نامه دکتر مصدق در زمان حصرش در پاسخ به پرسش های یک هموطن (بزرگ امید)

دوشنبه, ۹ام مهر, ۱۳۹۷
اندازه قلم متن

نامه ای که در زیر برای نخستین بار منتشر می شود، نامه ای از زنده یاد دکتر محمد مصدق در پاسخ به پرسش های آقای بزرگ امید (که در زمان حصر دکتر مصدق، جوانی بودند و با ایشان این مکاتبه را داشتند) در اختیار ما گذاشته شده تا به عنوان سند دیگری از آزادی خواهی و ایران دوستی دکتر مصدق منتشر شود.

احمد آباد ۲۳ بهمن ۱۳۴۲

جناب آقای محترم و عزیزم

رقمیه شریفه عز وصول ارزانی بخشید و موجب نهایت امتنان گردید که باز کسانی می توانند در حق اشخاصی قضاوت کنند و قضاوت منصفانه و عادلانه سلب نشود که بر عده خادمان وطن اضافه شود بسیار خوشوقتم و اکنون بعد از عرض تشکر به جواب پرسش هایی که از این حقیر شده می پردازم :

(۱) راجع به اینکه در روزهای آخر دوره ۱۴ (خواندن این واژه در دست نوشته سخت است، شاید “تقنینه” به مفهوم قانون گذاری!؟) موقع دادن رای تمایل برای انتصاب نخست وزیر اینجانب به مرحوم حسین پیرنیا مو تمن الملک رای داده‌ام یا به مرحوم احمد قوام قوام السلطنه چنین تصور می کنم که در آن جلسه حضور نداشتم چنانچه رای داده باشم البته مربوط به مرحوم پیرنیا بوده است.

(۲) مرقوم فرموده اید که می گویند اینجانب صلاح نمی دانستم با دولت اتحاد جماهیر شوروی معامله فروش نفت بشود عرض کنم که خلاف محض است. آرزویم این بود که آن دولت از ایران خرید نفت کند و ما را در آن مبارزه که مملکت از فروش نفت عایداتی نداشت و مخارج دستگاه نفت هم تحمیل بودجه مملکت شده بود یاری نماید چنانچه دولت اتحاد جماهیر شوروی نفت از ما می خرید شرکت‌های بیگانه و بی‌وجدان که ده میبرند و یک می دهند هرگز نمی توانستند دست بریده ای را که ملت ایران با آنهمه فداکاری و از خود گذشتگی بجای خود نصب کرده بود باز از جا برکنند و ملت ایران را مقطوع الید نمایند و بهترین دلیل مخالفت افراد حزب توده با ملی شدن صنعت نفت بود که در آن زمان همه دیدند و شنیدند.

(۳) مرقوم فرموده اید  بچه وسیله  ممکن است از دفاعیات اینجانب در دادگاه نظامی استفاده شود عرض می کنم که در دو جلسه دادگاه دو نسخه از دفاعیات اینجانب به روزنامه‌های عصر تهران داده شد و در صورت امکان ممکن است از آنها استفاده شود و چنین تصور می کنم که مندرجات جراید با یاد داشت هایی که اینجانب داده‌ام فرقی نداشته باشد.

(۴) و اما اینکه سوال شده است در مدت ۳ِ سال حبس مجرد و این هفت سال بعد بر حقیر چطور گذشته است عرض می کنم که در ماه‌ های اول آن سه سال که می توانستم در دادگاه از عقاید خود دفاع کنم بسیار خوب و خوش گذشت. ولی از آن روز که دادگاه نظامی مرا به سه سال حبس مجرد محکوم نمود دیگر چون هیچ وسیله ای برای دفاع از وطن ‌ام نداشتم و بکلی مایوس شدم بسیار بد گذشت و اکنون متجاوز از هفت سال است که در احمد آباد می گذرد و از این قلعه حق خروج ندارم. وضعیت این جانب با زمانی که در لشگر دو زرهی بودم فرق زیاد نکرده است. در این جا و در آن جا از دیدار هموطنان عزیز محرومم با این فرق که در این جا اگر نامه ای رسید می توانم جواب دهم و سعی می کنم که جواب طوری باشد که بر زلف یار برنخورد و وضعیت ‌ام از این بتر نشود. بیش از این مصدع نمی شوم و از خدا خواهانم که هرچه زودتر این زندگی رقت بار خاتمه یابد.

دکتر محمد مصدق


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.