متن پیام الهه امیرانتظام به جلسه بزرگداشت یکصد وسی و هفتمین سالروز تولد دکتر محمد مصدق – ۲ تیر ۱۳۹۸ در کلن

جمعه, ۷ام تیر, ۱۳۹۸
اندازه قلم متن

پیام به مناسبت روز بزرگداشت دکتر محمد مصدق

کلنآلمان

   

به نام خالق هستی

با دلی آکنده از اندوه فقدان همسرم، این‌بار توفیق حضور در جمع شما عزیزان نصیب بنده شد تا  در فرخنده روز نکوداشت رهبر جنبش و نهضت ملی ایران، دکتر محمد مصدق، در کنارتان باشم.

نیک می‌دانم که یکایک شما عزیزان نیز همچون همه ما، دغدغه اصلیتان آینده میهن و چگونگی رقم خوردن سرنوشت هم میهنانمان می‌باشد. نگاشته خود را با بیتی از شعر زیبای زنده‌یاد فریدون مشیری عزیز که برای دکتر محمد مصدق در اسفند ۱۳۴۶ سروده و شخصاً در سال ۱۳۷۹ در زادروز ایشان در احمد آباد قرائت کردند، آغاز می‌کنم.

از بانگ راستین تو، ای مرد، ای دلیر

آفاق شرق تا همه اعصار پر صداست.

امسال برگزاری یادواره دکتر مصدق بزرگ مصادف با یکی از پر تنش‌ترین ادوار در چهار دهه اخیر کشورمان است. دکتر مصدق نه تنها به‌عنوان یک فرد ستودنی، بلکه به‌عنوان سمبلی است قابل ستایش برای هم نسلان و نسل‌های بعد و نماد اعاده حیثیت ملی و شاهراهی است برای تنفس سالم و پاک، مکتبی است برای تفکر آزادی‌خواهانه، و مرام و منشی برای برای سیاست‌ورزی هوشمندانه. از این رو، ما باورمندانش می‌توانیم از انرژی توصیف‌ناپذیری که از نام و خاطره جنبش تاریخ‌سازش ساطع می شود، جهت روشنی راهمان بهره‌مند گردیم.

ما اکنون در داخل کشور با چه شرایطی مواجهیم؟ یک جامعه علیل و بحران‌زده با اقتصادی نابسامان و متزلزل، با روابط بین‌المللی در اوج استیصال و سردرگمی.

همه این فاکتورها، به ملتی حیران و بهت‌زده منتج می شود! چه شد که در این بستر باتلاق‌گونه قرار گرفتیم؟ برای پاسخ به این سوال زمانی طولانی نیاز است تا به هزاران اما و چرا و چگونه، پاسخ‌های نصفه نیمه‌ای داده شود و به برخی نیز در مقالات تحلیلی به دفعات اشاره شده است.

بنابراین امروز را که روز دکتر مصدق است غنیمت دانسته و به مروری بر نظرات و افعال شجاعانه و آوانگارد این آموزگار بزرگ بسنده می‌کنیم تا یادش را در جمع علاقه‌مندانش باری دیگر گرامی داریم، شاید بعد خود بتوانیم بخوانیم حدیث کامل از این مجمل!

من با اینکه خود سعادت حضور در آن دوره افسانه‌ای و بی‌بدیل تاریخ معاصر کشورمان دوران با شکوه نهضت ملی ایران را نداشتم، اما از میان هزاران نوشتار و گفتار و نقل قول‌ها، خاطره بی‌مانندی از یک دوره شکوهمند از تاریخ مبارزات آزادی‌خواهانه و استقلال‌طلبانه ملتمان در جهت دستیابی فاخرانه به عدم وابستگی، منجر به سربلندی ملی، را در ذهنم به تصویر کشیده‌ام.

