سرانجام از غلط بودنِ استفاده از استادانِ معترض به نتايج انتخابات سال ٨٨ در دانشگاهها گفته با اين استدلال كه “عناصری نظیر کسانی که در سال ٨٨ آن حوادث را براه انداختند و بدون هیچ منطقی با اسلامیت و جمهوریت نظام مخالفت کردند قابل اطمینان نیستند”.
وقتى كسى كنسرت موسيقى و پردهبردارى از بورسيه كردنِ غيرقانونىِ نورچشمىها را جزء “غلطترين كارها” معرفى كند اما در پروندهى اختلاسِ سههزارميلياردى، ادبياتِ فاخرِ “كش ندهند” را از خود به يادگار بگذارد، وقتى كسى درست در روزهايى كه “اسلام شيطانىِ”داعش، ايمان و امانِ جهان را تهديد مىكند لازم بداند از خطر “اسلامِ رحمانى” بگويد، وقتى كسى شاخصترين چهرههاى يك اعتراض را در حبس و حصر نگهداشته و ٦ سال اجازهى دفاع به آنها نداده اما بگويد كه آنها “هیچ منطقی” نداشتند نشان مىدهد كه قرار است فشار خود را در اين چهار محور بيشتر كند:
١) آزادىهاى فرهنگى و هنرى (كه مهمترين شاخص آن را برگزارى كنسرت موسيقى مى داند؛ پيش تر هم بارها ترويج موسيقى را معارضِ اهداف انقلاب خوانده بود).
٢) افشاى مفاسد اقتصادى دولت احمدى نژاد (چون مى داند كه به علت حمايت تامّ و تمامش از دولت او – حتى به قيمت تقلب در نتايج انتخابات سال ٨٨- مردم او را در اين مفاسد، مسئول و بلكه شريك مى دانند).
٣) دامنهى تأثير گفتمان روشنفكرى دينى (كه در سخنرانى اخيرش به نقطهى محورى آن يعنى “اسلام رحمانى” تاخته و با نسبت دادنش به ليبراليزم آن را “صددرصد غلط” خوانده است (يعنى حتى ١درصد دُرست هم در آن نديده است!)
٤) ظرفيت سركوب شدهى سال ٨٨ (كه پيشتر ورود حاملانِ آن گفتمان به بدنه اجرايى كشور را ممنوع كرده بود و حالا مى گويد اساتيدِ نزديك به اين گفتمان هم بايد از دانشگاهها حذف شوند).
بنابراين مىتوان دريافت كه معترضان به سياستهاى او هم در دانشگاه و هم در حوزهى نوانديشى دينى روزهايى سختتر از گذشته پيش رو دارند، چنانكه اصحاب فرهنگ و هنر و نيز فعالان سياسى نزديك به جنبش سبز نيز؛ و اين ٤دسته قرار است تاوان توافق هستهاى را پس دهند و در معرض انتقام رهبر جمهورى اسلامى و دلواپسانِ پيرامونش قرار گيرند. در اين ميان نقش دولت آقاى روحانى زير ذرّهبين افكار عمومى قرار مىگيرد تا معلوم شود رئيس جمهور تا چه اندازه مرزبندىِ نظرى و عملى دولتاش را با اين سياستِ انتقامى روشن مىكند و به شعارهاى انتخاباتىاش وفادار مىماند.
از: روز