از خود می پرسم: اگر مصدق بزرگ امروز در میان ما و با ما سوار این کشتی بحران‌زده بود، چگونه می‌اندیشید و عمل می‌کرد؟

به عبارتی دیگر، چگونگی رویارویی با جامعه‌ای که به لحاظ رشد اقتصادی رتبه ماقبل آخر را در آخرین جدول مطالعاتی اخذ نموده، و رقمی بالغ بر چهاردرصد رشد منفی را نشان می دهد، و نیز به جهت شاخص فلاکت برآورد رقمی را نشان می دهد که ۴.۵ برابر متوسط فلاکت جهانی است! (شاخص فلاکت ترکیبی است از نرخ تورم و نرخ بیکاری در یک جامعه). این اندازه از فلاکت خود منشأ عوارض جانبی جانکاهی است همچون اعتیاد، خودکشی، طلاق ، دزدی، فحشا، ابتذال فرهنگی، و از همه غیرقابل جبران‌تر ، فرار مغزها! آنقدر در باب این معضلات گفته شده که در این فرصت مجالی برای آن میسر نیست، اما این سوال پیش می‌آید که در چنین شرایط اسفباری کنش و واکنش مصدق‌وار چگونه است؟ باز آنچه در ذهن من شکل گرفته نشان‌دهنده پرهیز آگاهانه از اقدامات خشونت‌بار، آسیب زننده و شتابزده می‌باشد که جملگی می‌توانند سهمگین‌ترین ضربات را به پیکره نحیف شده یک اجتماع بزنند. آنچه می‌تواند بر مبنای تدبیر و نیروی خرد صورت پذیرد آغاز غافلگیرانه یک گفتمان کاریزماتیک با ملت، و حتی حاکمان وقت، است. شاید بشود باری دیگر بزرگوارانه و برآمده از صداقت، با آنها به گفتگو نشست و یادآور شد که این ملت است که مسئول تمیز حق از باطل می‌باشد. می‌توان یادآور شد که با وضعیت حاکم بر جامعه امید چندانی به کسب موفقیت حتی در ابتدایی ترین عرصه ها نیست، چه برسد به عرصه های سرنوشت‌ساز مانند تلاش‌های داخلی در راستای بهبود وضع معیشت مردم و چه در رویارویی با چالش‌های نفسگیر بیرونی. لذا بهتر است ملت از خمودگی خارج شده و هوشیارانه موقعیت خود را رصد نماید و از سوی دیگر حاکمان به نداهای برآمده از دل‌های دردمند ملت گوش فرا دهند.بیش از هر زمان دیگر منافع ملی را در نظر گرفته و با پرهیز از هرگونه تفکری که مطلق‌گرایی و حکومت‌داری نارسیستی را تحریک نموده و اغواگرانه به مدیریت تک‌صدایی جامعه دامن زند، در روش و منش خود صادقانه و مصلحت‌جویانه بازنگری کرده و بخردانه تصمیم‌هایی که سرنوشت آینده را در کوتاه مدت و میان مدت رقم می‌زند، اتخاذ نمایند.

با توجه و بکارگیری توصیه‌های نخبگان جامعه و متخصصانی که دل در گرو سربلندی میهن دارند، نهایتا یا راهی خواهند یافت یا با به نمایش گذاشتن یک شجاعت اخلاقی تاریخ ساز، کناره گیری کرده تا اصل«حاکمیت ملی» باری دیگر چاره‌ساز بحران‌های نهادینه شده در هزارتوی سیاسی کشور، گردد.

اگر دکتر مصدق می‌بود به ملت توانمند، اما مانده در  چالش‌های پیرامون و خسته از ضربات مهلک خودی ها بر خود، جانانه یادآور می‌گردید که اوست پایه‌ریز قانون و منشأ مشروعیت بخشیدن به نظامی که مقرر است حاکم بر جامعه‌اش گردد.

به تبع آن ملت است که می‌تواند تشکیل دهنده مجلس ملی و دولتی باشد که برآمده از دل چنین حاکمیتی بر جامعه‌اش خواهد بود. مصدق بشارت می‌داد که قوانین، مجلس‌ها و دولت‌ها همه برای بهبود کیفیت زندگی مادی و معنوی یک جامعه بوجود می‌آیند و آنها بخاطر مردم هستند و نه مردم از برای آنها. در جامعه ای که در جستجوی دموکراسی است، نمی‌باید هیچ قانونی بالاتر از«اراده ملت» باشد. بنابراین شاید با حاکمان وقت وارد گفت‌وگو گردیده و هشدار می‌داد که نباید از توطئه‌هایی که روزانه با هدف ایجاد تنش در مناطق مختلف جهان جهت فروش تسلیحات و بهره‌وری خود، در حال شکل‌گیری هستند، غافل بود و باید هوشمندانه آنها را خنثی کرد. بنابراین با توجه به موقعیت جغرافیایی ایران در خاورمیانه، که حساسیت را بالا می‌برد، باید با هوشیاری و اتخاذ دیپلماسی سازنده در راستای ایجاد موازنه قدرت گام برداشت و در یک بازی برد-برد مصونیت لازم را در شرایط بحرانی برای ملت فراهم آورد.

در مقاطعی از زمان ضرورت دارد کشتی‌بان را سیاستی دگر آید! یک مرور اجمالی بر رفتار سیاسی دکتر مصدق در سال ۱۳۲۳ می تواند تاییدی براین مدعا باشد.در آن سال ظاهراً دکتر مصدق به این دلیل نخست‌وزیری را نپذیرفتند که مجلس پیشنهاد وی مبنی بر اینکه بتوانند پس از نخست‌وزیری، به‌عنوان نماینده به مجلس شورای ملی بازگردانند را نپذیرفته بود. اما دلیل واقعی حاکی از درایت ایشان است زیرا دکتر مصدق نمی خواست با چهره‌ای ضد شوروی و برای انجام دادن سیاستی یک‌طرفه، نخست‌وزیر شود، چون در آن زمان شرایط برای اجرای «سیاست موازنه منفی» او از جایگاه نخست‌وزیری مهیا نبود.

مصدق می‌بایست شش سال بعد زمانی این مقام را پذیرا شود که توان بازپس‌گیری امتیاز غاصبانه انگلستان را داشته باشد و بر اساس آن سیاست موازنه منفی خود را بکار بندد. بدینسان «مرتضی‌قلی بیات» به این مقام برگزیده شد. بنابراین می‌توان تجربه کرد که سیاست‌ورزی و سیاست‌مداری، خصیصه‌های خاص خود را می طلبد.اگر قصد حاکمان شر نباشد بایستی همواره عقلانی عمل کرده و با توجه به عمق بحران‌های حادث شده، با اولویت دادن مطلق به منافع ملی در سطح کلان یک دیپلماسی پیشرو را بکار گرفته و از سقوط قطعی جامعه در بزنگاه، پیشگیری کرد. اتخاذ چنین دیپلماسی را نباید هرگز نشانه‌ای از ضعف و عقب‌نشینی تلقی کرد بلکه عین خردگرایی جمعی است.

سیاست‌ورزی دکتر مصدق‌گونه نه تنها توهین به خرد و هوش جمعی آحاد جامعه را نمی ‌پذیرد بلکه با عمل، و نه با خشونت بلکه با مصلحت‌اندیشی، حقانیت یک ملت را به راستی و مدبرانه به اثبات می رساند.

اگر دکتر مصدق بزرگ هم اکنون در میان ما و با ما بود،شاید القای این حقیقت نه تنها به حاکمیت و اپوزیسیون، بلکه به کل جامعه سهل‌تر و قابل فهم‌تر می گشت که: آنچه پیشه نمایند، و یا ما در پیش بگیریم باید الزاما بنام«سعادت ملت ایران» ثبت گردد. در غیر این‌ صورت آنچه در کارنامه ما و در حافظه تاریخ بجای خواهد ماند لکه‌هایی خواهند بود، نه تیره بلکه سیاه که نه زدودنی هستند و نه قابل جبران! و ما می‌مانیم با عملکردی بی‌دفاع در عدالت‌خانه تاریخ و در پیشگاه قضاوت بیرحمانه آن!

 این گفتار را مانند آغاز آن با ابیاتی از فریدون مشیری به پایان می برم:

ترکیب خوش‌طنین،
تشدیدِ دلپذیرِ مُصدّق،
مصداق صبح صادق؛
یادآور طلوع رهایی،
پیشانی سپیده‌ی فردا است!
نام بزرگ تو
در برگ برگ یاد درختانِ این دیار
در قصه‌ها و زمزمه‌ها و سرود‌ها
در هر کجا و هر جا
تا جاودان به گیتی
خواهد ماند.
هر چند پای باد درین دشت بسته است!

 

الهه امیرانتظام

تهران-۱۳۹۸/۳/۳۰

مصادف با ۲۰ ژوئن ۲۰۱۹


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.